جاده (THE ROAD)

شنبه، 27 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
 جاده (THE ROAD)

درام/ ماجرايي
[از دفترچه ي يادداشت هاي ابديت: «فقط يک چيز از آغاز جهان تا پايان آن بقا يافت: ترس.»]
کارگردان: جان هيل کات. بازيگران: ويگو مورتنسن (مرد)، کودي اسميت مک في(پسر)، چارليزترون(همسر)، رابرت دووال(پيرمرد).119دقيقه درجه ي نمايشي:R.
جاده براساس رماني به همين نام، نوشته ي کورمک مکارتي ساخته شده است. مکارتي که برنده ي جايزه ي پوليتزر نيز هست، به خاطر فيلم ارزنده ي کوئن ها، جايي براي پيرمردها نيست، شهرت فراواني نزد سينما دوستان دارد زيرا اين فيلم براساس يکي از رمان هاي مکارتي ساخته شده بود. علاوه بر اين، معرفي رمان جاده در بخش باشگاه کتاب برنامه ي تلويزيوني اپرا وينفري باعث شهرت هر چه بيشتر مکارتي و آثار نوشتاري اش شده است.
فيلم جاده مبتني بر کاراکترها وتصاوير موجود در رمان جاده است؛ هر چند که به اعتقاد کساني که رمان را خوانده اند، فيلم از حيث احساسي قادر به برابري با رمان نيست. بنا به گفته ي اين دسته از منتقدان، کمبود فوق ناشي از قصور فيلمساز نيست بلکه نثر شاعرانه و چند لايه ي مکارتي در رمان هايش، و به ويژه رمان جاده، هرگز قابليت تبديل شدن به تصوير سينمايي را ندارد؛ مگر اينکه پشت دوربين آدمي مثل آندري تارکوفسکي ايستاده باشد؛ فيلمسازي که انديشه هاي عرفاني و هراس هاي غريزي انسان را خيلي خوب مي شناسد و قادر به ترجمان اين احساسات و انديشه ها به زبان تصوير و سينماست.
داستان جاده خيلي ساده و سرراست است: آمريکا پاک نابود شده است. ساکنين اين کشور يا نابود شده يا کشور را ترک کرده اند، پوشش گياهي تماما از بين رفته است. همه ي زيرساخت هاي تمدني نابود شده. چند سالي از اين حادثه مي گذرد و حالا دو شخصيت اصلي قصه، «مرد» (ويگو مورتنسن) و«پسر» (کودي اسميت مک في) ده ساله اش، سعي دارند از اين سرزمين مرگبار آکنده از انواع خطرات عبور کرده و خود را به درياي آزاد برساند؛ دريايي که هميشه در تاريخ آمريکا مترادف با اميد بوده است. «مرد» همواره در تلاش است تا«پسر»ش را به ادامه ي مسير تشويق کند و «پسر» هم که از تماشاي اين همه ويراني متحير است براي زنده مانده صرفا به پدر خود متکي است. «مرد» يک تفنگ با دو گلوله در اختيار دارد. او تصميم گرفته که اگر در يک شرايط ناگوار گرفتارشد، از اين دو گلوله براي کشتن خودش و پسرش استفاده کند. فيلم از بامزه نشان دادن پسر يا حتي از نمايش رابطه ي گرم پدر و پسري اکيدا خودداري کرده است.در صحنه هاي بازگشت به گذشته چارليز ترون را مي بينيم که در نقش همسر«مرد» در روزهايي که تمدن هنوز سرجاي خودش بود، ظاهر شده است .«مرد» حالا که در شرايط سختي گرفتار شده، تنها تکيه گاه روحي اش چنگ زدن به خاطرات گذشته است.
يکي از خصوصياتي که تماشاي فيلم جاده را براي تماشاگر معمولي سينما دشوار ساخته، فقدان تنش هاي دراماتيک در فيلم است. مکارتي در رمان جاده، به بهره گيري از نثر شاعرانه ي خود، سعي کرده که احساسات موجود در يک دنياي انساني پسا آخرالزماني را به خواننده منتقل کند و جان هيل کات، کارگردان جاده، نيز چاره اي نداشته جز به تصوير کشيدن اين احساسات در يک قالب حتي المقدور روايي منجسم، حالا فيلمساز تا چه حد در نيل به اين هدف موفق بوده، قضاوت آن به عهده ي تماشاگران است. برخي از منتقدان در نقدهاي خود بر اين فيلم نوشته اند که فيلمساز به جاي بهره گيري از يک سبک رئاليستي بايد استفاده ي بيشتري از سبک هاي بصري غير رئاليستي مي کرد. و چه بسا فيلمبرداري سياه و سفيد قرابت بيشتري با مضمون و درون مايه ي تلخ قصه ي پسا آخرالزماني مکارتي داشت. به هرحال نظرات متفاوت است. حداقل مي توان به اين دل خوش بود که رمان مکارتي به يک فيلم عملي تخيلي آخرالزماني از نوع فيلم هاي مبتذل هاليوودي تبديل شده است.
منبع: دنياي تصوير- ش 188
 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.