آباد کردن زمین
وظیفهى خلیفه خدا در آبادانی زمین
خدای سبحان که خلعت خلافت را با آیهى کریمهى (انی جاعل فی الارض خلیفةً)(1) بر اندام موزون انسان وارسته پوشانید، تار و پود استبرق جانشینی را، معرفت اسمای حسنای الهی و مرمت قلمرو خلافت، و آباد و آزاد سازی منطقه جانشینی از نفوذ تخریبی اهریمنان قرار داد و از جهت علمی چنین فرمود:(وعلم آدم الأسماء)(2) و از لحاظ علمی چنین فرمود: (هو أنشأکم من الأرض واستعمرکم فیها فاستغفروه ثم توبوا الیه ان ربی قریب مجیب ).(3)
اصل انشاء و ایجاد انسان از زمین بوسیله خدای سبحان است. خلقت انسان هدفمند است و او مانند علف هرز از زمین نروییده است. خدای سبحان خالق انسان است و او را جانشین خویش قرار داد و خلیفه خدا باید کار مستخلف عنه را انجام دهد. برای آنکه بستر مناسبی برای زندگی بشر فراهم شود، خدای سبحان مواد خام را به عنوان غذای سفره طبیعت خلق کرد و به انسان، هوش، استعداد، فناوری و خلاقیت داد تا به عنوان مهمان سر سفره مواد خام طبیعت بنشیند و از این مواد به بهترین وجه بهره مند شود. عقل را از درون و وحی را از بیرون برای راهنمایی بشر قرار داد تا وی هم به وجود این مواد خام آگاه شود و هم به چگونگی استفاده کردن از آن رهنمون گردد، تا زمین را آباد و محیط زیست را سامان بخشد، از این جهت از انسان خواست با بهره گیری از این مواد خام به آبادانی زمین بپردازد: (واستعمرکم فیها )(4) تا زندگی مناسبی برای بشر فراهم شود. باب استفعال (استعمار) در اینجا بر ای تحقیق است ؛ یعنی به جدّ از شما خواست تا زمین را آباد کنید.
رابطه ایمان با آباد کردن زمین
همچنان که در مقابل عامران مسجد کسانی هستند که مانع عمارت مساجد می شوند: (ومن أظلم ممن منع مساجد الله أن یذکر فیها اسمه و سعی فی خرابها)(8)، در برابر آباد گران زمین نیز عده ای در صدد تخریب محیط زیست و فساد در روی زمین هستند .
توصیه های اسلام به بهره گیری از منابع طبیعی
چنین نبود که انسان ابتدا آفریده شود سپس برای رفع نیاز او موجودات دیگر خلق شوند ؛ چنان که نوزاد چون توان هضم غذا ندارد ابتدا شیر مادر برای او فراهم شد و پس از مدتی که توان غذا خوردن و کار کردن یافت غذا و فعالیت او مشخص گردید، به انسان نیز عقل و خرد داد، ابزار در اختیار او نهاد، فرمان تلاش در روی زمین و آبادکردن آن را بیان کرد و فرمود: شما حرکت کنید، (ثم السبیل یسره)(11)؛ ما راه را برای شما آسان می کنیم .
ضرورت بهره وری بهینه از منابع طبیعی
در این آیات کلمه (سخّر) چهار بار تکرار شده است و ضمیر خطاب (لکم) نیز چند بار تکرار شده است. هر چند واژه «تسخیر» مفهوم جامع ذهنی دارد ولی تسخیر شمس و قمر با تسخیر لیل و نهار متفاوت است؛ همچنان که تسخیر بحر با تسخیر نهر متفاوت است. بنابراین هر یک از مخلوقات الهی؛ هم وجودشان با دیگری تفاوت دارد و هم تسخیر آنها، از این جهت بهره برداری از آنها نیز متفاوت خواهد بود .
ولی آنچه مهم است اینکه همه موجودات مسخر انسان هستند، از این جهت لازم است به نحو احسن از این نعمتهای الهی بهره برداری شود که در غیر این صورت کفران نعمت است.
یکی از نعمتهای خدادادی دریا است. اگر انسان استفاده ابتدایی از آن بکند، او با سایر موجودات آبزی و پرندگان دریایی در استفاده از دریا یکسان است و تسخیر آن مصداق ندارد. اگر انسان افزون از استفاده از آب دریا و کشتیرانی، در دریای نعمتهای الهی غواصی کند و از عمق دریا تا فضای درون و بیرون آن به تحقیق علمی بپردازد و معادن دریایی و سرمآیهى های موجود در دریا را شناسایی و به بشر عرضه کند، آنگاه می توان گفت از دریای تسخیر شده استفاده صحیح کرده است؛ چنان که اگر تنها از روشنایی و گرمای خورشید استفاده کند، تفاوتی میان انسان و دیگر موجودات زنده – اعم از حیوانات و نباتات – در استفاده از خورشید نخواهد بود، کسی می تواند ادعا کند که از نعمت خورشید به خوبی استفاده کرده و به آیهى (سخر لکم الشمس)(13) عمل کرده است که انواع استفاده های مفید و منافع زیست محیطی آن را شناسایی کرده در اختیار بشریت قرار دهد .
زمین را نیز خداوند مسخر انسان قراد داد تا به راحتی توان زندگی روی آن را داشته باشد؛ برای کشاورزی بتواند آن را شخم زده و برای استخراج معادن و کاوشهای علمی در رشته های مختلف خاک شناسی و معدن شناسی بتواند حفاریهای عمیق کند و همچنین برای شناخت گسلها و مناطق زلزله خیز به تحقیق عمقی زمین بپردازد تا مردم از زندگی مرفه و امنی برخوردار شوند ولی اگر استفاده از زمین تنها در حد ساختن آشیانه و زندگی عادی باشد، دیگر حیوانات نیز چنین بهره مندی را دارند .
هم چنان که انسان به عمق زمین می رود و نفت و گاز و دیگر منابع زیرزمینی را استخراج می کند باید از فضا و موجودات آن نیز بهره برداری مناسب کند .
اگر تنها به استفاده ابتدایی از نعمتهای الهی بسنده شود و مسخر بودن موجودات برای انسان نادیده گرفته شود؛ چنان که قرآن کریم می فرماید:
(ألم یروا الی الطیر مسخرات)(14)(والخیل والبغال والحمیر لترکبوها)(15) و از مخلوقات الهی به طور شایسته بهره مند نشود، کفران نعمت کرده شامل آیات: (ألم تر الی الذین بدلوا نعمت الله کفرا و أحلوا قومهم دار البوار)(16)، (ان الإنسان لظلوم کفار)(17) خواهد بود .
رابطه آباد کردن زمین و اطاعت از انبیای الهی
بنابراین کسانی که توان آبادانی از راه کشاورزی، دامداری، صنعت، پیشه وری و دیگر مشاغل سودمند را دارند ولی تن به کار نمی دهند؛ خواه به جهت آنکه از توانمندی مالی برخوردارند و خود را از کار بی نیاز می دانند و یا به جهت تن پروری حاضر نیستند مواد خام موجود در طبیعت را استخراج کرده و آن را به جامعه بشری عرضه کنند، نه تنها به دستور قرآن عمل نکرده اند بلکه سخن همه انبیای الهی را طرد کرده اند.
چون پیامبران برگزیدهى حق اند و همگی از یک مخزن غیبی آفریده شده اند، سخن همهى آنها هماهنگ و یکسان است. هر پیامبری مردم را به ایمان به مبدأ، معاد، وحی، فرشته، راه صحیح زندگی و ... دعوت می کند. البته درجات پیامبران متفاوت است و به همین دلیل ره آورد آنان، در فروع جزئی فقه و حقوق متفاوت است؛ اما خطوط کلی دین انبیا و رسولان یکی است .
هر پیامبری یک شخصیت حقیقی و یک شخصیت حقوقی دارد. شخصیت حقیقی؛ یعنی شخص پیامبر مشترک نیست؛ ولی شخصیت حقوقی آنان که همان رسالت و محتوای دعوتشان است، بین همهى آنها مشترک است. خدای سبحان به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود، (ما یقال لک إلا ما قد قیل للرسل من قبلک)(1) ؛ به تو چیزی گفته نمیشود، مگر آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است. گر چه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) مهیمن بر سایر انبیاست ؛ اما اصل مطلب را که هدف وحی و غرض رسالت است، همه انبیای گذشته آورده اند. به همین دلیل پیامبر فرمود: (ما کنت بدعا من الرسل)(20) ؛ من پیغمبر تازه ای نیستم؛ نه دعوت و هدایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بی سابقه بود و نه بدرفتاری و دهن کجی هایی که نسبت به آن حضرت روا داشته می شد، بدیع و نوظهور. همه پیامبران برای دعوت به توحید ذاتی و عبادی مبعوث شدند: (و ما أرسلنا من قبلک من رسول إلا نوحی إلیه أنه لا إله إلا أنا فاعبدون)(21) ؛ پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر بدو وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا بپرستید .
کلمه «لا اله الا الله » که همان توحید ناب است، بهترین ارمغان رسولان الهی است ؛ از این رو رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: « ما قلت و لا قال القائلون قبلی مثل لا اله الا الله » (22) ؛ نه من و نه هیچ موحدی پیش از من کلمه ای به عظمت « لا اله الا الله » نگفته ایم .
بر این اساس، کسی که نبوت یک پیامبر را تکذیب و انکار کند، مانند این است که نبوت همه انبیا را نپذیرفته است. مؤمنان باید بگویند: (لا نفرق بین أحد منهم)(23) ؛ ما در اصل رسالت و لزوم قبول رسولان هیچ فرقی بین آنها نمی گذاریم؛ یعنی پذیرش رسالت یک پیغمبر، مستلزم پذیرش رسالت همهى آنها و ترک دعوت و هدایت یک پیغمبر مستلزم ترک هدایت همهى انبیاست .
خدای سبحان می فرماید: (و لقد کذب أصحاب الحجر المرسلین)(24)؛ اصحاب حجر، پیامبران را دروغگو شمردند؛ در حالی که اصحاب حجر، تنها یک پیامبر داشتند و در برابر همان پیامبر ایستادند. این آیهى نشان آن است که از یک سو، سخن پیامبر اصحاب حجر، سخن همه انبیای گذشته و آینده بوده است، و از سوی دیگر، در دعوتهای هر پیامبری، غالبا جریان انبیای سلف یا خلف مطرح است و تکذیب یک پیامبر، تکذیب همهى پیامبرانی است که جریان زندگی آنان، در گفتار پیامبر طرح شده است .
قرآن کریم چنین تعبیری را دربارهى قوم ثمود و لوط نیز دارد: (کذبت ثمود المرسلین)(25)؛ قوم ثمود پیامبران را دروغگو شمردند، (کذبت قوم لوط المرسلین)(26)؛ قوم لوط پیامبران را دروغگو شمردند. با اینکه قوم ثمود یا قوم لوط بیش از یک پیامبر نداشتند. بنابراین هنگامی که حضرت صالح می فرماید: خداوند شما را از زمین خلق کرد و از شما خواسته که زمین را آباد کنید (27)، هر کس به خدا و انبیای الهی ایمان دارد باید اطاعت کند، از این جهت همگان موظف به آبادانی زمین هستند؛ چه آبادانی ظاهری و عمارت زمین یا آبادانی باطنی و عمارت زمینه تا جامعه اصلاح شود .
پیامد ناگوار مخالفت با فرمان آباد کردن زمین
در روایتی امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرماید: « من وجد ماءً و تراباً ثم افتقر فأبعده الله »(28)؛ ملتی که آب و زمین کشاورزی به اندازه کافی دارد ولی آبها را مهار و زمین را اصلاح نکند و از آنها بهره برداری نکند و در اثر کم کاری یا بدکاری محتاج گردد از رحمت حق دور باد. چنین گمان نشود که تنها امتهای گذشته به جهت مخالفت با فرمانهای الهی و انبیای خود از رحمت حق دور شدند ؛ چنان که قرآن کریم نسبت به قوم عاد می فرماید: (ألا بعدا لعاد)(29) بلکه این خطر برای امتهای دیگر نیز مطرح است. بنابراین اگر قرآن کریم، یا امامان معصوم (علیهم السلام) که انسان کامل و همسان با قرآن هستند فرمانی جهت اصلاح زندگی بشر و سلامت محیط زیست بیان کردند ولی جامعه به آن توجه نکند، موجب دوری از رحمت الهی خواهد بود.
پی نوشت:
1- سورهى بقره، آیهى 30.
2- سورهى بقره، آیهى 31.
3- سورهى هود، آیهى 61.
4-سورهى هود، آیهى 61.
5- سورهى توبه، آیهى 18.
6- سورهى نمل، آیهى 34.
7- سورهى بقره، آیهى 205
8- سورهى بقره، آیهى 114.
9- سورهى جمعه، آیهى 10.
10- سورهى ملک، آیهى 15.
11- سورهى عبس، آیهى 20.
12- سورهى ابراهیم، آیات 32-33.
13- سورهى ابراهیم، آیهى 33.
14- سورهى نحل، آیهى 79.
15- سورهى نحل، آیهى 8.
16- سورهى ابراهیم، آیهى 28.
17- سورهى ابراهیم ، آیهى 34.
18- سورهى هود، آیهى 61.
19- سورهى فصلت، آیهى 43.
20- سورهى احقاف ، آیهى 9.
21- سورهى انبیاء، آیهى 25.
22- توحید صدوق، ص18.
23- سورهى بقره، آیهى 136.
24- سورهى حجر، آیهى 80.
25- سورهى شعراء، آیهى 141.
26- سورهى شعراء، آیهى 160.
27- سورهى هود، آیهى 61.
28- وسائل الشیعه، ج 17، ص 40.
29- سورهى هود، آیهى 60.
معرفي سايت مرتبط با اين مقاله
تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله