شنبه، 6 آبان 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

دانلد اوکانر

دانلد اوکانر

O' Connor, Donald

بازیگر (1925، شیکاگوی ایلی نویز- امریکا؛ 2003)
با نام دانلد دیوید دیکسن رانلد اوکانر به دنیا آمد. در بچگی عضو سیرک «خانواده اوکانر» و یک برنامه وودویل بود. در سال 1937 در حالی که هنوز دوازده سال بیش تر نداشت، در نخستین فیلمش به نام آهنگ برای دو نفر، بازی کرد. در سال های 1938-1939 به خدمت پارامونت درآمد. سپس دوباره در نمایش های خانواده اش ظاهر شد. در 1941 با یونیورسال قرارداد بست. در فاصله سال های 1944 تا 1946 در واحد سرگرمی ارتش امریکا خدمت کرد. در 1950، در نخستین فیلم از مجموعه فیلم های فرانسیس بازی کرد و به دنبال موفقیت آن در پنج فیلم دیگر این مجموعه ظاهر شد. در سال های 1951 تا 1954 ستاره مجموعه تلویزیونی ساعت کمدی کلگیت و دانلد وارد می شود بود. سپس در کاباره ها برنامه اجرا می کرد. در 1956 نخستین سنفونی ساخته او، به وسیله ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس اجرا شد. آلبومی نیز از موسیقی هایش بعدها با اجرای ارکستر سنفونی بروکسل به بازار آمد. جالب این که نخستین حضور او در برودوی در 1981، در پنجاه و شش سالگی و در نمایش موزیکال بردی رو برگردان بود.
پس زمینه وودویلی اوکانر در سرتاسر کارنامه او، مشهود است. بینگ کرازبی زمانی پرسید: «آیا کاری هست که او نتواند انجام بدهد؟» با حضور در بسیاری از موزیکال های کم هزینه به عنوان خواننده و کمدین، ثابت کرد که می تواند هر کاری بکند. شاید مشهورترین نقشش، به عنوان یک آدم صاف و ساده در کنار قاطر سخنگو در مجموعه فیلم های فرانسیس باشد، ولی هرگز در بند کلیشه این نقش نماند و در شماری از موزیکال های پر اهمیت بازی کرد. علاوه بر این، تجربیات وودویل را در دو نمایش تلویزیونی موفق به کار گرفت. او با آن جثه کوچک، مهرات های فیزیکی چشم گیر و پس زمینه پربار وودویل کاملاً برای ایفای نقش باستر کیتن مناسب بود و در واقع هم در 1957 در فیلم سرگذشت باستر کیتن این نقش را بازی کرد.در اوایل دهه ی 1940 در شماری از موزیکال های یونیورسال که کارگردان اغلب آن ها چارلز لامانت بود، ظاهر شد. فیلم هایی که متکی به جاذبه شخصیت نوجوانی و پرانرژی او بودند. کنار پگی رایان در فیلم هایی مثل مرد خانواده و نشان از پدر که پاسخی به فیلم های میکی رونی/ جودی گارلند در مترو- گلدوین- مایر به نظر می رسید، نیز درخشید. او در این فیلم ها جوان نورسی بود که ناگزیر مشئولیت های بزرگ سالان را به عهده مر گرفت و به مدد مهارت هایش در دنیای نمایشات راه خود را باز می کرد. این شور جوانی و روحیه پر نشاط بعدها نیز در موزیکال هایی مثل آواز در باران، من ملوین را دوست دارن و مرا خانم صدا کنید هم چنان حفظ شده بود. قطعه «اونارو بخندون» در آواز در باران امروزه قطعه ای کلاسیک در تاریخ موزیکال و معرف کامل تمامی شگردهای ابتکاری اوکانر است. او در حال خواندن این ترانه، که خود ستایشی از امتیازات سرگرمی های عامه پسند و مقتضیات حرفه ای گری است، عملیان بدنی محیر العقول را با شوخی های بزن بکوب و رقص با آکروباسی درهم می آمیزد: به یک الوار اصابت می کند، به دیوار می خورد، پاهایش گیر می کند و می افتد و سرانجام با حرکتی استثنایی از یک دیوار بالا می رود و معلق می زند. در تمام طول این حرکات، با میمیک چهره اش کار می کند، وانمود می کند که دهانش بر اثر ضربه از شکل افتاده است و با یک مانکن ساده روی زمین افتاده به مغازله می پرد ازد. در این جا او نقش کمدین وودویلی پر جست و خیز و بی آرام و قرار را به اوج می رساند. قطعات دیگر فیلم مهارت های او را در رقص «تپ» نشان می دهند، به ویژه وقتی هم گام با جین کلی می رقصد و کم نمی آورد. در من ملوین را دوست دارم او باید با رولر اسکیت برقصد و  علاوه بر این با تغییر سریع لباس هایش، هویت های چند گانه را به خود بگیرد (شگردی که در فیلم های دیگرش هم بارها تکرار کرد). با افول رونق فیلم های موزیکال، ستاره اقبال اوکانر نیز کم فروغ شد. او به عنوان یکی از آخرین ستارگان پرورش یافته در وودویل، حلقه پیوندی ماندگار میان اشکال مختلف سرگرمی عامه پسند امریکایی به شمار می آمد.
 
 
دانلد اوکانر
 
 
از فیلم ها: 1937- آهنگ برای دو نفر (ل. کینگ)؛ 1938- آواز بخوانید، ای گناهکاران (راگلز)، مردان بال دار (ولمن)، تام سایر، کارآگاه (ل. کینگ)؛ 1939- بو ژست (ولمن)، کار شبانه (آرچینباد)، روی انگشت های پای تو (انرایت)؛ 1942- رام کننده اسب خصوصی (کلاین)، او را به عشق بخوان (لامانت)؛ 1943- عشق فرا می رسد (لامانت)، مرد خانواده (لامانت)؛ 1944- نشان از پدر (لوبین)، پسرها را دنبال کنید (ساترلند)؛ 1945- پاتریک بزرگ (رایان)؛ 1948- با آن هستی؟ (هایولی)؛ 1949- بله آقا، بچه من است (ج. شرمن)؛ 1950- شیر فروش (بارتن)، فرانسیس (لوبین)؛ 1951- استخوان های متقاطع مضاعف (بارتن)، فرانسیس به مسابقه می رود (بارتن)؛ 1952- فرانسیس به وست پوینت می رود (لوبین)، آواز در باران (دانن و کلی)؛ 1953- من ملوین را دوست دارم (وایس)، کودکم را قدم زنان به خانه بر می گردانم (بیکن)، مرا خانم صدا کنید (و. لانگ)؛ 1954- هیچ شغلی مثل نمایش نیست (و. لانگ)، فرانسیس به سپاه زنان می پیوندد (لوبین)؛ 1955- فرانسیس در نیروی دریایی (لوبین)؛ 1956- همه چیز رو به راه است (ر. لوییس)؛ 1957- سرگذشت باستر کیتن (شلدون)؛ 1961- گریه برای خوشبختی (ج. مارشال)، عجایب علاء الدین ( لوین و باوا)؛ 1965- آن احساس جالب (ر. تورپ)؛ 1981- رگتایم (م. فورمن)؛ 1982- دوزخ (سول)؛ 1985- آلیس در سرزمین عجایب (هـ . هریس)، رقص یعنی این! (جک هیلی جونیر)؛ 1987- دوره به یادماندنی (تراورز)؛ 1992- اسباب بازی ها (لوینسن)؛ 1994- سرگرمی یعنی این! (ریجن، شریدان و فریجن)؛ 1997- به سوی دریا (کولیج)؛ 1999- بابا برفی (اسنایدر و سورنسکی).
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما