دوشنبه، 3 آذر 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پل موني

پل موني

موني، پل Muni, Paul                 

بازيگر (1895، لمبرگ - اتريش / اکنون شوروي؛ 1967)

با نام موني وايز نفروينت از پدر و مادري که بازيگر سيار بودند، به دنيا آمد. از اوان کودکي هم راه والدينش روي صحنه ظاهر مي شد. وقتي هفت ساله بود خانواده اش به امريکا مهاجرت کرد، در قسمت شرقي نيويورک ساکن شد و به کار تآتر ادامه داد. در سال 1918، هم راه يک گروه تآتري يهودي در امريکا و اروپا سفر کرد. سي و يک ساله بود که براي نخستين بار در يک نمايش انگليسي زبان به نام ما امريکايي ها در برودوي ظاهر شد. در 1929 ديگر به قدري در برودوي تثبيت شده بود که فاکس با او قراردادي امضا کرد. به خاطر نخستين فيلمش، دلاور کانديداي دريافت اسکار شد، ولي بعد ناراضي از فيلم دومش، هفت چهره که در آن هفت نقش مختلف را بازي مي کرد، به برودوي بازگشت و در روي آوردن دوباره به سينما به طور متوالي در دو فيلم، پيروزمندانه، ظاهر شد: صورت زخمي و من يک زنداني فراري هستم، که به خاطر دومي کانديداي دريافت اسکار شد. سپس قراردادي بلندمدت با برادران وارنر بست و خود را به عنوان شاخص ترين بازيگر کمپاني تثبيت کرد. در انتخاب نقش هايش وسواس داشت و در مورد چهره پردازي شخصيت هايش دقت مي کرد. پس از دوره اي بازي در درام هاي اجتماعي، بزرگ ترين موفقيتش را با يک رشته فيلم هاي سرگذشت نامه اي برادران وارنر درباره ي مشاهير به دست آورد. به خاطر سرگذشت لويي پاستور اسکار به دست آورد و براي زنگي اميل زولا و خوآرز با تحسين بسياري روبه رو شد. با اين حال عدم توافق با مديريت کمپاني بر سر نقش هاي بعدي، منجر به فسخ دوطرفه ي قرارداد او شد. از آغاز دهه ي 1940 به تناوب بين سينما و تآتر در حرکت بود و حضور بسيار پراکنده تري در فيلم ها داشت. در 1955 در برودوي در باد را به ارث ببر موفق بود و آخرين نقش خود را در فيلم آخرين مرد خشمگين (1959) بازي کرد. عدم سلامت جسمي و کوري در حال رشد او عملاً تا هنگام مرگش در اثر بيماري قلبي، مانع فعاليت او شدند.

موني به خاطر وسواس و کمال گرايي اش در دهه ي 1930 شهرت داشت. ماه ها صرف تحقيق درباره ي شخصيتش در فيلم نامه ها و آمادگي براي بازي مي کرد. اگر شخصيتي تاريخي را بازي مي کرد، هر کتاب مربوط به آن را مي خواند. اگر لهجه ي خاصي مورد نياز بود، آن قدر با ضبط صوت تمرين مي کرد تا از صدايش راضي شود. بين برداشت ها و حتي خارج از صحنه ي فيلم برداري هم چنان - و مثل بازيگران تآتر - شخصيتش در آن نقش را حفظ مي کرد. آشکارا باور داشت که بازيگر خوبي است و در دهه ي 1930 تقريباً توانست همه را در اين باور سهيم سازد. امروزه اغراق هاي بازي او به چشم مي زنند، گريمش گاه خنده دار مي نمايد و احساس هاي شخصيت هايش بد و تصنعي. بازي اش در صورت زخمي باعث شد فيلم را تجليلي از گنگسترها بدانند (و به همين خاطر نمايشش با اشکال روبه رو شد)، چرا که بازي بيش از حد «رو»ي موني از آن نوع شخصيت هايي که هاکس را جلب مي کنند فاصله ي بعيدي داشت. با اين حال در فيلم من يک زنداني فراري هستم در نقش قرباني هم دردي برانگيز بي عدالتي، عالي و خيره کننده بود. نتيجه ي اين موفقيت، دو فيلم ديگر با لروي بود: دنيا تغيير مي کند و سلام، نلي!. در 1935 سر صحنه ي شهر مرزي با کارگرداني آشنا شد که درخور او بود يعني ويليام ديترله که با او فيلم هاي دکتر ساکراتيز، سرگذشت لويي پاستور، زندگي اميل زولا و خوآرز را ساخت. فيلم هايي که از يک تلقي اينک از مُدافتاده نسبت به مردان بزرگ تاريخ سرچشمه مي گرفتند؛ اين که آنان آدم هايي خام و ساده و پرهيزکار بودند. موني در اين نقش ها سعي مي کرد ثابت کند که يک بازيگر بزرگ هم همان قدر شريف و برجسته است که هر خادم ديگر بشريت. او به راستي خود را هم سان با قهرمانان و آرمان گرايان بزرگ مي ديد و تأثيرش هم به همين خاطر اقناع کننده مي نمود. راديکالي خودآگاه بود که به ساخته شدن فيلم خشم سياه (مايکل کورتيز، 1935)، فيلمي درباره ي روابط نيروي انساني در معادن، کمک زيادي کرد. جنگ جهاني دوم که از راه رسيد، ديگر اقبالش را از دست داده بود. در همان کمپاني برادران وارنري که او ستاره اش بود، اندکي بعد هامفري بوگارت تمام اين گونه شخصيت هاي اسطوره اي تک بُعدي را از يادها برد.

از فيلم ها: 1929 - دلاور (و. ک. هوارد)، هفت چهره (ويرتل)؛ 1932 - صورت زخمي (هاکس)، من يک زنداني فراري هستم (لروي)؛ 1933 - دنيا تغيير مي کند (لروي)؛ 1934 - سلام، نلي! (لروي)؛ 1935 - دکتر ساکراتيز (ديترله)، خشم سياه (کورتيز)، شهر مرزي (مايو)؛ 1936 - سرگذشت لويي پاستور (ديترله)؛ 1937 - خاک خوب (س. فرانکلين)، زني که دوستش دارم (ليتواک)، زندگي اميل زولا (ديترله)؛ 1939 - خوآرز (ديترله)، ما تنها نيستيم (گلدينگ)؛ 1940 - خليج هادسن (پيچل)؛ 1942 - کاماندوها در سپيده دم ضربه مي زنند (فارو)؛ 1943 - رستوران استيج دور (بورزيگي)؛ 1945 - آهنگ فراموش نشدني (چ. ويدور)، ضدحمله (ز. کوردا)؛ 1946 - فرشته اي روي شانه هاي من (مايو)؛ 1952 - سوار شدن در نيمه شب (لوزي)؛ 1959 - آخرين مرد خشمگين (دانيل مان).

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
آیا تعریق های شبانه خطرناک هستند؟
آیا تعریق های شبانه خطرناک هستند؟
چگونه کینه نکنیم و دیگران را راحت تر ببخشیم؟
چگونه کینه نکنیم و دیگران را راحت تر ببخشیم؟
مصرف همزمان ویتامین D3 و آهن اشکال دارد؟
مصرف همزمان ویتامین D3 و آهن اشکال دارد؟
رئیس دستگاه قضا: آمریکا بزرگترین تروریست دولتی دنیاست
play_arrow
رئیس دستگاه قضا: آمریکا بزرگترین تروریست دولتی دنیاست
رئیس عدلیه: پاسخ به آشوب‌های جدید قاطع‌تر خواهد بود
play_arrow
رئیس عدلیه: پاسخ به آشوب‌های جدید قاطع‌تر خواهد بود
ادعای ونس درباره تلاش آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز
play_arrow
ادعای ونس درباره تلاش آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز
اظهارات وزیر خزانه‌داری آمریکا: هدف فشارهای اقتصادی، کشاندن ایران به میز مذاکره است!
play_arrow
اظهارات وزیر خزانه‌داری آمریکا: هدف فشارهای اقتصادی، کشاندن ایران به میز مذاکره است!
چرا ترامپ ویدیویی را از بمباران جزیره خارک که توسط هوش مصنوعی تولید شده بود، منتشر کرد؟
play_arrow
چرا ترامپ ویدیویی را از بمباران جزیره خارک که توسط هوش مصنوعی تولید شده بود، منتشر کرد؟
آمار و افتخارات لیونل مسی با تیم ملی آرژانتین
play_arrow
آمار و افتخارات لیونل مسی با تیم ملی آرژانتین
ورود کاروان ایران به افتتاحیه ششمین دوره بازی های جهانی عشایر با حضور پزشکیان
play_arrow
ورود کاروان ایران به افتتاحیه ششمین دوره بازی های جهانی عشایر با حضور پزشکیان
سردار شکارچی: مصمم به خونخواهی رهبر شهید و شهدای میناب هستیم
play_arrow
سردار شکارچی: مصمم به خونخواهی رهبر شهید و شهدای میناب هستیم
ترامپ به شبکه فاکس نیوز: به حمله ایران پاسخ می‌دهیم
play_arrow
ترامپ به شبکه فاکس نیوز: به حمله ایران پاسخ می‌دهیم
روش کاربردی تا کردن کت برای گذاشتن در ساک و چمدان
play_arrow
روش کاربردی تا کردن کت برای گذاشتن در ساک و چمدان
پاریس؛ شهری که روزگاری نماد تمدن اروپا بود
play_arrow
پاریس؛ شهری که روزگاری نماد تمدن اروپا بود
عملکرد رادارهای نظامی چگونه است؟
عملکرد رادارهای نظامی چگونه است؟