شکست امریکای شکست ناپذیر

در فضای مجازی و در فضای مکتوب ایرانی معمولاً ها و گزارش‌ها و دروغ‌های متعددی در مورد نیروی هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی و قدرت ماورایی و مافوق باور آنها هوایی منتشر می‌شود مثلاً همواره این باور باطل وجود دارد که صهیونیست‌ها در تمام نبردهای هوایی با کشورهای عربی همیشه پیروز بودند و اصلاً چیزی به اسم شکست نداشتند...
چهارشنبه، 11 بهمن 1402
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : کریم جعفری
موارد بیشتر برای شما
شکست امریکای شکست ناپذیر

شکارچی لیبیایی اف-۱۴ آمریکایی

در فضای مجازی و در فضای مکتوب ایرانی معمولاً ها و گزارش‌ها و دروغ‌های متعددی در مورد نیروی هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی و قدرت ماورایی و مافوق باور آنها هوایی منتشر می‌شود مثلاً همواره این باور باطل وجود دارد که صهیونیست‌ها در تمام نبردهای هوایی با کشورهای عربی همیشه پیروز بودند و اصلاً چیزی به اسم شکست نداشتند اما اگر تاریخ را درست مطالعه کنید متوجه خواهید شد که صدها جنگنده این رژیم توسط خلبانان سوری مصری عراقی و پاکستانی شکار شده است. همین مسئله در مورد خلبانان آمریکایی و جنگنده‌هایشان نیز قابل گفتن است روایت‌های دروغی که در مورد حمله هوایی آمریکا به لیبی دست به دست می‌چرخد باعث شد تا ما تلاش کنیم برخی از این نبردهای هوایی که در آن خلبان آمریکایی و اسرائیلی مغلوب خلبانان مسلمان شدند را منتشر کنیم تا گوشه‌ای از حقیقت در برابر شما نمایان شود.
 
خلبان تکخال لیبیایی، سرلشگر خلبان «أبوالقاسم أمسیک ألزنتانی»، او در سال۱۹۷۱ وارد خدمت در ارتش لیبی شد و در رسته خلبانی جنگنده دوره‌های آموزشی فشرده خود را در لیبی و شوروی سابق گذراند و به‌عنوان خلبان جنگنده بمب افکن‌های SUKHOI-22 FITTER مشغول به خدمت در نیروی هوایی کشورش شد. در روز ۱۹ آگوست سال۱۹۸۱ طی یک مأموریت رزمی از نوع پرواز اسکرامبل با جنگنده بمب افکن SUKHOI-22MK3 به همراه وینگمن خود ستوان‌یکم خلبان مختار العربی الجعفری جمعی اسکادران ۱۰۲۲ شکاری بمب افکن نیروی هوایی لیبی مستقر در پایگاه هوایی «قاردبیه» داده شد یک اف14 امریکایی را سرنگون کردند...
 

روبرو شدن با خط مرگ در چهل و دومین سالگرد آن، به روایت یکی از قهرمانانش

نوزدهم آگوست، چهل و دومین سالگرد رویارویی لیبیایی‌ها و آمریکایی‌ها در خلیج سرت است که به رویارویی «خط مرگ» معروف بود و خلبانان لیبیایی توانستند با جنگنده‌های SUKHOI-22MK3 با هواپیماهای متجاوز F-14A ناوگان ششم نیروی دریایی آمریکا مقابله کنند. بزرگترین نیروی شناخته شده برای بشر، زمانی که نیروی هوایی لیبی جنگنده پیشرفته  هواپیمای F-14A آمریکایی را سرنگون کرد و پروژه تسلط آمریکایی‌ها بر خلیج سرت را متوقف کرد آن‌هم علیرغم مانورهایی که ناوگان ششم آمریکا در آن زمان آماده انجام آن بود.
 
شاید بهترین کسی که این حماسه قهرمانانه را روایت می‌کند یکی از قهرمانان آن باشد، بلکه فرمانده اسکادران است که دستورات را دریافت کرده و آن را به‌طور کامل اجرا کرده است. در همین راستا، پورتال خبری آفریقا گفته‌های  سرلشگر خلبان أبوالقاسم امسیک ألزنتانی را منتشر می‌کند به‌عنوان شاهد زنده این رویارویی. أبوالقاسم امسیک ألزنتانی که با مشارکت وینگمن خود مختار الجعفری که سال‌ها از وقت خود را  در مبارزه سپری کرده بود، درگیری را رهبری می‌کرد.
 
صبح روز 18 آگوست 1981 تلگراف‌های رمزگذاری شده و باز از مرکز عملیات نیروی هوایی اعلام شد که بر اساس آنچه از عملیات هوانوردی گزارش شده است، سطح آمادگی در تمام پایگاه‌های هوایی لیبی به حداکثر رسیده است؛ در خصوص اعلام فرمانده ناوگان ششم آمریکا مبنی بر انجام مانور برای مدت چهار روز از 19 تا 22 اوت 1981 میلادی.
 
بلافاصله فرماندهی پایگاه هوایی قاردبیه سرهنگ خلبان «جمعه رمضان زید» برای تشکیل جلسه اضطراری در خصوص تدوین طرح مقابله نظامی به ستاد عملیاتی نیروهای مسلح در طرابلس احضار شد و پس از پایان جلسه سرهنگ خلبان جمعه رمضان زید به عنوان فرماندهی تنها اسکادران جنگنده بمب افکن مستقر‌در پایگاه، آن زمان با من تماس گرفت و موضوع را به من اطلاع داد. عملیات و دستور مقابله و درگیری با هر هواپیمای حامل علائم  آمریکایی یا اسرائیلی که در مدارهاى30 درجه تا 32درجه واقع  در خلیج سرت از خط مرگ عبور می‌کنند، بر این اساس تمام اعضای گروهان و بال نگهدارنده را احضار کردم و همه به عنوان تیم عملیاتى با روحیه بالا برای تجهیز و تجهیز اقدام کردند. هواپیماها را با مخازن سوخت اضافی، موشک‌ها و مسلسل‌ها آماده کنید.
 
مسابقه‌ای واقعی بین خلبانان برای شرکت در این افتخار بزرگ بود. من با خلبانان جلسه‌ای برگزار کردم و دستور عملیات را برای آنها خواندم. برنامه چرخشی برای خلبانان تنظیم شد که از طلوع آفتاب در روز 19 اوت، یعنی تاریخ شروع مانور ناوگان ششم آمریکایی شروع می‌شد. من و ستوان‌یکم مختار العربی الجعفری در رأس برنامه اولین سورتی رهگیری قرار داشت و من متوجه روحیه بالای خلبانانی شدم که برای اطلاع از زمان پرواز خود را به برنامه رساندند و شور و شوق و میهن پرستی در چهره همه نمایان شد. در پاسخ به ندای ملتی که زمانش فرا رسیده بود.
 
امسیک می‌افزاید: «SUKHOI-22 FITTER در اصل هواپیماهای جنگنده بمب افکن جمعى اسکادران 1022 بودند و مأموریتش رهگیری هوایی نبود، اما واقعیت خودش را تحمیل کرد و هیچ راه گریزی  در آن زمان جز استفاده از SUKHOI-22 FITTER در این مأموریت نبود، چون زمان بسیار کوتاه بود و‌در آن زمان تنها پرنده مستقر در آنجا بود. در آن زمان هنوز فضای کافی برای استقرار هواپیماهای رهگیری در پایگاه وجود نداشت و بنابراین SUKHOI-22 FITTER تا  هنگام ورود هواپیماهای رهگیر، به ایفاى نقش رهگیر هم اختصاص داده شد. به خلبانان دستور داده شد که برای آماده شدن جهت نبرد با شروع طلوع سپیده دم  روز بعد به اتاق‌های خود در داخل پایگاه بروند.
 
من و بقیه افسران، مهندسان، تکنسین‌ها، فرماندهی تعمیر و نگهداری، اعضای اسکادران و اعضای تعمیر و نگهداری، در طول شب 19 آگوست با پشتکار در مقر باقی ماندیم تا هواپیماها را آماده کنند. قبل از سحر، ستوانیکم خلبان مختار الجعفری وارد شد و به لباس پرواز و جیسوت مجهز شد، من هم همین کار را کردم و فقط چند لحظه بود که افسر عملیات ستوان محمد عنون از عملیات پدافند هوایی با من تماس گرفت. از منطقه نظامی مرکزی به من اطّلاع دادند که سطح آمادگی اسکادران افزایش یافته است، زیرا هواپیمای آمریکایی از ناو هواپیمابر «نیمیتز» شروع به بلند شدن کرد و سپس بازگشت. به سمت رمپ پروازی که هواپیماهای آماده در آن قرار داشتند حرکت کردیم. در حالی که ما در راه بودیم با نزدیک شدن هواپیمای دشمن به خط مرگ، فرمانده عملیات هوایی درخواست بلند شدن فوری کرد.
 

اف-۱۴ آمریکایی طعمه سوخوی لیبیایی شد

دقیقا در ساعت هفت و دو دقیقه بامداد بالگرد هم برای پشتیبانی و عملیات نجات هنگ SUKHOI-22 به پرواز درآمد، من فرماندهی هنگ را برعهده داشتم و ستوان مختار الجعفری شماره 2 در تشکیلات بود، تکرار کردیم: خدا بزرگ است و بر خدا توکل داریم، به ستوان الجعفری دستور دادم برای روشن کردن پرتابگر، قرار دادن موشک‌های هوا به هوا در حالت آماده باش و همچنین مسلسل‌های هواپیما و تغییر کانال ارتباطی به کانال 12 که برای اتاق هدایت در آن زمان تعیین شده بود، تماس حاصل شد.
 
خلبان جنگنده در اتاق عملیات که بلافاصله درخواست تغییر جهت داد تا 20 درجه در جهت هدف دشمن که در یک حرکت چرخشی به دور خود به خط مرگ نزدیک می‌شد، سپس کمی نزدیک شد و چرخش را تکرار کرد. در حال سنجش واکنش لیبیایی‌ها بود و بنابراین رادار به ارسال جهت، فاصله و ارتفاعی که ما را از هدف جدا می‌کرد ادامه داد و من این کار را تکرار کردم تا زمانی که توانستم اهداف دشمن را با چشم غیرمسلح ببینم: دو جنگنده F -14A متجاوز آمریکایی را دیدم. بلافاصله به برج مراقبت و پرسنل کنترل رادار گفتم که دارم دو فروند هواپیمای F-14A می‌بینم، ستوان عون گفت: «کاپیتان امسیک، آنها هشت هواپیما هستند، من به خدا توکل دارم و پروردگارم با شماست.» و با گفتن این جمله خداوند من را سرشار از نیرو و شهامت کرد و چشمانم به دو هواپیمای دشمن روبه رو خیره شد و سپس فرمانده گروهک آمریکایی برای گرفتن موقعیت پرواز در سمت راست چرخش تند به چپ انجام داد.
 
بر اساس طرح مانور ما طبق رسم آن‌ها در گذشته، زمانی که هر بار بر فراز آب‌های بین‌المللی ملاقات می کردیم، در طی آن در یک مسیر پرواز می‌کردیم تا زمانی که با ما هماهنگ باشند، اما این بار موضوع متفاوت بود، زیرا ما در یک مسیر بودیم. پرواز واقعی رهگیری بود، و آنها داشتند... از خط مرگ عبور کردند. بنابراین من بلافاصله مسیرم را به سمت راست تغییر دادم، به دنبال جنگنده آمریکایی، و تنها چند لحظه بعد بوق هشدار روی صفحه کنترل موشک به صدا درآمد و چراغ اخطار موشک روشن شد و اعلام کرد که هدف را گرفته روی آن لاک‌کرده و آماده پرتاب موشک است. در یک چشم به هم زدن به فاصله‌ای که از پایگاه داشتم و از آنجا حرکت کرده بودم و تنها 75 کیلومتر با آن فاصله داشت توجهم جلب شد. اغبن فاصله از سرت یعنی ما در داخل آب‌های سرزمینی هستیم.
 
بنابراین من تردید نکردم و به اتاق عملیات اطلاع ندادم، چون این وضعیت عادی نیست و نمی‌تواند اتفاق بیفتد، اما خداوند عزیز قدرتمند می‌خواست و انگشت من برای فشار دادن دکمه پرتاب حرکت کرد. برای پرتاب موشک پشت سر لیدر دسته پروازی آمریکایی (هنری کلیمن) که تقریباً 400 متر فاصله داشت (و ما رمیت اذ رمیت و لکن اللَّه رمی) بلافاصله به اتاق عملیات اطلاع دادم و گفتم: «من موشک اول را شلیک کرده‌ام و من دومی را امتحان می‌کنم.» از ستوان مختار خواستم تا مخازن سوخت یدکی را رهاسازی کند و اینکه درگیر شدیم و شماره 2 در آرایش جنگی باشد. جنگنده آمریکایی با دیدن شلیک موشک توسط من به من امان نداد.
 
جنگنده آمریکایی با تغییر آرایش به سمت راست چرخید و هواپیمای من را دنبال کرد و من در یک پیچ تند او را تعقیب کردم. پیچ را کامل نکردیم تا اینکه او در موقعیتی قرار گرفت که یک موشک هوا به هوای اِسپارو پرتاب کند. موشک چند لحظه بعد از اصابت موشک‌های من به هواپیمای آمریکایی، به هواپیمای من اصابت کرد و بار دیگر اراده الهی وارد شد و دستم دکمه اجکت روی صندلی نجات را فشار داد و به سمت آسمان در ارتفاع 7000 متری پرتاب شد. هواپیمای من منفجر می‌شود، لاشه آن به دریا می‌اُفتد و هواپیمای من از روی صفحه رادار ستوان عنون ناپدید می شود.
 
نیروی دریایی لیبی با استفاده از هلیکوپترها با نجات قهرمانان این ماموریت را به پایان رساندند. در همین حال ستوان الجعفری با مشاهده دو هواپیما که از سمت چپ به او حمله می‌کنند، جهت خود را به سمت آنها تغییر داد و از محل ناپدید شدن هواپیمای من در حدود 40 کیلومتری شمال دور شد که یکی از هواپیماهای آمریکایی توانست به او شلیک کند. با یک موشک و همچنین با چتر نجات پرید. کنترل کننده در اتاق عملیات توانست محل سقوط او را مشخص و تحت نظر داشته باشد. بلافاصله هواپیماها برای امداد و نجات حرکت کردند و قایق‌های نیروی دریایی لیبی به جستجو پرداختند و حدود ساعت نه و نیم او پیدا شد و نجات یافت. به این ترتیب همه هواپیماهای امدادی و قایق‌های نیروی دریایی در همان جایی که ستوان مختار پیدا شد، در 120 کیلومتری ساحل، به جستجوی من می‌پرداختند، در حالی که من 80 کیلومتر با ساحل فاصله داشتم، یعنی 40 کیلومتر با موقعیت الجعفری فاصله داشتم.
 

آمریکایی‌ها حاضر به اعتراف نشدند!

همان روز بعد بلافاصله پس از این درگیری، ادی همیلتون، سخنگوی رسمی کاخ سفید آمریکا از این درگیری خبر داد و گفت: «درگیری بین هواپیماهای آمریکایی و هواپیماهای لیبیایی بر فراز دریای مدیترانه رخ داد که دو هواپیمای لیبیایی سرنگون شدند. ما نمی‌دانیم که تلفات ما چه تعداد بوده است اعم ازمجروح یا اینکه اگر کسی کشته شده است.» یعنی هواپیمای آنها مورد اصابت قرار گرفته است. در همان روز صبح فرمانده ناوگان ششم (بیل مایر جانسون) از پایان فوری مانور و خروج کل ناوگان ششم به بنادر ایتالیا خبر داد. این اتفاق در تاریخچه ناوگان ششم که در روز اول مجبور به لغو مانورهای خود شد و این دومین پیروزی برای لیبی است.
 
تلویزیون رسمی لیبی شب بعد از نجاتم مصاحبه‌ای با من کرد که در آن از سرنگونی هواپیمای آمریکایی خبر دادم، صبح روز دوم درگیری فرمانده ناوگان آمریکا از سرنگونی یک فروند هواپیمای F-14A در منطقه جنوبی مدیترانه خبر داد. او گفت اشتباهی مورد اصابت قرار گرفته است!
 
أبوالقاسم امسیک ألزنتانی می‌افزاید: پس از حدود یک ماه امواج دریای خروشان در خلیج سرت بخشی از لاشه هواپیمای F-14A آمریکایی را به ساحل منطقه «جبیل الخاش» در سرت پرتاب کرد که لاشه هواپیما منتقل شد به پایگاه قاردبیه و از آنجا به دانشگاه الفتح در آن زمان تا بررسی شود که چه مدت در دریا مانده است و نتیجه ثابت کرد که مدت زمان تقریبی بوده است.  سپس بخشی از لاشه هواپیما به موزه بریگادهای سرخ در طرابلس سپرده شد تا شبیه دکل ناوشکن آمریکایی فیلادلفیا باشد که توسط ملوانان لیبیایی در سال 1835 نابود شد.
 
آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها همواره در مورد جنگ‌های خود دروغ می‌گویند و برخلاف تبلیغات هالیوودی آنها حقیقت میدان نبرد چیز دیگریست. به عنوان مثال آمریکا و انگلیس خود را پیروز جنگ جهانی دوم جا زده‌اند و بسیاری هم به این نتیجه رسیدند که واقعیت همین است! اما حقیقت آن است که این ارتش شوروی بود که ماشین جنگی آلمان نازی را متوقف کرد و در ۴ سال جنگ شبانه روزی با فرسوده کردن آلمان، آمریکا، انگلیس و دیگر کشورهای غربی فرصت پیدا کردند تا در ساحل نورماندی پیاده شوند. این قلب حقیقت همیشه ادامه داشته و هنوز هم ادامه دارد و باید در این زمینه هوشیار و مراقب بود.
 
بخشی از بقایای لاشه جنگنده F-14A  متعلق به نیروی دریایی آمریکا در روز۱۹ آگوست سال۱۹۸۱ توسط خلبان تکخال لیبیایی سرلشگر خلبان أبوالقاسم امسیک ألزنتانی با شلیک موشک حرارتی ویمپل R-60M از جنگنده بمب افکن SUKHOI-22MK3 FITTER ,نیروی هوایی لیبی ساقط شد و به قعر آب‌های خلیج سرت سقوط کرد. حدود یک ماه بعد  بوسیله امواج خروشان دریای مدیترانه در خلیج سرت بخشی از لاشه هواپیمای F-14A آمریکایی به ساحل منطقه «جبیل الخاش» رسید که پس از طوفان بلافاصله لاشه این هواپیما به پایگاه قاردبیه منقل شد...
 
از زمان شروع عملیات طوفان الاقصی تا این لحظه همواره یک جریانی در حال تزریق این توهم است که ایران «تحمل جنگ» با امریکا را ندارد! یا ایران نباید در دام رژیم صهیونیستی برای جنگ با امریکا بیفتد! هر چند ایران با شلیک 24 تیر موشک بالستیک به عراق و سوریه و همچنین انهدام کمپ آموزشی تروریست‌ها در فاصله 5 کیلومتری پایگاه سری سازمان سیا در پاکستان نشان داد که از چیزی واهمه ندارد و حتی 5 سال پیش که قدرت امروز را هم نداشت پس از زدن عین الاسد که ترامپ تهدید می‌کرد 50 نقط ایران را خواهد زد، آماده جنگ بود.
 
این موضوع دقیقاً برای خود امریکایی‌ها قابل فهم و درک است که هر ماجراجویی که بخواهد «ایران» را هدف قرار دهد، پاسخی چند برابر خواهد داشت. اما از طرف دیگر سران کاخ سفید باید این تحلیل را بارها مرور کنند که در هر نقطه‌ای، در هر سطحی و به هر شکلی که منافع ایران را هدف قرار دهند؛ ضربه خواهند خورد. البته این را مطمئن هستم که به طرف امریکایی رسانده شده و نکته مهم‌تر آنکه امریکایی‌ها باید شعار «دنبال گسترش جنگ نیستیم» را هم به کناری بگذارند. هر اقدام نسنجیده آن‌ها، یعنی شروع جنگ.
 
موضع رسمی ایران البته روز دو‌شنبه توسط سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور در جمع خبرنگاران قرائت و موضع شفاف و صریح ایران در قبال این تحولات مورد ارزیابی قرار گرفت. در این بیانیه آمده بود: «جمهوری اسلامی ایران از ابتدای بحران جاری غزه، مکررا نسبت به خطر گسترش دامنه  درگیری در منطقه به دلیل ادامه‌ حملات رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین و نیز پشتیبانی همه جانبه ی آمریکا از نسل‌کُشی فلسطینیان در غزه و کرانه باختری هشدار داده و نقض پایدار و مکرر حاکمیت ملی عراق و سوریه توسط نیروهای آمریکایی و بمباران‌ها و انجام حملات علیه گروهها و مردم عراق، سوریه و یمن را تشدید کننده این چرخه بی‌ثباتی می‌دانست.
 
جمهوری اسلامی ایران با تاکید مجدد بر اهمیت حفظ صلح و ثبات و امنیت در منطقه، معتقد است جنگ در غزه راه حل نبوده و پایان دادن به حملات رژیم صهیونیستی به غزه و آتش‌بس فوری، می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت آرامش به منطقه گردد. گروه‌های مقاومت در منطقه در تصمیمات و اقدامات خود از جمهوری اسلامی ایران دستور نمی‌گیرند و جمهوری اسلامی ایران ضمن اینکه از توسعه درگیری در منطقه استقبال نمی کند، اما در تصمیمات گروه‌های مقاومت برای نحوه‌ی حمایت از ملت فلسطین و یا دفاع از خود و مردم کشورشان در برابر هر گونه تجاوز و اشغالگری دخالتی ندارد.
 
تکرار اتهام بی‌اساس به ایران، فرافکنی و نیز توطئه‌ی کسانی است که منافع خود را در کشیدن مجدد پای آمریکا به معرکه‌ای تازه در منطقه و تحریک آن در گسترش و تشدید بحران می‌بینند تا از این طریق مشکلات خود را پوشش دهند. ایران با آمادگی و هوشیاری تحولات در منطقه را زیر نظر دارد و مسئولیت عواقب اتهامات تحریک آمیز علیه ایران، بر عهده عاملان طرح چنین ادعاهای بی اساسی است.» چند خط آخر خود بیانگر نوع نگاه ایران نسبت به تحولات منطقه است؛ به باور ایران امریکا برای فرار از مشکلاتی که پیش‌رو دارد ناچار به فرافکنی است و می‌خواهد مشکلات داخلی و خارجی‌اش را پوشش دهد.
 
طرح موضوع «آمادگی و هوشیاری» در «تحولات منطقه» یعنی آماده‌باش در همه سطوح نظامی و دیپلماتیک نه در خود ایران، بلکه امروز ایران همه منطقه را به عنوان فضای سیاسی، نظامی و حیات خلوت خود می‌بیند که هر اتفاقی در آن می‌تواند تبعات سنگین و گسترده‌ای داشته باشد که این تبعات بر گردن «کسانی است اتهامات تحریک‌آمیز علیه ایران» مطرح می‌کنند. بنابراین موضع ایران صریح و شفاف است و هر در نقطه‌ای به هر شکلی علیه ایران اقدامی صورت بگیرد، امریکایی‌ها باید چند ده برابر هزینه‌اش را پرداخت کنند.
 
دوران «بزن درویی» خیلی وقت است تمام شده. همان‌طور که می‌دانید پس از شروع نبرد طوفان الاقصی و نحوه دخالت امریکایی‌ها تحولات اخیر می‌تواند محملی برای بازگشت دوباره به غرب آسیا باشد. اما این بازگشت با توجه به شعار ایران مبنی بر «اخراج امریکا» از منطقه، چندان جفت و جور در نمی‌آید. ایران به هر شکل ممکن تلاش دارد تا خود را از جنگ دور نگه دارد و به همین دلیل هم قدرتمند شده، قوی شده تا علیه‌اش جنگی صورت نگیرد. از این قدرت باید نهایت بهره‌برداری را کند تا دشمن در همه محاسباتش تجدیدنظر کرده و دست به حماقت نزند، چرا که با توجه به شکست راهبردی دشمن، او دنبال کسب یک پیروزی ولو ظاهری است.


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.