نقد فیلم عطش مبارزه : The Hunger Games

يکشنبه، 6 مرداد 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نقد فیلم عطش مبارزه : The Hunger Games
کارگردان : Gary Ross بازیگران : Jennifer Lawrence...Katniss Everdeen Stanley Tucci...Caesar Flickerman Elizabeth Banks...Effie Trinket Liam Hemsworth...Gale Hawthorne «جنگل همیشه شب هنگام، متفاوت به نظر می‌رسد. حتی با عینک همه چیز در آن شرایط، مبهم است. آنچنان که گویی درختان، گلها1 و سنگها در روز به خواب رفته اند و بدل های خطرناکشان را به جای خود فرستاده‌اند. به طرف رود باز می‌گردم و همان مسیر را تا پناهگاه روو در کنار دریاچه ادامه می‌دهم» این متن کوتاه، مختصری از کتاب عطش مبارزه به نویسندگی خانم سوزان کالینز بود که در سال 2008 منتشر شد و توانست تا ماه ها به عنوان پر فروش ترین کتاب در ایالات متحده مطرح باشد. داستان عطش مبارزه در محیط پسا- آخرالزمانی سپری می شود و داستان یک دختر و پسر نوجوان را به تصویر می کشد که می بایستی در شرایطی سخت از پس مشکلاتشان برآیند. این کتاب در کشور عزیزمان هم با ترجمه خانم شبنم سعادت در انتشارات افراز قابل دسترسی است و شما می توانید به راحتی این کتاب را با ترجمه زیبا و روان خانم سعادت مطالعه کنید. ما از کتاب که بگذریم ، می رسیم به نسخه سینمایی « عطش مبارزه » که بسیار در مدت زمان ساختش خبرساز بوده و روزی نبود که طرفدارانش شایعات عجیب درباره آن مطرح نکنند! برای کسانی که تا به امروز موفق به مطالعه کتاب نشده اند باید عرض کنم که نویسنده این داستان خانم سوزان کالینز هست که گفته می شود کل مجموعه داستانهای سه گانه اش را با الگوگیری از فیلمها و اساطیر های یونانی بخصوص تسئوس ، به نگارش در آورده است. البته برخلاف نویسندگان پر سر و صدایی نظیر کی جی رولینگ ، خانم سوزان کالینز چندان سوژه مورد علاق لنزهای دوربین نیست و زندگی آرام تری را دنبال می کند ( البته یکی از موارد عجیبی که همیشه درباره این نویسنده گفته اند این است که او از دو گربه وحشی در خانه شخصی اش نگهداری می کند؛ گربه هایی که با هیچکس شوخی ندارند و در یک لحظه تکه بزرگتان را گوشتان می کنند! ). نکته ای که م2طمئناً باعث شهرت روزافزون داستان عطش مبارزه در این یکی دو سال اخیر شده این بوده که همواره با مجموعه داستانهای گرگ و میش مقایسه شده است! البته شما به احتمال زیاد کمترین شباهت ممکن را در میان این دو داستان خواهید یافت اما در هر حال این دو در یک نکته با یکدیگر مشترک هستند و آن این است که طرفدارانشان نوجوانانی هستند که گوششان به هیچ چیز بدهکار نیست و پیوسته فریاد می زنند :« فیلمهای ما بهترین های تاریخ سینما هستند! » . داستان این فیلم در آینده ای نامعلوم و در منطقه ای تحت عنوان « پنم » ( که به نوعی می توان گفت آمریکای شمالی هست ) رخ می دهد. سالها پیش، ایالتهای پنم در یک اقدام هماهنگ بر ضد حکومت مرکزی شورش کردند که علی رغم درگیری سنگینی که بوجود آمد ، همگی انها شکست خوردند و مجبور به تن دادن به یک معاهده صلح با شرایط وحشتناک شدند. یکی از بند های این قرارداد به این شکل بود که هر کدام از ایالتهای 12 گانه می بایستی در هر سال ، یک پسر و دختر بین 12 تا 18 سال را برای برگزاری مسابقاتی تحت عنوان Hunger Games ( این اصطلاح معادل دقیق فارسی ندارد و می توان آن را مسابقات کشتار ، مسابقه برای بقا و... نامگذاری کرد. در کل می توان گفت که این اصطلاح به معنای مبارزه برای رفع گرسنگی یا درماندگی است! ) به پایتخت بفرستند. شرایط این مسابقه به این شکل است که تمام شرکت کنندگان کودک و نوجوان باید یکدیگر را قتل عامل کنند و هرکس که در نهایت باقی بماند، برنده اصلی خواهد بود و کلی هم جایزه نصیبش خواهد شد! ولین نکته ای که باید درباره فیلم « عطش مبارزه » به آن اشاره کنم این هست که شخصیت پردازی در آن به اندازه کافی انجام نگرفته است. در ویدئوی ابتدایی فیلم پس از آنکه به صورت خلاصه اطلاعاتی درباره منطقه 12 به مخاطب ارائه می شود، دیگر خبری از ادامه اش نیست و تماشاگر بی خبر هم تا پایان فیلم جواب سوالاتش را نمی گیرد. به عنوان مثال « عطش مبارزه » به مخاطبش درباره چرایی برگزاری مسابقه و اینکه چرا این مسابقه با این ابعاد بزرگ برگزار می شود چیزی نمی گوید، یا اینکه مشخص نیست به چه دلیل مردمان ایالتهای مختلف از نظر وضعیت معیشتی در شرایط متفاوتی هستند ( با توجه به اینکه حکومت مرکزی ظاهراً سیستمی شبیه به کمونیست را به مرحله اجرا درآورده است! ) یا بدتر از همه اینکه تماشاگر نمی داند این کاپیتول خراب شده که همه در آن خشونت طلب هستند، اصلاً چجور جایی است و چگونه گذر ایام می کنند! مطرح نکردن این مسائل با توجه به مدت زمان طولانی فیلم، غیرقابل قبول هست و می توان گفت که « عطش مبارزه » در این مورد ضعف های نسبتاً زیادی دارد. البته این را هم اضافه کنم که در مقایسه با قسمت آخر گرگ و میش که کارگردان تصمیم گرفته بود نسبت به لحظه در کتاب وفادار باقی بماند و کلی صحنه مزخرف و اتاق بهم ریخته و ماه عسل نشانمان داد، بسیار خوشحال می شوم که « عطش مبارزه » وارد جزییات کتاب نشده! لبته این را اضافه می کنم که « عطش مبارزه » فیلم چندان خشنی نیست چراکه گری راس با فشار کمپانی ، مجبور شده تا صحنه های خونین داستان را با یک تدوین تند خاتمه دهد تا خبری از جنازه و خون نباشد! به عبارت ساده تر شما هرگز در جریان تماشای عطش مبارزه خون یا کشت و کشتار به معنای واقعی نمی بینید و هر زمان هم که کارگردان قصد کشتن یک شخصیت را داشته باشد، آن را با یک تکان شدید دوربین نشانتان می دهد که تمامی اینها به دلیل گرفتن درجه بندی سنی PG-13 بوده است. سکانس های مبارزه فیلم کم نقص هستند و به خوبی هم کارگردانی شده اند. این سکانس ها که به شکل شلاقی روانه تماشاگر می شوند ، از هیجان بسیار بالایی برخوردار هستند و گری راس هم تا می توانسته این صحنه ها را از طریق سبک " دوربین روی دست " گرفته است که خوشخبتانه اینبار باعث سردرد شما نخواهد شد. این سکانس های اکشن مناسب مدت زمان طولانی دو ساعت و نیمه فیلم هستند و ایراد خاصی هم نمی توان به آن گرفت. شاید تنها ایراد اکشن فیلم را تماشاگران بزرگسال بگیرند چراکه مبارزات خونین این آدمها هیچ خونی ندارد و این یک پارادوکس کامل را سبب می شود! البته آنقدرها هم بد نیست و تماشاگران بزرگسال سینما هم به راحتی می توانند از این سکانس ها لذت ببرند. اما حساس ترین بخش6 فیلم که می توانست فیلم را به ورطه سقوط بکشاند، انتخاب بازیگران نقش های اصلی بود که در مورد « عطش مبارزه » این امر به خوبی صورت گرفته و می توان گفت که برخلاف سری گرگ و میش ، اینبار به درستی انتخاب شده اند. ما اینبار جنیفر لارنس با استعداد را داریم که قرار است با رشادت ها و مهربانی هایش همه را تحت تاثیر خود قرار دهد « عطش مبارزه » بسیار عالی و جذاب است و به راحتی هم توانسته در مدت زمانی طولانی حضورش در تصویر ( تقریباً دو ساعت کامل در جلوی دوربین حضور داشته! ) مخاطب را به سوی خودش جذب کند و این به معنای موفقیت کامل یک بازیگر است. لارنس در سکانس های اکشن آنطور که تصویر گویاست، تمرین های بسیار سختی را گذرانده و به ورزیدگی کامل دست یافته است ( البته در بعضی سکانس ها احساس می کنم که یک دختر نسبتاً ورزیده تر به جای او بازی می کند! ) . خوشبختانه لارنس بازیگر بسیار با استعدادی است که توانایی های زیادی در گسترش بخش درام یک فیلم دارد و این امتیاز بزرگی برای « عطش مبارزه » بوده است. وی در سکانس های دو نفره با جاش هاچرسون به راحتی بر او غلبه کرده و نگاه ها را به خود خیره می کند. در کل باید بگم که خیلی خوشحالم که اینبار سنت شکنی شده و یک بازیگر با استعداد در یک فیلم تینیجری – حماسی! در نقش اصلی حضور پیدا کرده است. سازندگان « عطش مبارزه » گفته اند که در صورتی ادامه این فیلم را خواهند ساخت که فروش قابل قبولی را پشت سر بگذارد. خب تا الان که در حال نوشتن این مقاله هستم فیلم کل سالنهای سینما را قبضه کرده و به نظر هم می رسد که در نهایت به فروش خیره ای دست پیدا کند. پس خودتان را برای ادامه این سری با نامهای « خط آتش » و « زاغ مقلد » آماده کنید. منبع: مووی مگ


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.