شخصيت سالم و اميد
براي مشخص شدن اين مطلب ، معيارها و ملاك هاي فراواني وجود دارند كه انسان مي تواند با جستجو كردن آن ملاك ها در وجود خود بفهمد كه آيا از شخصيت سالم برخوردار است يا خير؟
طبيعتا هر انساني دست دارد از اين موهبت سعادتمند نه برخوردار باشد و دوست دارد خودش را ارزشمند ، كارآمد و مفيد بداند و به اعتقاد روان شناسان ، براي فرد، هيچ حكم ارزشي ، مهم تر از داوري او درباره ي خويشتن نيست و ارزشيابي شخص از خويشتن ، قطعي ترين عامل در روند تحول رواني او شمرده مي شود. (1)
اما سؤال اين است كه : از كجا بايد شروع كنم ؟ به عبارت ديگر ، انسان هايي كه تصوير ذهني خوبي از خود دارند، چگونه اند ؟ چگونه مي انديشند؟ و چگونه به اين موفقيت بزرگ رسيده اند ؟!
در جواب همه ي اين سؤال ها بايد گفت : يك خصوصيت بارز در همه ي انسان هاي موفق و سالم از نظر شخصيتي وجود دارد كه اگر آن را برداريم ، بدون شك ، آنها از صعود و موفقيت ، باز خواهند ماند. حتما مي پرسيد آن ويژگي اعجازآميز چيست؟ شايد خودتان هم جواب را يافته باشيد: « اميد » !
آري . « اميد » ، اكسير معجزه كننده اي است كه وجودش از انسان ، فردي مثال زدني ، الگو ، و مورد غبطه ي ديگران مي سازد ؛ فردي که جايگاهش و موفقيت هاي پي در پي اش آرزوي ديگران مي شود . و به طور كلي ، جنبه ي اصلي شخصيت آدمي، مقاصد سنجيده و آگاه يعني اميدها و آرزوهاي اوست.(2)
شما قدري به انسان هاي كارآمد و موفق اطراف خود بنگريد . خواهيد ديد كه آنچه در وجودشان بيش از هر چيز ديگر، خودنمايي مي كند، اميد به آينده و اميد به نتيجه است و شايد آنها با عمل خود به ما مي گويند: اگر مي خواهيد كارتان مثمر ثمر باشد، اميدوارانه زندگي كنيد .
عوامل تسهيل كننده ي اميد
1. توجه به نااميدي ( تخريب باورهاي نامعقول )
يعني اين كه شما به اين مطلب فكر كنيد كه نا اميدي چه سودي مي تواند براي انسان داشته باشد ؟ آيا مشكلي از مشكلات را حل مي كند؟ و آيا نااميدي بهتر است و منطقي تر يا اميدواري ؟
نا اميدي ، كه گاهي به صورت نهفته و ناخودآگاه وجود دارد و ريشه در تزلزل و ترديد دارد. تزلزل و ترديد يا همان عدم اطمينان و عدم قدرت تصميم گيري ، چيزي است که باعث ايجاد نااميدي مي شود. احتمالا شما ، ناخودآگاه ، آنچه را به عنوان خواسته ي خود بيان مي کنيد ، رد مي کنيد . آري ! اين سخن ، کمي تعجب آور است ؛ اما در مواردي که ناکام مانده ايد ، به اين احتمال که خود باعث ناکامي خود شده ايد نيز فکر کنيد . مفهوم موفقيت بزرگ براي بسياري از انسان ها مملو از ترس و اضطراب است. (3) همين که به موفقيتي بزرگ فکر مي کنند، ترس و اضطراب ، تمام وجودشان را مي گيرد و نتيجه ي آن چيزي جز شکست و نااميدي نخواهد بود. آري ! ترديد و تزلزل ، مانند منواکسيد کربن است ، غير قابل رديابي ؛ اما مرگبار.
حال مشاهده مي کنيد که توجه به نااميدي و شناسايي ريشه هاي آن و از بين بردن آن ، خود به خود ، اميد را در دل انسان زنده مي کند و شاخه هاي اميد در وجود فرد جوانه مي زند. اين همان مقابله با افکار نامعقول است ؛ (4) افکاري که در خيلي ها وجود دارد و مانعي بزرگ ( و در برخي موارد ، نامرئي ) است در مقابل پيشرفت فرد. « من نمي توانم ...» ، « من استحقاقش را ندارم ...» ، « من نبايد ...» و ... از اين گونه افکار هستند که قبل از اين که به ما اجازه ي فکر کردن درباره ي موفقيت بزرگ را بدهند، خود نمايي مي کنند و نمي گذارند طعم خوش اميدواري چشيده شود. بايد اين افکار به افکار مثبت « من مي توانم ...» ، « من استحقاقش را دارم ...» و « من بايد ...» و ... تبديل شوند.
2. مشخص بودن هدف
3. هدف را مناسب استعداد و ظرفيت انتخاب کردن
در بحث اميد هم بايد بگوييم شخص با توجه به ظرفيت هايي که دارد بايد تصميم بگيرد. فرض کنيد کسي استعداد خوبي در زمينه ي صنعت دارد ، اما اميدوار است که شاعر خوبي بشود . او در حقيقت ، از مسير اصلي ، منحرف شده است ؛ چون به نتيجه ي دلخواه نمي رسد و در وجود او، نااميدي ، جاي اميدواري را خواهد گرفت . بنابراين ، با توجه به توانايي ها و ظرفيت هاست که موفقيت ، معنا پيدا مي کند. نه هدف را آن قدر بزرگ در نظربگيريم که « علامت نزدن باشد» و نه آن قدر کوچک که موفقيت ، معنا پيدا نکند.
ويژگي هاي افراد اميدوار
در جواب بايد بگوييم : همه ي انسان هاي اميدوار که طبيعتا موفق هم هستند ، با خواستن ، تلاش و اعتماد به نفس بالا ، به اوج موفقيت رسيده اند .
1. خواستن
2. بلندي همت
3. اعتماد به نفس
توکل و ايمان
پاسخ اين سؤال با دقت در معناي « توکل » روشن مي شود . توکل از ماده وکالت به معناي سپردن کارها به ديگري و نائب قرار دادن او براي خود است . (9)حقيقت وکالت در امور عادي انسان ها نيز همين است . از اين جهت ، هر اندازه وکيل ، آگاهي ، توانايي ، امانتداري ، درستکاري ، علاقه و دلسوزي به موکل داشته باشد ، ارزش وکالت او بيشتر مي شود فائق آمدن موکل بر مشکلات و سختي ها قطعي تر .
عين اين حقيقت در مورد توکل انسان به خدا نيز حکمفرماست . انسان در طول زندگي با مشکلات و سختي ها ي فراوان روبه رو مي شود و با توجه به محدوديت هايي که دارد به تنهايي نمي تواند بر همه ي آنها فائق آيد . چنين انساني براي جبران ضعف خود، در عين استفاده از عوامل طبيعي و مادي بايد به نيروي غيبي و قدرت بي پايان تکيه کند (10) که اين تکيه گاه ، خود ، عالم توليد اميد بيشتري در وجودش مي گردد. و آن تکيه گاه ، کسي جز خداي قادر مهربان نمي تواند باشد و اين مطلب از توصيه هاي مهم دين ماست که انسان مؤمن هرگز توکلش را از خداي متعال قطع نکند . و گفته مي شود: « هر کس بر خدا توکل کند خداوند کفايتش مي کند » (11) و يا اين که : « انسان مؤمن فقط بايد به خداوند اميدوار باشد» (12) البته اين تنها دستور قرآن کريم و روايات نيست ؛ بلکه تحقيقات روان شناسي هم به اين مطلب تأکيد مي کنند.
به عنوان نمونه ، کرال و همکاران در اين باره مي گويند : « رفتارهايي از قبيل عبادت ، توکل به خداوند، زيارت و ... مي توانند از طريق ايجاد اميد و نگرش هاي مثبت ، باعث آرامش دروني فرد شوند. بارور به اين که خدايي هست که موقعيت ها را کنترل مي کندو پاسخگوي نيازهاي ماست تا حد زيادي باعث کاهش اضطراب در افراد مي شود ، به طوري که اغلب افراد مؤمن ، ارتباط خود را با خداوند، مانند ارتباط با يک دوست بسيار صميمي توصيف مي کنند و معتقدند که مي توان از طريق اتکا و توسل به خداوند ، اثر غير قابل کنترل را به نحوي کنترل نمود » . (13)
مشاهده مي کنيد که « توکل » يعني درجه ي بالاي اميدواري که فقط اين گونه اميد را بايد نسبت به خداي بي همتا داشت و بس ! نامش را هم توکل گذاشتند تا با اميد انسان به ديگر انسان ها و مخلوقات خداوند ، اشتباه نشود . يعني اين گونه اميد که بالاترين درجه محسوب مي شود را فقط بايد نسبت به خداوند داشت و در حدي است که مي تواند اثرات به ظاهر غير قابل کنترل را نيز به نحوي کنترل کرد .
توکل و اميد به خداوند ، تا اين اندازه ، منافاتي با تلاش و فعاليت نخواهد داشت . عده اي در زمان پيامبر (ص) دست از کار و تلاش برداشته بودند و صرفا عبادت مي کردند به اين اعتقاد که ما متوکليم ( به خداوند توکل کرده ايم ) و خدا روزي ما را خواهد داد ؛ اما پيامبر با ديدن آنها فرمود : « شما متوکل نيستيد ؛ بلکه سربار ديگران هستيد » . (14)
پي نوشت ها:
1. ر.ک به : توکل به خدا ، محمد صادق شجاعي ، ص 9 .
2. روان شناسي کمال ، دوان شولتز ، ترجمه : گيتي خوشدل ، تهران : پيکان ، 1379 ، ص 16 .
3. اگر موفقيت يک بازي است ، اين ها قواعد بازي است، شري کارتر - اسکات ، ترجمه : منيژه شيخ جوادي ، ص 35 .
4. ر.ک به : از حال بد به حال خوب ، ديويد برنز ، ترجمه : مهدي قراچه داغي ، تهران : پيکان ، هفتم ، 1380 .
5. ر.ک به : روان شناسي کمال ، ص 16 .
6. همان جا.
7. ر.ک به : اگر موفقيت يک بازي است اينها قواعد بازي است ، ص 27 .
8. همان جا ، ص 46 .
9. مفردات راغب ، ص 531 .
10. توکل به خدا ، محمد صادق شجاعي ، ص 33 .
11. سوره ي طلاق ، آيه 3 .
12. بحارالانوار ، ج 71 ، ص 138 .
13. توکل به خدا ، محمد صادق شجاعي ، ص 26 .
14. مستدرک الوسائل ، ج 2 ، ص 288 .
/خ