روایتی از نحوه شهادت امام حسین (ع)

در این مطلب روایتی از نحوه شهادت امام حسین (ع) را می خوانیم.
سه‌شنبه، 12 شهريور 1398
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
روایتی از نحوه شهادت امام حسین (ع)
امام حسین (ع) دومین فرزند امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و نوه حضرت محمد (ص) هستند. ایشان در سال ۴ هجری متولد شدند و همواره یار و یاور پدر برزگوار و برادر ارجمندشان بودند. این حضرت پس از شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال ۵۰ هجری، به مدت ۱۰ سال در جایگاه امام سوم شیعیان به هدایت امور مسلمین پرداخته و همواره ناقد فساد و انحراف حکومت موجود بودند. سرانجام امام حسین (ع) در روز عاشورای سال ۶۰ هجری در واقعه کربلا مظلومانه به شهادت رسیدند.


نحوه شهادت امام حسین طبق نقل "مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق"

برای اطلاع از وقایع کربلا باید به مقاتل رجوع کرد. یکی از مقاتل معروف، مقتل "مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق" نوشته "محمد بن علی بن بابویه" مشهور به "شیخ صدوق" است که "محمد صحتی سردرودی" آن را ترجمه کرده و با نام "امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام" منتشر کرده است.

نحوه شهادت امام حسین (ع) در این مقتل بدین صورت آمده است:

قال علی بن الحسین علیه السلام:
امام سجاد علیه السلام گوید:
 
لما اشتد الأمر بالحسین بن علی بن أبی طالب علیه السلام
آن گاه که کار، بر امام حسین علیه السلام سخت و دشوار شد،
 
نظر إلیه من کان معه فاذا هو بخلافهم
آنان که با او بودند به او نگریستند و او را بر خلاف حال خویش یافتند
 
لأنهم کلما اشتد الأمر تغیرت ألوانهم و ارتعدت فرائصهم و وجبت قلوبهم.
چراکه هر گاه کار بر آنان دشوار می‌شد رنگ رخشان دگرگون می گشت، و بدنشان می‌لرزید و دلشان را وحشت فرا می‌گرفت.
 
و کان الحسین علیه السلام و بعض من معه من خصائصه
اما امام حسین علیه السلام و برخی از یاران مخلصش،
 
تشرق ألوانهم و تهدی جوارحهم و تسکین نفوسهم،
چنان بودند که رنگ رخشان می‌درخشید، اعضای بدنشان قرار می یافت و جانشان می‌آرامید.
 
فقال: بعضهم لبعض:انظروا لایبالی بالموت!
به یکدیگر می گفتند: نگاه کنید از مرگ باکی ندارد!
 
فقال لهم الحسین علیه السلام صبرا بنی الکرام،
امام حسین علیه السلام به آنان گفت: ای نجیب زادگان، شکیبا باشید
 
فما الموت إلا قنطره تعبر بکم عن البؤس والضراء إلی الجنان الواسعه و النعیم الدائمه
که مرگ، تنها پلی است که شما را از رنج ها و سختی ها می رهاند و به بهشت های پهناور و نعمت های همیشگی می رساند،
 
فأیکم یکره أن ینتقل من سجن إلی قصر
کدام یک از شما نمی خواهد که از زندان به کاخ درآید
 
و ما هو لأعدائکم الا کمن ینتقل من قصر إلی سجن و عذاب.
در حالی که مرگ به دشمنان شما چنان است که کسی از کاخ، به زندان و عذاب درآید.
 
إن أبی حدثنی عن رسول الله صلی الله علیه و آله
همانا پدرم، از رسول خدا صلی الله علیه و آله به من خبر داد که گفت:
 
أن الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر
این جهان، زندان مؤمن و بهشت کافر است
 
و الموت جسر هؤلاء إلی جناتهم و جسر هؤلاء إلی حجیمهم،
و مرگ در این پلی است که آنان را به بهشت هایشان و اینان را به دوزخشان می رساند.
 
ماکذبت و لا کذبت.
نه دروغ گویم و نه دروغ گفته اند!

امام سجاد (ع) می فرماید: پس از آنکه تمامی یاران و اهل بیت امام حسین (ع) شهید شدند؛

و نظر الحسین علیه السلام یمینا و شمالا و لایری أحدا،
امام حسین علیه السلام نگاهی به چپ و راست کرد، اما کسی را ندید.
 
فرفع رأسه إلی السماء فقال:
سرش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت:
 
اللهم إنک تری ما یصنع بولد نبیک.
خدایا تو می بینی که با فرزند پیامبرت چه می کنند.
 
و حال بنوکلاب بینه و بین الماء
بنوکلاب میان او و آب، حایل شدند.
 
و رمی بسهم فوقع فی نحره و خر عن فرسه،
تیری زدند که در گلویش نشست و از اسبش افتاد.
 
فأخذ السهم فرمی به و جعل یتلقی الدم بکفه،
تا تیر را کشید و دور انداخت کف دستش را زیر خون گرفت
 
فلما امتلأت لطخ بها رأسه و لحیته و هو یقول:
هنگامیکه دستش پر از خون شد سر و ریشش را با آن آغشت و گفت:
 
ألقی الله عزوجل و أنا مظلوم متلطخ بدمی.
من در حالی که ستم دیده و در خونم تپیده ام، به لقاءالله می شتابم،
 
ثم خر علی خده الأیسر صریعا
سپس بر گونه ی چپش به خاک افتاد.
 
و أقبل عدو الله سنان بن أنس الایادی و شمربن ذی الجوشن العامری فی رجال من أهل الشام حتی و قفوا علی رأس الحسین،
دشمن خدا، سنان بن انس ایادی و شمربن ذی الجوشن عامری در میان مردانی از اهل شام، پیش آمدند تا در بالای سرش ایستادند
 
فقال بعضهم لبعض: ما تنتظرون؟ أریحوا الرجل.
و به یکدیگر گفتند: منتظر چه هستید؟ این مرد را راحتش کنید.
 
فنزل سنان بن أنس الأیادی و أخذ بلحیه الحسین
سنان بن انس ایادی از اسب، فرود آمد و ریش حسین علیه السلام را گرفت
 
و جعل یضرب بالسیف فی حلقه و هو یقول:
و با شمشیر به گلویش زد و گفت:
 
والله إنی لأجتز رأسک و أنا أعلم أنک ابن رسول الله و خیر الناس أبا و أما.
به خدا سر از تنت جدا می کنم و خود می دانم که تو پسر رسول خدایی و از جهت پدر و مادر، برترین مردمانی.
 
و أقبل فرس الحسین حتی لطخ عرفه و ناصیته بدم الحسین و جعل یرکض و یصهل،
اسب حسین علیه السلام به پیش آمد و یال و کاکل خود را با خون آغشته ساخت و شروع کرد به دویدن و صیحه کشیدن.
 
فسمع بنات النبی صهیله، فخر جن فإذا الفرس بلا راکب، فعرفن أن حسینا قد قتل.
دختران پیامبر تا صیحه ی اسب را شنیدند، از خیمه ها بیرون آمدند که ناگهان، اسب بی سوار دیدند و دانستند که حسین علیه السلام کشته شده است.
 
و خرجت أم کلثوم بنت الحسین -اخت الحسین- واضعه یدها علی رأسها،
ام کلثوم دختر -خواهر- امام حسین علیه السلام هم در حالی که دست را بر سر نهاد بود بیرون آمد،
 
تندب و تقول: وامحمداه، هذا الحسین بالعراء، قد سلب العامه و الرداء.
او فریاد ناله می‌کرد و می‌گفت: وامحمداه! این حسین است که چنین در بیابان افتاده و عبا و عمامه اش به غارت رفته است.


سخن آخر

یکی از اصلی‌ترین منابع برای اطلاع از وقایع تاریخی مربوط به شهادت اهل بیت پیامبر (ع)، رجوع به مقاتل و مقتل خوانی است. "مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق" یکی از مقاتل مشهور در این زمینه به شمار می‌آید که به واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یاران ایشان می‌پردازد. این مقتل را "محمد بن علی ابن بابویه" مشهور به "شیخ صدوق" تالیف کرده و "محمد صحتی سردرودی" آن را ترجمه کرده و ذیل عنوان "امام حسین علیه السلام و عاشورا از زبان معصومان علیهم السلام" منتشر کرده است. در این مطلب نحوه شهادت حضرت امام حسین (ع) را طبق متن این کتاب نقل کردیم.


منبع: سایت ستاره


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.