لوئیس مایور
داستان زندگی این غول فیلم سازی همانند متن یكی از فیلم هایش است. او خود را از خانواده اش كه مهاجر و دلال فلزات بودند جدا كرد و به یكی از افسانه های هالیوود تبدیل شد. لوئیس مایور كارش را از سال 1907 در تعداد محدودی از سالن های تئاتر آغاز كرد و در سال 1924 به سمت نایب رییس شركت مترو گولدوین مایر منصوب شد كه حقیقتاً بزرگ ترین استودیوی فیلم سازی در تاریخ هالیوود بوده است.
در خلال چند دهه بعد، این استودیو كه نشان آن یك شیر غرنده بود به موفقیت های چشمگیری دست یافت. همانند دیكتاتورهای بزرگ كه بالاخره روزی هم سرنگونی را تجربه می كنند، مایور در سال 1951 و در حالی كه همچنان بر سر قدرت میجنگید، از شركت مترو گولدوین مایر كنار رفت.
1885. تولد.
1907. خرید یک سالن تئاتر در هاورهیل واقع در ماساچوست.
1915. به صحنه بردن نمایش تولد یک ملت در تئاتر خودش.
1918. آغاز به کار شرکت تولید فیلم در لسآنجلس به نام شرکت سینمایی لوئیس مایور.
1924. ادغام شرکت لوئیس مایور، شرکت ساموئل گولدوین و شرکت مترو برای ایجاد شرکت مترو گولدوین مایور یا MGM.
1926. ساخت فیلم بن هور.
1927. شکل گیری آکادمی علمی و هنری تصاویر متحرک.
1932. ساخت فیلم گراند هتل.
1936. مرگ رقیب اصلی او یعنی ایروینگ تالبرگ .
1951. کنارهگیری از MGM پس از جنگ قدرت با دور اسکاری .
1957. درگذشت.
پیشینه و ظهور
لوئیس مایور در تاریخ 4 ژوئیه 1885 در مینسک روسیه (که امروزه پایتخت بلاروس یا روسیه سفید است) چشم به جهان گشود. در سال 1888، خانواده لوئیس به کانادا مهاجرت کردند. در کانادا، پدر لوئیس کسب و کاری موفق را در زمینه ضایعات فلزات راه اندازی و آن را از یک کارگاه بزرگ به کارخانه ای بزرگ تبدیل كرد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، لوئیس به کسب و کار پدرش پیوست و دنیای تجارت و کسب و کار را به ادامه تحصیل ترجیح داد. وی خیلی زود، شرکتی را در این زمینه در شهر بوستون راه اندازی کرد.
در سال 1907، مایور نخستین گام خود را در مسیر هالیوود برداشت. او با رها کردن کسب و کار خانوادگی خویش، یک سالن تئاتر کوچک و متروکه را در هاورهیل واقع در ماساچوست و به صورت نقد خرید. او این تئاتر را بازسازی کرد و تصمیم گرفت تنها فیلم های با کیفیت را در آن به نمایش درآورد. لوئیس مایور در این بازی برنده شد و خیلی زود مالک بزرگ ترین سالن نمایش در ایالت نیو انگلند شد. در سال 1915 او اقدام به اکران فیلم تولد یک ملت کرد که معروف ترین فیلم آن دوران بود. سود سرشار مایور از نمایش این فیلم كمك شایانی به او برای پیشرفت های بعدی در هالیوود كرد.
لحظات تعیین کننده
در سال 1918، مایور فعالیت هایش را به لس آنجلس برد و در آنجا شرکت سینمایی لوئیس مایور را تأسیس و فعالیت های فردی خود را شروع كرد . در ابتدا، هزینه تولید فیلم های او از طریق عواید کسب و کار زنجیره ای او در زمینه سالن های نمایش تأمین می شد. وی ستاره آن دوران یعنی آنیتا استیوارت را به خدمت گرفت و با تبدیل او به هنرپیشه اول فیلم هایش، به مدت 5 سال سود هنگفتی را به دست آورد.
هالیوود هنوز در مراحل نخست فعالیتش قرار داشت. با وجود اینكه مایور به دلیل کسب و کارش در زمینه سالن های نمایش مردی ثروتمند شده بود اما اقبال او به خاطر حضور افرادی ثروتمند و با نفوذ قدری دستخوش تغییر شد. در رأس همه این افراد، مارکوس لو قرار داشت. او قدرت بلامنازع در ساحل شرقی ایالات متحده بود که اگرچه سه هزار مایل با دفترش در نیویورک فاصله داشت، اما این فاصله جغرافیایی هیچ تأثیری در موفقیتش نداشت.
در سال 1924، مایور پیشنهادی عالی دریافت کرد. لو خواهان آن بود که استودیویش به نام مترو با شرکت سینمایی لوئیس مایور و شرکت ساموئل گولدوین ادغام شود. آنچه که لو می خواست محقق شد و شرکت مترو گولدوین مایور (MGM) شکل گرفت. مایور به عنوان نایب رییس این شرکت منصوب شد. به کمک این شرکت و استفاده از ستاره های آن دوران، او نهایتاً به جایگاهی برتر در هالیوود دست یافت.
لوئیس مایور در MGM مایور قدرتش را با ایروینگ تالبرگ تقسیم کرد که توسط لو از دانشگاه استخدام شده بود. مایور چندان از این وضعیت راضی نبود و گاه گاه کشمکش هایی میان آنها رخ می داد. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه در سال 1936، تالبرگ از دنیا رفت.
پس از آن این مایور بود که به حکمران بی چون و چرای MGM تبدیل شد. ایفرایم کاتز که یکی از برجسته ترین متخصصان و نویسندگان حوزه فیلم و سینما است و معروف ترین اثرش، فرهنگ لغات سینمایی است، مایور را مدیری دیکتاتورمآب و مستبد تعریف می کند. با این وجود، مایور توانست MGM را به یک خانواده بزرگ تبدیل کند. او توانست بسیاری از ستارگان بزرگ آن دوران همچون لون چانی و گرتا گاربو و مدیران موفقی همانند کینگ ویدور و اریک فان استروهیم را به خدمت بگیرد.
مایور توجه زیادی به سینمای روشنفکری داشت. از طرف دیگر، همانند هر غول رسانه ای دیگری، او به خوبی می دانست که عامه مردم به دنبال چه چیزهایی هستند و چه علایقی دارند. وی یک اپراتور همیشه فعال بود. مایور نه تنها به خاطر ساخت فیلم هایش بلکه به دلیل قدرت مدیریتی بالایش، همواره مورد تحسین دیگران قرار داشته است.
هر چه قدرت MGM افزایش می یافت، قدرت مایور نیز بالاتر می رفت. این استودیو هفته ای یک فیلم بیرون میداد و به استودیویی با چندین هزار نفر پرسنل تبدیل شده بود که روزی آمریکای ها آرزوی چنین استودیویی را داشتند. اما در پشت صحنه، مایور همیشه مردی مستبد و سختگیر بود. او به همان اندازه که صحنه های فیلمبرداری را قطع می کرد، کارکنان و حتی ستاره هایی که رضایتش را برآورده نمی کردند، اخراج می کرد.
همانند دیگر مدیران مستبد، سرانجام همین رویه مایور را از پای درآورد. در دهه 1950 و در حالی که او دیگر رمقی برای مبارزه با مدیران جوان و آینده دار نداشت، نهایتاً خود را از این کسب و کار کنار کشید. او در سال 1951، سمت خود در MGM را به دور اسکاری سپرد. مایور در سال های آخر عمرش تلاش زیادی کرد تا سهام سهامداران اصلی این شرکت یعنی لو و اسکاری را بخرد و عملاً آنها را از میدان به در کند اما هرگز به توفیق در این كار نرسید. او در سال 1957 در اثر ابتلا به بیماری سرطان خون جان سپرد.
متن و نتایج
زندگی مایور داستانی است که در آن وی ، هم نقش قهرمان و هم نقش ضد قهرمان را ایفا کرده است. او در مسیری که پیمود، دشمنان زیادی داشت. در زمان مرگ او گفته می شد علت اینکه نیمی از هالیوود در مراسم تشییع جنازه او شرکت کرده بودند، این بود که مطمئن شوند مایور واقعاً مرده است. با این وجود حتی رقبای مایور نیز از او به خاطر تحولی که در این صنعت ایجاد کرده بود، با احترام یاد می کنند.
مایور رئیس شركت MGM، در عصر طلایی سینما بود. چندین شاهکار سینمایی در دوران ریاست او ساخته شدند مانند بن هور (1926) و شام در ساعت هشت (1936). او در اوج فعالیت هایش، بالاترین دستمزد را در میان تمامی مدیران جهان دریافت می کرد مبلغی بالغ بر سالی 1 میلیون دلار. باب هوپ در مورد او میگوید: «مایور با تنها 28 دلار که در جیبش داشت، یک دوربین و یک لباس کهنه به غرب آمد. اما به رشدی چشمگیر دست یافت.»
شاید مهمترین ویژگی مایور همان چیزی باشد که خودش بدان اشاره کرده است. او از پسر یک پدر فعال در زمینه کسب و کار بازیافت ضایعات فلزات، به موفق ترین و قدرتمندترین مدیر هالیوود تبدیل شد. او می گوید: «یا در جستجوی موفقیت باشید یا بروید و قبرتان را بکنید!».
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.