چهارشنبه، 20 آذر 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

ژان پل بلموندو

ژان پل بلموندو

 Belmondo, Jean Paul

بازیگر (1933، نویی سور سن پاریس- فرانسه)

پدرش مجسمه ساز سرشناس، پل بلموندو بود. ابتدا مدتی بوکسور حرفه ای بود. تحصیلاتش را در کنسراتوار پاریس به پایان برد. تا چند سال در تآترهای شهرستان ها ظاهر می شد. تا این که در پاریس روی صحنه رفت. در اواخر دهه ی 1950 وارد سینما شد. پس از این که در نه فیلم در نقش های دوم بازی کرد، یک شبه، با از نفش افتاده ژان لوک گدار به شهرت بین المللی دست یافت. تا سال های آخر دهه ی 1980 به شدت فعال بود و از ستارگان سینمای فرانسه به شمار می آمد. پس از آن، به دلیل کهولت سن، گه گاه جلوی دوربین ظاهر می شد (چون به قول خودش نمی خواست باز هم با ایفای نقش های پُرتحرک، «پدر بزرگ پرنده» لقب بگیرد!) در اواخر دهه ی 1960 کمپانی فیلم سازی سریتو را بنیان گذاشت. طی سال های 1963 تا 1966 رئیس سندیکای بازیگران سینمای فرانسه بود. در تلویزیونی نیز (از جمله با سه تفنگدار، 1960) فعالیت داشت. برای سیر و سفر نازپرورده برنده ی سزار شد. خاطراتش را در کتابی با نام سی سال و بیست و پنج فیلم (1963) نوشته است.

چهره ی بلموندو با آن بینی قوزدار و شکسته، چشم های افتاده و دهان گشاد، بیش تر به یک بوکسور شباهت داشت تا ستاره ی سینما. برای پی بردن به صحت این امر کافی است او را ستاره ی هم دوره اش، آلن دلون مقایسه کرد. اما بی تردید در دهه ی 1960 او یک ستاره بود با تمام ویژگی های آن و هم چنین ضد قهرمان فیلم های موج نوی سینمای فرانسه که به دلیل ایفای نقش «میشل پوآکار» بی هدف، آواره و ضد اجتماع در از نفس افتاده، مظهر جوانان شورشی آن سال ها به شمار می آمد. او در دو فیلم دیگر گدار (پی یروس دیوانه و یک زن یک زن است) کماکان در نقش های مشابه ظاهر شد و به طور تدریجی در این نوع نقش ها کلیشه شد. تا این که دوران کار با ژان پی یر ملویل تصویر دیگری را از او ایجاد کرد. اما بلموندو در نقش خلاف کار بارانی پوش به اندازه دلون، افسانه ای جلوه نکرد. در بورسالینو او و دلون معادل زوج اروپایی رابرت ردفورد- پل نیومن در بوچ کسیدی و ساندنس کید (جرج روی هیل، 1969) شدند و آن جا کما بیش برتری بازیگری بلموندو در انتقال لحظات کمدی قابل حس است. در دهه ی 1960، در فیلم های غیر فرانسوی بسیار ظاهر شد که اغلب، به خصوص ایتالیایی ها، موفق بودند. در واقع جذابیت و ملاحت شخصیتی اش بر پرده و خارج آن، او را مقبول تماشاگران همه دنیا کرده بود، اما به رغم ادای دین به ستارگان هالیوودی (هامفری بوگارت، جیمز کاگنی و جیمز دین) هرگز تمایل چندانی به کار در هالیوود از خود نشان نداد. در اواخر دهه ی 1960 و اوایل دهه ی 1970 در کمدی های بسیاری ظاهر شد و در آن ها نه فقط استعداد بازیگری بلکه قابلیت ها و انعطاف بدنی اش را نیز نشان داد، که یکی از نمونه ای ترین آن ها، باکشوه، بود. در کمدی های سیاهی مثل دزد و دکتر پوپول نیز درخشان بود. در دهه ی 1980، در میان سالی در فیلم های چندان باارزشی ظاهر شد، اما همواره به خاطر شخصیت و استعدادش یک ستاره باقی ماند.

از فیلم ها:  1955- مولیر (تیلدیان)؛ 1958- خوشگل باش و خفه شو (م. آلگره)، فریب کاران (کارنه)، شارلوت و ژول های او (گدار )(کوتاه)؛ 1959- محکم کاری (شابرول)؛ 1960- همه خطرات را طبقه بندی کن (سوته)، از نفس افتاده (گدار)، دو زن (دسیکا)؛ 1961- یک زن یک زن است (گدار)، لئون مورن، کشیش (ملویل)، مردی به نام لاروکا (ژان بکر)؛ 1962- یک میمون در زمستان (ورنوی)، کلاه (ملویل)؛ 1963- مردی از ریو (دو بروکا)، مدراتو کانتابیله (بروک)، ارشد خانواده ی فرشو (ملویل)، دریای خروشان (کاستلانی)، پوست موز (مارسل اوفولس)؛ 1964- تعطیلی اخر هفته در زویدکوت (ورنوی)، فرار آزاد (ژان بکر)، در یک صبح زیبای تابستانی (دوره)؛ 1965- پی یروی دیوانه (گدار)؛ 1966- آیا پاریس می سوزد؟ (کلمان)؛ 1967- دزد (مال)؛ 1968- هوا (انریکو)، مغز (اوری)؛ 1969- افسونگر میسی سیپی (تروفو)؛ 1970- بورسالینو (دوره)؛ 1971- شکست (ورنوی)؛ 1972- دکتر پوپول (شابرول)؛ 1973- وارث (لابرو)، باشکوه (دو بروکا)؛ 1974- استاویسکی (رنه)، وحشت بالای شهر (ورنوی)؛ 1976- بدن دشمن من (ورنوی)؛ 1977- حیوان (زیدی)؛ 1980- آدم مسخره (لوتنر)؛ 1981- حرفه ای (لوتنر)؛ 1983- حاشیه نشین (دوره)؛ 1984- آدم های حریص (ورنوی)، عید پاک شادمانه (لوتنر)(+ ت.)، سرقت (آرکادی)؛ 1986- تنها (دوره)؛ 1988- سیر و سفر یک نازپروده (لولوش)(+ ت.)؛ 1992- ناشناسی در خانه (لوتنر)؛ 1995- بی نوایان (لولوش)؛ 1996- دزیره (میرا)؛ 1999- شاید (کلاپیش)؛ 2000- بازیگران (بلیه)، آمازون (دو بروکا).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.