ویلیام پوئل
Powell, William
بازیگر (1892، پیتسبرگِ پنسیلوانیا- امریکا؛ 1984)
با نام ویلیام هوری شیو پوئل به دنیا آمد. پدر حسابدارش می خواست پسر را وارد رشته ی حقوق کند، ولی پس از چند هفته از دانشگاه کانزاس بیرون آمد تا در نیویورک، علاقه اش به تآتر را دنبال کند. از سال 1912 در برودوی روی صحنه می رفت و یک دهه بعد با ایفای نقش پشتیبان جان باریمور در شرلوک هولمز (1922) وارد سینما شد. در دوره ی ناطق، شخصیت مثبت او در فیلم ها، طی یک سری فیلم های معمایی سبک و با ایفای نقش «کارآگاه فیلو وانس» قوام گرفت و با مرد لاغر، بر مبنای رُمانی نوشته داشیل همت، به اوج رسید. فیلمی که ابتدا پروژه ی کم خرجی بود ولی موفقیت تجاری بسیاری به هم راه آورد و او را کاندیدای دریافت اسکار کرد. هم بازی شدن پوئل و میرنالوی در نقش «نیک» و «نورا چارلز» کمک بزرگی به کارنامه ی هر دوی شان کرد و آن دو در چندین دنباله ی این فیلم و در فیلم های دیگر کنار هم ظاهر شدند. اگر چه عنوان «مرد لاغر» در واقع اشاره به مردی اسرارآمیز داشت و نه به قهرمان فیلم، ولی این لقب به هر حال انگ پوئل شد و بخشی از هویت سینمایی او را تشکیل داد. از دیگر فیلم های مهم او می توان زیگفلد بزرگ، مرد من گادفری و زندگی با پدر را نام برد که برای دو تای آخر کاندیدای دریافت اسکار هم بود. همسر اولش، آیلین ویلسن (1915-1931) بازیگر بود. ازدواج کوتاه مدتی هم با کارول لومبارد بازیگر (1931-1933) داشت و پیش از مرگ جین هارلوی بازیگر در 1937 با او قرار ازدواج گذاشته بود. همسرش از 1940 تا زمان مرگش در نود و دو سالگی، دایانا لوییس، نیز بازیگر بود.
هنگامی که پوئل در 1955 پس از بازی در نود و چهار فیلم از سینما کناره گرفت، تقریباً فراموش شده بود و کمدی های دهه ی 1930 او چندان باب میل تماشاگران نبودند، ولی امروزه او بهتر از بسیاری دیگر معرف حال و هوای دهه ی 1930 امریکاست. شخصیت هایی که بازی کرده است، امروزه جلوتر از زمان شان به نظر می رسند و وجوه روشن فکرانه شان گزنده تر و جذاب تر شده اند. پوئل ضمناً مظهر عادات بسیار سینمایی (از نوع هالیوودی) سیگار کشیدن و نوش خواری به شمار می آید. سینمای ناطق برای او موهبت بزرگی بود. پیش از آن، آخرین فرمانِ جوزف فون استرنبرگ، فیلم مهمی در کارنامه ی او بود و با این که ایفای نقش کارگردان سینما در این فیلم چنان بر او گران آمده بود که رسماً اعلام کرد دیگر با فون استرنبرگ کار نخواهد کرد، عملاً در همان سال در ساخته دیگری از او، تور، هم ظاهر شد. پوئل نمونه ی نادری از تأثیر پیش رفت تکنیکی در امر صدا بر وجود سینمایی اش تغییر چندانی نکرده بود، امکان ادای گفت و گوها او را بس فریبنده تر و وسوسه انگیزتر جلوه می داد. او مرد نه چندان شریف خوش ظاهر و آداب دانی بود که حالا چرب زبانی هم به ویژگی هایش افزوده شده بود. در نخستین فیلم تمام ناطق پارمونت ظاهر شد و بعدتر نقش «کارآگاه فیلو وانس» را در چند فیلم بازی کرد. با کی فرانسیس تیمی تشکیل داد سپس کنار لومبارد در مرد دنیا و شیفته ی زنان دامنه ی قابلیت های کمدی اش را گسترد. پارامونت طی یک اشتباه محسباتی او را به برادران وارن واگذار کرد که در آن جا و در ر. ک. ا. به تکرار تیپ های قبلی اش پرداخت (از جمله نقش «فیلو وانس» در دو فیلم از مایکل کورتیز). دیوید آ. سلزنیک و وودی وان دایک او را به مترو- گلدوین- مایر فرا خواندند تا در ملودرام منهتن، یکی از فیلم های مهم دهه ی 1930، نقش مقابل میرنا لوی را بازی کند. نتیجه، کشف یک زوج کامل جدید بود که در مرد لاغر به کار گرفته شد. هر دو آدم هایی فرهیخته و با هوش، حاضر جواب، با لبخندهای مغرورانه ای که نثار هم می کردند و سرگردان میان موجی از حمایت و فریب های زندگی زناشویی. آن دو یکی از هیجان انگیزترین زن و شوهرهای سینمایی را خلق کردند. فرمول موفقیت این فیلم دنباله های متعدد بعدی را اجتناب ناپذیر نشان می داد و علاوه بر آن موقعیت پوئل در کمپانی را- به تنهایی یا با هم بازیان دیگر- محکم کرد. در زیگفلد بزرگ در نقش «زیگفلدِ» افسانه ای ظاهر شد. دوباره کنار لومبارد در مرد من گادفری درخشید و هم راه لوی، هارلو و اسپنسر تریسی در بانوی تهمت خورده، عالی بود. نقش دو گانه تبهکار و شخصیت برجسته ای را در دوباره دوستت دارم بازی کرد و بار دیگر در عجایب زیگفلد نقش «زیگفلد» را بازی کرد که حالا در بهشت برنامه های مشهورش را معرفی می کند. زندگی با پدر از آخرین نقش های کمیک عالی او بود. پایان کارنامه اش با دو نقش شایسته رقم خورد: چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد و پزشک عاقل و کار آزموده کشتی را در آقای رابرتس. پوئل یک حرفه ای بود که حرفه ای بودن هرگز باعث یک نواخت شدن نقش آفرینی هایش نشد. او بیش از آن چه از فیلم هایش بر می آید، در آستین داشت.
از فیلم ها: 1922- شرلوک هولمز (پارکر)، وقتی که شوالیه گری شکوفا بود (وینیولا)، مطرود (سایتر)؛ 1923- شال درخشان (رابرتسن)، زیر بالا پوش سرخ (کراسلند)، پول خطرناک (تاتل)؛ 1925- شهر زیبا (وب)، رومولا (هـ . کینگ)، عطر ملایم (گاسنیه)؛ 1926- گتسبی بزرگ (برنن)، بو ژست (برنن)، فراری (و. ج. دمیل)، اسب های دریایی (دوان)، آلوما از دریاهای جنوب (م. تورنور)، خدایان حلبی (دوان)، موش های سفید (ا. گریفیث)؛ 1927- نوادا (واترز)، نیویورک (ل. رید)، بزرگ ترین اشتباه (ساترلند)، عشق خریداری شده (هاکس)؛ 1928- آخرین فرمان (فون استرنبرگ)، تور (فون استرنبرگ)، چهره های فراموش شده (شرتسینگر)، نبض مرا بگیر (لاکاوا)؛ 1929- پرونده ی جنایت کاناری (سینت کلر)، پرونده ی جنایت سبز (تاتل)، چهار پر ( شودساک و مندس)؛ 1930-پشت آرایش (میلتن)، خیابان بخت (کرامول)، پرونده ی قتل بنسن (تاتل)؛ 1931- جاده ی سنگاپور (آ. گرین)، مرد دنیا (والاس)، 1932- سرقت جواهر (دیترله)، فشار شدید (لروی)، وکیل دعاوی (دیترله)؛ 1933- افسار مضاعف (کرامول)، کارآگاه خصوصی 62 (کورتیز)، پرونده جنایت سگ داری (کورتیز)؛ 1934- مدهای سال 1934 (دیترله)، کلید (کورتیز)، ملودرام منهتن (وان دایک)، مرد لاغر (وان دایک)؛ 1935- بی پروا (و. فلمینگ)، ماجراجویی (لنرد)؛ 1936- مرد من گادفری (لاکاوا)، زیگفلد بزرگ (لنرد)، بانوی تهمت خورده (کانوی)، به دنبال مرد لاغر (وان دایک)؛ 1937- آخرین اقدام خانم چی نی (بولسلاوسکی)، عروسی مضاعف (ر. تورپ)؛ 1938- خانم والامقام و پیشکار (و. لانگ)؛ 1939- مرد لاغر دیگر (وان دایک)؛ 1940- دوباره دوستت دارم (وان دایک)؛ 1941- دیوانه عشق (کانوی)؛ 1942- چهار راه ها (کانوی)؛ 1945- قدیس فرومایه (تاروگ)، مرد لاغر به خانه می رود (ر. تورپ)؛ 1946- عجایب زیگفلد (مینه لی)؛ 1947- زندگی با پدر (کورتیز)؛ 1948- آقای پیبادی و پری دریایی (پیچل)؛ 1951- گنج دره ی گم شده (تتسلاف)؛ 1953- چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد (نگولسکو)، دختری که همه چیز داشت (ر. تورپ)؛ 1955- آقای رابرتس (ج. فورد و لروی).