
چند روزی است که در جادههای شمال کشور محدوده چالوس تا رامسر بیلبوردهای تبلیغاتی با طرح و نوشته «از اینجا تا رامسر برنامه است!» دیده میشود؟!
«برنامه» در گفتگوی رسمی استارت آپ ها که این مجموعه از آن استفاده کرده به معنی نرمافزار است، و البته یک کلمه دوپهلو، استفاده از کلمات دوپهلو (یا بازی با کلمات) یکی از تکنیکهای رایج در تبلیغات غیرمحسوس است. این روش به تبلیغکنندگان اجازه میدهد تا پیام خود را به گونهای منتقل کنند که در نگاه اول ساده یا بیضرر به نظر برسد، اما در لایههای زیرین، مفهومی تبلیغاتی یا القایی داشته باشد.
اصطلاح «برنامه» به معنای غیررسمی و خاص آن (مثل برنامهریزی برای دورهمیهای شامل مشروبات الکلی یا فعالیتهای خارج از چارچوب عرفی) معمولاً در بین جوانان و قشر نوجوان تا میانسال در ایران رایج است.
آیا استفاده از این کلمه در ایام تعطیل، در منطقه شمال کشور با استفاده از علامت تعجب (!) در یک بنر تبلیغاتی، معنای رسمی را دنبال می کند یا اشاره به معنای غیر رسمی و خاص آن و برای جلب توجه مخاطب و متهم کردن شهرهای شمال کشور به مکانی برای لهو و لعب دارند؟!
حتی اگر تبلیغ دهنده واقعا هدفی از بیان جمله نداشته باشد، آیا همین احتمال دو پهلو برای نهادهای ناظر اتمام حجتی نبود تا جلوی نصب و اشاعه آنرا بگیرند؟!
مدیرکل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کجاست؟ شهرداریهای این شهرستانها کجا هستند؟ فرمانداریها و استانداریها کجا هستند؟ دادستان و مدعی العموم کجاست؟ ائمه جماعات و نیروهای انقلاب و مردمان غیور طبرستان و آمران به معروف و ناهیان از منکر کجا هستند؟
آیا متبادر به ذهن بودن معنای خاص «فعالیتهای خارج از چارچوب عرفی» از توهین به مردم شمال کشور که در ایام تعطیلات نوروزی و تابستان توسط برخی از مسافران مسبوق به سابقه است، نامطبوع و نفرت انگیز نیست؟!
از حواشی و مشکلات پیرامون کم توجهی به موضوع ممنوعهای مانند: حجاب نباید درس گرفت؟ آیا توجه دادن به یک موضوع ممنوع شرعی و قانونی دیگر نمیتواند عواقب قانونی و اجتماعی به همراه داشته باشد؟
دیدگاههای متفاوتی وجود دارد که آیا صحبت پیرامون محتوای غلط و مغرضانه، باعث نشر آن میشود یا خیر؟
«برنامه» در گفتگوی رسمی استارت آپ ها که این مجموعه از آن استفاده کرده به معنی نرمافزار است، و البته یک کلمه دوپهلو، استفاده از کلمات دوپهلو (یا بازی با کلمات) یکی از تکنیکهای رایج در تبلیغات غیرمحسوس است. این روش به تبلیغکنندگان اجازه میدهد تا پیام خود را به گونهای منتقل کنند که در نگاه اول ساده یا بیضرر به نظر برسد، اما در لایههای زیرین، مفهومی تبلیغاتی یا القایی داشته باشد.
اصطلاح «برنامه» به معنای غیررسمی و خاص آن (مثل برنامهریزی برای دورهمیهای شامل مشروبات الکلی یا فعالیتهای خارج از چارچوب عرفی) معمولاً در بین جوانان و قشر نوجوان تا میانسال در ایران رایج است.
آیا استفاده از این کلمه در ایام تعطیل، در منطقه شمال کشور با استفاده از علامت تعجب (!) در یک بنر تبلیغاتی، معنای رسمی را دنبال می کند یا اشاره به معنای غیر رسمی و خاص آن و برای جلب توجه مخاطب و متهم کردن شهرهای شمال کشور به مکانی برای لهو و لعب دارند؟!
حتی اگر تبلیغ دهنده واقعا هدفی از بیان جمله نداشته باشد، آیا همین احتمال دو پهلو برای نهادهای ناظر اتمام حجتی نبود تا جلوی نصب و اشاعه آنرا بگیرند؟!
مدیرکل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کجاست؟ شهرداریهای این شهرستانها کجا هستند؟ فرمانداریها و استانداریها کجا هستند؟ دادستان و مدعی العموم کجاست؟ ائمه جماعات و نیروهای انقلاب و مردمان غیور طبرستان و آمران به معروف و ناهیان از منکر کجا هستند؟
آیا متبادر به ذهن بودن معنای خاص «فعالیتهای خارج از چارچوب عرفی» از توهین به مردم شمال کشور که در ایام تعطیلات نوروزی و تابستان توسط برخی از مسافران مسبوق به سابقه است، نامطبوع و نفرت انگیز نیست؟!
از حواشی و مشکلات پیرامون کم توجهی به موضوع ممنوعهای مانند: حجاب نباید درس گرفت؟ آیا توجه دادن به یک موضوع ممنوع شرعی و قانونی دیگر نمیتواند عواقب قانونی و اجتماعی به همراه داشته باشد؟
دیدگاههای متفاوتی وجود دارد که آیا صحبت پیرامون محتوای غلط و مغرضانه، باعث نشر آن میشود یا خیر؟
برخی میگویند صحبت کردن ممکن است به نشر غیرمستقیم کمک کند، وقتی به طور گسترده صحبت میشود، ممکن است افرادی که قبلاً از وجود چنین محتوایی بیاطلاع بودند، کنجکاو شده و به دنبال آن بروند و به تدریج باعث عادیسازی آنها شود و حساسیت جامعه را نسبت به این مسائل کاهش دهد و ممکن است برخی افراد از این بحثها سوءاستفاده کنند.
در مقابل دیدگاه دوم میگوید، صحبت کردن ضروری است تا آسیبها مشخص شود، اگر به درستی و با رعایت چارچوبهای اخلاقی و فرهنگی درباره آسیبها صحبت شود، میتواند به افزایش آگاهی و پیشگیری از پیامدهای منفی آن کمک کند، نادیده گرفتن یا سکوت در برابر این موضوعات ممکن است باعث گسترش خاموش آن شود. در حالی که صحبت کردن میتواند کمک کند تا راهکارهای مناسبی برای مقابله با آن پیدا شود، همچنین بحث درباره این موضوعات میتواند به سوءاستفاده یا آسیبهای ناشی از این محتوا و مطالب کمک کند.
اگر به چالشها و مشکلات که این استارت آپ در سابقه و عرصه فعالیت خود مانند: مشکلات امنیتی، کلاهبرداری، جعل هویت، فروش کالاهای غیرمجاز، نظارت ناکافی، تورم و نوسانات قیمت و ... داشته است، توجه شود، بیشتر باید به دیدگاه دوم توجه کرد تا جلوی تکرار موارد مشابه که قبلا هم اتفاق افتاده (مانند تبلیغات برند دافی) گرفته شود.
شاید این پلتفرمهای خدماتی در برخی چالشهای قبلی با محتواهای مجرمانه یا غیرقانونی برای فرار از مسئولیت در دادگاهها یا کاهش تعهدات قانونی، از سیاست و استراتژیهای خاص حقوقی، فنی و سیاستگذاری زیر استفاده میکردند:
- "میزبانی محتوا بدون مسئولیت" یعنی معرفی کنند هستند و نه تولیدکننده محتوا
- "حذف محتوای غیرقانونی پس از گزارش" یعنی محتوای غیرقانونی یا مجرمانه را تنها در صورتی حذف کنند که توسط کاربران یا مراجع قانونی گزارش شود
- "عدم نظارت فعال بر محتوا" یعنی بر تمام محتوای منتشر شده نظارت ندارند، چرا که این کار از نظر فنی و مالی بسیار پرهزینه است.
- "محدود کردن مسئولیت از طریق شرایط استفاده (Terms of Service) " یعنی پلتفرمها معمولاً شرایط استفاده و خطمشیهای محتوای دارند که کاربران باید آنها را بپذیرند. و در این شرایط، ذکر میشود که کاربران مسئول محتوای منتشرشده خود هستند و پلتفرم مسئولیتی در قبال آن ندارد.
- "همکاری با مراجع قانونی" یعنی این پلتفرمها معمولاً با مراجع قانونی همکاری میکنند تا محتوای مجرمانه را حذف کنند یا اطلاعات کاربران خاطی را در اختیار آنها قرار دهند. این همکاری به آنها کمک میکند تا در دادگاهها ادعا کنند که به تعهدات قانونی خود عمل کردهاند.
- "فقدان قوانین شفاف در فضای مجازی" یعنی در ایران، قوانین شفاف و دقیق در مورد مسئولیت پلتفرمهای آنلاین وجود ندارد. این ابهام به پلتفرمها اجازه میدهد تا از مسئولیت فرار کنند یا حداقل آن را به حداقل برسانند.
ولی همین محدودیتها اکنون متوجه محتوای بنری است که در سطح شهرها تهیه و نصب شده و از طریق تبلیغ غیرمحسوس Subtle Advertising یا Subliminal Advertisin در این پیام تبلیغاتی به گونهای عمل شده که مخاطب به صورت مستقیم و آگاهانه متوجه آنها نشود، اما با تکنیک طبیعی به نظر رسیدن جمله، ناخودآگاه را تحت تأثیر قرار دهد.
این نوع تبلیغات معمولاً از طریق تحریک ناخودآگاه ذهن عمل میکند و ممکن است در رسانههای مختلف مانند فیلمها، برنامههای تلویزیونی، موسیقی، بازیهای ویدیویی، تبلیغات بنری و حتی فضای مجازی استفاده شود.
تبلیغ غیرمحسوس یکی از روشهای قدرتمند در بازاریابی مدرن است، اما باید توجه داشت که استفاده از آن باید با رعایت اصول اخلاقی و قوانین مربوطه انجام شود. در برخی کشورها، استفاده از تبلیغات غیرمحسوس به دلیل تأثیرات ناخواسته بر مخاطبان، محدودیتهایی دارد.
نظارت بر درخواست مجوز و محتوای بیلبوردهای تبلیغاتی بینجادهای در ایران به صورت چندنهادی انجام میشود و سازمانهایی مانند: سازمان راهداری و حمل و نقل جادهای، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداریها و استانداریها در این فرآیند مشارکت دارند. این هماهنگی برای اطمینان از رعایت قوانین فرهنگی، اجتماعی و ایمنی ضروری است.
حال که با تمام نظارتها، متاسفانه شاهد شیطنت رسانهای برخی پلتفرمها هستیم، که نتیجهای جز ایجاد اختلال، تشویش اذهان عمومی، تحریف واقعیتها و در نتیجه تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی را ندارد، از دستگاههای ذیربط تقاضا میشود تا جلوی چنین اقدامات عمدی و برنامهریزیشده در رسانهها توسط افراد، گروهها، سازمانها یا حتی دولتها را که اغلب با اهداف سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیک همراه است، را بگیرند.
چرا که شیطنت رسانهای یک تهدید جدی برای جامعه است، زیرا میتواند افکار عمومی را گمراه کند، اعتماد به رسانهها را کاهش دهد و باعث ایجاد تنش و بیثباتی شود. مقابله با این پدیده نیازمند افزایش آگاهی عمومی، تقویت سواد رسانهای و اقدامات جدی از سوی نهادهای مسئول است.
این نوع تبلیغات معمولاً از طریق تحریک ناخودآگاه ذهن عمل میکند و ممکن است در رسانههای مختلف مانند فیلمها، برنامههای تلویزیونی، موسیقی، بازیهای ویدیویی، تبلیغات بنری و حتی فضای مجازی استفاده شود.
تبلیغ غیرمحسوس یکی از روشهای قدرتمند در بازاریابی مدرن است، اما باید توجه داشت که استفاده از آن باید با رعایت اصول اخلاقی و قوانین مربوطه انجام شود. در برخی کشورها، استفاده از تبلیغات غیرمحسوس به دلیل تأثیرات ناخواسته بر مخاطبان، محدودیتهایی دارد.
نظارت بر درخواست مجوز و محتوای بیلبوردهای تبلیغاتی بینجادهای در ایران به صورت چندنهادی انجام میشود و سازمانهایی مانند: سازمان راهداری و حمل و نقل جادهای، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداریها و استانداریها در این فرآیند مشارکت دارند. این هماهنگی برای اطمینان از رعایت قوانین فرهنگی، اجتماعی و ایمنی ضروری است.
حال که با تمام نظارتها، متاسفانه شاهد شیطنت رسانهای برخی پلتفرمها هستیم، که نتیجهای جز ایجاد اختلال، تشویش اذهان عمومی، تحریف واقعیتها و در نتیجه تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی را ندارد، از دستگاههای ذیربط تقاضا میشود تا جلوی چنین اقدامات عمدی و برنامهریزیشده در رسانهها توسط افراد، گروهها، سازمانها یا حتی دولتها را که اغلب با اهداف سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیک همراه است، را بگیرند.
چرا که شیطنت رسانهای یک تهدید جدی برای جامعه است، زیرا میتواند افکار عمومی را گمراه کند، اعتماد به رسانهها را کاهش دهد و باعث ایجاد تنش و بیثباتی شود. مقابله با این پدیده نیازمند افزایش آگاهی عمومی، تقویت سواد رسانهای و اقدامات جدی از سوی نهادهای مسئول است.