يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

هوشنگ نوائی

هوشنگ نوائی
هوشنگ نوائى از هنرمندان خوب و باارزش بود كه متأسفانه درباره‏ى او تاكنون چیزى یا نوشته و گفته نشده یا اگر نگاشته و صحبت شده، خیلى كم و مختصر آمده. به هر حال درباره‏ى این هنرمند ارزنده ولى مهجور منوچهر همایون‏پور مى‏گوید: «در سال 1323 و قبل از آن كه من به رادیو راه پیدا كرده باشم روزى دوستى مرا به یك كلاس موسیقى در راه امین حضور راهنمایى كرد. جوان سبزه‏رو، با قدى متوسط، خنده‏رو و خوش‏برخوردى را دیدم كه مشغول تدریس ویولن و تار به نوآموزان موسیقى بود. حدود بیست سال بیشتر نداشت و در واقع هم‏سن و سال خود من بود. در برخورد اول تصور كردم كه او شاگرد خوب و ممتاز كلاس است و به دیگران تعلیم مى‏دهد و قاعدتاً معلم كلاس باید مرد جا افتاده و سن سال بالایى باشد؛ این تصور ناآگاهانه تا آخر وقت كلاس در مخیله‏ى من درآمد و شد بود و با كمال استعجاب به نظاره نشسته بودم. اما كم‏كم كه كار تدریس در كلاس تمام شد معلوم شد كه این جوان خود مدیر و معلم كلاس است كه در كمال تسلط ویولن را از روى ردیف استاد صبا و تار را از روى ردیف استاد موسى معروفى به شاگردان درس مى‏داد. پس از پایان كلاس دوستى كه مرا به آنجا برده بود به نوائى گفت: «این آقا هم آواز مى‏خواند». چیزى در مایه‏ى صداى مردها زد و من هم چند بیتى خواندم و دو سه آهنگ محلى كردى هم چاشنى آن كردم- من در آن روزگار سخت مستغرق و علاقمند به آهنگهاى محلى غرب ایران بودم. پس از این با تشویق استاد كلاس مواجه شدم. این مقدمه‏ى آشنایى من با هوشنگ نوائى بود و بعداً این دوستى به جایى رسید كه حدود ده دوازده سال بیشتر اوقات را با هم مى‏گذراندیم. من در آن روزگار با بعضى از گوشه‏هاى موسیقى ایرانى مثل: «حصار» و «حسینى» آشنایى نداشتم و نوائى كه ردیفها را از روى نت بهترین استادان وقت تدریس مى‏كرد مرا راهنمایى كرد. یاد خاطره‏اش گرامى‏باد. اگر این یادداشت چاپ شود اندكى از حقى كه بر من دارد ادا شده است. هوشنگ فرزند مردى به نام رضاخان بود كه از نوازندگان تار بوده است و من عكس او را با تار و در لباس درویشى در روى طاقچه‏ى منزل او به كرات دیده‏ام، او در خردسالى تار را نزد پدر فراگرفته بود و در سالهاى بعد هم این هنر را در كلاس هنرستان موسیقى و زیر نظر استاد گرانمایه- موسى‏خان معروفى به انجام رسانیده بود و به طورى كه خود اظهار مى‏كرد در سنین دوازده سالگى و با اصرار پدر نواختن ویولن را در هنرستان موسیقى نزد استادان آن زمان فراگرفته بود، وى در حدود سالهاى 1325 و 1326 در اداره‏ى كل قند و شكر خدمت دولت را شروع كرد. قابل ذكر است كه آقایان على تجویدى و احمد قراب (یكى از برادران قراب) همكاران ادارى او بودند. در سالهاى بعد به اداره‏ى شهربانى كل كشور منتقل و ضمن نوازندگى احتمالاً مدتى سرپرستى موسیقى رادیو شهربانى را به عهده داشت وى از خدمت در شهربانى سخت ناراضى و عصبانى بود در چند سال پیش و در حدود سن 50 سالگى جهان پر غلغله‏ى خاكى را براى دوستان رها كرد و به سراى سكوت و سكون جاویدان رفت. در نواختن تار به نظر بنده بعد از استادان ممتاز و چیره‏دست، چون آقایان: جلیل شهناز، لطف‏اللَّه مجد و دیگر استادان طراز اول از لحاظ نواختن و موسیقى و ردیف جزو هنرمندان نسبتاً كارآزموده‏ى سالهاى اخیر در تار و ویولن به شمار مى‏رود، از دوستان هنرمند ما كه خیلى با هم نشست و برخاست داشتیم آقاى قاسم قراب (فاریا) بود.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما