حسن نوری
حسن نوري در سال 1302 ه.ق در يكي از روستاهاي همدان ديده به جهان گشود.گروه : علوم انسانيرشته : الهياتوالدين و انساب : نام پدر حسن نوري، ميرزا ابراهيم نوري بود. ميرزا ابراهيم در عصر استبداد رضاخاني ميزيست و به سوق دادن تودههاي مسلمان به سوي معارف ديني اشتغال داشت. او تحت هيچ شرايطي سنگر دفاع از دين را ترك نكرد و چون در آن دوره عمامه علماء را برميداشتند. براي مدتي و به جهت حفظ لباسش به يكي از روستاهاي همدان كه در دوازده فرسخي شهر به نام «پاينده» بود رفت.از خصوصيات بارز آن عالم فرزانه موارد ذيل را ميتوان برشمرد.1 - با وجود مشكلات سياسي، از هدايت مردم دست برنداشت.2 - از گرفتن و مصرف وجوه شرعيه امتناع ميورزيد.3 - براي امرار معاش دكاني دائر كرد و از درآمد آن هم خود استفاده ميكرد. به ديگران كمك مينمود. و به اين وسيله اتكاي به خويشتن را نشان ميداد. با دستگيري از مستمندان، سنگر مبارزه با فقر را احياء ميكرد. و از جانب ديگر با هجرت و به ارشاد تودهها، جامعه را به بيداري فكري، معنوي و سياسي ميرساند. و سازشناپذير بودن روحانيت را به يادگار ميگذاشت.اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : صفحه تاريخ نيمه دوم قرن سيزده را نشان ميداد، خفقان سياسي عرصه را بر انسانهاي آزاده تنگ كرده بود. فقر فرهنگي و اقتصادي در جامعه ايران حاكميت داشت. بيرونقي انديشه نسل جوان. هر دينداري را براي ايجاد طرحي نو برميانگيخت در چنين روزگاري در سال 1302 ه.ق در يكي از روستاهاي همدان، ستارهاي در خانه مرحوم ميرزا ابراهيم نوري درخشيد و چشمان پدر و مادر را به قدومش روشن ساخت. پدرش به پاس احترام و علاقه خاصي كه به اهلبيت (ع) داشت، اسمش را حسن نهاد. و در دوران كودكي تعليم و تربيت او را به عهده گرفت.تحصيلات رسمي و حرفه اي : ميرزاحسن نوري همداني در خانوادهاي كه خود اهل علم بوده و به اهلبيت علاقه داشتند، حيات علمي خود را آغاز كرد و در نوجواني، شعلههاي عشق به تحصيل معارف ديني و علوم آل محمد (ص) سراپاي وجودش را فراگرفت. دوره مقدماتي را نزد پدر آموخت و بعد از آن كه براي رسيدن به مدارج علمي بالاتر، فيض شاگردي مرحوم آخوند همداني را كه بنا بدرخواست مردم علم دوست همدان و دستور شيخ عبدالكريم حائري(ره) مؤسس حوزه علميه قم، از قم به همدان آمده و حوزه علميه همدان را راه انداخته بود، كسب كرد. و سطوح عاليه را نزد ايشان خواند. در سال 1322 ه.ش به همراه برادر كوچكترش، آيتاللّه ميرزاحسن نوري، راهي شهر مقدس قم گرديد و به تحصيل علوم ديني ادامه داد. اين مرد درباره چگونگي سكونت خود در قم ميگفت:«هنگامي كه ما به قم آمديم، در نهايت تهيدستي بوديم، مدتي روي پشت بام مدرسه حجتيه و ديگر جاها ميخوابيديم و قوتمان نانهايي بود كه از ده آورده بوديم. هنگامي كه سفره نان را براي اولين بار باز كرديم، با مشتي نانهاي كپكزده مواجه شديم و تا مدتها كپكهاي روي نانها را ميسابيديم و پاك ميكرديم. تا قابل خوردن شوند»به اين صورت مرحوم ميرزا حسن نوري با مشكلات زندگي دست و پنجه نرم كرد و همانند علماي سلف خود، در كمال زهد، قناعت و تنگدستي علوم اسلامي را فراگرفت. به خاطر هوش سرشارش بسيار سريع پيشرفت كرد و در رديف شخصيتهاي علمي حوزه علميه قم درآمد.خاطرات و وقايع تحصيل : خاطره اي از حسن نوري به زبان سيدمحمد سجادي دامغاني كه ميگويد:«استاد در يكي از جلسات فن خطابه فرمود: از طرف آيتاللّهالعظمي گلپايگاني به انگلستان رفته بودم و محل اقامتم هتلي در لندن بود.شب بعد از اداء فريضه و صرف شام، از مسئول هتل (كه مردي مسيحي بود) كتابي براي مطالعه خواستم. مسئول هتل به من گفت، اگر بخواهي كتابي برايت ميآورم كه هر قدر مطالعه كني، خسته نشوي. او رفت و ترجمه قرآن مجيد را برايم آورد.»استادان و مربيان : نوري همداني اولين بار در محضر پدر ارجمندش دوره مقدماتي را به پايان رساند، سطوح عالي را نزد مرحوم آخوند همداني(ره) خواند در سال 1322 كه وارد حوزه پرافتخار تشيع قم شد نزد اساتيد بزرگ و مفاخر عالم اسلام آن روز يعني آيات عظام؛ بروجردي(ره)، داماد(ره)، امام خميني(ره)، علاّمه طباطبايي(ره) به فراگيري علم اصول، فقه، تهذيب نفس و نيز فلسفه پرداخت. و به عنوان شاگردي برجسته، در محضرشان درخشيد و منزلت والايي كسب كرد.هم دوره اي ها و همکاران : دوستان شيخ حسن نوري كه بيشتر از همه در دوره تحصيلات و حيات اجتماعي با ايشان همصحبت و همنشين بودهاند ميتوان به آيتاللّه فاضل لنكراني، آيتاللّه مصباح يزدي، علامه سيدمحمدحسين طهراني و حجةالاسلام والمسلمين آقاي بهجتي و حجةالاسلام موسوي شاهرودي اشاره كرد.همسر و فرزندان : از ميرزا حسن نوري همداني هشت فرزند باقي ماند. چهار پسر به نامهاي حجةاسلام شيخ علي نوري (فرزند بزرگ، روحاني و مهندس)، محمدصادق، محمد مهدي، محمدجواد، احمد و سه دختر.زمان و علت فوت : حسن نوري پس از نوشتن كتاب رجال آيتاللّهالعظمي بروجردي در اواسط اسفندماه سال 1369 (قبل از ماه مبارك رمضان) در منطقهاي بين يزد و كرمان به هنگام سفر تبليغي كه به سيرجان عازم بودند بر اثر تصادف در سن شصتو هفت سالگي، جان به جان آفرين تسليم كرد و بازماندگان و علم دوستان را در سوگ فقدان خويش نشاند.جنازهاش را ياران صديق و شاگردان باوفايش، بر دوش كشيدند، با اشك روان و دل سوخته، از مسجد امام حسن (ع) تا آرامگاه ابدي، جوار قبر دختر امام موسيبن جعفر (ع) حضرت معصومه (س) مقبره سوم صحن مطهر تشييع كرده و پس از اقامه نماز به خاك سپردند.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : در سالهاي 1342 و قبل و بعد آن كه، سلطه ننگين استبداد پهلوي بر جامعه اسلامي ايران، حكمفرما بود و مبارزه همهجانبه اسلام خواهان روز به روز گسترش مييافت، دستگاه امنيتي هر فريادي را در نطفه خفه ميكرد و آزاديخواهان را به بهانههاي گوناگون از سر راه برميداشت. در چنين شرايطي نوري در سال سيو هفت اقدام به تاسيس انجمنهاي اسلامي قم - مكتب وليعصر - نمود و در دو بخش خواهران و برادران فرزندان مسلمان را در تشكّلي ارزشمند به دور هم جمع كرده و به مباني دين آشنا ميساخت. در واقع آن مجموعه كانون مبارزه عليه التقاط، كفر و محل تحقق و تبيين مفاهيم ديني بود. اين انجمن به صورت هفتگي و بر اساس و نظم خاص اداره ميشد جوانان در اين تجمع فرهنگي، سياسي علاو بر نيايش با دستورات ديني آشنا ميشدند. در نتيجه اين جلسات و شعبههاي آن بود كه، شور انقلابي در جامعه ايجاد ميشد. قشرهاي جامعه با باورهاي پويا و مكتبي، وارد صحنه ميگرديدند و چه بسا زنداني، تبعيد و يا شهيد ميشدند. در همان مقطع كه دست مرموز غرب و شرق از آستين التقاطيها، بهائيها و كمونيستها بيرون ميآمد و سبب تخدير افكار عمومي ميشد، اينگونه تشكلها و چهرههاي درخشان علمي، ديني، همانند مرحوم نوري با كارهاي فرهنگي، انقلابي جامعه را از سرگرداني نجات ميدادند.هرچه از عمر اين مجمع ميگذشت؛ جوانان را بيشتر شيفته خويش ميساخت و از جانب ديگر، تهديد جدي عليه دستگاه حاكم به حساب ميآمد. ساواك كه بر اساس دقت و حساسيت خود در برخورد با اسلامگرايان، با نظر سوء به اين جلسهها مينگريست، بارها در صدد تعطيلي آن برآمد و چند بار مرحوم نوري را به زندان ساواك برد و به انواع تهديدها و شكنجهها متوسل شد، اما به رغم خواست دستگاه خودكامه، اين مركز فرهنگي، سياسي تا سال 1355ه.ش به فعاليت ادامه داد و پس از هيجده سال نورافشاني و هدايت فكري، به وسيله ساواك تعطيل شد. نوري پس از تعطيل شدن انجمن اسلامي وليعصر(عج) بيآنكه احساس يأس و شكست كند، به كارهاي تبليغي ديگر مشغول گرديد و با شيوه جديد به ميدان مبارزه فرهنگي وارد شد. در سال پنجاهو نه بر اساس فرمان امام خميني(ره) براي، تبليغ و هدايت نيروهاي مسلمان ساكن انگلستان، به آنجا اعزام شد و به راهنمايي اسلام دوستان (دانشجو و غير دانشجو) پرداخت. اين شخصيت ديني - سياسي در شرايطي به اروپا وارد شد كه جو سياسي - فرهنگي آن جا عليه انقلاب ايران و اسلام سامان داده شده بود. و امپرياليزم خبري نيز سعي ميكرد، چهره انقلاب، انقلابيون به ويژه امام خميني(ره) را در انظار جهانيان مخدوش سازد.وي پس از ورود به انگلستان و ابلاغ پيام رهبر انقلاب اسلامي، به سازماندهي فكري - سياسي نيروها پرداخت و محل زندگي و كار او، محفل اجتماع و برنامهريزي براي پوياسازي انديشه جوانان شد. ازجمله فعاليتها در همان سال برنامه اعتصاب در مقابل سفارت آمريكا در انگليس بود كه در روز اعتصاب و به هنگام فرارسيدن وقت نماز، اقامه نماز جماعتي كه به امامت ايشان، در وسط خيابان لندن و با اجتماع باشكوه مسلمين، در برابر چشمان حيرتزده دولت و ملت انگليس، برپا شد؛ عظمت و اقتدار مسلمانان را به نمايش گذاشتند.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : تأسيس مجمع فرهنگي، مكتب وليعصر و كانون مهديه، از كارهاي مفيد شيخ حسن نوري بود. اين كانون فرهنگي سرچشمه فعاليت نيروهاي انقلابي بود و بعدها شاگردان آن در رأس تشكيلات فرهنگي و سياسي كشور قرار گرفتند و در پيروزي انقلاب سهم داشتند.اين مرد فرزانه با دائر كردن كلاسهاي اخلاق، سياسي و تزريق انديشه اسلامي به جوانان، آنان را براي رسيدن به قلههاي شرف و عزت انقلاب اسلامي راهنمايي كرد.آرا و گرايشهاي خاص : دوران ستمشاهي با سخنان شيوا، و پرتحرك، خود جانهاي خفته را بيدار ساخت و به آنها شخصيت ديني، اخلاقي و كرامت انساني بخشيد. مردم را با سيره معصومين به خوبي آشنا ساخت و نقش خود را در رشد جامعه به طور احسن به انجام رساند. اين خطيب توانا، مطالب را زيبا و دقيق به اذهان شنوندگان انتقال ميداد. بطور منظم سخن ميگفت و از پراكندهگويي پرهيز داشت. سخنانش خسته كننده نبود و با حفظ سير منطقي آن به اعماق دلها نفوذ ميكرد. بيشتر به بحثهاي تاريخي، اخلاقي اهتمام ميورزيد و با ژرفانديشي، الگوهاي تاريخي را به شنوندگان ارائه مينمود. از خصوصيات بارز حسن نوري موارد ذيل را ميتوان برشمرد: 1 - با وجود مشكلات سياسي، از هدايت مردم دست برنداشت.2 - از گرفتن و مصرف وجوه شرعيه امتناع ميورزيد.3 - براي امرار معاش دكاني دائر كرد و از درآمد آن هم خود استفاده ميكرد. به ديگران كمك مينمود. و به اين وسيله اتكاي به خويشتن را نشان ميداد. با دستگيري از مستمندان، سنگر مبارزه با فقر را احياء ميكرد. و از جانب ديگر با هجرت و به ارشاد تودهها، جامعه را به بيداري فكري، معنوي و سياسي ميرساند. و سازشناپذير بودن روحانيت را به يادگار ميگذاشت.چگونگي عرضه آثار : از نوري آثار علمي با خطي زيبا باقي مانده كه متأسفانه اجل فرصت نداد، تا در زمان حياتش انتشار يابد و دانش دوستان از آثار فكري اين انديشمند بهرمند گردند. تنها چند اثر باارزش وي چاپ شد .نوري با ذوق و قريحه سرشار خود شاگردان ادب و معاني را به شور و نشاط ميآورد. و در قصيدههاي زيبايش حقيقت را در قالب شعر بيان ميكرد از آهنگ اشعارش صدها دل و ذوق مجذوب ميشدند و با نكات مملو از كنايه و استعاره افكار بلند و وارستگي خود را به نمايش ميگذاشت. اشعار او كانون عشق، پيكار و گرايش به دين و حقپرستي بود و خود كه همواره براي حفظ ارزشهاي مقدس در تلاش بود، با ابزار مختلف جامعه را روشني ميداد و در قالب شعر به تغذيه فكري جامعه ميپرداخت. در اشعار خود كه، بر خواستهاز عمق دينداري و درد اجتماع است و عصاره ايدهئولوژياش را ميفهماند، اقيانوس بيكران عشق و عرفان را به نمايش ميگذارد .
آثار : پيروزي در سايه شكست ويژگي اثر : اين اثر با رهنمودهاي ايشان در فروردين سال 1348 پديد آمد. نويسندگان جوانِ انجمن اسلامي قم (وليعصر«عج») آن را نوشتند. اين كتاب با پژوهشي خاص تاريخ انقلاب خونين حسيني (ع) را به نمايش گذاشته است.2 توضيحالمسائل جيبي ويژگي اثر : فتاواي مراجع در آن جمعآوري و نظر آنها را در هر موضوعي بيان كرده است. وي فتواي امام خميني(ره) را با حرف (خ) مشخص نموده است. اين كار در شرايطي به انجام رسيده كه بردن نام امام راحل جرم بزرگ به حساب ميآمد.3 رجال آيتاللّه بروجردي(ره) ويژگي اثر : نقش مرحوم نوري را در اين اثر؛ از زبان فرزند وي ميخوانيم:«اين اثر تا قبل از رحلت آيتاللّه بروجردي(ره) به طور كامل تنظيم نشده بود. ايشان با پشتكار، ذوق هنري و علمي خويش آن را آماده انتشار كرد، زيرا مراجعه به منابع، تنظيم و تدوين آن نياز به توان جسمي داشت. و چون سن مرحوم آيتاللّه بروجردي بالا بود، پدرم با همكاري تعدادي از محققان و زير نظر آيتاللّهالعظمي بروجردي(ره) به نوشتن آن همت گماشت. و اين بهدور از انصاف است كه پدرم را تنها به عنوان خطاط آن اثر با ارزش معرفي كنند.»مرحوم آقاي نوري تمام هفت جلد آن كتاب را با ژرفانديشي كه داشت به پايان رسانيد. خط زيبا، پشتكار، ذوق سليم و اطلاعات علمي، آن مرد علم و عمل دست به دست هم داد و اين كتاب باارزش را براي حوزه علميه، به يادگار گذاشت.4 مجموعه آثار ويژگي اثر : اشعار علمي، عرفاني است كه به خط زيباي خود نوشته و به يادگار گذاشته است. اين اثر به وسيله فرزند بزرگ آن مرحوم، شيخ علي نوري، جمعآوري و منتشر شده است.5 مجموعه آثار علمي - تاريخي ويژگي اثر : اين آثار كه به بيست جلد ميرسد مجموعه سخنرانيهاي او است كه در زمان حياتش، آنرا تنظيم و با تعيين موضوعت و عناوين مورد بحث، براي نشر آماده كرد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.