علی علوی
آيةاللّه سيدعلي علوي در روز دوم محرمالحرام سال هزارو سيصدو چهلو شش ه.ق در خانوادهاي كه به فضل و تقوي اشتهار داشتند، در محله «امّالنومي» كاظمين پا به عرصه وجود نهادگروه : علوم انساني رشته : الهيات و معارف اسلامي والدين و انساب : نسب اين شخصيت علمي(سيدعلي علوي ) با 37 واسطه به حضرت عليابن ابيطالب (ع) ميرسد و به همين دليل به «علوي» معروف شده است.از اوايل خلافت آل بويه كه نقابت سادات ايجاد شد و كساني به عنوان نقيب براي رسيدگي به امور علويان انتخاب شدند، اجداد آيةاللّه علوي نقابت گروهي از سادات را در شهرهاي مختلف عهدهدار شدند.پدرش حسين عمر خود را در همسايگي بارگاه حضرت امام موسيبن جعفر (ع) و امام جواد (ع) در كاظمين سپري كرد و مؤسس هيأت كاشانيان آن ديار بود كه اكنون اين هيأت به نام «موكبالامامين» مشهور است، وي در ششم شوالالمكرم، سال 1391 هق و در هفتادو پنج سالگي وفات يافت و در آرامگاه ويژه در «واديالسلام نجف» آرميد.خاطرات کودکي : ولادت اين كودك (سيدعلي علوي )براي والدين موجي از شعف و شادي پديد آورد، ولي بيماري سختي كه وي را دچار شد، موجب نگراني خانوادهاش گرديد. شدت كسالت او به اندازهاي بود كه كودك را به مرگ نزديك ساخت. سيدحسين در اين ايام كه همزمان با ماه محرم و صفر بود، به دليل برنامهريزي براي هيأت عزاداران و شركت در مراسم سوگواري براي خامس آل عبا حتي شبها هم كمتر به خانه ميآمد، لذا عموي طفل به او خبر ميدهد كه كودك شما در آستانه مرگ است و سيد حسين ميگويد: شما او را نزد پزشكي ببريد. من ناگزيرم در هيأت باشم، اما دكترها درماني براي اين كودك نيافتند و تنها به بركت وجود مقدس حضرت امام حسين (ع) به طرز شگفتي سلامت خود را بازيافت.اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : سيدعلي علوي در خانوادهاي رشد يافت كه نور ولايت آن را منور ساخته بود و مرحوم والدش به ديانت و پرهيزگاري اشتهار داشت. او نيز در اين مسير موفقيتهاي زيادي به دست آورد و با توسل به اهلبيت (ع) مشكلات علمي و اقتصادي خويش را برطرف كرد. چنانچه وقتي از عراق به ايران آمد، و وضع اقتصادي بسيار نامناسبي داشت. شبي رو به آسمان كرد و به امام زمان(عج) توسل نمود. در عالم رؤيا امام تبسم كرد و نويد دادند كه گشايشي در زندگيات ايجاد خواهد شد و از آن شب موفقيت و رونقي در مسير زندگي خويش يافت كه به بركت آن توانست نه تنها مشكلات مادي خود را برطرف كند، بلكه به امور اقتصادي مردم هم رسيدگي ميكرد و چندين مسجد، مدرسه، كتابخانه و هيأتهاي حسيني در عراق و ايران برپا كرد(27) و او در خدمت به محرومين و درماندگان سرازپا نميشناخت. با وجود آنكه مصائب طاقتفرسايي روان ايشان را آزرده ميساخت، بسيار بردبار بود. استقامتش چنان شگفتي در آشنايان پديد آورد كه در اين زمينه ضربالمثل شد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : از همان آغاز كودكي اشتياق به فراگيري دانش ديني در سيمايش هويدا بود. براي آموختن قرآن نزد «ملاخانمي» رفت و تا قبل از سن ده سالگي مقدمات را نزد وي ياد گرفت. سپس به صحن شريف كاظمين انتقال يافت و به خدمت شيخي از اهل شيراز كه خواندن و نوشتن را ياد ميداد، رسيد. اين فرد يا ذوق با قلمني و دوات و لوح فلزي مشق ميداد .پس از مدتي به محضر «شيخ رمضان منجم» رسيد و مقدمات پارهاي از دانشهاي ديني را نزد وي فراگرفت. در اوقات فراغت دفاتر و كتب شعري چون، كليات جودي و خزائنالاشعار را ميخواند و از اين راه ذوق مطالعه خويش را بروز ميداد. گاه اهل خانه را جمع ميكرد و برايشان از كتب مرثيه اشعار ميخواند و چنان سوز و گدازي در بين آنان ايجاد ميكرد كه شنوندگانش زار زار ميگريستند. او به همراه پدر به مجالس ارشاد و روضهخواني ميرفت و هر كتابي كه به دست ميآورد، مطالعه ميكرد تا آن كه «شيخ حامد واعظي» وي را به شاگردي دعوت كرد.خاطرات و وقايع تحصيل : سيدعلي علوي درس شيخ حامد واعظي را به وقت طلوع آفتاب و در صحن مقدس كاظمين در ايوان غرفه «آيةاللّه سيدمهدي خراساني» قرار داده بود و سيد در رشتههاي صرف، نحو، منطق، كلام، فقه، اصول، حساب، علوم قرآني، تجويد، تفسير و برخي علوم اجتماعي آگاهيهايي به دست آورد. سيدعلي ضمن تحصيل كار ميكرد تا مخارج روزمره را بهدست آورد و از سهم امام (ع) يا سادات استفاده نكند. او تا بعد از نيمههاي شب به درس و بحث اشتغال داشت و آنقدر در اين زمينه تلاش ميكرد كه برخي از نزديكان به پدرش گفتند: فرزندت را نصيحت كن، زيرا زيادهروي در مطالعه او را از نعمت بينايي محروم خواهد ساخت، چرا كه بعد از نيمه شب وقتي از زير بالكن منزل استادش عبور ميكنيم، متوجه مباحثه او با استادش ميشويم. وقتي پدر اين موضوع را به او انتقال داد، در جواب شنيد: العالم خير منالجاهل؛ نومالعالم خير من عبادةالجاهل فعاليتهاي ضمن تحصيل : سيدعلي علوي براي آشنايي با تاريخ و جغرافياي شهرها و موقعيت فرهنگي كشورها از نقاط گوناگوني بازديد به عمل آورد و در اين سفرها بر اندوختههاي علمي و نگرش اجتماعي خويش افزود. او از تمامي شهرهاي عراق ديدار كرد و با مردم و برخي مشاهير در دفاع از مذهب تشيع گفتگو كرد. بنابه آنچه خود ميگويد، از دوسوم جاهايي كه بازديد كرده بود كتابهاي زيادي به كتابخانههاي عمومي، مدارس و مساجد يا مانند آن به نام «كتابخانههاي عمومي الامام عليابنالحسين (ع) در مسجد علوي قم و بغداد (حيطارق)» آثار خود را اهدا كرد. در سال 1387 هق به همراه آيةاللّهالعظمي سيدمحسن حكيم به حج مشرف شد و نقاط مختلف حجاز را بازديد كرد. او سفري به سوريه كرد و در شام مرقد عمهاش؛ حضرت زينب (س) ، حجرين عدي و جايگاه اصحاب كهف را زيارت كرد و با بزرگان از علما و شعرا نيز ديداري داشت، و در شهر حلب مجالس سخنراني و سؤال و جواب با حضور دانشمندان ترتيب داد، و برخي مؤسسات خيريه را از نزديك ملاحظه كرد. در كشور لبنان نيز عدهاي از اعلام و مساجد عظيم و مشهور را زيارت نمود و از شهرهاي طرابلس، رقّه، حسكه و شهرهاي بزرگ و كوچك سوريه و لبنان ديدار كرد. در اين سفر با بعضي از اعاظم علماي سني در خصوص رشد فكري جامعه و غناي فرهنگي جوامع اسلامي بحثهايي به ميان آمد. آيتاللّه علوي در ضمن بازديد از مساجد، اماكن فرهنگي و كتابخانههاي عمومي تعدادي از تاليفاتش را نيز به اين مراكز اهدا كرد.استادان و مربيان : از استادان سيد علي علوي مي توان به موارد زير اشاره كرد: ملاخانمي، شيخ رمضان منجم، شيخ حامد واعظي، سيد محسن حكيم، سيد اسماعيل صدر، احمد امين، سيدجعفر مرعشي، شيخ محي الدين ممقاني ،سيد شهاب الدين مرعشي، سيدمحمدرضا گلپايگاني، آيت الله سيدمحمد هادي ميلاني.همسر و فرزندان : سيدعلي علوي به سن پانزده سالگي رسيد، پدرش از او خواست تا جهت اجراي سنت محمدي (ص) با دختر عمويش ازدواج كند. وي پذيرفت و ثمره اين پيوند، سه فرزند به نامهاي؛ ضياءالدين، عبدالصاحب و محسن بود كه سومي سقط شد. و دو فرزند ديگر و مادرشان نيز بعد از آن وفات يافتند.اين پيوند، بيش از هشت سال طول نكشيد. سيد بعد از آن با دختر مرحوم؛ سيدمحمد حسيني نجفي، كه به تقوي و ديانت مشهور و در اداره جلسات و انجمنهاي مذهبي مهارت ويژهاي داشت، ازدواج كرد و از آن زمان بنا به اظهار خود آيةاللّه علوي در امور اجتماعي و فرهنگي بيش از گذشته توفيق به دست آورد؛ زيرا همسرش او را همراهي ميكرد. نتيجه اين پيوند مبارك، پنج فرزند پسر و چهار فرزند دختر بود. از فرزندان وي، محسن سقط شد. عزيز و عاصم در دوران كودكي فوت كردند. نام فرزندانش حاج سيدعادل علوي؛ سيدعارف علوي ؛ سيد عامر علوي ؛وقايع ميانسالي : سيدعلي علوي بسياري از اوقات عمر گرانمايه را با قلم و دفتر در ميان كتابخانهاش گذرانيد و به نوشتن و مطالعه عشق ورزيد و ميگفت: آن چه بعد از انسان ميماند و باقيات صالحات او است، كتابش ميباشد. بسيار قدرشناس بود و اظهار ميداشت: «موفقيتهايي كه به دست آوردهام، حداقل نيمي از آنها را مديون مادر فرزندانم هستم، چرا كه مرا به رسيدن به اهداف عالي همراهي كرد و مشوقي براي من و فرزندانم بود، در بحثهاي عقيدتي و دفاع از مرزهاي فكري تشيع، تنديس ايمان به شمار ميرفت.زمان و علت فوت : سيدعلي علوي سرانجام در بيستو هشتم شعبان 1402 هق (مطابق سيو يكم خرداد 1361) در پنجاهو پنج سالگي، در بيمارستان حاجآقا مصطفي خميني تهران بر اثر عارضه قلبي ديده از جهان فروبست. پيكرش با شكوه تمام در تهران و سپس قم تشييع و پس از طواف بر مزار حضرت فاطمه معصومه (س) و نمازي كه آيةاللّهالعظمي مرعشي بر او خواند، در شب اول ماه مبارك رمضان در ضلع جنوبي صحن «مسجد علوي» دفن شد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : سيدعلي علوي به چهل سالگي رسيده بود و مرحوم آيةاللّه حكيم در سال 1387 هق وكالت و نمايندگي خود در بغداد - حيطارق را به آيةاللّه علوي سپرد. سيد در آن ديار گذشته از نماز، تدريس، تربيت طلاب و تأليف، خدمات اجتماعي ديني مهمي انجام داد.براي نظم و اداره حوزه علميه از روشي منسجم و برنامهريزي شده استفاده كرد. او طرحي را در كتاب «الرافد» براي انتظام حوزه ارائه داد.فعاليتهاي آموزشي : سيدعلي علوي در مساجد اعظم و امام حسن عسكري (ع) قم و برخي محافل ديگر به تدريس فقه، اصول و ديگر علوم اسلامي پرداخت و اداره جلسات تفسير قرآن كريم را عهدهدار شد. او كفايةالاصول آخوند خراساني را به شيوهاي جالب و مورد فهم طلاب تدريس ميكرد و شرح مبسوطي بر كفايه نوشت. او در ضمن تدريس درس خارج آيةاللّه مرعشي را نيز غنيمت شمرد و چنان ارتباط بين آن دو برقرار شد كه آن فقيه فقيد نسبت به آيتاللّه علوي عنايت ويژهاي داشت.علوي توسط سيداسماعيل صدر لباس روحانيت به تن كرد.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : خدمات اجتماعي و فرهنگي سيد علي علوي، به شرح ذيل است:الف: در عراق (بغداد) و كاظمين1 - تأسيس هيئت «موكبالعبيدي» در مسجد عبيدي.2 - بناي مسجد «الجامعالعلوي» در سال 1388 كه بعدها حسينيهاي به آن ملحق كرد.3 - كتابخانه «مكتبةالامام عليبنالحسين (ع) العامة» در الجامعالعلوي.4 - تاسيس موكبالكاشانيين در كاظمين.5 - بناي ساختمان «مدرسةالعلويالدينية» در سال 1376 ه.ق كه جنب مسجد است.6 - تأسيس موكب «حي طارق» در الجامعالعلوي.ب: در شهر مقدس قم1 - تأسيس «هيأت علوي» قم در ذي حجه 1391 ه.ق.2 - احداث ساختمان مسجد علوي (بناي آن در 17 صفر سال 1393 گذاشته شد.)3 - تأسيس كتابخانه عمومي «الامام عليبنالحسين» در مجاورت مسجد علوي.4 - ايجاد «مجمعالآثار» كه عتيقههاي اهدايي و نذورات اثري و باستاني مسجد در آن حفاظت ميشود.5 - تاسيس «هيأت مسجد علوي» در بيستو پنجم محرمالحرام سال 1394 هق.6 - احداث «مسجد بنيهاشم» قم در ميدان امام خميني در 28 محرمالحرام 1398 ه.ق.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : سيد علي علوي به زبان عربي و فارسي شعر ميسرود و در ضمن با اساتيد اين فن از جمله، حاج ملاعبدالحسين كاظمي و بقيه شاعران كاظمين، كربلا و نجف اشرف و حتي شهرهاي ديگر ارتباط برقرار كرد. نوحه سرايان براي دستهجات اشعار زيادي كه به زبان عربي محلي بود، از ايشان ميگرفتند و در هيأت ميخواندند. قصيدهايي كه در سال 1382 هق خواند، آنقدر براي رژيم وقت خطرناك بود كه ايشان را تا مرز اعدام كشانيد.آرا و گرايشهاي خاص : «سيدعلي علوي داراي طبع روان و ذوق سرشاري ميباشد و در اين فن گوي سبقت از اقران خود ربوده و اشعار شيوايي به عربي سروده كه در خواننده و شنونده ايجاد شور و طرب ميكند و حقا اگر شعر چنين وضعي نداشته باشد، شعر نيست.»صفاتي چون، صبوري، شكوري، مهرباني، مهماننوازي به همراه استقامت، سازشناپذيري با ستم، مجاهدت و مبارزه با آفات اجتماعي در وجودش موج ميزد. وقتي در ميان مردم قرار ميگرفت، بسيار گشاده رو و فروتن بود. با سخنان شيرين كه گاهي با اشعار دلنشين تزيين ميشد، آنان را موعظه ميكرد و به ياد قيامت ميانداخت و جنبه بشارت و نذير بودن را حفظ ميكرد. او در مسير زندگي، به هيچ عنوان ديانت را از سياست جدا ندانست و از آغاز جواني در انديشه رهايي ملتهاي ستم ديده مسلمان از بند زنجير ستم استبداد و فشار استكبار بود و با قلم و بيان جهاد را آغاز كرد با محرومان صالح زندگي كرد. قلبش با فقيران بود. براي ارتقاي انديشه ديني و خذلان مخالفان و معاندان لحظهاي استراحت نكرد.چگونگي عرضه آثار : سيدعلي علوي در نگارش آثار و تغذيه فكري جامعه به مقتضيات زمان و اوضاع روزگاري كه در آن به سر ميبرد، توجه داشت و ميكوشيد كتابهايي به رشته تأليف درآورد كه پاسخگوي نيازهاي جامعه باشد و برخي معضلات و نابسامانيها را تذكر دهد. او با تسلطي كه به منابع علوم اسلامي داشت، موفق شد آثاري درخور جامعهاي كه در آن ميزيست، اعم از عراق و ايران تاليف كند. چاپ چندين جلد كتاب در حوزه فرهنگ تشيع از ديگر آثار علامه علوي مي باشد.آثار : اختر لنفسك ، الاثرالخالد فيالولد والوالد ، الاصولالثلاثه ، الامر بالمعروف والنهي عنالمنكر ، الرافد ، العفاف علي مذبحالتبرج ، العملالجهادي ، الفارق ، الكلمةالطيبة ، باء بسمله ، پاسخ انديشه ، پيك رحمت ، تربيت از نظر قرآن و سنت ، ترجمةالمولف بقلمه ، دروس و حلول في شرح كفايةالاصول ، ديوان علوي ، راهنمايي قرآن كريم ، رستگاران ، زكوةالفطرة ، سوداگران ، كتابخانه ، لباب معالمالدين ،محاضرات في اصولالدين ، مخطوط كتابالارث ، هاي جوانان ، يادآوري
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.