تیرون پاور
Power, Tyrone
بازیگر (1913، سین سیناتیِ اوهایو- امریکا؛ 1958)
با نام تیرون ادموند پاور جونیر به دنیا آمد. پدرش بازیگر تآتر و سینما و نوه ی بازیگر نامدار ایرلندی، تیرون پاور (1797- 1841)، بود. از نوجوانی روی صحنه میرفت. در ابتدای دهه ی 1930 در فیلم های هالیوودی نقش های کوتاهی را به عهده می گرفت. در سال 1936 نخستین نقش مهم خود را در شرکت لویدز لندن بازی کرد و به خدمت فاکس قرن بیستم درآمد. تا سال های اوج جنگ جهانی دوم از ستارگان هالیوود به شمار می آمد. پس از جنگ (به عنوان خلبان در خدمت تفگداران دریایی بود) آرام آرام رو به نزول گذاشت و پیش تر فعالیت هایش را در تآتر متمرکز کرد. همسران اول و دومش، آنابلا (1939- 1948) و لیندا کریستیان (1949- 1956)، و فرزندانش، رومینا پاور (از کریستیان) و تیرون پاور جونیر (از همسر سومش، دبورا آن میناردوس) بازیگر بودند. مثل پدرش که سر صحنه ی تام براون اهل کالور درگذشت و نقش خود را به او سپرد، در جریان فیلم برداری سلیمان و ملکه ی سبا (کینگ ویدور، 1959)، بر اثر سکته قلبی درگذشت.
پاور، ستاره ی نقش های رُمانتیک بود، نقش هایی که با سیمای خوش شرقی گونه اش هم خوانی داشتند. او از کشف های دهه ی 1930 داریل زانوک به شمار می آمد و در واقع قرار بود پاسخی باشد به ظهور رابرت تیلر در مترو- گلدوین- مایر و کاملاً بدیهی است مردی که پدر و پدر پدربزرگش نیز بازیگر بودند، نه تنها زانوک را ناامید نکرد بلکه به مدت یک دهه به لطف کارگردانی مثل هنری کینگ و هنری هاتاوی درخشش کامل داشت. پاور در نقش های رُمانتیک خود در فیلم های تاریخی یا عاشقانه بسیار موفق بود و هیچ کارگردانی نیز خیال برهم زدن تصویر این مرد خوش سیمای احساساتی را که اغلب کنار لورتا یانگ یا آلیس فی ظاهر می شد، نداشت. در 1940، مامولیان نقش «دون دیه گو» را در علامت زورو به او سپرد و این نقش که پاور در آن خیره کننده بود، می توانست سرفصل جدیدی را در کارنامه اش بگشاید اما آغاز جنگ جهانی دوم این فرصت را به او نداد. پس از بازگشت او، زانوک کوشید تا مجدداً کارنامه اش را احیا کند، اما با این که پاور در دهه ی 1940 کماکان یک ستاره بود، دیگر به موفقیت و محبوبیت پیش از جنگ خود دست نیافت. او در عوض کوشید تا استعداد خود را در زمینه نقش های متفاوت بیازماید و از آن جمله بازی در فیلم کمدی بخت ایرلندی بود و یا پذیرش نقش « لاری دارل»، قهرمان پیچیده و عجیب لبه ی تیغِ سامرست مو آم، که سبب شد مخاطبان عام و خاص لب به تحسین او بگشاید.
از فیلم ها: 1932- تام براون اهل کالور (وایلر)؛ 1934- قدم زدن برای مغازله (بورزیگی)؛ شرکت لویدز لندن (هـ . کینگ)؛ 1937- دومین ماه عسل (و. لانگ)، عشق خبر مهمی است (گارنت)، موقعیت خطرناک (لنفیلد)؛ 1938- در شیکاگوی قدیم (هـ . کینگ)، ماری آنتوانت (وان دایک)، گروه رگتایم الکساندر (هـ. کینگ)، سوئز (دوان)؛ 1939- جسی جیمز (هـ . کینگ)، بریگام یانگ- مرزنشین (هاتاوی) رُز میدان واشینگتن (راتاف)، باران ها نازل شدند (ک. بروان)؛ 1940- علامت زورو (مامولیان)، جانی آپولو (هاتاوی)؛ 1941- یک یانکی در نیروی هوایی سلطنتی (هـ. کینگ)، خون و شن (مامولیان)؛ 1942- پسر خشم (کرامول)، این بالاتر از همه (لیتواک)، قوی سیاه (هـ. کینگ)؛ 1943- شیرجه ی سریع زیر دریایی (مایو)؛ 1946- لبه ی تیغ (گلدین)؛ 1947- کوچه ی کابوس (گلدینگ)، کاپیتان کاستیل (هـ . کینگ)؛ 1948- بخت ایرلندی (کاستر)، آن انگیزه ی شگفت انگیز (سینکلر)؛ 1949- شاهزاده ی روباهان (هـ. کینگ)؛ 1950- یک چریک امریکایی در فیلیپین (ف. لانگ)، رُز سیاه (هاتاوی)؛ 1951- شلاق (هاتاوی)؛ 1952- برخورد دیپلماتیک (هاتاوی)، سرباز سوار (ج. نیومن)؛ 1955- رام نشده (هـ . کینگ)، صف طویل خاکستری (ج. فورد)؛ 1956- سرگذشت ادی دوچین (سیدنی)؛ 1957- خورشید هم چنان می درخشید (هـ . کینگ)، شاهد برای تعقیب کیفری (ب. وایلدر).