نارنجک عمل نکرد

در شب عمليات كربلاى ۲ بود كه ستون ما به علت تاريكى بريده شد، در آخر ستون به همراه ده نفر ديگر از بقيه نفرات عقب افتاده و جا مانده بوديم و به علت اينكه راه را بلد نبوديم به كنارى نشستيم. هنوز عمليات شروع نشده بود و به خاطر اينكه عمليات لو نرود مى بايستى از خود هيچگونه سروصدايى به راه نمى انداختيم. چرا كه عمليات لو مى رفت. ناگهان يكى از بچه ها با عجله جلو آمد و درحالى كه در دستش نارنجكى بود آن را محكم گرفته بود اظهار داشت: كه پيم نارنجكم افتاده است والان است كه منفجر شود.
چهارشنبه، 2 مرداد 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نارنجک عمل نکرد
نارنجک عمل نکرد
نارنجک عمل نکرد

در شب عمليات كربلاى ۲ بود كه ستون ما به علت تاريكى بريده شد، در آخر ستون به همراه ده نفر ديگر از بقيه نفرات عقب افتاده و جا مانده بوديم و به علت اينكه راه را بلد نبوديم به كنارى نشستيم.
هنوز عمليات شروع نشده بود و به خاطر اينكه عمليات لو نرود مى بايستى از خود هيچگونه سروصدايى به راه نمى انداختيم. چرا كه عمليات لو مى رفت. ناگهان يكى از بچه ها با عجله جلو آمد و درحالى كه در دستش نارنجكى بود آن را محكم گرفته بود اظهار داشت: كه پيم نارنجكم افتاده است والان است كه منفجر شود. دلهره همه ما رافراگرفته بود. خدايا چه مى شود و چه بايد كرد؟ در اين ميان يكى از بچه ها به نام شهيد مصطفى انصارى جلو آمد و نارنجك را از آن برادر گرفت و به سرعت به گوشه اى دويد. شهيد انصارى مى خواست نارنجك را به زير سينه خود قرار دهد تا اگر منفجر شد به آن صورت صدايى توليد نكند و عمليات لو نرود و در ضمن كسى هم آسيب نبيند. لحظات سختى بود و همه نگران بوديم. نمى دانم آن لحظات چگونه سپرى شد اما همين رابس كه پس از مدتى كه منتظر صداى انفجار بوديم چيزى به گوش مان نرسيد. عجيب بود اما واقعيت داشت نارنجك عمل نكرده بود.


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط