طب و شيوه زندگي
نويسنده: دكتر محمد جعفر طالب پور
ارتباط «شيوه زندگي» با سلامت و بهداشت بشري، امري است بديهي و غيرقابل انكار و در طول تاريخ علم، همواره محققين علاقه فراواني براي بررسي اين ارتباط از خود نشان داده اند. كمتر موضوعي مرتبط با سلامت و پزشكي سراغ داريم كه در اتيولوژي و سبب شناسي آن و حتي در اپيدميولوژي و همه گيرشناسي آن. «شيوه زندگي» مطرح و مورد تاكيد نباشد. اگرچه با پيشرفتهاي علمي و تكنولوژيك خيره كننده بشري. بسياري از بيماري ها و تنگناها و مشكلاتي كه انسان در حوزه سلامت، با آن روبرو و درگير بوده، تا حدود قابل توجهي رفع گرديده و امكانات تشخيصي و درماني پزشكي امروز با گذشته قابل قياس نمي باشد. ليكن به لحاظ تغييراتي كه به تبع مدرنيسم و ماشيني شدن در «شيوه زندگي» بشر رخ داده است، نقش «شيوه زندگي» در واقعيات سلامت و بهداشت انسان ها، پررنگ تر گرديده است.
ابعاد تاثيرگذار «شيوه زندگي» بر سلامت انسان گسترده تر و متنوع تر گرديده و دانشمندان مصاديق مختلفي مانند عادات ورزشي، رفتارهاي تغذيه اي، مصرف سيگار، الكليسم، مصرف بي رويه دارو و بالاخص داروهاي غيرمجاز، افزودنيها و مكمل هاي غذايي، اعتياد، رفتارهاي شخصي و اجتماعي، منش هاي اخلاقي، الگوهاي رفتار جنسي، اختلالات رواني و استرس و اضطراب ناشي از مشكلات و تنش هاي زندگي، تصادفات رانندگي و حوادث شغلي، و حتي مواردي مانند آلاينده هاي محيطي و صنعتي، آلودگي هاي شغلي و ... را در بررسي «شيوه زندگي» افراد مورد توجه و دقت قرار مي دهند. تاثير «شيوه زندگي» نه تنها در تشديد بيماري هاي شناخته شده اي مانند پوكي استخوان، بيماري هاي قلبي، انواع بدخيمي ها، بيماري هاي مزمن ريوي، اختلالات روان پريشي، چاقي، ديابت نوع دو و- قطعي است. بلكه در تغيير الگوي بيماريهاي رايج و نيز ايجاد بيماري هاي نوپديد نيز مطرح مي باشد. جالب اينجاست كه ورود «شيوه زندگي» در معادلات پزشكي و نيز در بحث اتيولوژي بيماري ها، برخي از فرمولها و قوانين شناخته شده و معتبر علوم پزشكي كه سالها مورد استناد محققين بوده است را برهم زده است. براي مثال بعلت تاثير ويژه «شيوه زندگي» در برخي بيماريها، امروزه شيوع آنها در آندسته از گروه هاي سني بيشتر شده است كه انتظار نمي رود و قبلا دراين محدوده سني شيوع چنداني نداشته است. نمونه بارز آن بيماري هاي قلبي و عروقي است كه به تبع واقعيات تلخي مانند مصرف دخانيات، الكليسم، شيوع بيماري پرفشاري خون، بالا بودن چربي خون، استرس و تنش هاي رواني، آلودگي هاي محيطي و- برخلاف گذشته كه عمدتاً در سنين بالاتر شايع بود.
امروز بيماري ميانسالان گرديده و بيش از يك چهارم بيماران دراين سنين (زيرپنجاه سال) قرار دارند. نكته حائز اهميت اين است كه نه تنها تمام مواردي كه بعنوان زمينه ساز و RIsk Factor بيماري قلبي مطرح مي شوند. خود جزو معيارهاي «شيوه زندگي»اند. بلكه «شيوه زندگي» برخود آنها هم موثر است. مثلا بيماري فشارخون از موضوعاتي است كه در مباحث مرتبط با «شيوه زندگي» به شدت مورد بحث است و متقابلا تغييرات «شيوه زندگي» مانند مصرف روزافزون نمك و نيز گرايش به مصرف غذاهاي آماده FAST FOOD كه مقادير بالايي از نمك و چربي دارند و... شيوع پرفشاري خون را آن هم در سنين پايين تر بالا مي برد. حتي بسياري از خوراكي ها و تنقلات امروزي مورد علاقه كودكان كه بوفور عرضه مي شود و براحتي در دسترس كودكان است و جاي تنقلات سالم و سنتي و طبيعي گذشته را گرفته اند. نيز از تغييرات ناصواب «شيوه زندگي» است كه از نظر معيارهاي بهداشتي و پزشكي مصرف آنها بخصوص در سنين رشد غيرقابل قبول است.بهرحال در مباحث «شيوه زندگي» با نوعي پيچيدگي و درهم تنيدگي روبرو هستيم و ارتباطات نزديك موضوعات قابل طرح در «شيوه زندگي» با مباحث ديگر پزشكي مانند اپيدميولوژي و همه گيرشناسي، اتيولوژي و سبب شناسي، پاتولوژي و آسيب شناسي، علوم آزمايشگاهي و پاراكلينيكي، طب ورزش، بهداشت زنان، طب كار، روان شناسي و روانپزشكي، بهداشت محيط، توانبخشي و... براين پيچيدگي مي افزايد. از طرفي اقدامات عملي كه در مورد تغيير «شيوه زندگي» و بهسازي آن مطرح است با طبابت كلينيكي و باليني كاملا بهم پيوسته گرديده است و جنبه هاي پيشگيري و درمان بيماري هاي مختلف بر مبناي «شيوه زندگي» از هم جدا نيستند و لازم است آنها را در يك قالب واحد و زيرشاخه مجزايي از پزشكي بعنوان «طب شيوه زندگي» بررسي كرد. اگرچه اقدامات تاليفي و تحقيقي ارزشمندي در اين خصوص صورت گرفته و دانشمندان و محققان متعددي روي اين موضوع تاكيد داشته اند. اما رسيدن به نقطه مطلوب يعني پيشگيري و درمان علمي بيماريها مبتني بر اقدامات موثر بر «شيوه زندگي» يا همان «طب شيوه زندگي» باور عمومي و اهتمام جدي متخصصان علوم بهداشتي و مسئولين را مي طلبد. بايد توصيه هاي پزشكي كه در مباحث تئوريك و كتب مرجع پزشكي جهت حذف عوامل موثر بر بيماريها در «شيوه زندگي» بيمار فراوان اند. به كلينيكها و در پروسه هاي درماني و بعنوان جزو لاينفك «طرح درماني» پزشكان وارد شود و بايد پذيرفت كه بدون درنظر گرفتن واقعيات «شيوه زندگي» افراد، هرگونه اقدام ولو علمي و پرهزينه درجهت پيشگيري و درمان بيماري ها و كاهش بروز و شيوع و عوارض آنها عقيم و بي نتيجه خواهد ماند.
ابعاد تاثيرگذار «شيوه زندگي» بر سلامت انسان گسترده تر و متنوع تر گرديده و دانشمندان مصاديق مختلفي مانند عادات ورزشي، رفتارهاي تغذيه اي، مصرف سيگار، الكليسم، مصرف بي رويه دارو و بالاخص داروهاي غيرمجاز، افزودنيها و مكمل هاي غذايي، اعتياد، رفتارهاي شخصي و اجتماعي، منش هاي اخلاقي، الگوهاي رفتار جنسي، اختلالات رواني و استرس و اضطراب ناشي از مشكلات و تنش هاي زندگي، تصادفات رانندگي و حوادث شغلي، و حتي مواردي مانند آلاينده هاي محيطي و صنعتي، آلودگي هاي شغلي و ... را در بررسي «شيوه زندگي» افراد مورد توجه و دقت قرار مي دهند. تاثير «شيوه زندگي» نه تنها در تشديد بيماري هاي شناخته شده اي مانند پوكي استخوان، بيماري هاي قلبي، انواع بدخيمي ها، بيماري هاي مزمن ريوي، اختلالات روان پريشي، چاقي، ديابت نوع دو و- قطعي است. بلكه در تغيير الگوي بيماريهاي رايج و نيز ايجاد بيماري هاي نوپديد نيز مطرح مي باشد. جالب اينجاست كه ورود «شيوه زندگي» در معادلات پزشكي و نيز در بحث اتيولوژي بيماري ها، برخي از فرمولها و قوانين شناخته شده و معتبر علوم پزشكي كه سالها مورد استناد محققين بوده است را برهم زده است. براي مثال بعلت تاثير ويژه «شيوه زندگي» در برخي بيماريها، امروزه شيوع آنها در آندسته از گروه هاي سني بيشتر شده است كه انتظار نمي رود و قبلا دراين محدوده سني شيوع چنداني نداشته است. نمونه بارز آن بيماري هاي قلبي و عروقي است كه به تبع واقعيات تلخي مانند مصرف دخانيات، الكليسم، شيوع بيماري پرفشاري خون، بالا بودن چربي خون، استرس و تنش هاي رواني، آلودگي هاي محيطي و- برخلاف گذشته كه عمدتاً در سنين بالاتر شايع بود.
امروز بيماري ميانسالان گرديده و بيش از يك چهارم بيماران دراين سنين (زيرپنجاه سال) قرار دارند. نكته حائز اهميت اين است كه نه تنها تمام مواردي كه بعنوان زمينه ساز و RIsk Factor بيماري قلبي مطرح مي شوند. خود جزو معيارهاي «شيوه زندگي»اند. بلكه «شيوه زندگي» برخود آنها هم موثر است. مثلا بيماري فشارخون از موضوعاتي است كه در مباحث مرتبط با «شيوه زندگي» به شدت مورد بحث است و متقابلا تغييرات «شيوه زندگي» مانند مصرف روزافزون نمك و نيز گرايش به مصرف غذاهاي آماده FAST FOOD كه مقادير بالايي از نمك و چربي دارند و... شيوع پرفشاري خون را آن هم در سنين پايين تر بالا مي برد. حتي بسياري از خوراكي ها و تنقلات امروزي مورد علاقه كودكان كه بوفور عرضه مي شود و براحتي در دسترس كودكان است و جاي تنقلات سالم و سنتي و طبيعي گذشته را گرفته اند. نيز از تغييرات ناصواب «شيوه زندگي» است كه از نظر معيارهاي بهداشتي و پزشكي مصرف آنها بخصوص در سنين رشد غيرقابل قبول است.بهرحال در مباحث «شيوه زندگي» با نوعي پيچيدگي و درهم تنيدگي روبرو هستيم و ارتباطات نزديك موضوعات قابل طرح در «شيوه زندگي» با مباحث ديگر پزشكي مانند اپيدميولوژي و همه گيرشناسي، اتيولوژي و سبب شناسي، پاتولوژي و آسيب شناسي، علوم آزمايشگاهي و پاراكلينيكي، طب ورزش، بهداشت زنان، طب كار، روان شناسي و روانپزشكي، بهداشت محيط، توانبخشي و... براين پيچيدگي مي افزايد. از طرفي اقدامات عملي كه در مورد تغيير «شيوه زندگي» و بهسازي آن مطرح است با طبابت كلينيكي و باليني كاملا بهم پيوسته گرديده است و جنبه هاي پيشگيري و درمان بيماري هاي مختلف بر مبناي «شيوه زندگي» از هم جدا نيستند و لازم است آنها را در يك قالب واحد و زيرشاخه مجزايي از پزشكي بعنوان «طب شيوه زندگي» بررسي كرد. اگرچه اقدامات تاليفي و تحقيقي ارزشمندي در اين خصوص صورت گرفته و دانشمندان و محققان متعددي روي اين موضوع تاكيد داشته اند. اما رسيدن به نقطه مطلوب يعني پيشگيري و درمان علمي بيماريها مبتني بر اقدامات موثر بر «شيوه زندگي» يا همان «طب شيوه زندگي» باور عمومي و اهتمام جدي متخصصان علوم بهداشتي و مسئولين را مي طلبد. بايد توصيه هاي پزشكي كه در مباحث تئوريك و كتب مرجع پزشكي جهت حذف عوامل موثر بر بيماريها در «شيوه زندگي» بيمار فراوان اند. به كلينيكها و در پروسه هاي درماني و بعنوان جزو لاينفك «طرح درماني» پزشكان وارد شود و بايد پذيرفت كه بدون درنظر گرفتن واقعيات «شيوه زندگي» افراد، هرگونه اقدام ولو علمي و پرهزينه درجهت پيشگيري و درمان بيماري ها و كاهش بروز و شيوع و عوارض آنها عقيم و بي نتيجه خواهد ماند.