مصلح جاوید الاثر
پدر وى آيت الله العظمى سيد صدرالدين صدر در زمان تحصيل خود در نجف اشرف حركتهاى مترقى و نوجويانه را در عراق رهبرى مى كرد. نام او هنوز با نهضت ادبى آن كشور همراه است (2) وى پس از مهاجرت به ايران در شهر مقدس مشهد سكونت گزيد. اندكى بعد به دعوت مرجع عاليقدر و بنيانگذار حوزه علميه قم ، فرزانه دورانديش حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى ، به منظور معاونت و جانشينى ايشان به شهر قم هجرى كرد و پس از سالها تلاش و خدمت ، در همانجا دارفانى را وداع گفت .
صدر شهداى عراق
اجداد پدرى سيد موسى را بيشتر عالمان تلاشگر و مجاهدان سخت كوش تشكيل مى دهند كه هر يك در عصر خود طلايه دار رهايى مردم از ظلم و جهل و مبشر نور و معرفت بوده اند. سيد موسى از ذريه پيامبر اسلام و فرزند پاكى از خاندان على بن ابيطالب عليه السلام به شمار مى آيد. وى با سى و سه واسطه درخشان از طرف پدر به جدش امام هفتم شيعيان ، حضرت موسى بن جعفر عليه السلام پيوند مى خورد.(3)
ورود به حوزه سازندگى
از استادان معروف دروس سطح و خارج او اين فرزانگان را مى توان نام برد:
دروس سطح
ب : آيت الله محقق داماد
ج : آيت الله سيد رضا صدر
خارج فقه
ب : آيت الله حجت كوه كمره اى
ج : آيت الله سيد صدرالدين صدر(پدرش )
د: آيت الله امام خمينى (در درس ايشان مدت اندكى شركت كرد.)
ه: آيت الله محقق داماد
خارج اصول
فلسفه
ب : آيت الله سيد رضا صدر(برادرش )
سيد موسى صدر خود در كنار تحصيل خارج فقه و اصول به تدريس مقدمات و سطح نيز اشتغال داشت . از جمله كتاب با ارزش ((شرح لمعه ))(4) را براى شاگردانى چند كه در حوزه از برجستگى خاصى برخوردار بودند، تدريس مى كرد و در ارائه مسائل مهم و پيچيده آن ، با بيانى شيوا و گيرا همه را سخت به تعجب و تحسين وا مى داشت . (5)
او در سايه پشتكار شبانه روزى توانست در مدت كوتاهى خود را در صف اساتيد حوزه علميه قم جاى دهد و پس از چندى به تدريس فقه و اصول و منطق و فلسفه بپردازد.(6)
تحصيل در دانشگاه
وى همچنان از روح بلند و استعداد سرشار خود كمك مى گيرد و علاوه بر تسلط كامل به دو زبان فارسى و عربى ، به فراگيرى زبانهاى فرانسه و انگليسى همت مى گمارد و در اين راه نيز پيروز و سربلند بيرون مى آيد. او فرصتهاى طلايى دوران جوانى را به آسانى از دست نمى دهد و از لحظه هاى هر چند كوتاه آن استفاده هاى بلند و پايدار مى كند وى در سال 1332 ش . پدر گرانقدر خود را از دست مى دهد، در همان سال از قم هجرت آغاز كرده ، وارد حوزه علميه نجف مى شود.(8)
اجتهاد جواهرى
بزرگان و مراجع تقليد نجف نيز براى شخصيت جامع و كامل وى احترام خاصى قائل بودند و با چشم عظمت و اميد به او نظر مى كردند. حتى برخى از آنان كه در درس خود اجازه اشكال به هيچ كس نمى دادند. به نشان تجليل از شخصيت سيد موسى صدر به گفتار و ايرادهاى او با دقت تمام گوش فرا مى دادند.(9)
همه اينها حكايت از آن داشت كه او به درجه والاى اجتهاد نايل آمده است ولى نه آن اجتهاد مصطلح و مرسومى كه بسيارى از آن بهره داشتند. بلكه اجتهاد وى نشاءت گرفته از فقه سنتى و الهام يافته از اجتهاد جواهرى بود كه او را همانند ((محقق اردبيلى ))ها و ((شيخ انصارى ))ها و جلوه پرفروغى فقيهى زمان شناس آگاه و درد آشناى دوران كرده بود. (10) او علاوه بر داشتن ملكه خلوص ، تقوا و زهد كه براى هر مجتهد ضرورى است داراى زيركى ، هوش و فراست فراوانى بود كه به وى توان آن را مى داد تا رهبرى و هدايت جامعه بزرگ اسلامى را به عهده بگيرد. سيد موسى در سال 1335 ش . به فكر تشكيل خانواده افتاد تا با انتخاب همسرى همراه و شايسته به زندگى سرتاسر تلاش خود جلوه ديگرى بخشد. او در 28 سالگى به اين آرزو تحقق بخشيد و با دختر خانواده اى اصيل و مذهبى پيوند زناشويى و تعهد بست كه حاصل اين وصلت مبارك در سالها بعد، علاوه بر موفقيتهاى بارز معنوى و سياسى و اجتماعى ، دو دختر و دو پسر به نامهاى (صدرالدين ، حميد، حورا، مليحه ) بود.
نامه اى از زعيم حوزه
در آن روزها فعاليتهاى تبليغى و ارشادى در خارج از كشور به كوشش مرجع دورانديش آيت الله بروجردى (رحمت الله علیه ) جان تازه اى مى گرفت . بدين منظور نام شخصيتهاى برجسته و جامع حوزه براى عهده دار شدن اين مسؤ وليت خطير تنظيم گرديد؛ كه در آن ميان نام سيد موسى صدر نيز به چشم مى خورد. (11) پس از آن نامه اى از طرف زعيم عاليقدر حوزه خطاب به سيدموسى صدر نگارش يافت و به نجف ارسال شد؛ بدين مضمون كه سيد موسى نماينده تام الاختيار مرجع جهان تشيع در كشور ايتاليا باشد و امور مذهبى و اجتماعى مسلمانان آنجا را به دست با كفايت خود اداره كند.اما زمانى كه نامه به دست وى رسيد بنابه دلايلى جواب عاجلى بدان نداد واز اين نظر از ساحت مقدس آن رهبر بزرگ طلب عفو و اغماض نمود.
اصلاح نظام حوزه
((... در زمان مرجعيت حضرت آيت الله بروجردى اين مسائل (اصلاح حوزه ) مطرح بود. مخصوصا طرحى به وسيله دوستان فاضل جوان در آن زمان امثال امام موسى صدر و شهيد دكتر بهشتى و جمعى از مدرسين بزرگ فعلى براى گامهاى اوليه اصلاح حوزه تهيه شده بود، ولى بر اثر آماده نبودن افكار به دست فراموشى سپرده شد و مايه سرخوردگى همه دوستان گرديد.)) (12)
آغاز هجرت
آن ها هرچند گاهى با سيد موسى تماس مى گرفتند و در اين اواخر نيز با ارسال نامه اى به طور رسمى از وى براى سفر به لبنان دعوت به عمل آورده بودند. از طرف ديگر در همين زمان نامه ديگرى از سوى رهبر شيعيان جهان ، آيت الله بروجردى ، به سيد موسى صدر رسيد و آن عالم درد آشنا ايشان را براى قبول آن مسووليت خطير مكلف كرد.
همه اينها نشان مى داد كه ديگر عذرى برايش باقى نمانده و از هجرتى ناگزير گريزى نبوده است . از اين رو مسافرت به عراق را نمى توان تنها يك سفر زيارتى ناميد، زيرا او به دنبال اين سفر، سرى به كشور لبنان زد تا از نزديك با مردم سخن گويد و با موقعيت سياسى ، اجتماعى و فرهنگى آنها پيش از پيش آشنا شود و آن وقت تصميم نهايى خود را در مورد ماندن در آن كشور، بگيرد.
سيد موسى صدر پس از زيارت عتبات عاليات ، در زمستان سال 1379 قمرى مطابق با سال 1338 ش . نخست براى يك بازديد سى روزه وارد كشور لبنان شد. ولى پس از بررسى اوضاع آشفته آن كشور و مشاهده نابسامانيهاى شيعيان و مسلمانان جنوب ، بشدت احساس وظيفه نمود و بر خلاف ميل باطنى خود تصميم به ماندن گرفت .
سيد موسى صدر پس از ورود به كشور لبنان ، شهر ((صور)) را براى ايفا مسؤ وليت بزرگ خود انتخاب كرد و در مسجد جامع آن به اقامه نماز جماعت مشغول گرديد. او با مطالعه دقيق اوضاع ، بخوبى دريافت كه ريشه اصلى همه اين گرفتاريها فقر فرهنگى و اقتصادى است . از اين رو، با يك برنامه ريزى اساسى نخست به جنگ فقر فرهنگى رفت و علاوه بر ايراد سخنرانى ، تشكيل كلاسهاى منظم در دبيرستانها و مراكز فرهنگى و هنرى ديگر، با جوانان روشنفكر آن سامان ارتباط نزديك برقرار نمود.
وى با سخن رسا و روشنگرانه خود، پوچى فرهنگ غرب و ماديگرى را براى آنان توضيح داد و با الهام از قرآن ، سنت و مكتب اهل بيت عليه السلام منطق اسلام را به مثابه قوى ترين و پرمحتواترين منطق روز معرفى كرد. جوانان كه تا آن روز نديده و باور نمى كردند كه يك روحانى و رهبر مذهبى اين چنين با سيمايى گشاده در برابر آنها مانند پدرش مهربان سخن بگويد، شيفته اش شدند. بعلاوه آنها به قدرى از معارف اسلام و تشيع فاصله داشتند كه نمى توانستند قبول كنند اين سخنان از منابع دين مقدس اسلام و تشيع گرفته شده است .
سيد موسى هر چند كه در شهر صور سكونت داشت و هفته اى دو روز براى سخنرانى در دبيرستان عامليه به بيروت سفر مى كرد و دبيران و دانش آموزان آنجا را نيز از سرچشمه زلال شريعت محمدى صلى الله عليه و آله سيراب مى نمود و با گفتار و كردار دلپسند خود همه را بى اختيار شيفته معارف الهى و مكتب امامان معصوم عليه السلام مى كرد.(13)
وضع دردناك مدارس
در اين حال (سال 1371 ق .) عالم دورانديش سيد عبدالحسين شرف الدين كه همواره در اين قبيل مسائل حالت تهاجمى داشت ، حركت كرد و در مقابل اين تهاجم بزرگ فرهنگى نيز ايستاد.
با شروع فعاليت سيد موسى صدر اين مدارس نيز رونق بيشترى گرفت ؛ به گونه اى كه با تلاشهاى وى پس از مدتى مدرسه عامله بيروت ، به دانشكده تبديل شد و به ((دانشكده عامليه )) معروف گرديد.(14)
او در عين حالى كه به سنگر مسجد اهميت فراوان مى داد از مراكز فرهنگى نيز غافل نبود و همچنان كه گذشت باذوق سرشار و به كارگيرى روشهاى جديد، سعه صدر و برخوردهاى مناسب خود، در مدت كوتاهى مدارس ، دبيرستانها و دانشگاهها را تبديل به سنگرهايى فولادين عليه فرهنگ بيگانه كرد و راه استاد بزرگ خود، عالم مبارز سيد شرف الدين را ادامه داد.
سيد موسى صدر معتقد بود كه فقر فرهنگى ارتباط تنگاتنگى با فقر اقتصادى دارد. همچنان كه اين دو بى ارتباط با مسائل سياسى ، نظامى ، اخلاقى و اعتقادى نيز نمى توانند باشند. بنابراين بايد هه اينها در كنار هم ارزيابى شده ، براى هر كدام به طور همزمان و در كنار هم چاره انديشى كرد. او مى گفت :
((چقدر تعجب آور است ! اسلام طلب علم را فريضه (واجب ) بداند و بيسوادترين مردم مسلمانها باشند. (يا اينكه ) نظافت را از ايمان بشمارد، در حالى كه كثيف ترين كوچه و بازار، كوچه ها و بازارهاى ما مسلمانها باشد... . دعوت صحيح اگر تواءم با عمل نباشد و وضع اجتماعى دعوت كننده يا هم مذهبان او بد باشد، دعوت كم اثر خواهد بود. اصولا يكى از بزرگ ترين دليلها براى بطلان ادعاى هر دعوت كننده ، همان وضع اجتماعى اوست . آخر چطور ممكن است مردم ادعاى مسلمانى را كه اسلام را ضامن سعادت دنيا و آخرت مى داند باور كنند، در حالى كه فقر، جهل ، مرض و عدم بهداشت آنها را فراگرفته است ؛ اخلاق تجار، روش جوانان ، كردار زنان و رفتار سياستمداران همه فاسد و منحرف باشد؟! اين خود سند بى اعتبارى مدعاى هر دعوت كننده اى است .)) (15)
او با توجه به همه اين ريزه كاريها و براى حل نابسامانيها ريشه دار در ابعاد مختلف ، به سنگر مسجد و فعاليت در دبيرستانها و دانشگاهها اكتفا نكرد و اقدام به تاسيس مراكز اساسى ترى نمود از جمله :
1. مدرسه صنعتى جبل عامل
اولين موسسه اى كه وى در شهر صور بنيان نهاد ((مدرسه صنعتى جبل عامل )) بود. هدف او از ايجاد اين مركز آن بود تا فقر و جهل را كه سالها سايه شوم خود را بر سر اين مردم افكنده بود از ميان بردارد.
2.تاسيس جمعيت بر و احسان (16)
اين مركز كه به شكل تعاونى و به ابتكار و همت سيد موسى ايجاد گرديده است داراى پنج كميسيون جداگانه به نامهاى ((تفتيش ، برنامه ، مالى ، تبليغاتى و مجالس مذهبى )) است ، كه هر كدام فعاليتهاى خاص خود را دنبال مى كنند. اين جمعيت در نخستين سال تاءسيس خود، تنها بيش از يكصد و بيست نفر فقير دوره گرد را از كوچه و بازار جمع كرد و علاوه بر كمكهاى مالى ، براى هر يك شغل آبرومندى ايجاد نمود.
3.تاءسيس خانه دختران
زنان و دختران علاوه بر فعاليت در بخش بانوان ((جمعيت بر و احسان )) در سه مؤ سسه مهم ديگر كه باز به همت سيد موسى صدر، براى آنان راه اندازى شده بود، به كار و كوشش پرداختند. يكى از آنها مدرسه اى به نام ((بيت الفنتاة )) (خانه دختران ) بود. در اين مكان به دختران بى سرپرستى و فقير هنرهاى دستى ديگر آموزش مى دادند.(17)
4.آموزشگاه پرستارى
وى مركز ديگرى نيز براى بانوان داير كرد به عنوان ((آموزشگاه پرستارى )). در اين آموزشگاه دخترانى كه مدرك ديپلم گرفته بودند، پذيرفته مى شدند و زير نظر استادان با تجربه آموزش پرستارى مى ديدند و پس از فارغ التحصيل شدن به مراكز بهداشتى ، درمانى و بيمارستانها اعزام مى شدند و در عين حالى كه براى خود و خانواده مايه اميد و زندگى بودند در آن مركز در خدمت محرومان و بيچارگان قرار مى گرفتند.(18)
5.مركز پزشكى
اين مركز به نام ((مدينة الطب )) شهرت يافته و تا به حال اقدامات وسيع و مهمى را در خصوص امور بهداشتى و درمانى به انجام رسانده و در بسيارى از قصبه هاى جنوب لبنان كه سالها مردمش از همه چيز محروم بودند، درمانگاه و مركز بهداشتى داير نموده است .(19)
6.مؤ سسه قاليبافى
اين مركز آموزشى يكى از مراكز سرنوشت ساز براى بانوان و ديگر محرومان به حساب مى آمد و به موجب همين اهميت ، زير نظر شهيد بزرگوار دكتر مصطفى چمران اداره مى شد و بيش از 300 دختر از منطقه جبل عامل در اين مركز آموزشى مشغول يادگيرى قاليبافى بودند.(20)
7.حوزه علميه
يكى ديگر از حركتهاى مهم و ماندگار سيد موسى صدر، راه اندازى مركز فعال ديگرى به نام ((معهد الدراسات الاسلامية )) (مركز بررسيهاى اسلامى ) بوده است .
البته مؤ سسات و مراكز مختلفى را كه به همت و رهبرى سيد موسى صدر ساخته شده ، نمى توان در همين هفت مورد خلاصه كرد، چنانكه دو مؤ سسه مهم ديگر به نامهاى ((دارالايتام )) و ((سازمان زنان )) هم در نتيجه تلاشها و جانفشانيهاى او به ثمر رسيده است . (21) كه توضيح و تفصيل اين همه مجال ديگرى را مطلب مى كند.
تدبير تاريخى
سيد موسى صدر براى گرفتن حقوق قانونى شيعيان رهسپار بيروت شد و مبارزه وسيعى را در اين خصوص آغاز نمود. وى تمام نيروى خود را به كار گرفت تا يك مجلس قانونى براى شيعيان آن كشور تشكيل دهد. در حركت نخست ، موضوع را به طور جدى با شخصيتهاى بزرگ سياسى و مذهبى شيعه و غير شيعه لبنان در ميان گذاشت و هدف خود از تاءسيس اين مركز را براى آنان توضيح داد. در اين ميان مخالفتها و كارشكنيهايى از طرف دولتهاى عربى و برخى از شخصيتهاى داخلى آغاز گرديد. ولى او هيچ وقت از پاى ننشست و به تلاشهاى پيگير خود ادامه داد.
تشكيل مجلس و انتخاب رهبر
بر اساس اين طرح قانونى شيعيان اجازه داشتند مجلسى را به نام ((المجلس الاسلامى الشيعى الاعلى )) براى دفاع از حقوق حقه خود تاءسيس نمايند. پس از گذراندن مراحل قانونى ، در تابستان سال 1389 ق . (23) مجلس اعلاى شيعيان در لبنان به طور رسمى و قانونى شروع به فعاليت كرد و باز با دستهاى پرتوان سيد موسى صدر صفحه درخشان ديگرى بر مبارزات تاريخى مردم شيعه لبنان اضافه شد.(24)
سازمان ((جنبش مستضعفان ))
شهيد بزرگ دكتر مصطفى چمران كه از طرف امام موسى صدر به مسؤ وليت سازماندهى اين جنبش منصوب شده بود چنين مى نويسد:
((... شيعيان فوج فوج وارد اين نهضت مى شدند، احزاب را رها مى كردند و به اين سازمان مى يپوستند. سازمانى مكتبى و بر اساس ايدئولوژى اسلامى ، براساس خط على و حسين عليه السلام ... نمى خواستيم سازمان به صورت دكان درآيد و هركس و ناكس و يا هر فكر غلطى وارد آن شود و خداى نكرده حزبى ديگر مثل احزاب فاسد لبنانى به وجود آيد كه كارشان دروغ و تهمت و كار چاق كنى و زدن اموال مردم و حكومت و تقسيم منافع است . از همان اول تاءكيد كرديم كه ما ايجاد حركت كرده ايم نه حزب ، و حركت از مبارزه با نفس و تربيت نفس و اخلاق شروع مى شود... .)) (25)
اين سازمان براى اولين بار طلسم وابستگى را شكست و با شعار ((نه شرقى ، نه غربى )) حركت خود را آغاز كرد و با الهام از معارف ناب اسلامى در كوتاه مدت ، كادرهاى با ايمان ، زبده و نمونه اى را تربيت نمود كه هر يك در ميدانهاى مختلف علمى ، صنعتى ، نظامى ، اخلاقى و... الگو و سرآمد بودند.
در واقع مى توان اين بخش از فعاليت ((تاءسيس حركة المحرومين )) از سوى امام موسى صدر را دومين مرحله از سرى مراحل سازماندهى شيعيان لبنان به حساب آورد. زيرا اولين مرحله آن را وى با تاءسيس مركزى بزرگ به نام ((مجلس اعلاى شيعيان )) شروع كرده بود.(26)
سازمان نظامى ((امل ))
براى از بين بردن چنين حالتى ، و در پى ايجاد امنيت داخلى و خارجى كشور لبنان ، تاءسيس يك سازمان نظامى قوى ، ضرورى به نظر مى رسيد. سازمانى كه افراد آن با داشتن آگاهيهاى سياسى ، مذهبى و نظامى ، پاسدار مرزهاى عقيده و نظام باشند.از اين تاريخ بود كه پايه هاى يك سازمانى نظامى به نام ((افواج مقاومت لبنان )) (امل ) (27) پى ريزى گرديد.
سلوك سياسى
1.جانبدارى از اصل همزيستى صلح آميز فرقه هاى مذهبى و طايفى چندگانه كشور لبنان و مبارزه با تلاشهاى مذبوحانه در جهت تجزيه كشور.
2.حراست از اصل همزيستى مسالمت آميز لبنان و فلسطين و حمايت همه جانبه از انقلاب فلسطين و مرد آواره آن .
3.تلاش براى رفع هر گونه اختلاف ، و كوشش در پى تحقق اصلاحات سياسى ، اجتماعى و فرهنگى .
4.مردود شمردن هر گونه تعصبات فرقه اى و مذهبى و دورى از جنگ و ستيز فرقه گرايانه .
5.ارج نهادن به اصل دفاع از خويشتن براى هر گروه ، دسته و افراد.
6.مبارزه مداوم با دولت غاصب اسرائيل .
7.مبارزه با هر گونه تجاوز خارجى به كشور لبنان .
8.تلاش در جهت جلوگيرى از احتمال سركوبى انقلاب فلسطين .(28)
در اينجا فرصت آن است كه به خصوصيات اخلاقى و برجستگيهاى روحى امام موسى صدر پرداخته شود تا رمز موفقيت و پيروزى وى بيش از پيش آشكار گردد.
ساده زيستى
بزرگى شخصيت او همه صاحب منصبان ظاهرى را به كرنش و كوچكى وامى داشت .
با همه اينها او هنوز در نظر خود همان طلبه ساده بود. در برخورد با وى هيچ احساس نمى شد كه وى رئيس ((مجلس اعلاى شيعيان لبنان )) است و آن همه عاشق و جان باخته و طرفدار دارد. با همه فعاليتهاى زيادى كه در اجتماع داشت در انجام امور خانه چون پخت و پز، شستن لباس و امورى از اين قبيل به خانواده كمك مى كرد.
همراه با مردم
((... جاى من اكنون در ميان شماست . پايگاه من در قلبهاى شماست . قدرت من به دستان شماست . حافظ و نگهدار من چشمان شما هستند. برنامه هاى من به دست شما اجرا خواهند شد. هيچ كس و هيچ چيزى را در اين دنيا بر شما ترجيح نخواهم داد...)) (29)
مردم نيز به وى عشق مى ورزيدند. اكثر ابراز احساساتى كه نسبت به وى مى شد غالبا تا نيم ساعت يا بيشتر طول مى كشيد. بارها ديده مى شد كه از شدت استقبال عمامه او باز شده يا از سرش افتاده است .
به كشورهاى مختلف آفريقايى و غير آن كه سفر مى نمود از همه بيشتر، فرصتها را براى ديدار با مردم مى گذاشت و در نماز جمعه هاى آنان شركت مى كرد و با سخنرانى خود با آنان به درد دل مى نشست .
وى در فرصتهاى مناسب و به طور مرتب به ديدار خانواده شهدا مى شتافت و در كنار جانبازان ، از استقامت و شجاعت بى سابقه آنان لذت مى برد و روح و جان تازه اى مى گرفت .
تواضع و بزرگوارى
((... در موقع كار و حمل اثاثيه سفر، بيشتر از همه كار انجام مى داد و سنگين ترين وسايل ، هميشه بر دوش وى قرار داشت . در وقت شوخى و مزاح ، مزاحهاى علمى و اخلاقى جالبى مى كرد. خدا مى داند كه ما در اين سفر و در برخوردهاى ديگرى كه داشتيم ، همه اش محبت ، تواضع ، وقار و بزرگوارى ديدم . تمامى اوصافى كه در روايات براى علما ذكر شده است ، همه اش در آقا موسى صدر جمع شده بود.)) (30)
گذشت و كرامت
پس از گذشت ساعاتى از اين حالت جوانان امل منطقه را محاصره كرده و آنها را دستگير مى كنند و همه شان به ماءموريت خود اعتراف مى نمايند. سپس آنان را به حضور امام موسى صدر مى برند. او نيز بلافاصله دستور آزادى آنان را صدر مى كند.(31)
روح بندگى
احترام به پدر
مرد صلح و دوستى
وى در مراسم جشن و سوگوارى هموطنان مسيحى شركت مى كرد. و در غم و شادى آنان خود را سهيم مى دانست . در كليساهاى آنان حاضر مى شد و معاشرت دوستانه اى با آنها داشت . بدين ترتيب در مدت كوتاهى اين برخوردهاى سنجيده ، موجب گشت كه جامعه مسيحيان يكپارچه شيفته امام موسى صدر شوند، به طورى كه مكرر از وى دعوت به عمل مى آوردند تا در مراسم دينى و مذهبى آنان شركت جسته ، براى آنان سخنرانى كند.
هراس غارتگران
وقتى اين نداى شورانگيز در سرتاسر جهان طنين افكند امام موسى صدر جزو نخستين شخصيتهايى بود كه به دعوت اين صداى آشنا پاسخ مساعد داد و در ضمن مقاله اى در اوايل شهريور 1357 ش . (يك هفته قبل از ناپديد شدن ) در روزنامه ((لوموند)) به طور رسمى از انقلاب اسلامى به عنوان ادامه حركت انبيا نام برد و امام خمينى رضوان الله عليه را يگانه رهبر بزرگ اين انقلاب ، به دنيا معرفى كرد.(32)
در اين زمان بود كه سردمداران دنياى غرب و شرق بشدت غافلگير شده ، هراس و اضطراب بر وجودشان مستولى گشت . پشتيبانى امام موسى صدر - به مثابه يك شخصيت موجه و صاحب نفوذ در منطقه - از حركت و انقلاب امام خمينى ، مشكلى بسيار جدى بود كه دشمنان به هيچ وجه نمى توانستند از كنار آن به سادگى بگذرند. آنها به روشنى مى دانستند كه اگر بازوان پرتوان امام موسى صدر با مشتهاى گره خورده امام خمينى همراه شود ديگر هيچ فرصتى براى ادامه حيات و اجراى سياستهاى شوم و توسعه طلبانه آنان در منطقه وجود نخواهد داشت . اين بود كه باز به روشهاى شيطانى خود روى آوردند. آنها چندين بار به كمك نوكران خويش در لبنان ، اقدام به ترور امام موسى صدر كردند ولى در هر بار رسوا و ناكام تيرشان به سنگ خورد.
بناچار نقشه ديگرى كشيدند و تصميم گرفتند تا به دست يكى ديگر از ايادى نقابدار خويش در منطقه ، وى را از دست امت اسلامى گرفته و منطقه را از وجود پرتوان و ثمر بخش او براى هميشه تهى سازد. بعضى از دولتهاى مرتجع يا بظاهر انقلابى هم كه وجود قدرتمند امام موسى صدر در منطقه را يكى از بزرگترين عوامل سقوط خود در آينده مى دانستند دست همكارى به اين ايادى سپردند و در نهايت همه دستگاههاى جاسوسى و امنيتى دشمنان در منطقه و جهان ، دست به دست هم دادند تا اين بزرگ مرد را از صحنه خاج سازند.
آدم ربايى
در يكى از اين نشستها امام موسى صدر با عقايد جنون آميز قذافى كه خود را ((جانشين خدا در زمين )) (34) مى خواند بشدت مخالفت كرد و با شهامت ، پيامدهاى شوم اين طرز تفكر انحرافى را به وى گوشزد نمود.(35)
بعد از يك هفته اقامت در ليبى امام موسى صدر تصميم گرفت روز بيست و پنجم رمضان 1398 ق . (9 شهريور 1357 ش / 31 اوت 1978 م ) آن كشور را به قصد لبنان ترك گويد تا ساعت 2 و سى دقيقه بعد از ظهر همين روز، وى در جلو هتل محل اقامت خود مشاهده گرديده ولى بعد از آن با دو تن از همراهان خود ((شيخ محمد يعقوب )) و ((عباس بدر الدين )) ناگهان ناپديد شده است .(36)
عكس العمل شورانگيز
در اين حال روزنامه هاى وابسته به دولت ليبى مانند ((السفير)) در پى انحراف افكار عمومى ، با تيترهاى بزرگ و با آب و تاب فراوان اعلان كردند كه : امام موسى صدر براى همكارى با انقلاب ايران و مبارزه بر ضد شاه مخفيانه به ايران سفر كرده است . ولى كسى به اين حرفها گوش نمى داد. اعتراض و راهپيمايى همچنان ادامه داشت و هر روز بيش از روز گذشته بر شور و هيجان و اعتراض مردمى افزود مى شد.(37)
نگرانى امام خمينى (رحمت الله علیه )
بسم الله الرحمن الرحيم
((جناب آقاى ياسر عرفات رئيس كميته اجرائيه سازمان آزاديبخش فلسطين
از سلامت جناب حجة الاسلام آقاى سيد موسى صدر رئيس مجلس شيعيان لبنان هيچ گونه اطلاعى ندارم و موجب نگرانى اين جانب است . از جناب عالى تقاضا دارم كه هر چه زودتر از مكان ايشان اطلاع پيدا كرده و اين جانب را از سلامت ايشان آگاه گردانيد.
توفيق جناب عالى را در اهداف اسلامى خواستارم .
روح الله الموسوى الخمينى ))(38)
تلگراف به حافظ اسد
بسم الله الرحمن الرحيم
((پس از اهداى سلام ، اين جانب از غيبت حجة السلام والمسلمين آقاى سيد موسى صدر نگران و متاءثرم . از جناب عالى تقاضا دارم كه اين موضوع را با سران كشورهايى كه در قضيه فلسطين اجتماع كرده اند، در ميان گذاريد و اهتمام آنان را جلب نماييد. ما و ملت ايران در اين عصر گرفتار رژيمى هستيم كه با اتكا به پشتيبانى آمريكا ملت را در آتش ديكتاتورى و كشتارهاى دسته جمعى و سلب همه آزاديها مى سوزاند. ما از شما سران دولتهاى اسلامى براى رهايى ملت بى پناه ايران كمك مى خواهيم . برادران مسلمان شما در زير چكمه دژخيمان شاه خرد شده اند و حكومت نظامى كه در اكثر شهرستانهاى مهم ايران برپاست ملت را به جان آورده از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل مى شود: ((كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته )). همه افراد و از جمله شما سران دولتهاى اسلامى كه قدرت دفاع از ملت مظلوم ما را داريد مسئول هستيد.))
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته روح الله الموسوى الخمينى (39)
پی نوشتها:
1. مجله مكتب اسلام ، سال نوزدهم ، ش 6، ص 55.
2. لبنان به روايت امام موسى صدر، على حجتى كرمانى ، مقدمه .
3. هفته نامه بعثت ، سال 12، ش 26، ص 4. در اين ماءخذ از سوى آيت الله آقاى حاج سيد موسى زنجانى به اين مطلب به طور مختصر و مفيد اشاره شده است . براى آشنايى و تحقيق بيشتر در اين مورد به كتابهاى تكمله امل الامل ، سيد حسن صدر، ص 104 و مستدرك الوسائل ، حاجى نورى ، ج 3، ص 397 رجوع شود.
4. اين كتاب اثر شهيد ثانى (زين الدين جبعى عاملى ) در شرح كتاب ((اللمعة الدمشقيه )) شهيد اول (محمد بن جمال الدين مكى عاملى ) مى باشد كه حاوى يك دوره كامل فقه استدلالى است .
5. به نقل از آيت الله سيد محمد على ابطحى اصفهانى . اين شخصيت يكى از انديشمندان معروف در حوزه علميه قم و نجف به شمار مى رود كه در نجف اشرف با سيد موسى صدر معاشرت علمى و تحقيقى داشته است و هم اكنون نيز در حوزه علميه قم مشغول تدريس درس خارج فقه ، اصول و...است .
6. لبنان به روايت امام موسى صدر، مقدمه ، ص 16.
7. همان .
8. همان .
9. مجله نور علم ، دوره چهارم ، ش 11 مسلسل 47، ص 64.
10. سه تن از بزرگان معروف حوزه تاءكيد داشتند كه ايشان قبل از آنكه به نجف مشرف شود در حوزه علميه قم به حد اعلايى از اجتهاد رسيده و در مسائل مختلف فقهى و اصولى صاحبنظر بود. ر. ك : هفته نامه بعثت ، سال دوازدهم ، ش 26، دوشنبه ، 18 / 6 / 1370.
11. عدد اين افراد از سه نفر تجاوز نمى كرد آنها عبارت بودند از: آقايان حجج اسلام مرحوم محمدى گلپايگانى براى اعزام به هامبورگ (آلمان )، آقاى حاج مهدى حائرى يزدى براى واشنگتن (پايتخت آمريكا) و سيد موسى صدر براى كشور ايتاليا، كه اعزام اخير انجام نگرفت . بعد از محمدى گلپايگانى هم آقايان ، مرحوم شيخ محمد محققى لاهيجانى و شهيد دكتر بهشتى به ترتيب به كشور آلمان اعزام شدند و منشاء خدمات درخشان گرديدند. ر. ك : زندگانى آيت الله بروجردى ، على دوانى ، ص 252 و 298.
12. به نقل از نشريه ستاد پيگيرى فرمايشات مقام معظم رهبرى ، ص 8. اين اولين حركت اصلاحى نبود كه در حوزه انجام مى گرفت بلكه پيش از آن نيز به وسيله بزرگانى ديگر مانند امام خمينى (رحمت الله علیه )، آيت الله سيد احمد زنجانى و حاج شيخ مرتضى حائرى و افرادى ديگر به اين كار اقدام شده و به نتيجه اى نرسيده بود.
13. مكتب اسلام ، سال نوزدهم ، ش 6. ص 53.
14. همان .
15. سالنامه گفتار ماه ، سال دوم ، ص 37. اين سخنرانى گزارشى است كه در حضور انديشمندانى مانند شهيد مطهرى ، دكتر بهشتى و... در تاريخ 7/7/1340 ايراد شده است .
16. برخى در كتابهاى خود مؤ سس اين جمعيت را آيت الله سيد عبدالحسين شرف الدين ذكر كرده اند كه اگر هم چنين باشد، در زمان آن مرحوم اين گونه فعال و گسترده نبوده است .
17. لبنان ، شهيد چمران ، ص 71.
18. همان .
19. مجله مكتب اسلام ، سال نوزدهم ، ش 6، ص 54.
20. همان .
21. همان .
22. مطابق با 16 مه 1967 م / 1346 ش .
23. برابر با 1348 ش و 1389 م .
24. اين مجلس علاوه بر دو هياءت شرعى و اجرايى ، داراى هياءت رؤ سا و مركب از دوازده كميته فعال سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و... مى باشد كه هر كدام با فعاليتهاى مختلفى در داخل و خارج كشور، خدمات شايان توجهى از خود نشان مى دهند كه شرح همه آنها از عهده اين دفتر خارج است .
25. لبنان ، ص 89، با اندكى تغيير و تلخيص .
26. همان طورى كه گذشت مجلس اعلاى شيعيان درسال 1348 ش . شروع به فعاليت كرد و سازمان جنبش محرومان در سال 1352 تاسيس گرديد.
27. كلمه ((امل )) از حروف اول سه كلمه ((افواج - مقاومت - لبنان )) گرفته شده و به معناى ((آرزو)) است . آروز براى تحقق رسالت اسلامى و حكومت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف ).
28. مجله سروش ، ش 161، ص 34.
29. هفته نامه بعثت ، سال دوازدهم ، ش 26، ص 7، قسمتى از سخنان وى خطاب به مردم بعلبك .
30. به نقل از آيت الله سيد محمد على موحد ابطحى .
31. لبنان ، ص 316.
32. روزنامه جمهورى اسلامى ، 11/6/1368، ص 11 لازم است يادآورى شود كه اين اولين مقاله و مصاحبه امام موسى صدر نبود كه در آن به افشاى جنايتهاى رژيم مى پرداخت و از امام خمينى به عنوان يك رهبر بزرگ ياد مى كرد. بلكه پيش از اين هم با مناسبتهاى مختلف حملات شديدى را عليه رژيم شاهنشاهى ايران انجام داده بود.
33. برابر با سوم شهريور 1357 ش ؛ و 25 اوت 1978 م .
34. سرهنگ قذافى داراى يك سرى انديشه هاى خرافى و غير معقولى است ؛ از جمله : سنت پيامبر و چيزهاى ديگر شريعت را بشدت رد مى كند و مذاهب شيعه و سنى را قبول ندارد و تنها قرآن را مى پذيرد و براى آن تفسيرات خاصى قائل است و به موجب روحيه برترى طلبى ، همواره خود را تنها جانشين خدا در روى زمين و ((امير المؤ منين )) تمام مسلمانان جهان مى انگارد. او در كتاب خود به نام ((كتاب سبز)) اين عقايد پوشالى را ابراز داشته است . (نقل از كتاب لبنان ، ص 396.)
35. مكتب اسلام ، سال نوزدهم ، ش 6، ص 56. اين در حالى است كه برابر گزارش رسمى دولت ليبى ، هيچ ملاقاتى ميان قذافى و امام موسى صدر صورت نگرفت ! كه خود جاى تاءمل دارد.
36. لبنان ، ص 386 و 389.
37. همان .
38. همان ، ص 402، صحيفه نور، ج 1، ص 232.
39. صحيفه نور، ج 2، ص 110.
/خ