يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

هیپارکیا

هیپارکیا
هیپارکیا یا هیپارچیا حوالی سال 300 پیش از میلاد می زیست . او در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد . برادرش متروکلس شاگرد کرات از پیروان دیوجانس کلبی بود . عمده اطلاعات به دست آمده از اوچند سطری است که دیوجانس لیرتوس(دیوجنس) در باره او نوشته است . او توسط برادرش با کرات و بعد از آن با فلسفه کلبی آشنا شد و زندگی خود را وقف فلسفه کلبی کرد. او با مشاهده سخنان و شیوه زندگی کرات کلبی شیفته او گشت و به خواستگاران ثروتمند و خوشچهره خود پشت کرد . و کرات لاغر و زمخت و فاقد جذابیتهای مردانه را برگزید . برای هیپارکیا کرات فقیر کلبی مذهب همه چیز بود . او کسی را یافته بود که مانند خودش تشنه حقیقت و برابری و سادگی انسانها بود . طبیعی می نماید که برای انتخاب کرات و حتی نفس عمل انتخاب کردن همسر توسط یک دختر , هیپارچیا مورد سرزنش خانواده اش واقع شود . هیپارچیا حتی برای ازدواج با کرات والدین خود را تهدید به خودکشی کرد . کرات هم به درخواست پدر و مادر هیپارکیا هرکاری که برای منصرف کردن او از این تصمیم می توانست انجام داد . به راحتی می توان تصور کرد که کرات هم با این موضوع دچار دودلی و سرگشتگی گردیده بود چون از یک سو ازدواج با هیپارکیا - یعنی دختری زیبا و متمول و مهمتر از این خوشفکر وهمسو با فلسفه او -- و در واقع خرق عادتی در آن جامعه باستانی -- برای او لذتی بزرگ محسوب می گشت , از سوی دیگر فلسفه او فلسفه سادگی و فقر و ریاضت بود . در پایان که موفق به منصرف کردن او نشد برخاست و لباسهای کهنه و مندرس تنش را جلوی او گذاشت و گفت این داماد توست و این هم سرمایه و دارایی اوست . انتخاب کن تو تا زمانی که راه من را برای زندگی پیش نگیری شریک من نخواهی بود . هیپارچیا پذیرفت ومانند او به سان کلبیون لباس پوشید و در پی او روان شد . و در مجامع عمومی همشین او به همان شیوه گشت. او در یک مهمانی تئدروس را در جای خود با این استدلال فرونشاند : هر عملی که برای تئدروس اشتباه و خطا نباشد برای هیپارچیا نیز اشتباه و خطا محسوب نمی شود پس حالا که عمل تئودروس که خودش را می زند اشتباه محسوب نمی شود زدن تئدروس توسط هیپارکیا نیز خطا نیست. تئدروس که جوابی برای این استدلال نداشت سعی کرد ردا او را از تنش بیرون آورد و لخت کند . در واکنش هیپارچیا نشانی از شرم و یا ترس و سراسیمگی که دیگر از زنان انتظار می رود دیده نشد . سپس تئدروس پرسید : این زنی است که شانه پنبه زنی اش را در کارگاه نساجی جا گذاشته است ؟ هیپارچیا جواب داد بله این منم وآیا تو فکر می کنی ؟ که آیا من اشتباه کرده ام که بین بافندگی در کنج منزل و آموزش و تحصیل خودم آموزش را انتخاب کرده ام؟ هیپارچیا وکرات سالها با هم زندگی کردند و صاحب فرزندانی شدند. باید دانست که زندگی این دو به شیوه سایر کلبیان ادامه پیدا کرد . در مورد روابط آنها نیز مسایلی نظیر داشتن سکس در عرصه عمومی با توجه به فلسفه طبعیت گرای کلبیان و عدم توجه آنها به ارزشها وقراردادهای اجتماعی و یا نظیر اینها ذکر شده است . که البته تردید هایی نیز درصحت این موارد وجود دارد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
نجات از جهالت؛ رسالت امام حسین (ع) در آیینه زیارت اربعین
نجات از جهالت؛ رسالت امام حسین (ع) در آیینه زیارت اربعین
جنگ پنهان غرب علیه خانواده و زن: تحلیل عمیق پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و دینی
جنگ پنهان غرب علیه خانواده و زن: تحلیل عمیق پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و دینی
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران
از قصاص تا انتقام در قرآن؛ خون‌خواهی رهبر شهید ایران
لحظه فرار آمریکایی‌ها از پایگاه موفق السلطی اردن هنگام حملات ایران
play_arrow
لحظه فرار آمریکایی‌ها از پایگاه موفق السلطی اردن هنگام حملات ایران
خاطره سخنگوی عملیات وعده صادق از دیدار با رهبر شهید
play_arrow
خاطره سخنگوی عملیات وعده صادق از دیدار با رهبر شهید
ویدئویی دردناک از بی‌تابی مادر برای فرزند شهیدش در میناب
play_arrow
ویدئویی دردناک از بی‌تابی مادر برای فرزند شهیدش در میناب
آماده‌سازی قطعات تازه تفحص‌شده پیکر شهدای مدرسه میناب
play_arrow
آماده‌سازی قطعات تازه تفحص‌شده پیکر شهدای مدرسه میناب
اولین تصاویر از کارگاه بمب‌سازی و دستگیری عامل تروریستی
play_arrow
اولین تصاویر از کارگاه بمب‌سازی و دستگیری عامل تروریستی
پای پیاده در مسیر عشق و دلدادگی
play_arrow
پای پیاده در مسیر عشق و دلدادگی
تشییع شهدای تازه شناسایی شده مدرسه شجره طیبه میناب
play_arrow
تشییع شهدای تازه شناسایی شده مدرسه شجره طیبه میناب
دل‌دادگی اهل سنت به آقای شهید ایران
play_arrow
دل‌دادگی اهل سنت به آقای شهید ایران
ایستادگی آقای قاضی در برابر بهانه جویی های یک مدیر!
play_arrow
ایستادگی آقای قاضی در برابر بهانه جویی های یک مدیر!
اقامه نماز بر پیکر شهدای شناسایی شده مدرسه شجره طیبه میناب
play_arrow
اقامه نماز بر پیکر شهدای شناسایی شده مدرسه شجره طیبه میناب
داغ میناب دوباره تازه شد
play_arrow
داغ میناب دوباره تازه شد
نماهنگ/ آورده‌ای نواده به قربانگاه...
play_arrow
نماهنگ/ آورده‌ای نواده به قربانگاه...