عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109
خودسازی
امام علی علیه السّلام فرمودند:
مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إمَاما فَلْيَبْدَأْ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ، وَلْيَكُنْ تَأْديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسانِهِ وَمُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَمُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالاْءِجْلاَلِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَمُؤَدِّبِهِمْ؛
هركس خود را پيشواى مردم قرار دهد، پيش از آموختن ديگران، به آموزش خود بپردازد، و بايد تربيت كردنش با سيرت و رفتارش، پيش از تأديب به زبانش باشد. آن كس كه معلم و مربّى خويشتن است، سزاوارتر است به احترام، از آنكه معلم و مربّى مردم است.
[نهج البلاغه، حكمت 73]
امام علی علیه السّلام فرمودند:
اِنَّ الدُّنْيا قَدْ تَوَلَّتْ مُدْبِرَةً وَالآخِرَةَ قَدْ اَقْبَلَتْ مُقْبِلَةً وَ لِكُلِّ واحِدَةٍ مِنْهُما بَنُونَ، فَكُونُوا مِنْ اَبْناءِ الآخِرَةِ وَلاتَكُونُوا مِنْ اَبْناءِالدُّنْيا فَإنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَلاحِسابَ وَالآخِرَةُ حِسابٌ وَلاعَمَل؛
دنيا پشت كرده ومى رود. آخرت هم روى آورده و مى آيد و هر يك از دنيا و آخرت را فرزندانى است، پس، از فرزندان آخرت باشيد، و از فرزندان دنيا نباشيد. امروز، روز عمل است و حسابى نيست وآخرت، روز حساب است و مجالى براى عمل نيست.
[بحارالانوار، ج 67، ص 77]
امام على علیه السّلام فرمودند:
اِجْعَلْ نَفْسَكَ ميزاناً فَيما بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ، فَاَحْبِبْ لِغَيْرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ، وَ اكْرَهْ لَهُ ما تَكَرَهُ لِنَفْسِكَ، وَلاتَظْلِمْ كَما لا تُحِبُّ اَنْ تُظْلَمَ، وَ اَحْسِنْ كَما تُحِبُّ اَنْ يُحْسَنَ اِلَيْكَ، وَاسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ ما تَسْتَقْبِحُ مِنْ غَيْرِكَ؛
«خود» را ميزان و معيار بين خودت و ديگران قرار بده.در وصيت نامه خويش به فرزندشان امام حسن( علیه السّلام ) فرمودند: آنچه براى خودت مى پسندى براى غير خودت هم بپسند، آنچه براى خود نمى پسندى براى ديگران هم مپسند. همان طور كه دوست ندارى به تو ظلم كنند، تو هم ظلم نكن و آنچنان كه دوست دارى به تو نيكى كنند تو هم نيكى كن. كارى را كه از ديگران زشت و ناپسند مى شمارى، از خودت نيز ناپسند بشمار.
[تحف العقول، ص 74]
امام حسن عسکری علیه السّلام فرمودند:
اِنَّ لِلسَّخاءِ مِقْداراً فَإنْ زادَ عَلَيْهِ فَهُوَ سَرَفٌ، وَ لِلْحَزْمِ مِقْداراً فَإنْ زادَ عَلَيْهِ فَهُوَ جُبْنٌ وَ لِلاْءقْتِصادِ مِقْداراً فَإنْ زادَ عَلَيْهِ فَهُوِ بُخْلٌ وَ لِلشَّجاعَةِ مْقِداراً فَإنْ زادَ عَلَيْهِ فَهُوَ تَهَوُّرٌ؛
«سخاوت» و بخشش، حدّ و اندازه اى دارد، اگر از آن بگذرد، «اسراف» است. «حزم» و دورانديشى، اندازه و حدّى دارد، اگر بيش از آن باشد،، «ترس» است. «اقتصاد» و ميانه روى هم حدّى دارد، اگر از آن بگذرد، «بُخل» است. و «شجاعت» و دليرى هم مقدار و اندازه اى دارد، اگر از آن حدّ بگذرد، «بى باكى» است.
[بحارالانوار، ج 75، ص 377]
امام کاظم علیه السّلام فرمودند:
يا هِشامُ! لَوْ كانَ فى يَدِكَ جَوْزَةٌ وَ قالَ النّاسُ اِنَّها لُؤْلُؤَةٌ ما كانَ يَنْفَعُكَ وَ اَنْتَ تَعْلَمُ اَنَّها جَوْزَةٌ، وَ لَوْ كانَ فى يَدِكَ لُؤْلُؤةٌ وَ قالَ النّاسُ اِنّها جَوْزَةٌ ما ضَرَّكَ وَ اَنْتَ تَعْلَمُ اَنَّها لُؤْلُؤَةٌ؛
اى هشام! اگر در دست تو گردويى باشد، ولى مردم بگويند كه گوهر است، حرف مردم سودى براى تو ندارد، وقتى خودت مى دانى كه گِردوست. و اگر در دست تو يك لؤلؤ و گوهر باشد، ولى مردم بگويند كه گِردوست، وقتى خودت مى دانى كه گوهر است، سخن مردم تو را زيان نمى رساند!
[تحف العقول، ص 386]
امام کاظم علیه السّلام فرمودند:
اِجْتَهِدُوا فى اَنْ يَكُونَ زَمانُكُمْ اَرْبَعَ ساعاتٍ: ساعَةً لِمُناجاةِ اللّه ِ، وَ ساعَةً لِأَمْرِ الْمَعاشِ وَ ساعَةً لِمُعاشَرَةِ الإخْوانِ وَ الثِّقاتِ الذَّينَ يُعَرِّفونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فى الْباطِنِ، وَ ساعَةً تَخلُونَ فَيها لِلَذَّاتِكُمْ فى غَيْرِ مُحَرَّمٍ، وَبِهذِهِ السّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثّلاثِ ساعاتٍ؛
بكوشيد كه زمان و فرصت شما چهار بخش باشد: بخشى براى مناجات با پروردگار بخشى براى كارِ زندگى، بخشى براى معاشرت با برادران و افراد مطمئنّى كه عيب هاى شما را به شما بشناسانند و در باطن نسبت به شما اخلاص داشته باشند. بخشى هم پرداختن به لذّت ها و تفريحات غيرحرام. و با همين بخش است كه بر انجام سه بخش ديگر نيز توانا خواهيد شد.
[الحياة، ج 1، ص 303]
امام باقر علیه السّلام فرمودند:
اِذا اَرَدْتَ اَنْ تَعْلَمَ اَنَّ فيكَ خَيْراً فَانْظُرْ اِلى قَلْبِكَ، فَاِنْ كانَ يُحِبُّ اَهْلَ طاعَهِ اللّه ِ وَيُبْغِضُ اَهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ وَاللّه ُ يُحِبُّكَ، وَاِنْ كانَ يُبْغِضُ اَهْلَ طاعَةِ اللّه ِ وَيُحِبُّ اَهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فَيكَ خيرٌ وَاللّه ُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ اَحَبَّ؛
هرگاه خواستى بدانى خيرى در تو هست يا نه، به دل خودت نگاه كن. اگر ديدى دلت، اهل طاعت خدا را دوست دارد و از گنهكاران بدش مى آيد، در تو خيرى هست و خدا دوستت دارد. و اگر ديدى دلت اهل طاعت خدا را دوست ندارد، برعكس آن، از گنهكاران خوشش مى آيد، در تو خيرى نيست، خدا هم از تو بدش مى آيد. انسان با كسى است كه دوستش مى دارد.
[اصول كافى، ج 2، ص 127]