تربیت و جامعه(4)
نقش تاریخی دین در تربیت انسان ها
چالش های تربیت دینی
۲. تربیت دینی می بایست به مشاركت بیش تر مردم در اجتماع منجر گردد; از این رو، گاهی برخورد متصدیان تربیت دینی (در اثر كم توجهی به پیامدهای برنامه های خود) موجب گوشه نشینی متربیان می شود.
۳. در تربیت دینی می بایست به نحوه ارتباط میان دین و دنیا توجه كرد، به گونه ای كه تضادّی میان آن دو تصوّر نگردد، بلكه تلاش برای دنیا نیز با رعایت اهداف الهی امری دینی تلّقی شود.
۴. معمولاً مؤسسات دینی كم تر به رشد جسمی كودكان توجّه دارند، حال آن كه اختلال در رشد جسمی مانع رشد امور معنوی می گردد.
۵. با توجه به زمینه های دین گریزی در عصر حاضر، لازم است مربّیان تربیت دینی، آموزه های دینی را با سهولت و آسان گیری بیان كنند و از هرگونه سخت گیری و ایجاد بدبینی اجتناب نمایند.
۶. دین مجموعه ای از عقاید و اعمال و اخلاقیات است; چنانچه تربیت دینی به برخی از ابعاد دین خلاصه گردد، مشكلاتی را به همراه خواهد داشت.
۷. در تربیت دینی باید از هر گونه افراط و تفریط خودداری شود و «اصل تعادل و اعتدال» همواره مدّنظر باشد.
تا اینجا چهار نهاد مهم اجتماعی همراه با ارتباط خاص آن ها با نظام تعلیم و تربیت بیان گردید، ولی از آن جا كه محتوای نهادهای اجتماعی به واسطه فرهنگ مشخص می گردد، ضروری می نماید كه در پایان، بحث مختصری پیرامون فرهنگ و ارتباط آن با نهاد تربیت انجام گیرد.
فرهنگ و تعلیم و تربیت
جامعه شناسان و مردم شناسان تعاریف متعددی برای فرهنگ برشمرده اند، به گونه ای كه استخراج تعریف واحدی از مجموع آن ها كار بسیار دشواری است، اما به طور كلی می توان فرهنگ را مجموعه ای از شیوه های زندگی، ارزش ها، هنجارها، تجارب، علوم و تكنولوژی و آداب و رسوم دانست كه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
در فرهنگ علوم اجتماعی برای فرهنگ شش دسته تعریف با گرایش های متفاوت (۱.تشریحی شمارشی ۲.تاریخی ۳. هنجاری ۴. روان شناختی ۵. ساختاری ۶. تكوینی) ذكر شده است.۴۱
كروبر و كلوكهون تركیبی از تعاریف را ارائه می دهند كه در بردارنده عناصری است كه به طور قطع مورد قبول اكثر دانشمندان علوم اجتماعی معاصر قرار گرفته است: «فرهنگ شامل الگوهایی است آشكار و ناآشكار از رفتار و برای رفتار كه به واسطه نمادها حاصل می شود و انتقال می یابد; نمادهایی كه دستاوردهای متمایز گروه های انسانی و از جمله تجسّم های آن ها را در كار ساخت ها تشكیل می دهند، هسته اصلی فرهنگ شامل عقاید سنتی (یعنی نشأت گرفته و انتخاب شده در سیر تاریخ) و به خصوص ارزش های وابسته به آن هاست، نظام های فرهنگ را می توان از سویی، فرآورده های عمل و از سوی دیگر، مشروط كننده عناصر عمل بعدی تلقی كرد.»۴۲
نسبیّت فرهنگی
تأخّر و واپسماندگی فرهنگی
فرهنگ پذیری
رابطه فرهنگ و تعلیم و تربیت
از سوی دیگر، فرهنگ در كیفیت ظهور و بروز شخصیت نیز مؤثر می باشد; معلومات مربوط به انگیزه و عوامل فرهنگی آن، معلومات مربوط به هیجان ها و شیوه های ابراز آن ها و معلومات مربوط به تفاوت های میان طبقات آموزش و پرورش را بهتر روشن می كند.۴۶
فرهنگ پاداش دهی در مدارس به گونه ای است كه معمولاً به حفظ مطالب اهمیّت داده می شود و كسی كه از محفوظات بیش تری برخوردار باشد حق ورود در رتبه های بالاتر را خواهد داشت، در صورتی كه قدرت فهم و درك عمق مطلب بیش از حفظ تأثیر دارد. از سوی دیگر، به دروس رسمی بیش تر اهمیت داده می شود تا به نظم و یادگیری روش زندگی و جامعه پذیری.
یكی از نویسندگان معاصر می گوید: «آن اندازه ای كه برای نمره ریاضیات و دروس علمی دقت می شود برای نمره انضباط دانش آموزی دقت نمی شود.»۴۷
در آموزش و پرورش ما هنوز آموزش حرف اول و آخر را می زند و كار جدّی برای پرورش استعدادهای گوناگون و تهذیب اخلاقی فرزندان این مرز و بوم صورت نپذیرفته است!
منبع: خبرگزاری فارس
معرفي سايت مرتبط با اين مقاله
تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله