نگاهی گذرا به سوره حمد (9)

بسیاري از مردم گمان مي كنند روز قيامت روز عذاب و انتقام خداوند است .و خدا در آن روز تصمیم دارد آتش خشم خود را تسلی بخشد.آنان خدا را مانند یک انسان معمولی می پندارند و گمان می کنند او در این دنیا توان انتقام ندارد و یا خواسته است همه غضبش را در صحنه قیامت به نمایش گذارد.در صورتی که اینگونه نیست.وجودی که ذاتش برخواسته از رحمت است ،کینه ی نخواهد داشت که این رفتار را از خود بروز دهد.بدیهی است که در روز قیامت برخی از انسانها مورد عذاب
چهارشنبه، 18 شهريور 1388
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نگاهی گذرا به سوره حمد (9)
نگاهی گذرا به سوره حمد (9)
نگاهی گذرا به سوره حمد (9)

تهیه کننده : احمدرضا داودی
منبع : راسخون





« الرَّحْمَنِ الرَّحِيم » « مَالِكِ يَوْمِ الدِّين »

رحمت خدا در قیامت

بسیاري از مردم گمان مي كنند روز قيامت روز عذاب و انتقام خداوند است .و خدا در آن روز تصمیم دارد آتش خشم خود را تسلی بخشد.آنان خدا را مانند یک انسان معمولی می پندارند و گمان می کنند او در این دنیا توان انتقام ندارد و یا خواسته است همه غضبش را در صحنه قیامت به نمایش گذارد.در صورتی که اینگونه نیست.وجودی که ذاتش برخواسته از رحمت است ،کینه ی نخواهد داشت که این رفتار را از خود بروز دهد.بدیهی است که در روز قیامت برخی از انسانها مورد عذاب قرار خواهند گرفت .این عذاب به دلیل رفتار ناپسندشان در این دنیا می باشد.خدا به بندگان خود وعده داده است در صورت ارتکاب معصیت از رحمت او نا امید نگردند و راه توبه راگشوده است.انسان اگر توبه کند و در مقام جبران خطاهای خویش باشد،مورد عفو او قرار می گیرد.
قرار گرفتن الرحمان و الرحیم در سوره حمد قبل از صاحب روز جزا ،احتمال دارد به این دلیل باشد که خدا می خواهد در روز قیامت رحمت خویش را به نمایش گذارد. قرینه ای که این سخن را تقویت می کندآیه12سوره انعام است: « بگو: «آنچه در آسمانها و زمين است از آنِ كيست؟» بگو: «از آنِ خداست» كه رحمت را بر خويشتن واجب گردانيده است. يقيناً شما را در روز قيامت- كه در آن هيچ شكى نيست- گِرد خواهد آورد. خودباختگان كسانى‏اند كه ايمان نمى‏آورند.»این آیه نشان می دهد که گرد هم آوردن بندگان در روز قیامت برای رحمت است.
از طرف دیگر بنده براي عمل به بسياري از دستورات دینی نياز به يك ارتباط معنوي و روحاني با خدا دارد.این ارتباط با ترس از عذاب و جهنم حاصل نمي شود. ترس از عذاب الهی فقط مي تواند بنده را در حدي تربيت كند كه وظيفه شرعي خود را انجام دهد،یعنی واجبات را عمل كند و حرام هاي الهي را ترك كند. به عنوان نمونه خوف از بارگاه ربوبی انسان مسلمان را به سوي نماز صبح مي کشاند ولي او را به سمت نماز شب و نافله و احسان به ديگران نمي كشاند.
براي اينكه انسان به اين درجه از معنويت برسد كه در دل شب حاضر شود از خواب و استراحت خود بگذرد و با پروردگار خود نجوا كند احتياج به يك رابطه عاشقانه بين خود و خدا دارد.پس خداوندي كه اراده كرده است بندگان خود را از سطح پايين و ظاهري به مراتب بالاي عرفان برساند تا جايي كه ببيند آنچه را با چشم ظاهري نمي توان ديد و بشنود آن چيزي را كه با گوش جسماني نمي توان شنيد، به انسان وعده بهشت و رحمت فرا گير خود را که در اوج آن رضوان الهی است ،می دهد.او با این کار بستر یک ارتباط دو سویه و معنوی را فراهم می کند.
برخی از مسلمانان و مسیحیان و پاره ی از پیروان ادیان دیگر هستند که گمان می کنند بهشت و رضوان الهی اختصاص به آنان دارد و براي کسی غير از خودشان راهی به آن وجود ندارد.آنان دايره رحمت الهي را بسیار تنگ فرض می کنند.اما آنچه از متون و آموزه های دینی به دست می آید خلاف این تصور را ثابت می کند.در روایات اسلامی بهشت خدا بسیار بزرگتر از جهنم توصیف شده است .
چون بسیاری از انسانها در این عالم جاهل قاصرند وهیچ وقت به ذهنشان نرسیده که ممکن است فراتر از آنچه می اندیشند حقیقتی وجود داشته باشد.آنان کسانی هستند که دستشان به حقيقت نرسيده است و بر اساس اعتقادات خود عمل کرده اند؛مانند مردم بسیاری از روستاهایی که مبلغ ندارند.آنان نسبت به بسیاری از مسایل شرعی ناآگاهند و به خاطر آن مورد عذاب قرار نمی گیرند.وهمچنین برخی دیگر از انسانها که در محیط زندگی خود با تفکر خاصی خو می گیرند و یا دین و آیینی را می پذیرند و بر اساس آن عمل می کنند.
اگر رفتارشان بر خلاف عقل و وجدان نباشد ،عذاب آنان دلیلی ندارد.در مقابل این گروه جاهل مقصر قرار دارد.آنان کسانی هستند که به دلیل نادانی شان به عقوبت الهی گرفتار می شوند.چون می دانند فراتر از جغرافیای ذهن شان حقایقی وجود دارد اما هیچ وقت نخواسته اند آن حقایق را بیابند و بر طبق آن عمل کنند.با دقت در این دو تعریف این نکته قابل برداشت است که هیچ دلیلی ندارد که بسیاری از انسانها به دلیل مسلمان نبودن یا عمل نکردن به دستورات دین باید عذاب شوند.چون ممکن است جاهل قاصر باشند.

« مَالِكِ يَوْمِ الدِّين »

صاحب روز جزا

گذشت که به ستایش و تقدیری که در برابر زیبایی و قدرت یک موجود مختار صورت می پذیرد،حمد می گویند.و جهت اینکه آن را به خدا اختصاص داده اند،همین امر است .در این آیه ارتباط با آیه های قبل حفظ شده است.اگر به معناي الرحمن الرحيم و صاحب اختیار روز جزادقت كنيم، پي به سازگاري آن دو با معناي حمد مي بريم.«حمد مختص به آن خدايي است كه رحمان و رحيم است،و صاحب اختيار روز قيامت است.» قدرت انتخاب و اختیار داشتن از ویژگی های خدا در روز قیامت می باشد.پس او را مورد حمد قرار دهیم.
از ثمره هاي شیرین عبادت و سر سپردگي انسان نسبت به خالق خود،كمال است.عبادت انسان را رشد مي دهد و مرحله به مرحله بالا مي برد. اگر به سوره حمد از ابتدا تا صاحب روز جزا با دقت نگاه كنيم،متوجه می شویم سر رشته تمام امور به دست خداست. پروردگار عالم، پرورش دهنده تمام دنياي مادي و معنوي است. جهان آخرت نیز ملكيتش به دست اوست. وقتي انسان به اين موضوع اعتقاد پيدا كرد، به ضعف خود پي مي برد و خدا را همه كاره عالم مي بيند و در مي يابد در عالم هستی غيراز خدا وجود مستقلي موجود نیست . و اگر از اسباب و وسايل استفاده مي كند، نگاه استقلالي و جداگانه به آنها ندارد. و در اوج همه آنها خدا را مي بيند.او اگر كار مي کند وحقوق دریافت می کند.پول را همه كاره نمي داند بلكه چون سنت خداوند در اين عالم بر اساس اسباب و علل است آنها را تعقيب مي كند.
پیامبرخود را در برابر خدا فقیر در برابر غنی می دانست .او وابستگي و نيازش به خدا را ذاتي می دانست و برای خود در برابر خدا به هیچ استقلالی معتقد نبود.پيامبر چون با نگاه توحيدي به عالم نظر می افکند،هيچ چيز را مستقل از خدا نمي ديد و وقتي به خود نگاه مي كرد مي ديد از خود هيچ ندارد و سر تا سر نيازمند به مقام ربوبي است.
نقل شده،آن زماني كه انگليسي ها سرزمين ايران را مستعمره خود قرار داده بودند، در تهران پيرمرد خداشناسي بود كه دست فروشي مي كرد.كليه اجناسي كه براي فروش داشت به بيست ريال نمي رسید.در تهران آن زمان اگر كسي قصد زندگي داشت،حداقل مي بايست بيست تا سي ريال روزانه هزينه كند.جواني نگاهش به اجناس اين مرد دست فروش جذب شد و برايش سؤال شد كه چگونه اين پيرمرد روزگار خود را سپري مي كند.تصميم گرفت اين سؤال را با پیرمرد مطرح کند.پس از طرح سئوال ، پيرمرد جواب داد: خداوند رزّاق است .اوست كه به من روزي مي دهد. جوان کم ايمان به اين پاسخ قانع نشد و چند روزي پيرمرد را مد نظر قرار داد.ديد او كار خاصي انجام نمي دهد فقط شانه اي را كه دو ريال خريده است، دو ريال و نيم مي فروشد.و همچنین وسایل دیگر را با سود مختصری عرضه می کند.براي دومين بار باز هم همان سؤال را مطرح کرد و همان پاسخ را شنيد.
روز سوم كه جوان سؤالش را تكرار کرد، پيرمرد گفت:جوان، يک افسر انگليسي است كه گاهي از اينجا عبور مي كند و از سر دلسوزي يك پوند به من مي بخشد و من هم آن پول را تبديل به ريال مي كنم و امورات خود را مي گذرانم! جوان با شنيدن اين پاسخ قانع شد و گفت اي كاش اين راز را زودتر به من گفته بودي، پيرمرد گفت:تو قدرت خداوند را كمتر از قدرت يك افسر انگليسي مي داني. چند روز است همين سؤال را می کنی و من در پاسخ حقيقت را به تو مي گويم. و تو از سر بي ايماني به خداوند آن را نمي پذيري پس بدان آنكس كه به همه ما روزي مي دهد خداوند است.این داستان گرچه ممکن است عناصری از خیال در آن راه یافته باشد اما با این وجود نمونه مناسبی برای موضوع بحث محسوب می شود.
ادامه دارد .... /س




نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما