مي خواهيم شمارا بترسانيم
نويسنده: پريسا ساساني
ژانرسينماي وحشت در ايران سابقه طولاني والبته چشمگيري به لحاظ موفقيت اين گونه سينمايي در ميان انبوه ژانرهاي سينمايي ندارد ؛ در واقع با نگاهي به سابقه اين ژانرسينمايي به خوبي در مي يابيم که جز فيلم هايي چون ضربت در سينماي قبل از انقلاب ومردي در آينه وبلوف در سينماي بعد از انقلاب که جملگي از ساخته هاي ساموئل خاچيکيان است ، هيچ فيلمي جز در موارد انگشت شماري چون ميراث من جنون ساخته مهدي فخيم زاده که آن هم الهامي از فيلم تنگه وحشت بود ، هيچ اثر جدي اي در اين حوزه ساخته نشد والبته هيچ فيلمسازي هم اقبالي براي ساخت اين گونه فيلم ها طي دهه هاي متمادي نشان نداد . البته ناگفته نماند که شب بيست ونهم ساخته حميد رخشاني آخرين فيلم از نخستين نمونه هاي فيلم ترسناک در سينماي ايران است که روي ملموس ترين موجود ترس آور در آموزه هاي مذهبي يعني اجنه وشيطان دست گذاشته است . خوابگاه دختران به کارگرداني محمد حسين لطيفي واقليما ساخته محمد مهدي عسگرپور نمونه هاي ديگر وجود اين آموزه ها است که در روايت هاي مختلف تعريف شده است وپس از آن هم با نمونه هايي نه چندان موفق از اين ژانر با فيلم هايي چون احضار شدگان به کارگرداني آرش معيريان وپارک وي ساخته فريدون جيراني روبه رو مي شويم .
اين مقدمه براي بيان وطرح تاريخ ژانر سينماي وحشت در صنعت سينماي ايران چيده نشد، چرا که اين موضوع بحث مفصلي است که در اين نوشته نمي گنجد ، ولي آن چه مسلم است سينماگران بخصوص در يک سال گذشته که عمدتا از جوان هاي موفق عرصه سينما هستند دست به تجربه هاي تازه اي در اين زمينه زده اند که از آن جمله مي توان به فيلم هايي چون صندلي خالي ساخته سامان استرکي و حريم به کارگرداني رضا خطيبي اشاره کرد که هر يک در نمايش هاي جشنواره فيلم فجر حرفي براي گفتن داشتند والبته حريم در اکران عمومي با اقبال نسبي نيز مواجه شده واز سوي ديگر فيلم هاي ديگر چون کلبه به کارگرداني جواد افشار ، آل ساخته بهرام بهراميان و.. نيز در راهند . از همين رو بر آن شديم تا در گزارشي ، کم وکيف حضور اين ژانر در ميان انواع گونه هاي سينمايي وهمچنين ظرفيت تهيه وتوليد اين گونه فيلم ها در چرخه اقتصادي صنعت سينماي ايران را از نگاه سينما گران به عنوان کارشناسان والبته تازه واردان فعال در اين حوزه جويا شويم .
اين مدرس دانشگاه در ادامه به چرايي به وجود آمدن ژانر سينماي وحشت و همچنين استقبال مردم اشاره مي کند ومي گويد : « هيچکاک در يکي از نقل قول هاي خود چنين اشاره مي کند که در دهه چهل زماني که تمدن همه پديده ها را براي مردم به شکل ايده آل فراهم کرده بود به گونه اي که مردم احساس مي کردند که در زندگي روزمره هيچ نگراني ، دغدغه ؛ ناراحتي يا ناامني ندارند ، من ( هيچکاک ) به سمت آن چه مردم در زندگي روزمره با آن کمتر مواجه بودند يا آشنايي نداشتند رو آوردم . به همين دليل است که فيلمسازي چون هيچکاک به سمت سينماي دلهره در آن مقطع از زمان - قرن بيستم - ميل پيدا مي کند ، چرا که مردم اين پديده هاي جذاب ترس همراه با درام سينمايي را به شکل ملموس در زندگي خود نمي ديدند و طبيعتا وقتي مواجه مي شدند با دنيايي که در دنياي واقعي وجود ندارد يا ناشناخته است از گونه اي
چون ژانر وحشت ودلهره استقبال مي کردند . بنابراين استقبال از اين گونه سينمايي مستقيما با شرايط روحي و رواني اجتماع در ارتباط است . »
جواد افشارکارگرداني که با کلبه نخستين تجربه خود در ژانر سينمايي وحشت را کسب کرده ، معتقد است که امروزه سينماي ايران فرصت تجربه در انواع ژانرهاي سينمايي را به واسطه علاقه والبته ريسک کارگردان وتهيه کننده کسب کرده است وي در توضيح اين مطلب مي گويد : « فيلم سينمايي کلبه نخستين تجربه من در قالب سينماي 35 ميلمتري است . من پيش از اين 9 تله فيلم و 7 سريال تلويزيوني ساخته ام که در لابه لاي آن ها سکانس هايي از سينماي وحشت ودلهره وجود داشت وبا اين ژانرسينمايي ناآشنا نبودم . از سوي ديگر از آن جا که سينماي ملي ما در سال هاي اخير رشد چشمگيري داشته ، مي طلبد که ژانرهاي مختلف با موضوعات متعدد در سينماي ايران وسيع تر شود و دست به تجربيات متعدد بزنيم و ژانرها کمتر پرداخته شده وخوشبختانه به دليل وجود مخاطب اين گونه از سينما جا براي کار بسيار دارد .»
وقتي پاي مخاطب وميزان پسند آن به ميان مي آيد دامنه صحبت در اين زمينه گسترده مي شود ونظرات مخالف وموافق تقريبا با هم برابري مي کنند . آرش معيريان معتقد است در سينماي ايران چندان نمي توان اين ژانر سينمايي را تجربه کرد او در توضيح دلايل خود مي گويد : « در حال حاضر شرايط روحي و رواني و ظرفيت عصبي مخاطب سينماي ايران اين اجازه را نمي دهد که به سينماي وحشت تمايل نشان دهند در واقع مردم ما به لحاظ آسايش فکري ؛ روحي ورواني شرايط خيلي ايده آلي ندارند وهريک بامشغله هايي روبه رو هستند . به همين دليل است که ژانر سينماي کمدي در شرايط فعلي بيشتر مورد استقبال قرار مي گيرد واين مسأله مصداق هاي بيروني نيز دارد . به اين معنا که در دهه چهل در آمريکا به دليل رفاه بيش از اندازه مردم سينماي تعليق ، وحشت ودلهره با استقبال مواجه شد اما در ايران شرايط بر عکس است وبه دليل شرايط زندگي مردم ونياز آن ها به فيلم هاي کمدي سينماگران هم به ساخت فيلم در اين ژانر تمايل نشان مي دهند وحالا اگر زماني فرا رسد که شرايط بهتر شود ومردم دغدغه فکري نداشته باشند ، ناخود آگاه به سمت سينماي وحشت رو مي آورند ؛ البته با اين اوصاف در چند سال اخير حرکت هايي براي ساخت فيلم در اين ژانر سينمايي صورت گرفته که به عقيده من اين گرايش بيش از هر عنواني به دغدغه فيلمساز وسينماگر بر مي گردد ، از همين رو خود من به عنوان يک فيلمساز که به سينما علاقه دارم وتدريس و پژوهش مي کنم دوست داشتم که سينمادر اين ژانر را نيز تجربه کنم که احضارشدگان هم از همين علاقه نشأت مي گيرد در واقع تلاش وعلاقه ام اين بودکه طيف متنوعي از ژانرهاي سينمايي را به دليل احترام وعلاقه به اين صنعت تجربه کنم .»
اما کارگردان کلبه با دسته بندي مخاطب در خصوص ميزان پسند آن ها مي گويد: « تصورم اين است که مخاطب را مي توان به سه دسته تقسيم کرد ، يک عده هستند که سينما را تنها به صرف سرگرمي واوقات فراغت دنبال مي کنند ، يک عده ديگر هستند که به افکار وانديشه هاي فيلمساز توجه وهدف اواز ساخت چنين فيلمي مي گردند وعده ديگر هم هردوي اين دو مقوله را با هم در نظر مي گيرند خود من به شخصه همواره سعي کرده ام که هردو نگاه مخاطب را در نظر بگيرم واز سوي ديگر بايد لايه اي براي انتقال مفاهيم روشن تر و پايه هاي فرهنگي واخلاقي درون کار وجود داشته باشد واز طرفي هم نبايد از داشتن فضاهاي شاد ومهيج که باعث لذت دلهره در مخاطب مي شود غافل ماند . »
محمد احمدي تهيه کننده حريم که نخستين تجربه توليد خود در حوزه ژانر سينماي وحشت را کسب کرده ، با صراحت معتقد است : « مخاطب جايگاه مشخصي در اين گونه سينمايي دارد وهرکس که اين ژانر را دوست داشته باشد مي تواند به ديدن فيلم هايي از اين دست بنشيند واز سوي ديگر هنوز کسي نمي داند که مخاطب ايراني به معناي واقعي اين دسته از فيلم ها را دوست دارد يا نه ولي آن چه براي من به عنوان تهيه کننده اهميت دارد اين است که لحظات ترسناک ودلهره آور فيلم در آن ها وجود داشته باشد .»
رضا خطيبي کارگردان حريم معتقد است اگر فيلم در انواع ژانرهاي سينمايي ساخته شود هر ژانري مخاطب خود را پيدا مي کند واز آن جا که ايران درخاورميانه تنها کشوري است که صنعت سينماي پرقدرتي دارد حيف است که از اين ظرفيت استفاده نکند وبراي اين که به اين نقطه برسيم لازم است که سبک هايي مختلف ساخته شود وژانرسينماي وحشت هم يکي از همان گونه هاي سينمايي است که مخاطب خود را پيدا کرده . در واقع بايد تقاضا از سوي مخاطب باشد که عرضه هم صورت گيرد که اگر اين روند ادامه پيدا کند مي توان به تجربه هاي موفق نيز دست يافت .
مهدي فخيم زاده در اين خصوص مي گويد : « با پيش داوري درباره مخاطب موافق نيستم ، چرا که معتقدم اگر فيلمي درست ساخته شود وتمام ساختار يک سينماي درست واصولي را در هر ژانري داشته باشد مخاطب خود را نير خواهد داشت . »
مهدي فخيم زاده عامل اصلي در محدود بودن امکانات را عدم ريسک پذيري تهيه کننده ها عنوان مي کند ومي گويد : « متاسفانه بيشتر تهيه کننده ها در سينماي ما به سمت فيلم هاي ساده وکم هزينه وبا بازدهي بالا در اکران گرايش دارند ضمن اين که اين ژانر سينمايي به شدت به تخصص متکي است ژانر ملودرام به شدت به فيلمنامه وابسته است واگر ساختار ضعيف باشد اما فيلمنامه خوبي داشته باشد ، مخاطب با داستان ارتباط برقرار مي کند وبه شکل راديويي کار را دنبال مي کند . ولي ژانر وحشت اين گونه نيست ودر عين اين که فيلمنامه اي منسجم ، بازيگرهاي جذاب وصحنه هاي دلهره آور مي خواهد ،بايد از ساختماني تعريف شده برخوردار باشد وبه محض اين که اين عوامل وجود نداشته باشد فيلمساز شکست مي خورد وهم مخاطب عام را از دست مي دهد وهم نابلدي کارگردان رو مي شود به همين دليل است که تهيه کننده ها ميل ورغبتي براي توليد فيلم در اين ژانرسينمايي نشان نمي دهند . »
آرش معيريان وجود خط قرمزها در سينماي وحشت را عاملي براي خنده مخاطب تعبير مي کند ومي گويد : « يکي از عواملي که باعث مي شود فيلم هاي دلهره آور بيش از آن که مخاطب را بترساند تماشا گر را بخنداند اين است که سينماي وحشت در ايران با خط قرمزهاي بسياري به لحاظ تفکري واعتقادات مذهبي مواجه است واين درحالي است که موفق ترين فيلم هاي سينمايي در ژانر وحشت در دنيا فيلم هايي هستند که عمدتا موفقيت خودشان را مديون ورود به حيطه هايي از متافيزيک وماورا هستند که اين ماورا به فراخور جنس تفکر وعقيده هرکشوري متفاوت است . ما از اين جهت دچار محدوديت هستيم ؛ به اين معنا که در سينماي وحشت نمي توانيم به سمت مسائلي پيش برويم که به ماورا ودرون اعتقادات مردم مي پردازد ، چون مردم ما متاسفانه به لحاظ فرهنگي .مطالعاتي جزء فرهنگ متوسط در دنيا هستند وهرگونه اشاره به باورهاي متافيزيکي تاثير مخرب اعتقادي دارد وممکن است ماهيت تفکري واعتقادي بخشي از جامعه را دچار لطمه کند به همين دليل فيلمسازدر اين ژانر سينمايي نمي تواند بخش ها ولايه هايي از ترس را در سينما مطرح کند که تماشاگر را دچار سردرگمي وچالش يا احياناً اعتقاداتش را مخدوش کند .اين درحالي ست که فيلم موفق جن گير يا پروژه جادوگر بلر از طريق عنصرهاي بصري وعيني ترس را به تماشاگر منتقل نمي کنند ، بلکه موفقيت آن ها ورود به همان حيطه اي ست که گفتم .»
آرش معيريان ،موفقيت اين ژانر را حرکت به سمت ناشناخته ها عنوان مي کند ومي گويد . يکي از عواملي که چشم انداز اين ژانر را با موفقيت همراه مي کند اين است که راوي به بهترين شکل ماهيتي از فضاي دلهره وترس را ايجاد کند که تماشاگر نتواند اعتبارآن فضا يا تفکر حاکم بر فيلم را زير سوال ببرد ،چرا که اين نوع سينماهر اندازه که به سمت ناشناخته ها حرکت کند به گونه اي که پيش بيني از آن سلب شود موفق تر است وطبيعتا آينده بهتري نيز پيش رو دارد . »
جواد افشار نيز معتقد است ژانر سينماي وحشت از جايگاه رفيعي در سينماي ايران برخوردار است . وي در توضيح اين مطلب مي گويد : «متاسفانه نگاه عام و خاص به اين سينما صرف سرگرمي است وگمان مي کنند که نمي توانند به سوي سينماي وحشت نزديک شوند ، درحالي که اين گونه نيست . يبايد تجربه هاي زيادي در اين حوزه کسب شود تا در دراز مدت به نتايج مطلوب رسيد . »
منبع:نشريه صنعت سينما،شماره 83
/خ
اين مقدمه براي بيان وطرح تاريخ ژانر سينماي وحشت در صنعت سينماي ايران چيده نشد، چرا که اين موضوع بحث مفصلي است که در اين نوشته نمي گنجد ، ولي آن چه مسلم است سينماگران بخصوص در يک سال گذشته که عمدتا از جوان هاي موفق عرصه سينما هستند دست به تجربه هاي تازه اي در اين زمينه زده اند که از آن جمله مي توان به فيلم هايي چون صندلي خالي ساخته سامان استرکي و حريم به کارگرداني رضا خطيبي اشاره کرد که هر يک در نمايش هاي جشنواره فيلم فجر حرفي براي گفتن داشتند والبته حريم در اکران عمومي با اقبال نسبي نيز مواجه شده واز سوي ديگر فيلم هاي ديگر چون کلبه به کارگرداني جواد افشار ، آل ساخته بهرام بهراميان و.. نيز در راهند . از همين رو بر آن شديم تا در گزارشي ، کم وکيف حضور اين ژانر در ميان انواع گونه هاي سينمايي وهمچنين ظرفيت تهيه وتوليد اين گونه فيلم ها در چرخه اقتصادي صنعت سينماي ايران را از نگاه سينما گران به عنوان کارشناسان والبته تازه واردان فعال در اين حوزه جويا شويم .
روزمرگي مخاطب
اين مدرس دانشگاه در ادامه به چرايي به وجود آمدن ژانر سينماي وحشت و همچنين استقبال مردم اشاره مي کند ومي گويد : « هيچکاک در يکي از نقل قول هاي خود چنين اشاره مي کند که در دهه چهل زماني که تمدن همه پديده ها را براي مردم به شکل ايده آل فراهم کرده بود به گونه اي که مردم احساس مي کردند که در زندگي روزمره هيچ نگراني ، دغدغه ؛ ناراحتي يا ناامني ندارند ، من ( هيچکاک ) به سمت آن چه مردم در زندگي روزمره با آن کمتر مواجه بودند يا آشنايي نداشتند رو آوردم . به همين دليل است که فيلمسازي چون هيچکاک به سمت سينماي دلهره در آن مقطع از زمان - قرن بيستم - ميل پيدا مي کند ، چرا که مردم اين پديده هاي جذاب ترس همراه با درام سينمايي را به شکل ملموس در زندگي خود نمي ديدند و طبيعتا وقتي مواجه مي شدند با دنيايي که در دنياي واقعي وجود ندارد يا ناشناخته است از گونه اي
چون ژانر وحشت ودلهره استقبال مي کردند . بنابراين استقبال از اين گونه سينمايي مستقيما با شرايط روحي و رواني اجتماع در ارتباط است . »
وحشت در سينماي ايران کجا ايستاده است ؟
جواد افشارکارگرداني که با کلبه نخستين تجربه خود در ژانر سينمايي وحشت را کسب کرده ، معتقد است که امروزه سينماي ايران فرصت تجربه در انواع ژانرهاي سينمايي را به واسطه علاقه والبته ريسک کارگردان وتهيه کننده کسب کرده است وي در توضيح اين مطلب مي گويد : « فيلم سينمايي کلبه نخستين تجربه من در قالب سينماي 35 ميلمتري است . من پيش از اين 9 تله فيلم و 7 سريال تلويزيوني ساخته ام که در لابه لاي آن ها سکانس هايي از سينماي وحشت ودلهره وجود داشت وبا اين ژانرسينمايي ناآشنا نبودم . از سوي ديگر از آن جا که سينماي ملي ما در سال هاي اخير رشد چشمگيري داشته ، مي طلبد که ژانرهاي مختلف با موضوعات متعدد در سينماي ايران وسيع تر شود و دست به تجربيات متعدد بزنيم و ژانرها کمتر پرداخته شده وخوشبختانه به دليل وجود مخاطب اين گونه از سينما جا براي کار بسيار دارد .»
وقتي پاي مخاطب وميزان پسند آن به ميان مي آيد دامنه صحبت در اين زمينه گسترده مي شود ونظرات مخالف وموافق تقريبا با هم برابري مي کنند . آرش معيريان معتقد است در سينماي ايران چندان نمي توان اين ژانر سينمايي را تجربه کرد او در توضيح دلايل خود مي گويد : « در حال حاضر شرايط روحي و رواني و ظرفيت عصبي مخاطب سينماي ايران اين اجازه را نمي دهد که به سينماي وحشت تمايل نشان دهند در واقع مردم ما به لحاظ آسايش فکري ؛ روحي ورواني شرايط خيلي ايده آلي ندارند وهريک بامشغله هايي روبه رو هستند . به همين دليل است که ژانر سينماي کمدي در شرايط فعلي بيشتر مورد استقبال قرار مي گيرد واين مسأله مصداق هاي بيروني نيز دارد . به اين معنا که در دهه چهل در آمريکا به دليل رفاه بيش از اندازه مردم سينماي تعليق ، وحشت ودلهره با استقبال مواجه شد اما در ايران شرايط بر عکس است وبه دليل شرايط زندگي مردم ونياز آن ها به فيلم هاي کمدي سينماگران هم به ساخت فيلم در اين ژانر تمايل نشان مي دهند وحالا اگر زماني فرا رسد که شرايط بهتر شود ومردم دغدغه فکري نداشته باشند ، ناخود آگاه به سمت سينماي وحشت رو مي آورند ؛ البته با اين اوصاف در چند سال اخير حرکت هايي براي ساخت فيلم در اين ژانر سينمايي صورت گرفته که به عقيده من اين گرايش بيش از هر عنواني به دغدغه فيلمساز وسينماگر بر مي گردد ، از همين رو خود من به عنوان يک فيلمساز که به سينما علاقه دارم وتدريس و پژوهش مي کنم دوست داشتم که سينمادر اين ژانر را نيز تجربه کنم که احضارشدگان هم از همين علاقه نشأت مي گيرد در واقع تلاش وعلاقه ام اين بودکه طيف متنوعي از ژانرهاي سينمايي را به دليل احترام وعلاقه به اين صنعت تجربه کنم .»
اما کارگردان کلبه با دسته بندي مخاطب در خصوص ميزان پسند آن ها مي گويد: « تصورم اين است که مخاطب را مي توان به سه دسته تقسيم کرد ، يک عده هستند که سينما را تنها به صرف سرگرمي واوقات فراغت دنبال مي کنند ، يک عده ديگر هستند که به افکار وانديشه هاي فيلمساز توجه وهدف اواز ساخت چنين فيلمي مي گردند وعده ديگر هم هردوي اين دو مقوله را با هم در نظر مي گيرند خود من به شخصه همواره سعي کرده ام که هردو نگاه مخاطب را در نظر بگيرم واز سوي ديگر بايد لايه اي براي انتقال مفاهيم روشن تر و پايه هاي فرهنگي واخلاقي درون کار وجود داشته باشد واز طرفي هم نبايد از داشتن فضاهاي شاد ومهيج که باعث لذت دلهره در مخاطب مي شود غافل ماند . »
محمد احمدي تهيه کننده حريم که نخستين تجربه توليد خود در حوزه ژانر سينماي وحشت را کسب کرده ، با صراحت معتقد است : « مخاطب جايگاه مشخصي در اين گونه سينمايي دارد وهرکس که اين ژانر را دوست داشته باشد مي تواند به ديدن فيلم هايي از اين دست بنشيند واز سوي ديگر هنوز کسي نمي داند که مخاطب ايراني به معناي واقعي اين دسته از فيلم ها را دوست دارد يا نه ولي آن چه براي من به عنوان تهيه کننده اهميت دارد اين است که لحظات ترسناک ودلهره آور فيلم در آن ها وجود داشته باشد .»
رضا خطيبي کارگردان حريم معتقد است اگر فيلم در انواع ژانرهاي سينمايي ساخته شود هر ژانري مخاطب خود را پيدا مي کند واز آن جا که ايران درخاورميانه تنها کشوري است که صنعت سينماي پرقدرتي دارد حيف است که از اين ظرفيت استفاده نکند وبراي اين که به اين نقطه برسيم لازم است که سبک هايي مختلف ساخته شود وژانرسينماي وحشت هم يکي از همان گونه هاي سينمايي است که مخاطب خود را پيدا کرده . در واقع بايد تقاضا از سوي مخاطب باشد که عرضه هم صورت گيرد که اگر اين روند ادامه پيدا کند مي توان به تجربه هاي موفق نيز دست يافت .
مهدي فخيم زاده در اين خصوص مي گويد : « با پيش داوري درباره مخاطب موافق نيستم ، چرا که معتقدم اگر فيلمي درست ساخته شود وتمام ساختار يک سينماي درست واصولي را در هر ژانري داشته باشد مخاطب خود را نير خواهد داشت . »
موانع ومشکلات
مهدي فخيم زاده عامل اصلي در محدود بودن امکانات را عدم ريسک پذيري تهيه کننده ها عنوان مي کند ومي گويد : « متاسفانه بيشتر تهيه کننده ها در سينماي ما به سمت فيلم هاي ساده وکم هزينه وبا بازدهي بالا در اکران گرايش دارند ضمن اين که اين ژانر سينمايي به شدت به تخصص متکي است ژانر ملودرام به شدت به فيلمنامه وابسته است واگر ساختار ضعيف باشد اما فيلمنامه خوبي داشته باشد ، مخاطب با داستان ارتباط برقرار مي کند وبه شکل راديويي کار را دنبال مي کند . ولي ژانر وحشت اين گونه نيست ودر عين اين که فيلمنامه اي منسجم ، بازيگرهاي جذاب وصحنه هاي دلهره آور مي خواهد ،بايد از ساختماني تعريف شده برخوردار باشد وبه محض اين که اين عوامل وجود نداشته باشد فيلمساز شکست مي خورد وهم مخاطب عام را از دست مي دهد وهم نابلدي کارگردان رو مي شود به همين دليل است که تهيه کننده ها ميل ورغبتي براي توليد فيلم در اين ژانرسينمايي نشان نمي دهند . »
خط قرمزها
آرش معيريان وجود خط قرمزها در سينماي وحشت را عاملي براي خنده مخاطب تعبير مي کند ومي گويد : « يکي از عواملي که باعث مي شود فيلم هاي دلهره آور بيش از آن که مخاطب را بترساند تماشا گر را بخنداند اين است که سينماي وحشت در ايران با خط قرمزهاي بسياري به لحاظ تفکري واعتقادات مذهبي مواجه است واين درحالي است که موفق ترين فيلم هاي سينمايي در ژانر وحشت در دنيا فيلم هايي هستند که عمدتا موفقيت خودشان را مديون ورود به حيطه هايي از متافيزيک وماورا هستند که اين ماورا به فراخور جنس تفکر وعقيده هرکشوري متفاوت است . ما از اين جهت دچار محدوديت هستيم ؛ به اين معنا که در سينماي وحشت نمي توانيم به سمت مسائلي پيش برويم که به ماورا ودرون اعتقادات مردم مي پردازد ، چون مردم ما متاسفانه به لحاظ فرهنگي .مطالعاتي جزء فرهنگ متوسط در دنيا هستند وهرگونه اشاره به باورهاي متافيزيکي تاثير مخرب اعتقادي دارد وممکن است ماهيت تفکري واعتقادي بخشي از جامعه را دچار لطمه کند به همين دليل فيلمسازدر اين ژانر سينمايي نمي تواند بخش ها ولايه هايي از ترس را در سينما مطرح کند که تماشاگر را دچار سردرگمي وچالش يا احياناً اعتقاداتش را مخدوش کند .اين درحالي ست که فيلم موفق جن گير يا پروژه جادوگر بلر از طريق عنصرهاي بصري وعيني ترس را به تماشاگر منتقل نمي کنند ، بلکه موفقيت آن ها ورود به همان حيطه اي ست که گفتم .»
چشم انداز
آرش معيريان ،موفقيت اين ژانر را حرکت به سمت ناشناخته ها عنوان مي کند ومي گويد . يکي از عواملي که چشم انداز اين ژانر را با موفقيت همراه مي کند اين است که راوي به بهترين شکل ماهيتي از فضاي دلهره وترس را ايجاد کند که تماشاگر نتواند اعتبارآن فضا يا تفکر حاکم بر فيلم را زير سوال ببرد ،چرا که اين نوع سينماهر اندازه که به سمت ناشناخته ها حرکت کند به گونه اي که پيش بيني از آن سلب شود موفق تر است وطبيعتا آينده بهتري نيز پيش رو دارد . »
جواد افشار نيز معتقد است ژانر سينماي وحشت از جايگاه رفيعي در سينماي ايران برخوردار است . وي در توضيح اين مطلب مي گويد : «متاسفانه نگاه عام و خاص به اين سينما صرف سرگرمي است وگمان مي کنند که نمي توانند به سوي سينماي وحشت نزديک شوند ، درحالي که اين گونه نيست . يبايد تجربه هاي زيادي در اين حوزه کسب شود تا در دراز مدت به نتايج مطلوب رسيد . »
منبع:نشريه صنعت سينما،شماره 83
/خ