امان از دست این فرشته‌ها

امام زاده خواجه سیدمحمد کججانی علیه السلام از امام سجاد علیه السلام است و آستان مقدس ایشان در 15 کیلومتری جنوب شرقی تبریز، در قبرستان کهن روستای کججان (کُرجان) واقع شده است.
شنبه، 2 فروردين 1399
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : موژان نادریان
تصویر گر : محمدصادق کرایی
موارد بیشتر برای شما
امان از دست این فرشته‌ها

گزارشِ بازدید از آستان مقدس امام زاده خواجه سیدمحمد کججانی علیه السلام – کججان


آستان امام زاده سیدمحمد علیه السلام در شهرستان تبریز، 15کیلومتری جنوب شرقی تبریز، در قبرستان کهن روستای کججان (کُرجان) واقع شده است. قبرستان کججان متعلق به سده ی ششم و هفتم هجری است که در نوع خود بی نظیر و میراثی است بر جای مانده از پیشینیان که حرف‌های ناگفتنی زیادی را در خود نهان دارد. این قبرستان در ضلع شمالی امام زاده قرار دارد. نسب شریف امام زاده با چهارده واسطه به امام سجاد علیه السلام ‌می‌رسد.

خواجه در زمان خود چونان خورشید درخشانی بود که از انوارش هرکس در حد و ظرفیت خویش از آن استفاده ‌می‌نمود. خواجه در شمار 28 عارفی است که شیخ حسن بلغاری از پیران و عارفان قرن هفتم از آن‌ها به واصلان محقق و عارفان مدقق تعبیر کرده واصلانی که پیوسته پرتو معرفت الهی بر گلزار سینه ی بی کینه ی ایشان تابنده بود.

خواجه در محضر استادی تعلیم ندیده بود؛ اما توجه عمیق به آموزه‌های دینی و دقت در امور معنوی، حرف‌های ایشان را چنان زبانزد معاصران خود نموده که سینه به سینه در محافل علمی، دینی و ادبی نقل ‌می‌شد.

ایشان واقعاً آدم متفاوت و خوبی بوده اند، اصلاً آدم ها از فرشته‌ها خیلی بهترند. اصلاً همه ی بهشت حق آدم هاست، اصلاً خداوند هم حق دارد آن ها را بیش تر از ما دوست داشته باشد.

فرشته ارشد این ها را که خواند پر به تنش سیخ شد. به نظر گزارش خیلی خوبی ‌می‌رسید؛ اما زیادی مصنوعی بود، درست است که فرشته کوچک از باهوش ترین بچه فرشته هایی بود که می شناخت، اما یک جایی از کار می لنگید. هیچ شباهتی به گزارش های قبلی فرشته ی کوچک نداشت. فرشته ی ارشد دوربین مخصوص را آماده کرد و دنبال فرشته گشت. نشسته بود لبه ی یک پشت بام و با بال های آویزان به روبه رو خیره شده بود. فرشته ی ارشد با خودش گفت: رفته زمین تقلب کردن یاد گرفته، لابد اصلاً نرفته آن آرامگاه را ببیند.

 اما هرچه نگاه کرد دید همه چیز سرجایش است. فرشته نقطه ی روشن را ‌می‌بیند و به دنبالش راه می افتد، می رسد تا امامزاده، آن جا یک دوری می زند و بعد برمی گردد و شروع ‌می‌کند به نوشتن. به آدم ها هم نگاه ‌می‌کند؛ اما طبق نقشه  پیش نمی رود. قرار بود این بار با باغبانی روبه رو شود و سرگذشتش را دنبال کند؛ اما اصلاً نمی‌بیندش، هیچ واکنشی هم ندارد، خسته و غمگین است.

اوضاع آن قدر عجیب وغریب است که فرشته ی ارشد درخواست شورای عالی ‌می‌دهد و از هولش پایش گیر ‌می‌کند به یک شهاب سنگ و حسابی درد ‌می‌گیرد. دل فرشته ی ارشد هزار راه ‌می‌رود: نباید این پیشنهاد را می دادم، نباید می فرستادمش زمین، مگر چند فرشته تا به حال سالم از آن جا برگشته اند؟ می ماند این جا برای خودش کسی می شد. برای خودش ارشد بالا رتبه ای می شد یا اصلاً فرشته ی مقرب.

فرشته ی ارشد مدارک را می گذارد روی میز و دوربین را برای هیئت ارزیابی روشن ‌می‌کند. فرشته ی کوچک هنوز لبه ی پشت بام نشسته و تکان نمی خورد. هیئت ارزیابی فیلم  بازدیدهای قبلش را نگاه می کنند، آمارهای نقطه ی روشن را بررسی می کنند و از نارضایتی سرتکان می دهند. فرشته ی ارشد دلش آشوب است. اگر به تبعیدش رأی بدهند چه؟ اگر هیچ وقت دیگر برنگردد چه؟ و هزار اگر دیگر... امان از دست این آدم ها، امان از دست کنجکاوی این بچه فرشته‌ها امان از...!

- دارید غر ‌می‌ زنید جناب فرشته ی ارشد؟ خودتان هم شبیه آدم ها شده اید.

این را سرپرست جلسه ی ارزیابی می گوید و نامه ی نتایج را ‌می‌دهد دستش.

نامه توی دست  فرشته ی ارشد مچاله ‌می‌شود، دلش می خواست انسان بود تا ‌می‌توانست گریه کند یا لااقل بخندد.

نتیجه این بود: فرشته ی کوچک اشتباه کرده بود؛ اما گناهکار محسوب نمی‌شد. او فقط هرچه را خوانده بود نوشته بود؛ اما بی حوصله و بی دقت، شاید کمی‌ هم تقلب کرده بود که چیز خوبی نبود. هر فرشته ای باید هرچه ‌را می‌نویسد با قلب و روحش حس کرده باشد. او این را ‌می‌دانست؛ اما تغییر محیط، او راهم تغییر داده بود. او دچار حسی انسانی شده بود به نام دلتنگی؛ اما چاره ای نداشت. حالا برایش ارتقا نوشته بودند، حسی دیگری به او اضافه می شد: همدردی. این طوری همه چیز قابل تحمل تر می شد.

فرشته ی ارشد از ذوق بالا و پایین پرید. هم دردی...

و این یعنی او از امروز ‌می‌توانست دعا هم بخواند. برای دیگران، برای خودش...

فرشته ی ارشد آن روز تا شب روی تمام ابرهای آسمان هفتم بالا و پایین پرید.
 
منبع: مجله باران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
چرا ولی فقیه (مقام معظم رهبری) را نائب عام امام زمان (عج) می‌دانیم؟
چرا ولی فقیه (مقام معظم رهبری) را نائب عام امام زمان (عج) می‌دانیم؟
چرا از دست دادن ها حال ما را خراب میکند؟ راه هایی برای کنار آمدن
چرا از دست دادن ها حال ما را خراب میکند؟ راه هایی برای کنار آمدن
چرا بیشتر افراد راست دست هستند؟ کدام بهتر است؟
چرا بیشتر افراد راست دست هستند؟ کدام بهتر است؟
چرا بچه ها یک چیز را صدبار تکرار میکنند؟ + روش برخورد
چرا بچه ها یک چیز را صدبار تکرار میکنند؟ + روش برخورد
فراترکیب حکمرانی پاسخ‌محور؛ چارچوب نظری، مؤلفه‌ها و الزامات پیاده‌سازی
فراترکیب حکمرانی پاسخ‌محور؛ چارچوب نظری، مؤلفه‌ها و الزامات پیاده‌سازی
چرا نباید قبل از خواب گوشی به دست بگیریم؟
چرا نباید قبل از خواب گوشی به دست بگیریم؟
آشفتگی روانی و درگیری شدید در بین ضدانقلاب به روایت خودشان
play_arrow
آشفتگی روانی و درگیری شدید در بین ضدانقلاب به روایت خودشان
خلاصه بازی جوانان ایران ۳ - ویتنام ۱
play_arrow
خلاصه بازی جوانان ایران ۳ - ویتنام ۱
حمله موشکی یمن به نشست فرماندهان مزدوران سعودی
play_arrow
حمله موشکی یمن به نشست فرماندهان مزدوران سعودی
ضرب شست سپاه به ناو هواپیمابر و ناوشکن آمریکایی
play_arrow
ضرب شست سپاه به ناو هواپیمابر و ناوشکن آمریکایی
قالیباف: مدافع طرح نفوذ هستم اما کشور را قفل نمی‌کنیم
play_arrow
قالیباف: مدافع طرح نفوذ هستم اما کشور را قفل نمی‌کنیم
لحظه بمباران ساختمانی در شهرک عربصالیم در جنوب لبنان
play_arrow
لحظه بمباران ساختمانی در شهرک عربصالیم در جنوب لبنان
شواهد جدید از تخریب پایگاه ارتش آمریکا در کویت
play_arrow
شواهد جدید از تخریب پایگاه ارتش آمریکا در کویت
جو کنت: محاصره نظامی ایران خطرناک است؛ پایگاه‌ها و کشتی‌های آمریکا هدف موشک قرار می‌گیرند
play_arrow
جو کنت: محاصره نظامی ایران خطرناک است؛ پایگاه‌ها و کشتی‌های آمریکا هدف موشک قرار می‌گیرند
سفیر سابق امریکا در عربستان: اسرائیل می‌خواهد ایران را تجزیه کند و مناطق آذری ایران را ضمیمه باکو کند
play_arrow
سفیر سابق امریکا در عربستان: اسرائیل می‌خواهد ایران را تجزیه کند و مناطق آذری ایران را ضمیمه باکو کند