پاهاى بى پوتين

تا به گردان مرخصى مى‏دادند، يك راست مى‏رفت زيرزمين و يك جفت از كفش‏هاى كهنه‏اى كه در صندوق چوبى و بين وسايل پنهان كرده بود، برمى‏داشت. هيچ كس نمى‏دانست كه چرا تقى كفش‏هاى كهنه خانواده را قبل از پرت كردن توى آشغالدونى، برمى‏داشت و مى‏برد زيرزمين؛ جز مادرش كه مى‏دانست؛ جمع كردن اين كفش‏ها، يكى ديگه از بهانه‏هاى تقى براى كمك كردن بى‏منت به كفاش‏هاى فقير و آبرومند بود.
سه‌شنبه، 7 اسفند 1386
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
پاهاى بى پوتين
پاهاى بى پوتين
پاهاى بى پوتين
تا به گردان مرخصى مى‏دادند، يك راست مى‏رفت زيرزمين و يك جفت از كفش‏هاى كهنه‏اى كه در صندوق چوبى و بين وسايل پنهان كرده بود، برمى‏داشت. هيچ كس نمى‏دانست كه چرا تقى كفش‏هاى كهنه خانواده را قبل از پرت كردن توى آشغالدونى، برمى‏داشت و مى‏برد زيرزمين؛ جز مادرش كه مى‏دانست؛ جمع كردن اين كفش‏ها، يكى ديگه از بهانه‏هاى تقى براى كمك كردن بى‏منت به كفاش‏هاى فقير و آبرومند بود. آخر، مادرش از دست او كلافه شده بود. هر وقت تقى مى‏آمد، بايد از چند كيلو ميوه‏اى كه او مى‏خريد، چند دانه خوبش را انتخاب كند و بقيه را بدهد به خود تقى تا زحمت جدا كردن قسمت‏هاى سالم ميوه و خوردنش را بكشد؛ آخر تقى هر پيرمردى را كه مى‏ديد چند كيلو ميوه‏هاش روى گارى مانده، يك جا آنها را مى‏خريد تا آن پيرمرد زودتر به خانه‏اش برود؛ هيچ چك و چونه‏اى هم روى قيمت ميوه‏ها نمى‏زد.
آن روز هم تقى رفت زيرزمين و يك جفت از كفش‏هاى كهنه را گذاشت توى يك نايلون سياه و رفت داخل كوچه. كجا؟ هر جا كه يك كفاش، بساط واكس را كنار يك پياده‏رو پهن كرده بود.
آن روز، تقى گمشده خود را چند خيابان پايين‏تر، كنار فرعى يك كوچه پيدا كرد؛ پيرمردى كه از نوع برخوردش پيدا بود كه عالمى از صفاست.
- سلام عمو جان!
- سلام بابا جون!
- عمو جان پارگى‏هاى اين كفش‏ها را بدوز؛ يك واكس مَشد هم بزن. مال بابامِ.
- خدا سايه بابات را از سرت كم نكنه.
- خدا سايه تو را هم از سر بچه‏هات كم نكنه.
بعد دست كرد تو جيبش و يك ده تومانى كاغذى را بيرون آورد و گذاشت كف دست پيرمرد و گفت: «عمو جان! اينم بيعانه».
- بيعانه؟ تازه بايد دو تومانى هم پَسِت بدم!
- يه ساعت ديگه برمى‏گردم.
تقى خداحافظى كرد و رفت مسجد محله؛ سراغ بچه‏هايى كه هديه‏هاى اهل محله را براى ارسال به جبهه بسته‏بندى مى‏كردند. هنوز يك ساعتى به اذان ظهر باقى مونده بود كه به سرعت خودش را به كفاش رساند و بعد از سلام كردن، بدون نگاه به كفش‏هايى كه پيرمرد داخل همان نايلون گذاشته بود، آنها را برداشت و گفت: عموجون! تمام شد؟
- آره پسرم! ان‏شاءالله با اين كفشا، آقاتون بره حج؛ بره كربلا.
تقى جواب داد: «عمو جون! دعا كن پاهامون سر پل صراط نلغزه. كفش‏ها را هم مث خيلى چيزاى ديگه، بايد گذاشت و رفت».
پيرمرد يك نگاهى به تقى كرد و گفت «احسنت پسرم؛ ولى مگه مى‏شه با اين اعمال ناچيز - اين نمازا و روزه‏هاى ما - از پلى كه از مو باريك‏تره، از آتيش گرم‏تره و از شمشير برنده‏تره گذشت؛ مى‏شه»؟
تقى در حالى كه دست مى‏كرد تو جيبش و يك بيست تومنى را بيرون مى‏آورد، رو به كفاش كرد و گفت: «آره عمو جون! خودتم مى‏دونى با ولايت اميرالمؤمنين ميشه».
بيست تومانى را گذاشت روى يك قوطى واكس و دير شدن را بهانه كرد و گفت: «عمو جون! دير شد؛ دستت درد نكنه».
- بابا جون برگرد اين زياده.
- «اگه زياده، حلالت؛ حلالت» و سريع از پيچ كوچه گذشت.
***
با شروع عمليات، چند نفر از بچه‏ها روى مين رفتند و همه بچه‏ها زير آتش دشمن زمين‏گير شدند. عقب‏نشينى و عمل نكردن گردان، تمام عمليات و گردان‏هاى ديگرى را كه وارد عمل شده بودند، با شكست روبه‏رو مى‏كرد. ميدان مين، در شناسايى بچه‏ها نبود و بعثى‏ها شب قبل، اين محور را مين‏گذارى كرده بودند. بايد چند نفر از بچه‏ها داوطلبانه به دل ميدان مى‏زدند و با پاك‏سازى سريع، معبرى براى بچه‏ها باز مى‏كردند. همه مى‏دانستند كه باز كردن معبر، زير باران گلوله و مين‏هاى متعدد و گذر از تله‏هاى انفجارى، يعنى به آغوش شهادت رفتن.
تقى به همراه چهار نفر ديگر از بچه‏ها، سريع خود را به فرمانده رساندند؛ زير باران گلوله‏هاى خمپاره، توپ و تيرهايى كه حركت هر جنبنده‏اى را زير نور منورها نشانه مى‏رفتند، كوله‏پشتى‏ها و مهمات، وسايل خود را از بدن جدا كردند و پس از توجيه سريع توسط فرمانده، با وسايل گشودن معبر، به دل ميدان مين زدند. چهار نفر به استقبال شهادت رفتند؛ اما تقى هنوز نشسته بود. براى يك لحظه فرمانده فكر كرد كه تقى از رفتن منصرف شده است؛ اما با تعجب ديد كه تقى در حال باز كردن بند پوتين‏هاى خود است؛ تقى پوتين‏ها را كنار فرمانده گذاشت و گفت: «پوتين‏ها نُوَند؛ يه نفر ديگه هم مى‏تونه از اونا استفاده كنه؛ اقلاً بذار اين پوتين‏ها سالم بمونه؛ ما هم اين طورى يه كمكى به بيت‏المال بكنيم» و سريع، در تاريكى ميدان مين ناپديد شد.
صداى پنجمين انفجار در معبر مين، ستون را به حركت در مسيرى واداشت كه بچه‏ها آن را باز كرده بودند. بچه‏هاى گردان، پس از گذشتن از روى چهار تا از بچه‏ها، به فاصله يكى دو متر از همديگر، از روى بدن و پاهاى قطع شده و بى‏پوتين تقى گذشتند؛ درست يك متر به پايان ميدان مين.
***
چند روز بعد قرار شد تا گردانى براى تحويل گرفتن سنگرهاى فتح شده توسط گردانى كه تقى در آن بود، از معبر بگذرند؛ در پاى يكى از بسيجى‏هاى اين گردان تازه نفس، پوتين‏هاى تقى بود. اين بسيجى، پسر كفاشى بود در جنوب شهر كه كفش هر كس را كه واكس مى‏زد، مى‏گفت: «ان‏شاءالله با اين كفش‏ها حج برى؛ كربلا برى».


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
از روایتِ ضعف تا اقدامِ قدرت؛ دکترین قرآنی-علویِ مدیریتِ روایت در جنگِ ترکیبی
از روایتِ ضعف تا اقدامِ قدرت؛ دکترین قرآنی-علویِ مدیریتِ روایت در جنگِ ترکیبی
روایت قدرت و انسجام ملی؛ تحلیل راهبردی پیام رهبر انقلاب در مسیر ایران قوی
روایت قدرت و انسجام ملی؛ تحلیل راهبردی پیام رهبر انقلاب در مسیر ایران قوی
پزشکیان نرخ سوم بنزین را اعلام کرد
play_arrow
پزشکیان نرخ سوم بنزین را اعلام کرد
شادی زنان والیبال ایران پس از تاریخ‌سازی و صعود به جمع چهار تیم برتر آسیا
play_arrow
شادی زنان والیبال ایران پس از تاریخ‌سازی و صعود به جمع چهار تیم برتر آسیا
کپسول گاز چطور کار می‌کند؟
play_arrow
کپسول گاز چطور کار می‌کند؟
نماینده مجلس: سپاه از سال ۶۶ برای بسته شدن تنگهٔ هرمز برنامه داشت
play_arrow
نماینده مجلس: سپاه از سال ۶۶ برای بسته شدن تنگهٔ هرمز برنامه داشت
افشاگر پنتاگون: نتانیاهو در خطر است؛ اسرائیل سابقه ترور رهبران خود را دارد
play_arrow
افشاگر پنتاگون: نتانیاهو در خطر است؛ اسرائیل سابقه ترور رهبران خود را دارد
گفتگوی الجزیره انگلیسی با مهدی طارمی
play_arrow
گفتگوی الجزیره انگلیسی با مهدی طارمی
روایت رهبر شهید انقلاب از شجاعت حاج قاسم در قلب محاصره دشمن
play_arrow
روایت رهبر شهید انقلاب از شجاعت حاج قاسم در قلب محاصره دشمن
گزارش فاکس‌نیوز درباره پرونده ایران که ترامپ را خشمگین کرد
play_arrow
گزارش فاکس‌نیوز درباره پرونده ایران که ترامپ را خشمگین کرد
شیعه جعفری ام / استوری ولادت امام صادق علیه السلام
play_arrow
شیعه جعفری ام / استوری ولادت امام صادق علیه السلام
شکست در تست اولیه پهپادهای ۳۵ میلیون دلاری کره جنوبی!
play_arrow
شکست در تست اولیه پهپادهای ۳۵ میلیون دلاری کره جنوبی!
حمله تند مجری آمریکایی به ترامپ
play_arrow
حمله تند مجری آمریکایی به ترامپ
ورود آقای قاضی به ماجرای دکل‌های مخابراتی و نگرانی‌های مردم
play_arrow
ورود آقای قاضی به ماجرای دکل‌های مخابراتی و نگرانی‌های مردم
دو کودک فلسطینی در محاصره آتش؛ تلاش برای زنده ماندن
play_arrow
دو کودک فلسطینی در محاصره آتش؛ تلاش برای زنده ماندن