جیم کاری
Carrey, Jim
بازیگر (1962، نیومارکتِ اونتاریو - کانادا)
با نام جیمز یوجین کاری به دنیا آمد. پدرش ساکسیفونیست جاز بود و به همین دلیل، از کودکی در نمایش ها و برنامه های کمدی حضوری ثابت داشت. با بی کاری پدرش، وضعیت خانواده نامتعادل و مجبور شد پس از مدرسه در یک کارخانه کار کند. به همین دلیل دبیرستان را رها و پس از مدتی کارگری، در نوزده سالگی از تورنتو به لس آنجلس نقل مکان کرد. در هالیوود، مدتی اجراهای کمدی تک نفره را در کلوب های شبانه تجربه کرد و آرام آرام وارد سینما شد. تا یک دهه پس از آغاز فعالیت های سینمایی، نقش های چندان مهمی به دست نیاورد. در نخستین فیلم هایش هیچ نشانی از استعدادهای نمایشی خود بروز نداد و در سال های بعد، شاید مهم ترین فیلم کارنامه اش، پگی سو ازدواج کردِ فرانسیس فورد کوپولا بود که نقشی حاشیه ای را در آن به عهده داشت. تا پایان سال 1992، جمعاً در هشت فیلم و چند مجموعه ی تلویزیونی ایفای نقش کرد که در برخی از آن ها با نام جیمز کاری ظاهر شد. اما ایس ونچورا پایان این دوره از فعالیت هایش بود. در این فیلم شادیاک، کاری هم یکی از سه فیلم نامه نویس بود و هم نقش نخست را ایفا کرد و برای هر دوی این کارها، تنها سیصد و پنجاه هزار دلار دست مزد گرفت. در این جا برای نخستین بار قابلیت های فراوان کمدی اش را به نمایش گذاشت و همین سبب شد با دست مزدی کمی بیش تر، نقش اول نقاب را از آن خود کند. نمایش این دو فیلم در فاصله ای کوتاه و فروش بالای هر دو، کاری را تبدیل به یک ستاره کرد. برای خنگ و خنگ تر در همان سال هفت میلیون دلار دست مزد گرفت و با قبول نقش «ریدلر» در همیشه بتمن که پیش تر، رابین ویلیامز آن را رد کرده بود، ثابت کرد می خواهد متفاوت هم باشد. در 1995 با نمایش دومین قسمت ایس ونچورا با نام ایس ونچورا: وقتی طبیعت فرا می خواند محبوبیتش باز هم بیش تر شد. در همین سال پس از هشت سال زندگی با ملیسا وومر که پیش خدمتی ساده بود، او را طلاق داد و یک سال بعد با لورن هالی هم بازی اش در احمق و احمق تر ازدواج کرد که این ازدواج هم یک سالی بیش تر دوام نیاورد. پس از موفقیت چهار کمدی پیاپی اش، برای نصب کننده ی تلویزیون کابلی بیست میلیون دلار دست مزد گرفت تا لقب گران ترین ستاره ی سینمای کمدی را از آن خود کند. شکست تجاری نصب کننده ی ... که بیش تر به دلیل چرخش کاری از طنز سطحی به طنزی تلخ حاصل شد، بلافاصله با دروغ گو دروغ گو در همان چهره ی قبلی، جبران و موقعیت کاری مستحکم تر از قبل شد. پس از این فیلم، کاری نشان داد جایگاهی که در آن قرار دارد ارضایش نمی کند. او سعی فراوانی کرد تا در فیلم های کارگردانان مطرح تر حاضر شود و حاصل این تمایل، بازی در نمایش ترومن پیتر ویر با شکستن نرخ دست مزدش بود. نمایش کاری در این فیلم، آن قدر خیره کننده بود که جایزه ی گلدن گلوب را از آن خود کند. هرچند این آغاز نادیده گرفته شدنش توسط آکادمی هم بود. تا پایان دهه ی 1990، در مردی در ماه میلوش فورمن در نقش «اندی کافمن» و من، خودم و آیرین برادرانِ فارلی در قامت شناخته شده اش ظاهر شد که اولی برایش یک گلدن گلوب دیگر و دومی محبوبیت بیش تر نزد سینماروها و کمپانی ها را به هم راه داشت. از آغاز فیلم برداری من، خودم و آیرین، با هم بازی اش رنی زلوگر رابطه ای نزدیک داشت که تا آستانه ی ازدواج هم پیش رفت. اما جنجال ها و حواشی رسانه ای، سبب شد این ازدواج منتفی شود.
اگر جری لوییس جایگزین ستاره های کمدی سینمای صامت و ابتدای دوران سینمای ناطق بود، کاری همان خصوصیات را از لوییس به عاریت گرفت؛ با این تفاوت که آن ها را با روح زمانه و سینمای مدرن دهه ی 1990 درهم آمیخت. در کمدی های پُرفروش کاری، پرده دری های اخلاقی و شوخی های گاه وقیح، به شلوغی و طنز بزن بکوب کارهای لوییس و هم دوره هایش افزوده شده است. این مورد مثلاً در دو کار مشترک کاری با برادران فارلی در مقام کارگردان، کاملاً به چشم می خورد. اما دلیل اصلی اهمیت بازیگری مثل کاری، تنها حضور در این جایگاه نیست. در سال های پایانی دهه ی 1990، کاری سعی بسیاری کرد تا تنها یک کمدین موفق در گیشه نباشد. پذیرفتن نقش «ریدلر» در همیشه بتمن که نه نقش اول بود و نه دست مزدی بالا داشت، آغاز این تلاش بود و نصب کننده ی تلویزیون کابلی هم دنباله ای بر آن؛ عدم استقبال از این نقش ها کاری را ناامید نکرد. در نمایش ترومن او تصویری از فردی گرفتار بحران هویت ارائه می دهد که به راحتی هم ذات پنداری تماشاگر را از آن خود می کند و در مردی در ماه چنان در قالب «اندی کافمن» فرو می رود که باورکردنی نیست. در این سال ها، هرچند آکادمی کاری را حتی شایسته ی کاندیدایی جایزه ی اسکار هم ندانسته اما، او هم از سوی کانون های منتقدان، هم از سوی جشنواره ها و هم در مراسم های اهدای جوایز سالانه مورد تقدیر قرار گرفته است. کاری در آغاز هزاره ی جدید، ستاره ای با دو چهره ی کاملاً متفاوت است و هرچند درصد موفقیتش در پیوند زدن این دو چهره با هم بالا نیست ولی داشتن همین دو چهره، سبب می شود او را یکی از مطرح ترین بازیگران سینمای معاصر به شمار آورند.
از فیلم ها (به عنوان بازیگر):
1984 - یابنده دارنده است (ر. لستر)؛ 1986 - پگی سو ازدواج کرد (کوپولا)؛ 1988 - فهرست مرگ (وان هورن)؛ 1989 - دختران زمینی سخت نمی گیرند (تمپل)، کادیلاک صورتی رنگ (ایست وود)؛ 1994 - ایس ونچورا، کارآگاه حیوانات خانگی (شادیاک)، خنگ و خنگ تر (فارلی) (+ هف)، نقاب (چ. راسل)؛ 1995 - ایس ونچورا: وقتی طبیعت فرا می خواند (اودکرک)، همیشه بتمن (شوماکر)؛ 1996 - نصب کننده ی تلویزیون کابلی (استیلر)؛ 1997 - دروغ گو دروغ گو (شادیاک)؛ 1998 - نمایش ترومن (ویر)؛ 1999 - مردی در ماه (م. فورمن)؛ 2000 - من، خودم و آیرین (باب و پیتر فارلی)، چگونه گرینچ کریسمس را دزدید (ر. هوارد).