نگهبان بيدار
تولد
آغاز تحصيل
عبدالكريم ، در شهر ناآشنا چندين سال در رفت و آمد بود. روزها در درس استادان حاضر مى شد و شبها در خانه مير ابو جعفر به سر مى برد و گاهى در شبهاى جمعه به منظور ديدار با پدر و مادر راه مهرجرد را پيش مى گرفت . عبدالكريم هر چند بار رحلت پدر مدتى از تحصيل باز ماند اما اين فراق از مكتب چندان طول نكشيد و ديگر بار شوق مدرسه و مكتب ، قرار از كف اختيار او ربود و عشق به معارف قرآن در دلش جوانه زد و اين بار راه حوزه علميه يزد را در پيش گرفت .
حوزه يزد
((در ميان مدرسه هاى مختلف علوم دينى ، مدرسه بزرگ (و زيباى ) ((محمد تقى خان )) از معروف ترين آنها به شمار مى فت .))(3) كه بسيارى از درسهاى دوره سطح و خارج در آنجا تدريس مى شد. عبدالكريم جوان ، در چنين جو معنوى وارد دارالعباده يزد گرديد و در مدرسه محمد تقى خان سكنى گزيد و سالها با شور و اشتياق فراوان در پاى درس استادان بزرگ به تحصيل علوم اسلامى پرداخت .
شوق ديدار
او به همراه مادر خويش با كاروان زيارتى راهى آنجا شد و بى درنگ به حلقه دانشوارن و عالمان بزرگى كه گرداگرد امامان را گرفته بودند، پيوست . عبدالكريم ابتدا چند سالى در حوزه عليمه كربلا در محضر آيت الله فاضل اردكانى بود و پس از آن با راهنمايى استادش به حوزه عليمه سامرا و به محضر ميرزاى بزرگ شيرازى شتافت .
در حوزه سامرا
شيخ عبدالكريم در حوزه عليه سامرا دوازده سال تمام به تحصيل علم پرداخت . او در اين مدت . با همه رنجها و مشتقها ساخت و فارغ از هرگونه اشتغال ديگرى با دلى پر اميد، به آينده روشن خويش چشم مى دوخت و سرانجام نيز به كمالات علمى و معنوى نايل گشت .
در محضر استادان
وى در سالهايى كه در حوزه علميه سامرا حضور داشت از خرمن دانش فقهاى بزرگى چون آيت الله سيد محمد فشاركى ، آية لله محمد تقى شيرازى و آيت الله شيخ فضل الله نورى ، كه هر يك از ستاره هاى درخشان آسمان فقاهت به شمار مى رفتند، خوشه علم و معنويت چيد.
اقامت در كربلا
كربلا كه روزگارى حوزه علميه معروف و باشكوهى داشت در آن روزها ديگر شكوه رونق خود را از دست داده بود و هيچ جنب و جوشى در مدرسه هاى علميه به چشم نمى خورد و از تراكم طلاب مثل سالهاى دوران تحصيل او خبرى نبود.
بارگاه مقدس حسينى نيز آرام و خالى از درس و بحث علمى ، روزگار خود را تنها با زمزمه شيفتگان اهل بيت و زائران مشتاق ضريح حسين عليه السلام مى گذارند. وى به موجب همين اوضاع تاءسف بار حوزه علميه ، اين شهر را انتخاب كرد و اينجا بود كه او لقب حائرى (6) را براى خود برگزيد با حضور اندك مدت خود در حوزه علميه كربلا، غبار عزلت و فراموشى سالهاى گذشته را از چهره اين شهر زدود و پس از سالها آرامش و سكوت بار ديگر همهمه طلاب در مدراس پيچيد و بارگاه امام حسين عليه السلام نيز با طنين افكندن بحثهاى علمى دانش پژوهان در آن ، جلوه اى ديگر گرفت . آيت الله حائرى در مدت دو درس عمده خارج اصول و فقه تدريس مى كرد و باقى اوقاتش را در اختيار طلاب علوم دينى قرار داد و علاوه بر اينها، در مقام كسى كه آيت الله ميرزا محمد تقى شيرازى مرجع تقليد شيعه احتياطات خود را به ايشان ارجاع داده ، پاسخگويى به مسائل دينى مردم را نيز بر عهده گرفت .
در حلقه خوبان
آيت الله حائرى به مدت هشت سال در اين حوزه پر شكوه بر مسند تدريس تكيه زد و در كنار مسؤ وليت سنگين مرجعيت از پرورش و شكوفايى استعدادهاى طلاب جوان نيز لحظه اى غافل نبود و به موجب اهميت فوق العاده به اين امر صدها جان پاك طينت ديگر را كه اميد آن مى رفت همه در زمره مراجع بزرگ بشمار آينده در دامان پر مهر و محبت پدرانه خود پرورش داد.
قم شهر فضليت
قم تاريخ درخشانى در خصوص برپاى حوزه علميه و پايگاه دينى مردم دارد. اولين كسانى كه در اين شهر براى تاءسيس حوزه عليمه قيام كردند محدثان و روات قبيله اشعرى بودند كه از ياران امامام معصوم عليه السلام به شمار مى رفتند. سپس ظهور شخصيتهاى بزرگى چون شيخ كلينى و شيخ صدوق و پس از آنها رو آوردن شيعيان علوى بدين حوزه بر رو نقش افزود. اما با اينهمه اين شهر روزگارى نيز خالى از عالمان بوده است و از قرن ششم هجرى تا دوران صفويه چندان رونقى نداشته است و بر حجره هاى مدارس آن گرد غربت و تنهايى نشسته بود.
((در اوايل قرن يازدهم ه -.ق چند سالى شخصيتهاى بزرگى چون صدرالدين شيرازى ، فياض لاهيجى و فيض كاشانى و بعدها ميرزاى قمى در مدارس اين شهر به بحث و اشاعه علوم اسلامى در فقه ، تفسير كلام ، فلسفه و عرفان پرداختند.))(8) و با تشكيل جلسات پر شكوه علمى مدتى كور سوى دانش را در اين شهر روشن نگه داشتند. اما پس از آن تا روزى كه آيت الله حائرى پا به اين شهر مى گذارد وضع حوزه هاى علميه همچنان اسفبار و مدتها عضمت گذشته آن فراموش شده بود.
آيت الله حائرى پيش از آنكه از طرف اهالى قم به اين شهر دعوت شود يك بار در سال 1332 ه -.ق در سفرى كه به مشهد رضوى عزيمت نمودند، از قم نيز ديدن كرده و چند شبى را در كنار حرم حضرت فاطمه معصومه عليه السلام گذارنده و اوضاع مدارس دينى را از نزديك مشاهده نموده بود. مدرسه فيضيه را ديده بود كه حجره هاى پر غوغاى ديروزش اكنون خالى از همهمه محصلام علوم دينى شده و بر قفسه هاى كتاب گرد فراموشى نشسته است . انگار هيچ گاه زمزمه دانش پژوهان اسلامى در فضاى قم طنين انداز نبوده است ! مدرسه بزرگ ((دارالشفا)) را ديده بود كه سالنهاى درس و بحث آن اكنون محل اسكان فقراى شهر يا زائران شده است ((و بعضا كسبه اطراف حرم از حجره هايش به عنوان انبار اجناس استفاده مى كردند.))(9) و از همه غمناك تر حال و روز طلاب جوانى بود كه به علت محروم بودن از استادان چيره دست و نبود نظم با چهرهاى افسرده ، عمر خود را به بيهودگى مى گذارنيدند و در آن حجره هاى تاريك و غبار گرفته با مباحثات سطح ، روزگار سپرى مى كردند.
گويند ايشان پس از آنكه از نزديك اوضاع اسفبار مدارس علمى اين شهر را ديد، بسيار ناراحت و افسرده خاطر قم را ترك گفت و اطرافيانش بارها از او شنيدند كه مى گفت : ((چه مى شد اگر حوزه علميه قم سرو سامان مى گرفت !))
آيت الله حائرى در اواخر زمستان 1300 ه -.ش (22 - رجب 1340 ق ) بود كه با فرزند بزرگش حاج شيخ مرتضى حائرى به همراه آيت الله محمد تقى خوانسارى به قصد اجابت دعوت مردم ، از اراك به سمت قم حركت كردند و در ميان انبوه جمعيت استقبال كننده وارد شهر قم شدند.
تاسيس حوزه
زود باشد كه كوفه روزگارى از مؤ منان خالى گردد و دانش و در آن ناپديد شود... و به شهرى كه آن را ((قم )) گويند ظاهر شود و معدن اهل علم و فضل شود.(10)
حضور آيت الله حائرى در قم اين نويد امامان بزرگوار شيعه را كه همواره زبان به زبان نقل شده و در ذهن شيعيان جاى گرفته بود، تحقق مى بخشيد.
اوايل بهار 1301 ش ، پس از دو ماه اقامت آيت الله حائرى در شهر قم ، در منزل آيت الله پايين شهرى ، جلسه اى از طرف علما، بازاريان ، و كسبه تهران تشكيل شد كه بزرگانى از فقهاى قم چون آيت الله بافقى ، آيت الله كبير و آيت الله فيض در آن شركت داشتند. در اين جلسه ، گفتگو پيرامون حوزه علميه قم ، ساعتها به درازاكشيد و سرانجام نظر نهايى به آيت الله حائرى محول شد.
همه علما و بزرگان علم و معرفت قبول اين امر مهم به آيت الله حائرى اصرار كردند و نيز بسيارى از بازاريان و كسبه در تاءمين مالى حوزه اعلام آمادگى نمودند. آيت الله حائرى ابتدا بر اين عقيده بود كه بزرگان قم خود اين كار را انجام دهند و از عهده اين امر خطير نيز بر خواهند آمد. اما چون اصرار بى حد علما را مشاهده كرد تكليف را بر عهده خود ثابت ديد و اين نكته را بيان فرمود: ((استخاره خواهيم كرد آيا صلاح است در قم مانده ، به فضلا و محصلين حوزه اراك كه انتظار بازگشت مرا دارند، بنويسم به قم بيايند يا نه ؟))
وى صبح روز بعد، پس از آنكه نماز صبح را به پايان رساند در حرم حضرت معصومه عليه السلام به دعا و نيايش ايستاد و به قرآن روى آورد. نقل است كه آيت الله حائرى به قرآن استخاره نمى كرد و مى فرمود من درست نمى فهمم ((يسبح له ما فى السموات و الارض ، نسبت به موضوع استخاره خواب است يا بد.)) اما در مورد ماندن در قم به قرآن استخاره كرد و خود را به مشيت الهى سپرد، كه آيه اى زيبا و مناسب حالش ((...واتونى باهلكم اجمعين ))(11) خط مشى آينده او را ترسيم نمود و آيت الله حائرى را مصمم ساخت حوزه علميه قم را سامان داده ، شاگردان خود را از اراك به اين شهر فرا خواند.(12)
با اقامت گزيدن آيت الله حائرى در قم بنيان حوزه علميه قم نيز نهاده شد و با گامهاى بزرگى كه ايشان بر داشت اين حوزه بتدريج رشد كرد و در رديف بزرگترين حوزه هاى علميه جهان تشيع در آمد.
اساسى ترين گام آيت الله حائرى پس از تاسيس حوزه ، تعمير مدراس دينى و تغيير روشن آموزشى بود كه تحولى عظيم را در آنها به وجود آورد. و دوران نابسامان حوزه علميه قم كه پس از ميرزاى قمى وضع رقت بارى يافته بود، پايان گرفت . ابتكار آيت الله حائرى پس از توجه دادن محصلان علوم دينى به ژرف نگرى در درس و بحث علمى گزينش ((هيات ممتحنه )) براى گرفتن امتحان از دروس حوزوى بود كه امروز چنين روشى در آموزش و پروش همه كشورها از ضروريات كار محسوب مى شود.
شكوه و عظمت حوزه علميه قم از آغاز تا به امروز كه بيش از هفتاد سال از شكل گيرى آن مى گذرد هر سال چشمگيرتر از گذشته در عرصه هاى مختلف ، نمود داشته است و پرتو آثار وجودى اش افقهاى جديدى از دورترين نقاط عالم را در نورديده است . اين حوزه با شكوه گذشته از اينكه بزرگ ترين دانشگاه علوم اسلامى است در رشته هاى اعتقادات ، فقه و حقوق ، عرفان ، فلسفه ، اقتصاد، تفسير، كلام و... پاسخگوى نيازهاى اجتماعى ، فرهنگى و فكرى جامعه نيز بوده و هست و در اين راه انديشمندان و فرزانگان فراوانى در دامن خود پرورانده است و اكنون بيش از 40 هزار دانشجوى علوم اسلامى از ايران و هزاران نفر از 45 كشور اسلامى را در خود جاى داده است .
به طور كلى حوزه علميه در زمينه هاى مختلف فرهنگى ، اعتقادى ، سياسى و اجتماعى آثار و بركات فراوانى به جاى گذاشت كه مى توان در يك كلام از آن ، احياى عظمتهاى فراموش شده اين سرزمين تعبير آورد. پس از تاسيس حوزه علميه قم بود كه در كمترين زمان ، روح بالندگى و تحرك علمى و فرهنگى در بسيارى از شهرهاى ايران نمايان گرديد. پرورش يافتگان حوزه علميه قم به ساير بلاد سرازير گشتند، و دهها كتابخانه و مدرسه علوم دينى در سراسر كشور تاسيس شد. در آن روزگار كه چند مدرسه دولتى ايران محدود به شاهزادگان و حكومتيان بود درگاه حوزه هاى علميه سراسر كشور، به روى فرزندان همه اقشار ملت گشوده بود و حتى در دورترين نقاط كشور هم به همت علماى اسلام آثار اسلامى انتشار مى يافت و مكتبهاى درسى رونق مى گرفت و از هر خانه گلى در دل كوهها و ميان جنگلها هم صداى دلنشين قرآن بچه هاى مسلمان در آسمان اين كشور طنين انداز مى شد و روز به روز فرهنگ اسلامى و معارف تشيع در ايران راه مى يافت .
به بركت شكل گيرى حوزه علميه قم در زمانى اندك فروغ درخشان آن به افقهاى دور دست رسيد.
وضع مدارس ديگر شهرستانها - نيز با گسيل شاگردان مكتب آيت الله حائرى بدان مناطق - رو به بهبود گذاشت . و در خود شهر قم علاوه بر احياى مدرسه هاى علميه قديمى چون ، فيضيه ، دارالشفاء، مومنيه ، خان ، مدرسه هاى بزرگ ديگرى نيز تاسيس شد كه امروزه تعداد آنها ((به بيش از 70)) مدرسه مى رسد.
در قلمرو قلم
1. كتاب الصلوة - كتاب مفصلى درباره مسائل نماز است .
2.كتاب دررالاصول - اين كتاب تقريرات درس آيت الله سيد محمد فشاركى است .
گويند آيت الله محمد حسين كمپانى اصفهانى ، صاحب كتاب گرانقدر ((نهاية الدرايه فى شرح الكفايه )) بحثهاى درس خارج خود را مطابق با سرفصلهاى همين كتاب پيش مى برده و از مؤ لف آن با عنوان ((بعض الاءجله )) (يكى از مردان بزرگ ) تعبير مى فرموده است (13)
3.كتابهاى ديگر آيت الله حائرى مجموعه رسائلى است كه در ابواب مختلف فقهى مانند احكام ارث ، احكام شير دادن و مسائل ازدواج و طالق به رشته تحرير درآورده است .
شاگردان مكتب آيت الله حائرى
او كه در دوران تدريس توجه ويژه اى نسبت به شاگردان خود داشت افراد خوش استعداد را همواره تشويق مى نمود و مورد حمايت خويش قرار مى داد و بدين ترتيب توانست شخصيتهاى بارزى را به جهان اسلام تقديم دارد كه از ميان آنان مى توان از آيت الله العظمى امام خمينى ، آيت الله العظمى آقاى گلپايگانى ، آيت الله العظمى آقاى اراكى ، آيت الله العظمى آقاى مرعشى نجفى و صدها فرزانه ديگر نام برد.(14)
در خدمت مردم
در حادثه سيل 1313 ش . سيل بسيارى از خانه هاى مردم فقير ساحل رودخانه را طعمه خود ساخت و انبوهى از آنان را آواره و بى خانمان كرد.
در اين حادثه آيت الله حائرى با ارسال پيام به ساير شهرهاى ايران ، خواستار كمك ديگر هموطنان به اين شهر سيل زده شد و انبوه كمكهاى مردم را به شهر قم سرازير ساخت .
ايشان در رسيدگى به اين مهم قطعه زمين وسيعى را در منطقه خاك فرج كه متعلق به آستانه حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها بود، خريدارى نمود و با كمك ديگر اقشار جامعه ، خانه هايى منطبق با اصول مهندسى وقت ، به منظور اسكان آوارگان احداث كرد كه هم اكنون اين منطقه به كوچه رهبر شهرت دارد.
در روزگارى كه بسيارى از مردم در خيابانهاى قم زندگى خود را به تكدى مى گذراندند وى محلى را به ((خانه فقرا)) اختصاص داد و مستمندان شهر را در آن مكان گرد آورد و بدين ترتيب صدقات و كمكهاى مالى مردم نيك انديش را در مسيرى صحيح ، صرف اداره امور آنان كرد.
بيمارستان فاطمى قم به پيشنهاد به آيت الله حائرى و با مساعدت يكى از مؤ منين به نام آقا سيد محمد فاطمى تاءسيس شده و بعدها با وجوهى از ارث آقاى سهام الدوله توسعه يافته است .
از خدمات ديگر آيت الله حائرى انتقال قبرستان قم به خارج از شهر است . در آن روزها قبرستان بزرگ قم در جوار در شمالى حرم حضرت معصومه سلام الله عليها قرار داشت و چهره ناخوشايندى به بافت قديمى شهر داده بود و شهرى كه پذيراى زائران اهل بيت و محل درس و بحث طلاب علوم دينى به شمار مى رفت ، به صورت قبرستانى بزرگ به نظر مى آمد و اى بسا اين امر موجب هتك حرمت به مقبره بزرگان تلقى مى شد. آيت الله حائرى در اين مورد نيز گام ارزشمندى برداشت و در آن سوى رودخانه كه آن روزها خارج از شهر محسوب مى شد زمين وسيعى را خريدارى و آن را به عنوان قبرستان عمومى شهر كرد. (اين قبرستان قديمى هم اكنون به ((قبرستان نو)) معروف است ).
ويژگى روحى
در مقام زهد ايشان ، همين بس كه امام خمينى (رحمت الله علیه ) وقتى به ياوه گوييهاى پسر رضاخان پاسخ مى دهد، با اشاره به زهد آيت الله حائرى چنين مى فرمايد:
((ما مفت خوريم !... مايى كه مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى ما از دنيا مى رود، همان شب آقازاده هاى ايشان شام ندارند، مفت خوريم ! با آنها كه بانكهاى خارج را پر كرده اند و باز دست از مملكت برنمى دارند مفت خور نيستند!))(15)
در جاى ديگر حضرت امام (رحمت الله علیه ) در خصوص زندگى زاهدانه استاد معظم خود فرموده است :
((جناب استاد معظم و فقيه مكرم حاج شيخ عبدالكريم يزدى حائرى - كه از سال 1340 تا سال 1355 رياست تامه و مرجعيت كامله قطر شيعه را داشت همه ديديم كه چه سيره اى داشت . با نوكر و خادم خود همسفره و هم غذا بود و روى زمين مى نشست .))(16)
از ديگر ويژگيهاى روحى آيت الله حائرى اينكه اخلاق بسيار در معاشرت با مردم داشت وى كم حرف بود و با مردم با مهربانى و ملايمت رفتار مى كرد و در برخورد با طلاب جوان حال و روحيه آنها را مراعات مى نمود و همواره چهره اى بشاش و بر لبهايش تبسم داشت .
گاهى در دمادم سحر براى سركشى و شناخت طلاب پركار و سحر خيز، راهى مدارس مى شد و در رفع مشكلات مالى و رفاهى آنان همواره تلاش مى كرد. بارها مى شد كه به صاحبان مغازه هاى اطراف حرم مراجعه مى كرد و بدهى طلابى را كه از آنها اجناس نسيه برده بودند، ادا مى نمود.
بردبارى
معروف است كه : پس از ماجراى كشف حجاب و كشتار مسجد گوهرشاد ايشان هيچ گاه حال و روز خوشى نداشت و اين اندوه را تا پايان عمر در دل داشت .
غروب آفتاب
پی نوشتها:
1. مجله حوزه ، ش 12، سال 64؛ فصلنامه ياد، ش 4، سال 65.
2. يادداشتهاى مرحوم آيه الله شيخ مرتضى حائرى (فرزند بزرگ ايشان ).
3. تاريخ يزد، عبدالحسين آيتى ، ص 428.
4. آيت الله موسس ، كريم جهرمى ، ص 31، به نقل از يادداشتهاى مرحوم آيت الله شيخ مرتضى حائرى .
5.همان ، ص 30
6. حائر در لغت به گودالى گفته مى شود كه در آنجا آب جمع مى شود. از اين رو زمين كربلا را حائر مى خوانند. (مجمع البحرين ، ماده حار).
7. فصلنامه ياد، ش 17.
8. رك : آشنايى با حوزه هاى علميه شيعه ، سيد حجة موحدى ابطحى ، ج 1، ص 291.
9. به نقل از آيت الله اراكى (مصاحبه ).
10. گنجينه دانشمندان ، ج 1، ص 32.
11. سوره يوسف ، آية 93، يعنى ((پدر: و همه كسان خود را نزد من بياوريد)).
12. گنجينه دانشمندان ، ج 1، ص 278.
13. آيت الله مؤ سس ، ص 103.
14. رك : گنجينه دانشمندان ، ج 1، ص 290، (در اين كتاب نام 81 شاگرد آيت الله حائرى ذكر شده است .)
15. صحيفه نور، ج 16، ص 92.
16. چهل حديث ، امام خمينى ، ص 97
/الف