حقیقت وحى الهى

دیرزمانى است پژوهشگران ژرف‏اندیش شرق و غرب در سایه پیشرفتهاى دنیاى جدیدصنعت و تکنولوژى پدیده‏هاى جهان هستى را عرصه‏گاه آزمایشها و تحقیقات علمى خودقرار داده‏اند و از ریزترین موجودات تا عظیم‏ترین کهکشانها را مورد مطالعه وبررسى گردانیده‏اند. هر روزه پیرامون جزئى‏ترین مسائل دنیاى علم مقالات و بلکه‏کتابها چاپ مى‏شود و کنگره‏ها برگزار و سخنرانیها ایراد مى‏گردد. این محققان به‏هر پدیده که در خور آزمایش طبیعى و نگاه میکروسکوپى یا تلسکوپى است، دل وهمت مى‏بندند
يکشنبه، 8 دی 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
حقیقت وحى الهى
حقیقت وحى الهى
حقیقت وحى الهى


 

نویسنده:رضا باقى‏زاده
 

مقدمه
 

دیرزمانى است پژوهشگران ژرف‏اندیش شرق و غرب در سایه پیشرفتهاى دنیاى جدیدصنعت و تکنولوژى پدیده‏هاى جهان هستى را عرصه‏گاه آزمایشها و تحقیقات علمى خودقرار داده‏اند و از ریزترین موجودات تا عظیم‏ترین کهکشانها را مورد مطالعه وبررسى گردانیده‏اند. هر روزه پیرامون جزئى‏ترین مسائل دنیاى علم مقالات و بلکه‏کتابها چاپ مى‏شود و کنگره‏ها برگزار و سخنرانیها ایراد مى‏گردد. این محققان به‏هر پدیده که در خور آزمایش طبیعى و نگاه میکروسکوپى یا تلسکوپى است، دل وهمت مى‏بندند و آنچه مى‏توانند توان و ا مکانات به مصرف مى‏رسانند. اما مدت‏زمانى است که پس از سالها بى‏مهرى به مسائل معنوى و متافیزیکى رویکردى تازه‏به این قبیل امور جلوه نموده است. مسائلى چون حقیقت‏ حیات و مرگ، شناخت ماهیت روح و عالم ارواح و پیامهاى غیبى‏و موجودات آسمانى، منزلتى نوین یافته است. از جمله این مباحث مساله وحى‏الهى است و این بحث از آن روى داراى اهمیت است که معتقدیم عقل تنها نمى‏تواندسعادت انسان را رقم بزند، بلکه در تکامل انسان نیاز به برنامه زندگى از طرف‏خداوند دارد که از طریق وحى به پیامبر ابلاغ مى‏گردد.
در این مقال بر آنیم در حد توان پیرامون وحى الهى از ابعاد گوناگون سخن‏بگوئیم بحث در این باره را در چند محور پى مى‏گیریم:

1 - وحى در نظر لغت‏شناسان
 

راغب در مفردات مى‏گوید: «اصل وحى اشاره سریع است‏که گاه با سخنان رمزى و گاهى با صداى خالى از ترکیب لغوى و گاه با اشاره بابعضى اعضاء و جوارح یا با نوشتن صورت مى‏گیرد» (1) .
ابن فارس در مقاییس مى‏گوید: «القاء کردن علمى به صورت مخفیانه یا غیرمخفیانه به دیگرى، و هر چیزى که القاء کردى به سوى غیر خودت تا این که بداندآن وحى است هر طور که باشد» (2) .
ابن منظور در لسان‏العرب مى‏گوید: «وحى اشاره، کتابت، رسالت، الهام، کلام‏مخفیانه و چیزى که به دیگرى القاء شود گفته مى‏شود». «وحى کردم به سوى اوکلامى را» (3) .
از اینرو وحى در لغت اشاره کردن چیزى و القاء آن به سوى دیگرى را گویند.

2 - وحى در اصطلاح شرع
 

دستوراتى که خداوند به پیامبران القاء مى‏کند، (به‏عبارت دیگر: ابلاغ رسالتهاى الهى از سوى خداوند بزرگ به پیامبران) را وحى‏مى‏گویند که در بیان مولوى و سعدى به آن اشاره شده است:
وحى آمد سوى موسى از خدا بنده ما را چرا کردى جدا «مولوى‏» در آن وقت وحى از حبل الصفات بیامد به عیسى علیه‏الصلاه «سعدى‏»

3 - حقیقت وحى
 

از جمله سوالات در مورد وحى این است که حقیقت آن چیست؟آیا براى ما قابل ادراک است‏یا خیر؟ به دیگر سخن آیا نسبت‏به چگونگى آن‏مى‏توانیم اطلاعى پیدا کنیم یا این که از راه حس و تفکر عقلى قابل درک نیست؟در این رابطه تفسیرهائى از طرف بعضى از فلاسفه قدیم و جدید صورت گرفته است.که ما در ابتدا آن نظرات را به همراه پاسخ آن مطرح و سپس نظر صحیح را بیان‏مى‏کنیم.

بعضى از فلاسفه قدیم
 

آنها روى مقدمات مفصلى معتقد بودند که وحى عبارت است ازاتصال فوق‏العاده نفس پیامبر با «عقل فعال‏» که سایه آن بر عالم «حس مشترک و خیال‏» نیز گسترده مى‏شود. با بیان چند مقدمه مطلب بالا را اثبات مى‏کنند:
1 - معتقد بودند که روح انسانى داراى سه قوه است: الف: حس مشترک که با آن‏صور محسوسات را ادراک مى‏کند. ب: قوه خال که با آن صورتهاى جزئیه ذهنى را درک‏مى‏نماید.
ج : قوه عقلیه که با آن صور کلیه را درک مى‏کند.
2 - از سوى دیگر آنها اعتقاد به افلاک نه‏گانه بطلمیوسى داشتند و براى افلاک،نفس مجدد (همچون روح براى بدن ما) معتقد بودند و مى‏افزودند : این نفوس فلکى‏از موجودات مجردى به نام «عقول‏» الهام مى‏گیرند و به این ترتیب نه عقل‏مربوط به افلاک نه‏گانه قائل بودند.
3 - نفوس انسانى و ارواح آنها براى فعلیت‏یافتن استعدادها و درک حقائق، بایداز وجود مجردى که آن را «عقل فعال‏» مى‏نامیدند کسب فیض کنند که نامش عقل‏دهم یا عقل عاشر بود و علت این که عقل فعال گویند چون سبب فعلیت استعدادهاى‏عقول جزئیه بود.
4 - هر قدر روح انسان قوى‏تر باشد، ارتباط او و اتصالش با عقل فعال که منبع وخزانه معلومات است، بیشتر خواهد بود. پس یک روح قوى و کامل مى‏تواند درکوتاهترین مدت، وسیع‏ترین معلومات را به فرمان خدا از عقل فعال کسب کند.
هم‏چنین هر اندازه قوه خیال قوى‏تر باشد، بهتر مى‏تواند این مفاهیم را در لباس‏صورت‏هاى حس قرار دهد و هر اندازه حس مشترک قوى‏تر گردد، انسان صور محسوسه‏خارجیه را بهتر درک مى‏کند.
از مجموع این مقدمات نتیجه مى‏گرفتند:
روح پیامبر چون فوق‏العاده قوى است رابطه و اتصالش با عقل فعال بسیار زیاداست و به همین دلیل مى‏تواند در اکثر اوقات معلومات را به صورت کلى از عقل‏فعال بگیرد. و از آنجا که قوه خیالیه او نیز بسیار قوى است و در عین حال‏تابع قوه عقلیه است مى‏تواند صورت‏هاى محسوسه مناسبى به آن صور کلیه که از عقل‏فعال دریافت داشته، بدهد. و در لباسهاى حسى در افق ذهن خود ببیند مثلا اگر آن‏حقائق کلى از قبیل معانى و احکام باشد، به صورت الفاظى بسیار موزون و درنهایت فصاحت و بلاغت از زبان شخصى در نهایت کمال بشنود و چون قوه خیالیه اوتسلط کا مل بر حس مشترک دارد، مى‏تواند به این صور جنبه حسى دهد و پیامبر آن‏شخص را با چشم ببیند و الفاظش را با گوش بشنود.

پاسخ:
 

اولا: این بیان متکى بر مقدماتى مثل افلاک نه‏گانه بطلمیوسى و... است که امروزمردود شناخته شده چون نه این که دلیلى براى اثبات آنها نیست، بلکه دلیلى‏برخلاف آن داریم.
ثانیا: این فرضیه با آنچه از آیات قرآن درباره وحى استفاده مى‏شود، هماهنگ نیست چون آیات قرآن با صراحت وحى را یک نوع ارتباط با خدا مى‏شمارد.
ثالثا: این که اینها پیامبر را هم‏ردیف فلاسفه و نوابغ شمرده‏اند البته با عقلى‏قوى‏تر و روحى نیرومندتر نادرست است زیرا راه وحى از راه ادراکات عقلیه‏جداست (4) .

جمعى از فلاسفه جدید
 

گروهى از فلاسفه جدید معتقدند که وحى یکى ازمظاهر «شعور باطن‏» یا «شعور ناآگاه‏» مى‏باشد.
به دیگر سخن: وحى را «تجلى شعور ناآگاه‏» (وجدان مخفى) مى‏شمرند که به مراتب‏از شعور آگاه قوى‏تر و نیرومندتر است و چون پیامبران مردان فوق‏العاده‏اى‏بودند، وجدان مخفى آنها نیز بسیار نیرومند بوده و تراوشهاى آنها فوق‏العاده‏مهم و قابل ملاحظه بوده است.

پاسخ:
 

آنچه گفته‏اند صرفا یک فرضیه است و هیچ‏گونه دلیلى اقامه نکرده‏اند و پیامبران‏را مردانى با نبوغ فکرى و ظمت‏شخصیت معرفى کرده‏اند بى‏آنکه رابطه آنها را بامبدا جهان هستى، خداوند و دریافت علوم از ناحیه او و از بیرون وجود خودپذیرفته باشند البته اشتباه آنها این است که وحى را با معیارهاى تجربى‏مى‏خواستند دریابند (5) .

برخى از نویسندگان امروز
 

برخى دیگر معتقدند که وحى نتیجه نبوغ فکرى انبیاءمى‏باشد و مى‏گویند آنها مردانى بودند پاک فطرت و داراى نبوغ فوق‏العاده که باآن مصالح جامعه انسانى را درک مى‏کردند و به صورت معارف و قوانینى بر انسانهاعرضه مى‏داشتند در خصوص پیامبر اکرم(ص) مى‏گویند: آن بزرگوار یک نابغه اجتماعى‏بوده که براى نجات جامعه انسانى از پرتگاه انحطاط و توحش و استقرارشان درمهد مدنیت و آزادى قیام کرده و به سوى افکار پاک خود که به صورت یک دین جامع‏و کامل تنظیم کرده بود، دعوت نموده است.
وى داراى افکار پاک و همتى بلند بود و در یک محیط تاریک و تیره‏اى زندگى‏مى‏کرد که جز زورگوئى و خودخواهى و هرج و مرج چیزى در آن حکومت نمى‏کرد. آن‏بزرگوار پیوسته از این اوضاع ناگوار رنج مى‏برد و گاهى که کارد به استخوانش‏مى‏رسید، از مردم کناره‏گیرى نموده در غارى که در کمر یکى از کوههاى تهامه‏بود، روزى چند خلوت مى‏کرد. تا در سن چهل سالگى موفق شد طرحى بریزد که بشر رااز آن وضع اسفناک که مظهر سرگشتگى و خودخواهى و بى‏بند و بارى بود، نجات بخشدو آن آئین اسلام بود. آنهائى که چنین نظرى در مورد پیامبر اکرم(ص) دارند، خودبه دو گروه تقسیم مى‏شوند:
الف: کسانى که براى جهان هستى خدائى را اثبات مى‏کنند و براى نظام دینى اسلام‏ارزشى قائلند مى‏گویند:
«پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله)، افکار پاک خود را سخن خدا و وحى الهى فرض مى‏کرد که خداى‏متعال از راه نهاد پاکش با وى به گفتگو پرداخته است. و روان پاک و خیرخواه‏خود را که این افکار از آن تراوش کرده، در قلب آرامش مستقر مى‏شد روح‏الامین وجبرئیل و فرشته وحى نامید. و به طور کلى قوائى را که در جهان طبیعت‏به سوى‏خیر و هرگونه خوشبختى دعوت مى‏کنند، ملائکه و فرشتگان و قوائى را که به سوى شرو هرگونه بدبختى مى‏خوانند، شیطاین و جن خواند.
و وظیفه خود را که به مقتضاى نداى وجدان عهده‏دار قیام و دعوت مى‏شد، نبوت ورسالت نام گذاشت‏».
مرحوم «علامه طباطبائى‏»(ره) در جواب این گروه مى‏گوید:
اولا: این توجیه باید با بیانات قرآن مجید که سند نبوت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله) است وریشه اصلى این سخنان در آن است وفق دهد و تطبیق پذیرد ولى صریح قرآن برخلاف‏این توجیه، دلالت دارد.
اما این که گفتند: «پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) افکار پاکى که به ذهنش خطور مى‏کرد، سخن‏خدا نامیده و معنیش این است که این رشته افکار مانند افکار دیگرش از آن خودش‏و تراوش مغز خودش بود، ولى چون پاک و مقدس بود به خدا نسبت داده شد»; قرآن‏مجید صریحا این را رد مى‏کند.
در آیات تحدى، قرآن را از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله) واز هر بشر دیگر به کلى نفى مى‏کندمى‏گوید:
«اگر سخن، سخن، بشر است‏سخنى همانند آن در هر بابى که قرآن سخن گفته ازمعارف اعتقادى و احکام و قصص و حکمت و موعظت ‏بیاورند» (6) .
«اگر جن و انس دست‏به هم داده براى این کار قیام کنند، نخواهند توانست نظیرقرآن را بیاورند» (7) .
بدیهى است که این بیانات با نسبت تشریفى سازگار نیست و قرآن را تنها کلام خدامعرفى مى‏کند.
ثانیا: قرآن مجید در صدها آیه معجزاتى خارق عادت که با نظام عادى طبیعت قابل‏توجهى نیست، اثبات مى‏کند که پیامبران به واسطه آنها نبوت خود را اثبات‏مى‏کرده‏اند و اگر نبوت همان نداى وجدان و وحى آسمانى به معنى افکار پاک بشرى‏بود، اقامه حجت و استمداد از معجزه معنائى نداشت.
این که گفتند:
«پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) روان پاک خود را که در مصلحت‏بینى و خیراندیشى فروگذارى‏نمى‏کرد، روح امین و القاء او را وحى مى‏نامید».
قرآن مجید این نظر را تایید نمى‏کند زیرا القاء کننده آیات را جبرئیل مى‏نامدآنجا که مى‏فرماید:
«بگو کسى که دشمن جبرئیل است همان جبرئیل قرآن را به اذن خدا به دل تو نازل‏کرده‏» (8) .
این آیه پاسخ یهود است که از پیغمبر(صلی الله علیه واله) پرسیدند: این قرآن را چه کسى بر تونازل مى‏کند؟
فرمود: جبرئیل. گفتند: ما با جبرئیل دشمن هستیم زیرا به ما بنى‏اسرائیل‏محدودیتها را او نازل کرد خداوند در این آیه مى‏فرماید: جبرئیل قرآن را به‏اذن خدا به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله) نازل نموده و نه از پیش خود. بدیهى است که یهوددشمنى با یک موجود آسمانى داشتند که متصدى رساندن وحى الهى، و از حضرت‏کلیم(ع) و حضرت محمد(ص) جدا بود نه با روان پاک کلیم(ع) یا محمد(صلی الله علیه واله).
در آیه دیگر نزول وحى را به روح امین نسبت داده آنجا که مى‏فرماید: (نزل به‏الروح‏الامین على قلبک) قرآن را روح امین به قلب تو نازل کرده است‏» (9) .
اما این که مى‏گویند: «ملائکه و فرشتگان نام قواى طبیعى است که به خیر و خوشبختى و شیاطین نام‏قواى طبیعى است که به شر و بدبختى دعوت مى‏کنند».
آنچه از قرآن استفاده مى‏شود خلاف این است، بلکه ملائکه و شیاطین را قرآن یک‏عده موجودات بیرون از حس و داراى وجود و شعور و اراده مستقل مى‏داند.
و اینکه مى‏گویند:
«وظیفه خود را که به مقتضاى نداى وجدان عهده‏دار قیام و دعوت مى‏شد نبوت ورسالت نام گذاشت‏». از قرآن مجید خلاف این معنا فهمیده مى‏شود زیرا خداى متعال‏مى‏فرماید (و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقویها) (10) به دلالت آیه هرفرد از انسان با وجدان و نهاد خدادادى خود نیک و بد و زشت و زیباى اعمال خودرا درک مى‏کند و نداى اصلاحات در درون هر انسان نهفته است جز این که برخى گوش‏داده رستگار مى‏شوند و برخى اعتنا نکرده به سوى بدبختى قدم برمى‏دارند چنانکه‏بعد مى‏فرماید: (قد افلح من زکیها و قد خاب من‏دسیها) (11) .
و اگر نبوت و رسالت اثر همین نداى وجدان بود که عمومیت دارد، همه افراد نبوت‏و رسالت را داشتند و حال آن که خداى متعال این منصب را به برخى از افراداختصاص مى‏دهد.
ب: کسانى که آفریدگارى براى جهان معتقد نیستند مى‏گویند:
سازمان نبوت و وحى و تکالیف آسمانى و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ را سیاست‏دینى و در حقیقت از باب دروغ مصلحت‏آمیز مى‏دانند مى‏گویند: پیغمبران مردان‏اصلاح‏طلبى بودند و مقرراتى براى اصلاح جامعه بشرى در شکل دین آوردند و چون‏مردم اعصار گذشته تاریک و غرق جهالت و خرافه‏پرستى بودند، پیغمبران نظم دینى‏را در سایه یک سلسله اعتقادات خرافى از مبدا و معاد نگهداشتند.
علامه طباطبائى (ره) در جواب این گروه چنین بیان مى‏کند:
«با مطالعه تاریخ زندگى پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) در مى‏یابیم که آن حضرت به دعوت خودصد در صد ایمان و کاملا اعتماد و اطمینان داشته است در این صورت اگر داستان‏اعتقادات دینى داستانى خرافى بود، این همه براهین و ادله که در قرآن کریم به‏اعتقادات اسلامى اقامه شده واحتجاجاتى که براى اثبات صانع عالم و توحید وسایر صفات وى و سایر اعتقادات راجع به نبوت و معاد شده، هرگز معنى‏نداشت‏» (12) .

قول صحیح درباره حقیقت وحى
 

بدون شک ما نمى‏توانیم از رابطه وحى‏و حقیقت آن اطلاع زیادى پیدا کنیم چون وحى یک نوع ارتباطى است‏خارج ازارتباطهاى شناخته شده ما. و همچنین ادراکى است‏خارج از حدود ادراکات ما.
علامه طباطبائى (ره) در این باره مى‏فرماید:
«مطلب شایان توجه آن است که شعور وحى نزد ما مرموز بوده و نسبت ‏به چگونگى‏آن اطلاعى نداریم و چگونگى رسیدگى آن به این حقائق را نیز نمى‏فهمیم یعنى یک‏ارتباط واقعى در میان محتویات دعوت دینى از معارف و اخلاق و قوانین وجود داردکه از فکر ما پوشیده است. زیرا اگر رابطه آنها بعینه همان بود که ما مى‏فهمیم‏بدون تردید شعور وحى که درک کننده آنهاست، همان شعور فکرى ما مى‏شد در صورتى‏که این‏طور نیست پس باید گفت که نبى با شعور وحى روابط مرموز آنها را درک‏کرده و در مقام تبلیغ ما با زبان خود ما سخن گفته و از روابط فکرى مااستفاده مى‏کند» (13) . در جاى دیگر در مورد وحى چنین مى‏گوید:
«وحى یک نوع تکلیم آسمانى(غیرمادى) است که از راه حس و تفکر عقلى درک‏نمى‏شود، بلکه با درک و شعور دیگرى است که گاهى در برخى از افراد -بحسب خواست‏خدائى- پیدا مى‏شود.
و دستورات غیبى یعنى نهان از حس و عقل را از وحى و تعلیم خدائى دریافت‏مى‏کند» (14).
بالاخره حقیقت وحى را علامه براى ما انسانها مجهول مى‏داند آنجا که مى‏گوید:
«ما که از این موهبت‏بى‏بهره هستیم و به عبارت دیگر آنها را نچشیده‏ایم حقیقت‏آن براى ما مجهول است تنها برخى از آثار آن را که از آن جمله قرآن مجیدمى‏باشد، به ما رسده است‏» (15) .

پی‌نوشتها:
 

1. المفردات الراغب، ص 515.
2. مقاییس، اللغه، ج‏6، ص 93.
3. لسان العرب، ج‏15، ص 379.
4. تفسیر نمونه، ج‏20، ص 491.
5. همان مدرک.
6. یونس، 38.
7. اسرى، 88.
8. بقره، 97.
9. شعراء، آیه 194.
10. شمس، 8.
11. شمس، 10.
12. علامه طباطبائى، قرآن در اسلام، از ص 73 الى 84.
13. علامه طباطبائى، مجموعه رسائل، مقاله وحى، ص 46.
14. علامه طباطبائى، قرآن در اسلام، ص 85.
15. همان مدرک، ص 100.
 

منبع:مکتب اسلام


حقیقت وحى الهى
حقیقت وحى الهى
حقیقت وحى الهى
 

تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
تکنیک‌های کنترل خشم در لحظه جر و بحث؛ هنر کظم غیظ
تکنیک‌های کنترل خشم در لحظه جر و بحث؛ هنر کظم غیظ
آداب صدا زدن دیگران؛ پرهیز از القاب زشت و احترام به نام‌ها
آداب صدا زدن دیگران؛ پرهیز از القاب زشت و احترام به نام‌ها
لحن و تن صدا؛ چگونه بدون داد زدن، مقتدر و تأثیرگذار باشیم؟
لحن و تن صدا؛ چگونه بدون داد زدن، مقتدر و تأثیرگذار باشیم؟
کشتی دیدنی سعید اسماعیلی در فینال و کسب مدال طلا
play_arrow
کشتی دیدنی سعید اسماعیلی در فینال و کسب مدال طلا
لحظات درخشان هری کین برنده توپ طلای ۲۰۲۶
play_arrow
لحظات درخشان هری کین برنده توپ طلای ۲۰۲۶
نماینده ایران: آژانس در برابر حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران سکوت کرد + فیلم
play_arrow
نماینده ایران: آژانس در برابر حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران سکوت کرد + فیلم
گروسی: ایران اجازه بازرسی از نطنز، فردو و اصفهان را نداده است + فیلم
play_arrow
گروسی: ایران اجازه بازرسی از نطنز، فردو و اصفهان را نداده است + فیلم
هزینه جنگ‌افروزی اسرائیل از جیب مالیات‌دهندگان آمریکایی!
play_arrow
هزینه جنگ‌افروزی اسرائیل از جیب مالیات‌دهندگان آمریکایی!
مدال‌هایی که تقدیم رهبر انقلاب شدند
play_arrow
مدال‌هایی که تقدیم رهبر انقلاب شدند
استقبال پوتین از پزشکیان در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز + فیلم
play_arrow
استقبال پوتین از پزشکیان در اجلاس سران کشورهای صادرکننده گاز + فیلم
خشم نتانیاهو از مشارکت پایین طرفداران خود در انتخابات + فیلم
play_arrow
خشم نتانیاهو از مشارکت پایین طرفداران خود در انتخابات + فیلم
دبیر: اعتراض نمی‌کردم سر بیشتر بچه‌ها را می‌بریدند
play_arrow
دبیر: اعتراض نمی‌کردم سر بیشتر بچه‌ها را می‌بریدند
افشاگری عضو جداشده گروهک منافقین از اتاق تولید محتوا در آلبانی
play_arrow
افشاگری عضو جداشده گروهک منافقین از اتاق تولید محتوا در آلبانی
بازی منتخب سیستان‌ وبلوچستان و ستارگان دهه شصت چهار بر دو به نفع دهه شصتی‌ها به پایان رسید + فیلم
play_arrow
بازی منتخب سیستان‌ وبلوچستان و ستارگان دهه شصت چهار بر دو به نفع دهه شصتی‌ها به پایان رسید + فیلم
نتانیاهو مدعی دستکاری در انتخابات شد + فیلم
play_arrow
نتانیاهو مدعی دستکاری در انتخابات شد + فیلم