پاسدار ولايت
خاندان فضيلت
سيد محمد حسين (متوفى 1288 ق )، پدر بزرگ مير حامد حسين ، فقيهى ارجمند و در زهد و عبادت سر آمد روزگار بود. گفته اند: از زمانى كه به سن بلوغ رسيد، هرگز نمازهاى مستحبى اش ترك نشد. كراماتى را هم به وى نسبت داده اند. در هنر خوشنويسى هم دستى داشت ، نسخه اى از قرآن ، و سه كتاب ((حق اليقين )) (علامه مجلسى )، ((تحفه الزائر)) (علامه مجلسى ) و ((جامع عباسى )) (شيخ بهائى )، به خط زيباى وى در كتابخانه ناصريه لكنهو، موجود است .(3)
علامه سيد محمد قلى (متوفى 1260 ق .) پدر مير حامد حسين ، از علماى بزرگ قرن سيزدهم هجرى و از صاحب نظران در علم كلام بود. مدتى نيز در شهر ((ميرتهه )) بر كرسى قضاوت و فتوا نشست . رساله اى هم بنام ((عدالت علويه )) در موضوع احكام قضاوت و افتاء و شرائط قاضى و مفتى نوشته است .
او كتابهاى زيادى را از خود به يادگار گذاشت .(4)
ولادت و رشد
مير حامد حسين وقتى به هفت سالگى رسيد، پدرش او را به مكتب گذاشت . او مقدمات و دروس ابتدائى را خواند، آنگاه وارد مراحل بالاترى رسيد.
((مقامات حريرى )) و ((ديوان متنبى )) را نزد مولوى ((سيد بركت على صاحب ))، و نهج البلاغه را در محضر مفتى ((سيد عباس شوشترى )) آموخت و سپس به فراگيرى علوم عقلى در نزد ((سيد مرتضى خلاصه العلماء)) و علوم شرعى در محضر ((سيد محمد سلطان العلماء)) و برادر او ((سيد حسين سيد العلماء)) پرداخت و پس از سالها تلاش و همت ، تحصيلات خود را با موفقيت به اتمام رساند.
تلاش علمى و خلق آثار
علامه سيد محمد قلى پدر مير حامد حسين ، سالها عمر خود را صرف جواب دادن شبهات و تهمتهائى كرد كه دشمنان اسلام ، به دست برخى از دانشمندان مسلمان ، عليه شيعه و مكتب اهل بيت عليهم السلام شايع مى كردند اكنون بعد از پدر نوبت به پسر صالح و خلف او يعنى علامه مير حامد حسين هندى رسيده بود. او مشاهد مى كرد كه چه افتراها و تهمتهايى بر شيعه مى بندند كه روح شيعه از آنها خبر ندارد...
اين بود كه تصميم گرفت كمر همت ببندد و همچون پدرش ، در عرصه قلم و تحقيق و تتبع و بيان حقائق اسلام و وقايع تاريخ اسلام ، به دفاع از حق بر خيزد و به تهمتهاى مغرضانه و جاهلانه و خصومت آميز دشمنان تشيع ، پاسخ دهد ((تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد!))
نخستين كارش ، نقد، بررسى ، تصحيح و تهذيب بعضى از كتابهاى ارزشمند پردش علامه سيد محمد قلى ، بود.(5) چرا كه بسيارى از آثار پدرش ، در دفاع از مكتب شيعه و پاسخ به ايرادهاى مخالفان تشيع بود و شايسته بود كه پسر دانشمند و فرزانه ، آنها را تصحيح و چاپ و منتشر كند. مير حامد حسين سالهايى از عمر گرانمايه خود را در اين راه صرف كرد و از اين رهگذر، خدمات شايانى به عالم تشيع ارزانى داشت . آنگاه خود اقدام به نوشتن كتاب نمود. اينكه به ذكر آنها مى پردازيم :
1. استقصاء الافحام ، ده جلد و به فارسى است . مولف در اين كتاب مطالبى را پيرامون قرآن كريم ، حضرت مهدى (عج ) شرح حال بسيارى از دانشمندان اهل سنت و اصول و فروع دين ، مطرح كرده است و پاسخى است به كتاب ((منتهى الكلام )) تاليف حيدر على فيض آبادى حنفى ، كه مطالبى شبهه آميز و بى اساس درباره شيعه داشت .(6)
2. شوارق النصوص ، پنج جلد در علم كلام .
3. افحام اهل المين ، ردى است بر كتاب ((ازاله الغين )) تاليف حيدر على فيض آبادى حنفى .
4. اسفار الانوار، سفر نامه حج و كربلا.
5. كشف المعضلات فى حل المشكلات .
6. العضب البتار فى مبحث آيه الغار.
7. النجم الثاقب فى مساله الحاجب ، كتاب فقهى در موضوع ارث .
8. الدرر السنيه فى المكاتيب و المنشات العربيه .
9. زين الوسائل الى تحقيق المسائل ، مسائل فقهى و گوناگون .
10. الدرايع ، در شرح شرايع محقق حلى .(7)
11. عبقات الانوار فى مناقب الائمه الاطهار.
اين اثر بزرگترين و ارجمندترين كتاب اوست و از شاهكارهاى علمى و اعتقادى شيعه بشمار مى رود. مولف بزرگوار اين كتاب عظيم و شگفت انگيز را در مناقب ائمه اطهار عليهم السلام و در جواب كتاب ضد شيعى ((تحفه اثنا عشريه )) نوشته است .
كتاب خصومت برانگيز ((تحفه اثنى عشريه )) (هديه اى براى شيعيان دوازده امامى را مولوى عبدالعزيز دهلوى (م 1239 ق .) معروف به ((سراج الهند)) (چراغ هند) نوشته بود. اما چه تحفه اى و چه هديه اى ؟! او كه از عالمان برجسته و فاضل شبه قاره هند و از اهل سنت بود، بدون توجه به آيات وحدت بخش قرآن و سفارشهاى پيامبر صلى الله عليه و آله در اين كتابش ، عقايد و آراء شيعه را بطور عموم و فرقه اثنا عشريه را بالخصوص در اصول و فروع و اخلاق و آداب و تمامى معتقدات و اعمالشان به عباراتى خارج از نزاكت و كلماتى بيرون از آداب و سنن مناظره و به كتب نوآموزان - كه به خطابه نزديكتر است تا به برهان يا دست كم نقل صحيح مطالب - مورد حمله و اعتراض قرار داده ... كتاب را مملو از افتراآت و تهمتهاى شنيعه ساخته است ... و باعث تشتت جبهه اسلامى هند شد. اين كتاب در دل برادران مسلمانان نسبت به يكديگر كينه و نفرت پديد آورد و صفاى مسجد و محراب ، شكوه رمضان و عاشورا را كدر ساخت .(8)...
عبقات الانوار(9)، داراى دو منهج و هر منهج نيز مشتمل بر مجلداتى چند است . منهج اول درباره اثبات دلالت آياتى چند از قرآن مجيد بر امامت است ، از جمله آيه :
((انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكاه و هم راكعون )) مائده /55.
و آيه :
((اليوم اكملت لكم دينكم ....)) مائده /3.
و آيات فراوان ديگرى كه بر امامت شرعى و الهى ائمه اهل بيت عصمت و طهارت (امام على و فرزندان معصومش عليهم السلام ) دلالت مى كند. همه را مورد بحث عالمانه و محققانه و گسترده قرار داده است . گفته اند اين مجلد هنوز به چاپ نرسيده است و در كتابخانه عظيم مولف دانشمندش ، در شهر لكهنو نگهدارى مى شود.
منهج دوم كتاب ، درباره احاديث دوازده گانه اى است كه مولوى عبدالعزيز دهلوى در كتاب تحفه اثنا عشريه ، مغرضانه اصل يا تواتر آنها را انكار و اشكالاتى بر اين احاديث شيعى وارد كرده بود. اين منهج از كتاب شگفت آور و عظيم عبقات الانوار، 30 جلد است كه حدود دوازده جلد آن در هندوستان و ايران به چاپ رسيده است . هر يك از احاديث دوازده گانه ، خود يك مجلد و برخى از اين مجلدات هم در چندين جلد به سبك قديم و ينگى چاپ شده است بدين شرح :
مجلد اول از منهج دوم ، در مورد حديث غدير.
مجلد دوم ، در موضوع حديث منزلت .
مجلد سوم ، درباره حديث ولايت .
مجلد چهارم ، درباره حديث طير.
مجلد پنجم ، به شرح و بيان حديث ((انا مدينه العلم و على بابها...)) .
مجلد ششم ، درباره حديث حديث تشبيه .
مجلد هفتم ، درباره حديث ((من ناصب عليا لخلافه فهو كافر)) .
مجلد هشتم ، در بيان حديث نور ((كنت انا و على نورا...)) .
مجلد نهم ، درباره حديث ((رايت )).
مجلد دهم ، در موضوع حديث ((انك تقاتل على تاءويل القرآن ...)) .
مجلد يازدهم ، در مورد حديث ((الحق مع على ...)) .
مجلد دوازدهم ، درباره حديث ثقلين .
عبقات الانوار از نگاه بزرگان
1. علامه بزرگ شيعى ، شيخ عبدالحسن امينى صاحب كتاب الغدير، درباره عبقات مى گويد:
بوى دلپذيرش در تمامى جهان پيچيده و آوازه اش از خاور تا باختر را فرا گرفته است ، هر كس آن را ديده ، دانسته كه كتاب اعجازآميز روشنگرى است كه هيچ باطلى در آن راه ندارد، و من در نوشتن الغدير از دانشهاى باارزش نهفته در آن بهره فراوان برديم .(10)
2. علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى درباره آثار مير حامد حسين بويژه عبقات ، مى نويسد:
كتابهاى با عظمت و مفيد مير حامد حسين ، درياى ژرف نگرى و باريك بينى را پر موج گردانده است ... مهمترين و پرآوازه ترين اثر او ((عبقات الانوار)) در مناقب ائمه اطهار عليهم السلام است ...
و مير حامد حسين تمام حقايقى را كه ((دهلوى )) در باب امامت منكر شده با بهره گيرى از احاديث و اخبارى كه از طريق اهل سنت نقل شده ، ثابت كرده است .(11)
3. امام خمينى در سال 1320 شمسى / 1363 قمرى كه هنوز تمام مجلدات عبقات چاپ نشده بود، پس از بحث در موضوع حديث غدير، مى نويسد:
((... هر كس بخواهد اطلاع از چگونگى حديث غدير پيدا كند، بايد رجوع كند به كتاب عبقات الانوار سيد بزرگوار مير حامد حسين هندى ، كه چهار جلد بزرگ در حديث غدير تصنيف كرده و چنين كتابى تاكنون نوشته نشده و عبقات الانوار در امامت از قرارى كه شنيده شده ، سى جلد است و آنچه كه ما ديديم ، هفت - هشت جلد است و در ايران شايد تا پانزده جلد آن پيدا شود و اهل سنت در صدد جمع اين كتاب و تضييع آن هستند و ما ملت شيعه در خواب هستيم تا آن وقت كه يك چنين گنج پر قيمت و گوهر گرانبهائى از دست برود! اكنون قريب دو سال است (دو سال قبل از 1363 ق ) كه به ملت شيعه به تجديد طبع اين كتاب پيشنهاد شده و به خونسردى تلقى شده است . با اين وصف با خواست خدا جلد غدير در تحت طبع است .(12) لكن بر علماء شيعه بالخصوص و ديگر طبقات لازم است كه اين كتاب بزرگ را كه بزرگترين حجت مذهب است نگذارند از بين برود و به طبع آن اقدام كنند.))(13)
4. استاد محمد رضا حكيمى درباره عبقات الانوار مى نويسد:
((و به راستى كتاب عبقات ، عظيم است . آن اقيانوس بى كران و آن درياى ژرف ، اين كتاب است . اين چنين كتابى در ديگر آفاق بشرى و فرهنگ ملتها نيز همانند ندارد... كتاب ((عبقات )) با مجلدات بسيارش ، يكى از والاترين نمونه هاى كار خود انسانى و پشتكار و مسئووليت بشرى است ، و يكى از ارجمندترين سندهاى ...))(14)
رنجها
گاهى به عنوان خادم و كارگر در يكى از روستاهاى دور افتاده شهر مكه به خانه عالمى سنى وارد شد تا در كتابخانه او به كتابى كه دنبالش مى گشت ، دست يابد و موفق هم شد.(15)
وقتى هم فرزند جوانش از دنيا رفت ، مراسم كفن و دفن و تشييع و مجلس سوگوارى را به ديگران واگذارد تا يك ساعت هم كه شده وقتش را جز در تاليف عبقات الانوار صرف نكند.(16) و يك وقت هم ، به مصر رفت و كتابى را كه مى خواست پيدا كرد و با كشتى برگشت ، در كشتى مشغول مطالعه كتاب بود كه باد تندى كتاب را از دستش گرفت و به دريا افكند و سيد به دنبال كتاب خود را به دريا زد و كتاب را گرفت !... وقتى همسفران او را گرفتند و در كشتى نشاندند و سوال كردند كه چرا خودت را به دريا پرت كردى ؟ كتاب را نشان داد و جواب داد: به خاطر اين كتاب ! اين كتاب هنوز هم در كتابخانه ناصرى نگهدارى مى شود.(17)
وفات
درود خدا بر او و اجداد طاهرينش باد.
پي نوشت :
1.نجوم السماء، ج 1، ص 25.
2.همان .
3.عبقات الانوار، مير حامد حسين هندى ، ج 1، ص 19، نجوم السماء، ج 1، ص 22 - 23.
4.عبقات الانوار، ج 1، ص 21 - 25، فوائد الرضويه ، شيخ عباس قمى ، ص 595 - 596.
5.نجوم السماء، ج 1، ص 24 - 28، نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانى ، ج 1، ص 347.
6.نجوم السماء، ج 1، ص 28 - 29، نقباه البشر، ج 1، ص 349، الذريعه ، آقا بزرگ تهرانى ، ج 2، ص 31.
7.نجوم السماء، ج 2، ص 31 و مجلدات مختلف الذريعه بر اساس نام كتابها.
8.مير حامد حسين ، محمد رضا حكيمى ، ص 86 - 88.
9.عبقات الانوار، به معنى ((گلها و شكوفه هاى خوشبو)) است .
10.الغدير، علامه امينى ، ج 1، ص 157.
11.نقباء البشر، ج 1، ص 348.
12.كه بعدها در ده جلد وزيرى چاپ و منتشر شد.
13.كشف الاسرار، امام خمينى ، ص 178.
14.مير حامد حسين ، ص 95 - 96.
15.كيهان فرهنگى ، شماره 50، ص 39.
16.مجله پيام انقلاب ، شماره 15، ص 9.
17.مجله عشاق اهل بيت (ع )، محرم و صفر 1415، ص 36.
18.علماء معاصرين ، ملا على واعظ خيابانى تبريزى ، ص 31، اعيان الشيعه ، سيد محسن امين عاملى ، ج 4، ص 381.
/س