سه داستان کوتاه

نجات از سردخانه

روزی مردی خوش‌اخلاق و مهربان برای خود خانه‌ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.
سه‌شنبه، 1 خرداد 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
نجات از سردخانه
نجات از سردخانه

نویسنده: سعید حیدری
 

همسایه مزاحم

روزی مردی خوش‌اخلاق و مهربان برای خود خانه‌ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.
در همسایگی او خانه‌ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت. او با ریختن آشغال و گذاشتن سطل زباله در جلوی خانه، مرد مهربان را آزار می‌داد. یک روز صبح مرد خوش اخلاق وقتی به ایوان خانه‌اش رفت. سطل بزرگ زباله‌ای را دید که ایوان تمیز او را کثیف کرده بود. او فوراً سطل را برداشت. آن را شست و از میوه‌های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد. وقتی همسایه صدای در را شنید فوراً جلوی درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد همسایه را دید که سطلی پر از میوه‌های تازه و رسیده در دست داشت. او گفت: هر کس آن چیزی را با دیگری تقسیم می‌کند که از آن بیشتر دارد.

بیشتر بخوانید: با همسایه پر سروصدا چگونه رفتار کنیم؟

 

نجات از سردخانه

مردی در کارخانه گوشت کار می‌کرد. یک روز که برای سرکشی به سردخانه رفته بود، ناگهان در سردخانه بسته شد و او داخل سردخانه گیر افتاد. چون ساعت پایانی کار بود، همه کارگرها رفته بودند. او هر چه فریاد زد هیچ کس برای کمک نیامد.
مرد به حال مرگ افتاده بود و دیگر امیدی به زنده ماندن و نجات خود نداشت که در همان لحظه ناگهان صدای باز شدن در را شنید. وقتی به زحمت به طرف در برگشت، نگهبان کارخانه را دید. نگهبان جلو رفت و او را از سردخانه بیرون آورد. مرد با تعجب از او پرسید چطور فهمیدی من اینجا هستم؟ نگهبان گفت: من 35 سال است در این کارخانه کار می‌کنم اما به جز تو هیچ کس هنگام ورود به کارخانه به من سلام نمی‌کند و هنگام رفتن از من خداحافظی نمی‌کند. امروز صبح مانند هر روز به من سلام کردی ولی خداحافظی کردن تو را نشنیدم. به همین دلیل برای یافتن تو به همه جای کارخانه سر زدم. من منتظر احوالپرسی هر روز تو هستم چون از نظر تو من هم کسی هستم و وجود دارم.

جبران محبت

فارمر فلمینگ، کشاورز فقیری از اهالی اسکاتلند بود. یک روز در کنار رودخانه مشغول کار بود که از باتلاق نزدیک آنجا صدای فریادی شنید که کمک خواست. او با عجله به سمت باتلاق دوید و پسری را که وحشت زده تا کمر در باتلاق فرو رفته بود را به هر زحمتی که شده بود بیرون آورد.
روز بعد، کالسکه‌ای مجلل جلوی خانه فارمر ایستاد. پدر همان پسری که فارمر او را نجات داده بود، برای تشکر به دیدن او آمده بود. او به فارمر گفت: شما جان پسر مرا نجات دادید، می‌خواهم جبران کنم.
فارمر گفت: من نمی‌توانم برای کاری که انجام داده‌ام، پولی بگیرم. در همین لحظه پسر فارمر وارد کلبه شد. مرد ثروتمند پرسید: پسر شماست. فارمر با افتخار گفت: بله.
مرد ثروتمند کمی فکر کرد و گفت: اگر موافق باشید با هم معامله‌ای بکنیم. اجاره بدهید پسرتان را همراه خودم ببرم تا تحصیل کند. اگر شبیه پدرش باشد، به مردی تبدیل خواهد شد که شما به او افتخار خواهید کرد.
بدین ترتیب الکساندر فلمینگ با هزینه مرد ثروتمند تحصیل کرد و از دانشکده پزشکی لندن فارغ‌التحصیل شد و بعدها کاشف پنی‌سیلین شد. سال‌ها بعد، پسر همان مرد ثروتمند به ذات‌الریه مبتلا شد و همان پنی‌سیلینی که الکساندر کشف کرده بود جان او را نجات داد.
منبع مقاله :
حیدری، سعید، (1396)، داستان‌های کوتاه، مثل دانه قهوه باش، قم: یاران قلم، چاپ اول.
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
ایمان، قانون و جهاد؛ نسبت‌سنجی «لا إکراه» با احکام عملی اسلام
ایمان، قانون و جهاد؛ نسبت‌سنجی «لا إکراه» با احکام عملی اسلام
رقابت سالم در برابر حسادت شغلی؛ نگاه توحیدی به رزق
رقابت سالم در برابر حسادت شغلی؛ نگاه توحیدی به رزق
آداب نقدپذیری و انتقاد کردن از همکاران؛ اصلاح کار بدون تخریب شخصیت
آداب نقدپذیری و انتقاد کردن از همکاران؛ اصلاح کار بدون تخریب شخصیت
«لا إکراه فی الدین»؛ از قانون تا واقعیت (آزادی در باور، التزام در عمل)
«لا إکراه فی الدین»؛ از قانون تا واقعیت (آزادی در باور، التزام در عمل)
نماهنگ «آوای وقف»
play_arrow
نماهنگ «آوای وقف»
وضعیت مجروحان حادثه حمله آمریکا به جشن عروسی در بیمارستان
play_arrow
وضعیت مجروحان حادثه حمله آمریکا به جشن عروسی در بیمارستان
هنر «نه گفتن» به خواسته‌های غیرمنطقی دوستان و همکاران
هنر «نه گفتن» به خواسته‌های غیرمنطقی دوستان و همکاران
لحظه اصابت موشک ایرانی به مواضع آمریکایی در اربیل عراق
play_arrow
لحظه اصابت موشک ایرانی به مواضع آمریکایی در اربیل عراق
قالیباف: اگر محاصره را تشدید کنند حتماً پاسخ نظامی می‌دهیم
play_arrow
قالیباف: اگر محاصره را تشدید کنند حتماً پاسخ نظامی می‌دهیم
افشاگری قالیباف از نقشه جدید دشمن
play_arrow
افشاگری قالیباف از نقشه جدید دشمن
حملات پهپادی ارتش به پایگاه‌های آمریکا در بحرین و امارات
play_arrow
حملات پهپادی ارتش به پایگاه‌های آمریکا در بحرین و امارات
محل اصابت موشک ایرانی در اربیل عراق
play_arrow
محل اصابت موشک ایرانی در اربیل عراق
روایت بقایی از سردرگمی هوش مصنوعی از عددسازی آمریکایی‌ها
play_arrow
روایت بقایی از سردرگمی هوش مصنوعی از عددسازی آمریکایی‌ها
بقایی: اروپایی ها خودشان را به نشنیدن و ندیدن زده اند
play_arrow
بقایی: اروپایی ها خودشان را به نشنیدن و ندیدن زده اند
قالیباف: در ۱۵ ماه گذشته به اندازه یک دهه پیشرفت در حوزه نظامی داشتیم
play_arrow
قالیباف: در ۱۵ ماه گذشته به اندازه یک دهه پیشرفت در حوزه نظامی داشتیم