سه داستان انگیزه‌بخش

خدا پشت پنجره ایستاده

روزی خداوند به فرشته‌ای فرمان داد که به زمین برو و با ارزش‌ترین چیز دنیا را بیاور. فرشته به میدان جنگ رفت و آخرین قطره‌ی خون جوانی را که در دفاع از وطنش کشته شده بود را آورد.
شنبه، 29 ارديبهشت 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: حمیده جبل عاملی
موارد بیشتر برای شما
خدا پشت پنجره ایستاده
خدا پشت پنجره ایستاده

نویسنده: سعید حیدری
کلیدواژگان:

با ارزش‌ترین نعمت

روزی خداوند به فرشته‌ای فرمان داد که به زمین برو و با ارزش‌ترین چیز دنیا را بیاور. فرشته به میدان جنگ رفت و آخرین قطره‌ی خون جوانی را که در دفاع از وطنش کشته شده بود را آورد.
خداوند فرمود: این خون با ارزش است اما با ارزش‌ترین را بیاور. فرشته سالها جستجو کرد و آخرین نفس‌های پرستاری را که از بیماران زیادی مراقبت کرده بود را با خود آورد.
خداوند فرمود: این نفس بسیار با ارزش است اما باز هم جستجو کن. فرشته به زمین برگشت. شبی مرد شروری را دید که می‌خواست از جنگل‌بانی انتقام بگیرد. مرد شرور نزدیک کلبه‌ی جنگل‌بان شد و از پنجره صدای زن جنگل‌بان را شنید که به پسرش دعا و مناجات با خدا را می‌آموخت.
مرد با شنیدن دعا و مناجات، ناگهان تکانی خورد و به یاد کودکی خود افتاد که مادرش همین دعاها را به او می‌آموخت. چشمانش پر از اشک شد و همان جا توبه کرد. فرشته قطره اشکی از چشم مرد را برداشت و به نزد خداوند برد. خداوند فرمود: این قطره اشک با ارزش‌ترین چیز در دنیاست. اشکی که از سر پشیمانی ریخته شده و درهای بهشت را باز می‌کند.
گذشته‌ی شما هر چه که باشد، هر کار اشتباهی که کرده باشید، هر کاری که شیطان دائم آن را به رخ‌تان بکشد (دروغ، تقلب، ترس، نفرت، دزدی، صدمه به دیگران و ...) هر چه که باشد، باید بدانید خدا پشت پنجره بوده و شما را دیده است. او می‌خواهد شما بدانید که دوستتان دارد و شما را اگر پشیمان شده باشید، می‌بخشد. پس به شیطان اجازه ندهید به خاطر آن کارها شما را به خدمت بگیرد.

هدیه به خدا

وقتی برای سخنرانی به «دنور» رفته بودم، جایی توقف کردم تا کفشهایم را واکس بزنم. وقتی کفشهایم را به مرد واکسی دادم، متوجه شدم او با شوقی شگفت‌‎انگیز کفش‌های مرا واکس می‌زند. مرد که لبخند زیبایی بر لب داشت و گویی در آسمانها سیر می‌کرد، 15 دقیقه طول کشید تا کفشهایم را واکس بزند.
وقتی از توجه و ظرافت در کارش تشکر کردم، گفت: هدیه به خدا. پرسیدم: منظورت چیست؟ مرد نگاه محبت‌آمیزی به من کرد و گفت: از اینکه یکی از بندگان خداست و عشق و برکت فراوان خدا را دریافت می‌کند، احساس خوشبختی می‌کند و به پاس این خوشبختی در ستایش خداوند هر کاری را که انجام می‌دهد، آن را به عنوان هدیه‌ای برای خداوند می‌داند.
او می‌گفت من در همه حال حضور خدا را احساس می‌کنم. تماشای مرد واکسی همانند تماشای عابدی غرق در نیایش و ستایش بود. او به من یاد داد هر کاری که می‌کنیم حتی اگر سلام دادن باشد یا نظافت، می‌توان با همه‌ی عشق، آن را پیشکشی به خداوند دانست.

بیشتر بخوانید: آسمانی ترین هدیه ی خداوند

 

خدا پشت پنجره ایستاده

جانی هنگام بازی، اشتباهی تیری به اردک مادر بزرگ زد و اردک مرد. او از ترس، اردک را پشت هیزم پنهان کرد. همان لحظه وقتی به پشت سرش نگاه کرد، خواهرش سالی را دید. او همه چیز را دیده بود اما به روی خودش نیاورد. در این هنگام مادربزرگ، سالی را صدا زد و گفت: سالی! به من در شستن ظرفها کمک می‌کنی؟ سالی گفت: مامان بزرگ، جانی به من گفته که می‌خواهد در کارهای آشپزخانه به شما کمک کند و زیر لبی به جانی گفت: «اردک یادت باشد»، جانی ظرفها را شست.
بعد از ظهر آن روز پدر بزرگ گفت که می‌خواهد بچه‌ها را به ماهیگیری ببرد. ولی مادربزرگ گفت: «متأسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم.» سالی لبخندی زد و گفت: نگران نباشید: چون جانی به من گفته که می‌خواهد به شما کمک کند.
چند روزی به همین ترتیب گذشت، جانی مجبور بود علاوه بر کارهای خودش، کارهای سالی را هم انجام دهد. تا اینکه دیگر نتوانست طاقت بیاورد و پیش مادر بزرگ رفت و همه چیز را اعتراف کرد.
مادر بزرگ لبخندی زد و او را در آغوش گرفت و گفت: عزیزم! من آن روز از پشت پنجره همه چیز را دیدم و همان موقع بخشیدمت. فقط می‌خواستم ببینم تا کی می‌خواهی به سالی اجازه بدهی به خاطر یک اشتباه، تو را به خدمت خود بگیرد.
گذشته‌ی شما هر چه که باشد، هر کار اشتباهی که کرده باشید، هر کاری که شیطان دائم آن را به رخ‌تان بکشد (دروغ، تقلب، ترس، نفرت، دزدی، صدمه به دیگران و ...) هر چه که باشد، باید بدانید خدا پشت پنجره بوده و شما را دیده است. او می‌خواهد شما بدانید که دوستتان دارد و شما را اگر پشیمان شده باشید، می‌بخشد. پس به شیطان اجازه ندهید به خاطر آن کارها شما را به خدمت بگیرد.

منبع مقاله :
حیدری، سعید، (1396)، داستان‌های کوتاه، یک مشت شکلات، قم: یاران قلم، چاپ اول.
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
حضور قالیباف در مقتل حاج قاسم و ابومهدی در بغداد
play_arrow
حضور قالیباف در مقتل حاج قاسم و ابومهدی در بغداد
ادعای کوشنر: ترامپ آماده توافق با ایران است
play_arrow
ادعای کوشنر: ترامپ آماده توافق با ایران است
قالیباف: در جنگ رمضان قدرت مقاومت ایران را درک کردند
play_arrow
قالیباف: در جنگ رمضان قدرت مقاومت ایران را درک کردند
روایتی از نجات معجزه آسای جان کودک قمی با سرعت عمل کارشناس اورژانس
play_arrow
روایتی از نجات معجزه آسای جان کودک قمی با سرعت عمل کارشناس اورژانس
پنجره‌ متفاوتی به حضور زائران رضوی در رواق دارالذکر
play_arrow
پنجره‌ متفاوتی به حضور زائران رضوی در رواق دارالذکر
وقتی نیمار نادیده گرفته می‌شود!
play_arrow
وقتی نیمار نادیده گرفته می‌شود!
حجت‌الاسلام طائب: هر ایرانی یک سنگر قدرت ملی است
play_arrow
حجت‌الاسلام طائب: هر ایرانی یک سنگر قدرت ملی است
حضور فرزندان رهبر شهید در مراسم چهلم آقای شهید ایران
play_arrow
حضور فرزندان رهبر شهید در مراسم چهلم آقای شهید ایران
تایم‌لپسی از حضور عاشقان آقای شهید در اطراف مزار ایشان
play_arrow
تایم‌لپسی از حضور عاشقان آقای شهید در اطراف مزار ایشان
یک نکته حقوقی دقیق در مورد میزان سهم‌الارث برادر و خواهر
play_arrow
یک نکته حقوقی دقیق در مورد میزان سهم‌الارث برادر و خواهر
سالتوی تماشایی فرنگی‌کار جوان ایران
play_arrow
سالتوی تماشایی فرنگی‌کار جوان ایران
دانوب راز سال ۱۹۴۴ را فاش کرد؛ کشتی جنگی آلمان نازی پس از ۸۲ سال از آب بیرون آمد
play_arrow
دانوب راز سال ۱۹۴۴ را فاش کرد؛ کشتی جنگی آلمان نازی پس از ۸۲ سال از آب بیرون آمد
نگویید دیپلمات بگویید افسران آموزش اغتشاشات!
play_arrow
نگویید دیپلمات بگویید افسران آموزش اغتشاشات!
سلاح‌ و اشیای کشف شده از سارقان گردنبندهای طلا در شمال تهران
play_arrow
سلاح‌ و اشیای کشف شده از سارقان گردنبندهای طلا در شمال تهران
تهران بهشت جاسوس‌ها نیست!
play_arrow
تهران بهشت جاسوس‌ها نیست!