در حريم ولايت
سرآغاز
او در طول زندگى پربار خويش همواره در راه احياى مكتب انسان پرور اهل بيت عليهم السلام و رشد و استحكام حوزه هاى علوم اسلامى كوشش فروانى از خودشان نشان داد. دانشمندى كه در تمام علوم اسلامى مقامى بس بلند به دست آورد و در تربيت شاگرد و تحقيق و تصنيف تا واپسين لحظات زندگى تلاش كرد. حال زندگى او را به اختصار مرور مى كنيم .
ميلاد
اين فقيه فرزانه در جمادى الثانى سال 488 ق . (و به قولى 489 ق .) (1)به دنيا آمد. (2) از اينكه به ((شهر آشوب ))، پدرش ، جدش نسبت ((سرورى )) (3)داده اند، بر مى آيد كه اصل اين خاندان بزرگ از سارى مازندرانى بوده است ، اما درباره تولد خود وى كه آباد در سارى بوده يا بغداد، نمى توان به يقيقن اظهار نظر كرد. (4)البته بعضى از محققان تولد ((اين شهر آشوب )) در بغداد را ترجيح داده اند. (5)
جد او شيخ شهر آشوب بن كياكى ، دانشمندان بزرگ شيعه و از مردم سارى بود كه در گروه شاگردان نامى و ممتاز شيخ طوسى (متوفى 460 ق .) به شمار مى رفت . (6)
پدرش شيخ على فرزند شيخ شهر آشوب نيز از فقيهان و محدثان فاضل و از دانشمندان بزرگ شيعه محسوب مى شد (7) كه در تربيت فرزند خويش از جان و دل تلاش كرد.
شكوفايى
اين شهر آشوب بعد از فراگيرى قرآن و دروس مقدماتى و ادبى به تحصيل علوم و معارف دينى مثل فقه و اصول ، حديث ، رجال ، كلام و تفسير پرداخت .
آغاز و انجام تحصيلات عالى او دقيقا معلوم نيست ، اما همين قدر معلوم است كه در نزد پدر و جدش و بزرگانى چون شيخ طوسى ، عبدالواحد آمدى و قطب الدين راوندى سطوح عالى علم و ادب را گذراند ولى از آنجا كه آن بزرگان هر يك در شهر و ديارى دور از هم زندگى مى كردند به اين نتيجه مى رسيم كه ابن شهر آشوب در راه كسب علم و معرفت و براى استفاده از محضر دانشوران بزرگ شيعه در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هجرى سالها از اين شهر به آن شهر و از اين ديار در حال مهاجرت و گشت و گذار بوده است .
اساتيد
2 - شيخ على (پدر دانشمندش ) (10)
3 - واعظ نيشابورى (11)(متوفاى 508 ق .) معروف به ((صاحب روضة الواعظين )) و ((فتال نيشابورى )). اين عالم بزرگ شيعه را در سال 508 ق . در شهر نيشابور به شهادت رساندند.
4 - شيخ ابو على فضل بن حسن طبرسى (متوفى 548 ق .) مفسر بلند آوازه شيعه هجرى است (12) كه دارى تاءليفات زيادى چون : تفسير مجمع البيان و جوامع الجامع ، اعلام الورى و... مى باشد.
5 - ابو منصور طبرسى ، نويسنده كتاب رجالى خود ((معالم العلماء)) به بزرگى از او ياد كرده و درباره آثارش مى نويسد:
((استادم احمد بن ابى طالب ، كتابهاى مختلفى دارد از جمله : الكافى در فقه و...)) (13)
6 - ((قاضى سيد ناصح الدين آمدى (متوفى 550 ق .) صاحب كتاب ارزنده ((غررالحكم و دررالكلم ))(14)
7 - ابوالفتوح رازى (متوفى 522 ق .) (15) از علماى بزرگ عصر خود و از اساتيد عصر خود بود كه داراى كتاب معروفى به نام ((النفض )) مى باشد. (16)
9- سيد ضياء الدين فضل الله راوندى كاشانى (متوفاى 562 ق .) (17)
10 - قطب الدين راوندى (متوفاى 573 ق .)
11 - ابوالحسن على بن ابى القاسم بيهقى ، معروف به ابن قندى 565 ق .) او مورخ شهير خطه دانش پرور سبزوار و خراسان و يكى از علماى بزرگ شيعه در قرن ششم هجرى است . (18)
ابن شهر آشوب همچنين در محضر گروهى از علماى اهل سنت نيز تحصيل كرده است كه مشهورترين آنها عبارتند از:
1 - ابوعبدالله محمد بن احمد نطنزى ، مؤ لف كتاب ((الخصائص العلويه على سائر البريه )) (19)
2 - جارالله زمحشرى معتزلى (متوفاى 538 ق .) ابن شهر آشوب در نزد او كتاب ((تفسير كشاف )) و ((ربيع الابرار)) و ((الفايق فى غريب الحديث )) را كه همه از تاءليفات خود زمحشرى است ، خوانده و از اين استاد اجازه نقل روايات آن كتابها را نيز گرفته است . (20)
موفقيت
ابن شهر آشوب از همان سالهاى جوانى كه در ايران و عراق مشغول تحصيل بود، تدريس هم مى كرد. ((وى هر علمى از علوم اسلامى را كه به حد كمال دارا بود، شروع به تدريس آن علم مى كرد.)) (23)
با اينكه در زمان ابن شهر آشوب دانشمندان عالمان بزرگى وجود داشتند كه مورد احترام مردم و از جايگاه ويژه اى برخوردار بودند، در اين ميان ابن شهر آشوب امتياز و بر جستگى خاص داشت و مقام علمى و موفقيت او از ديگران نمايان تر بود. او به هر شهرى از ممالك اسلامى كه حوزه علميه داشت ، مى رفت در راءس آنان قرار مى گرفت و كار تدريس و بحث و پرورش شاگران را به صورت جدى و چشمگيرترى آغاز مى كرد.
شاگردان
1 - علامه سيد محمد بن زهره حلبى (متوفاى پس از 585 ق .)
2 - شيخ جمال الدين ابوالحسن على بن شعره حلى جامعانى (متوفاى 581)
3 - شيخ تاج الدين حسن بن محمد سوارى
5 - يحيى بن ابى طى حلبى
6 - سيد كمال الدين حيدر حسينى
ابن شهر آشوب يكى از اساتيد علم و حديث و اجازه نقل حديث بوده است . وى از اساتيد خويش اجازه نقل روايت داشته و از آنها روايت مى كرده است . از جمله ايشان : شيخ ابومنصور طبرسى ، محدث شيخ على ابن شهر آشوب ، شيخ شهر آشوب ، شيخ ابوعلى فضل بن حسن طبرسى (صاحب تفسير ((مجمع البيان )) )، شيخ جمال الدين ابوالفتوح رازى ، قطب الدين راوندى و... مى باشند.
هجرت
نويسنده روضات الجنات مى گويد:
((علت انتقال ابن شهر آشوب از عراق به شهر حلب آن بود كه شهرستان مزبور در آن روزگار مجمع رجال و بزرگان بوده و مردم آنجا هم عموما با امامى مذهبان بخوبى رفتار مى كرده و به مناسبت اينكه شهرستان حلب تحت نظر آل حمدان بود كه امامى مذهب بوده اند... نسبت به علماى شيعه احترام مى كردند.)) (24)
آثار جاودن
اينك به معرفى برخى از آثار پر ارج آن دانشمند بزرگ شيعه مى پردازيم :
1 - متشابه القرآن و مختلفه : كتابى است تحقيقى كه مؤ لف آن در سال 570 ق . در شهر حله به پايان برده است . (25)
2 - مناقب آل ابى طالب عليه السلام : ابن شهر آشوب در اين اث گرانقدر مناقب و فضايل چهارده معصوم عليه السلام را يكايك مورد بحث و شرح قرار داده است .
3 - معالم العماء: او در يك كتاب كم حجم و پربار پس از برشمارى نام 1021 تن از دانشمندان شرح حال كوتاهى از زندگى آنان و آثارشان را ذكر كرده است .
4 - مناقب النوصب
و شانزده اثر ذيل :
مخزون المكنون فى عيون الفنون ، الطرائق فى الحدود و الحقائق ، مائدة الفائدة ، امثال فى الامثال ، الاسباب و النزول على مذهب آل الرسول ، الحاوى ، الاوصاف ، المنهاج ، الفصول فى النحو، الجديده ، انساب آل ابى طالب ، الاربعين حديثا (در مناقب حضرت عليه السلام )، نخب الاخبار، الخصايص الفاطميه ، بيان التنزيل ، المواليد (26)
در عرصه شعر
بعد النبى ائمة لمعاشر
و ائمتى من بعده اولاده
ان كان قد شرقت به اصحابه
فنبوه ما شرفوا و هم اكباده . (27)
- بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله مردمان را پيشوايانى بود، اما پيشوايان من بعد از آن حضرت فرزندان اويند.
- چرا كه اگر اصحاب او به سبب صحابه بود شرافت يافتند، فرزندان وى ، هم اين شرافت داشتند و هم جگر پاره هاى او بودند.
از نگاه ديگران
1 - علامه ميرمصطفى حسينى تفرشى (متوفى 1021 ق .) نقل مى كند:
((رشيد الدين محمد... شهر آشوب ، پيشواى طايفه شيعه و فقيه آنان ، شاعرى بليغ و نويسنده بود...)) (28)
2 - شيخ ابو على حائرى (متوفى 1251 ق .) مى نويسد:
((ابن آشوب شيخ الطائفه است و پايه فضل او به گفتگو ندارد.)) (29)
3 - شيخ حر عاملى (متوفى 1104 ق .) مى گويد:
((ابن آشوب عارف به رجال و اخبار و احاديث ، شاعر و اديب و جامع همه خوبيها بود.)) (30)
4 - علامه ميرزا حسين نورى (متوفى 1320 هق ) مى نويسد:
((فخر شيعه ، تاج شريعت ، افضل الاوائل و درياى تلاطم ژرفى كه ساحل ندارد، احيا كننده آثار مناقب و فضائل ، رشيد المله و الدين شمس الاسلام و المسلمين ابن آشوب فقيه ، محدث ، مفسر، محقق و...)) (31)
5 - دانشمند رجالى و محقق ملا على قراجه داغى ديزمارى عليارى (متوفى 1327 ق .) مى نويسد:
((ابن آشوب مازندرانى ، پيشواى طايفه شيعه ... و نويسنده بود.)) (32)
چنانچه از كتابهاى نويسندگان بر مى آيد دانشمندان اهل تسنن آن طور كه از ابن شهر آشوب تجليل و به بزرگى ياد كرده اند، در حق كمتر كسى از علماى شيعه چنين كرده اند.
اينك به گفته هاى يكى از آنان اشاره مى كنيم تا از اين رهگذر اندكى به شخصيت علمى و قدر و منزلت و شان او بيشتر پى بريم .
صلاح الدين صفدرى ، يكى از عالمان بزرگ اهل سنت مى نويسد:
((محمد بن على بن شهر آشوب ... يكى از سرشناسان شيعه است . او در هشت سالگى قرآن را حفظ كرده بود و در علم اصول شيعه به حد نهايى رسيد. وى در علوم قرآنى و مشكلات حديث و اخبار و لغت و نحو و موعظه در منبر - در زمانى كه مقتفى خليفه عباسى در بغداد بود از ديگران تقدم داشت .)) (33)
رحلت
پي نوشت :
1.لؤ لو البحرين ، شيخ يوسف بحرانى ، ص 340.
2.مقدمه كتاب غررالحكم ، عبدالواحد آمدى .
3.سروى بر وزن غزوى و منسوب به ((سارى )) مازندرانى است .
4.دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4، ص 90.
5.علامه سيد محمد صادق آل بحر العلوم مى گويد: از اينكه پدر و جد اين شهر آشوب در بغداد زندگى مى كردند بر مى آيد كه تولد اين دانشمند در بغداد اتفاق افتاده است . (مقاله معالم العلماء، ص 3) بعضى از محققان بر آنند كه اين شهر آشوب در سارى مازندران به دنيا آمده و مقدمات علوم اسلامى را در آنجا فرا گرفته است . (دائرة المعارف تشيع ، ج 1، ص 337).
6.كياكى كنيه شهر آشوب است (ر.ك : مصفى المقال فى علم الرجال ، آقا بزرگ تهرانى ، ص 415).
7.بحار الانوار، محمد باقر مجلسى ، ج 1، ص 101.
8.مقدمه معالم العلماء، ص 3.
9.دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4، ص 101.
10.لؤ لوة المعارف ، بزرگ اسلامى ، ج 4، ص 90.
11.دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4، ص 90.
12.همان ، ص 6
13.معالم العلماء، ابن شهر آشوب ، ص 35.
14.مقدمه كتاب غررالحكم دررالكلم ، سيد جلال الدين ارموى .
15.طبقات مفسران شيعه ، عقيقى بخشايشى ، ج 2، ص 59 و 60.
16.معالم العلماء، ص 145.
17.طبقات مفسران شيعه ، ج 2، ص 144.
18.دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4، ص 90.
19.ر.ك : معالم العلماء، ص 119، رقم 790.
20.مقدمه معالم العلماء، ص 8.
21.دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4، ص 90.
22.مفاخر اسلام ، ج 3، ص 495.
23.همان ، ج 3، ص 495.
24.روضات الجنات (ترجمه ) ، ج 7، ص 215.
25.متشابه القرآن و مختلفه ، جزء دوم ، ص 287.
26.الذريعة ، ج 19، ص 76-؛ ج 2، ص 76 ؛ ج 2، ص 236 ؛ ج 2، ص 476 ؛ ج 5، ص 91 ؛ ج 1، ص 426 ؛ ج 23 ؛ ص 223 ؛ مقدمه معالم العلماء، ص 33 ؛ تنقيح المقال ، ج 3، ص 157 ؛ريحانة الادب ، ج 8، ص 59.
27.مناقب آل ابى طالب ، ج 4، ص 148.
28.نقد الرجال ، ص 323.
29.منتهى المقال ، 283.
30.امل الامل ، ج 2، ص 285.
31.مستدرك الوسائل ، ج 5، ص 310.
32.بهجه الامال فى شرح زبده المقال ، ج 6، ص 513.
33.تاسيس الشيعه ، آيه الله سيد حسن صدر، ص 272.
34.اعيان الشيعه ، ج 1، ص 82.
/س