انقلاب تاثيرگذار(1)

بسياري از صاحب نظران معتقدند رهنمودهاي امام خميني (قدس سره) در مورد قيام عليه حكام مستبد الهام بخش شيعيان استان شرقي عربستان بوده است. بدون شك انقلاب اسلامي ايران تاثير بسزايي بر جهان اسلام و به ويژه شيعيان برجاي گذاشت. درواقع درپي شورشها و تظاهرات شيعيان ايران در سال1978 روح در هم شكسته و خسته شيعيان عربستان و ديگر نقاط جهان اسلام زنده شد و مجدداً روح اميد در كالبد آنان دميده شد. پس از انقلاب ايران، روحيه خود باوري و اعتماد به نفس شيعيان
يکشنبه، 20 دی 1388
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
انقلاب تاثيرگذار(1)
انقلاب تاثيرگذار(1)
انقلاب تاثيرگذار(1)

نويسنده: مهدي بهرام شاهي




تاثير انقلاب اسلامى بر جنبشهاى شيعى عربستان و كشورهاى حوزه خليج فارس

بسياري از صاحب نظران معتقدند رهنمودهاي امام خميني (قدس سره) در مورد قيام عليه حكام مستبد الهام بخش شيعيان استان شرقي عربستان بوده است. بدون شك انقلاب اسلامي ايران تاثير بسزايي بر جهان اسلام و به ويژه شيعيان برجاي گذاشت. درواقع درپي شورشها و تظاهرات شيعيان ايران در سال1978 روح در هم شكسته و خسته شيعيان عربستان و ديگر نقاط جهان اسلام زنده شد و مجدداً روح اميد در كالبد آنان دميده شد. پس از انقلاب ايران، روحيه خود باوري و اعتماد به نفس شيعيان عربستان كه رو به خاموشي مي رفت مجددا زنده و تقويت شد و آنان جرات و شجاعت خود را باز يافتند تا در مقابل اربابان سعودي بايستند و به طور علني و بي پرده شكايات و مطالبات خود را مطرح كنند. در حقيقت به واسطه انقلاب ايران آگاهي و بينش جديدي در ميان شيعيان عربستان و ديگر نقاط جهان پديد آمد و انقلاب به الگوي آنان تبديل شد، همچنين انقلاب ايران موجب شد فضاي جديدي در عربستان ايجاد شود و مخالفت سياسي شيعيان با حكومت شتاب و عمق بيشتري پيدا كند.

انتفاضه شيعيان عربستان در سال 1979

قبل از قيام يا انتفاضه شيعيان عربستان در سال 1979، جنبش مبلغان به عنوان مهمترين جنبش سياسي شيعي عربستان از جايگاه اجتماعي و ساختار سازماني مستحكمي برخوردار بود. همچنين پايگاه مردمي جنبش بسيار قوي بود و در ميان شيعيان هواداران و طرفداران بسياري داشت، از اين رو جنبش توانست بر مشكلاتي كه محافظه كاران پيش پاي آن مي گذاشتند فایق آيد، زيرا طيف مذكور به شدت با هرگونه فعاليت سياسي جنبش مخالفت مي ورزيد. از آنجا كه در عربستان احزاب سياسي به طور رسمي از فعاليت منع شده اند و از محدوديت شديد رنج مي برند، مطالبات سياسي از كانالهاي غير رسمي و فرعي پي گيري مي شود. در واقع فعاليتهاي سياسي شيعيان عربستان در مساجد و حسينيه ها كه نهادهاي غيرسياسي به شمار مي روند صورت مي گيرد. اين مراكز از سوي حكومت كنترل نمي شوند، زيرا مراكز مذكور به طور سنتي توسط شيعيان اداره مي شوند، و اين امر كنترل و نظارت حكومت بر اين مراكز را دشوار كند. در واقع از طريق اين مساجد و حسينيه ها ايدئولوژي سياسي شيعي به مردم منتقل مي شود. بنابراين نهادهاي ديني وابسته به حكومت و دستگاه حاكم نمي توانند بدون گذشتن از سد امنيتي بسيار قوي شيعيان، ميعاد گاه تجلي و تقويت روحيه اعتراض آميز شيعيان را كنترل يا مهار نمايند. تا قبل از وقوع انقلاب اسلامي ايران حسينيه ها و مساجد عربستان فاقد كاركرد سياسي بودند. در نظر بسياري از شيعيان نقش اين نهادهاي سنتي فقط به تقويت انسجام اجتماعي محدود مي شد، ولي پس از انقلاب ايران نقش و كاركرد اين نهادها كاملا تغيير نمود، هرچند كه مساجد و حسينيه هاي سنتي همچنان پا بر جا مانده اند. در واقع پس از انقلاب ايران اين مراكز به خاستگاه جنبش هاي سياسي و ديني شيعيان تبديل شدند. به علاوه در اين دوره ميزان فعاليت سياسي به معيار و ملاك ارزيابي مرجعيت شيعي تبديل شد. در مراسم محرم و روز عاشورا حسينيه هاي عربستان به مركز تجمع شيعيان تبديل مي شوند و شيخ «حصان الصفار» و ديگر وعاظ جنبش مبلغان نظير «شيخ فوزي السيف» سخنرانيهاي پر شوري را ايراد مي كنند. در طي ده روز نخست محرم سال 1979 شيخ صفار، رهبر سازمان انقلاب اسلامي نسخه جديدي از تشيع انقلابي را كه تا آن زمان مردم شناختي از آن نداشتند براي شيعيان استان شرقي تبيين نمود. سازمان انقلاب اسلامي در اين دوره يكي از مهمترين جنبش هاي سياسي شيعي عربستان محسوب مي شد. شيخ صفار كه روانشناس اجتماعي متبحري است با سخنراني هاي خود مستمعين و مخاطبين را به هيجان مي آورد. وي در سخنراني هاي خود موانع روان شناختي عملگرايي شيعي را از اذهان مي زدود. از نظر وي ترس و وحشت عامل اصلي ركود و جمود شيعيان عربستان بوده است، وي در اين رابطه مي گويد : «ترس و وحشت مفرط كه بر اذهان شيعيان سايه انداخته موجب ضعف و ناتواني آنان شده و مانع از پيشرفت و آزاد سازي و تخليه انرژي شيعيان گرديده است، اين بيماري در جامعه شيعه عربستان فراگير شده و مردم از آن رنج مي برند. شيعيان عربستان از همه چيز به طور مفرط ميهراسند و وحشت از شكست، خستگي، رنج، حكومت، مراكز قدرت، آينده و مرگ، سراسر وجودشان را فراگرفته است. اين پديده شوم كه بر جامعه شيعيان عربستان سايه انداخته امكان تحميق و سركوب شيعيان را براي حكومت ستمگر و ظالم سعودي فراهم نموده است. اگرچه ترس از خصوصيات ذاتي و فطري بشر است، بايد از اين ويژگي در جهت الهي بهره برداري نمود، بدين معنا كه انسان بايد فقط از خدا بترسد و بدين ترتيب امور خود را اصلاح نموده و به قوانين الهي عمل كند و از معاصي و منكرات اجتناب و پرهيز نمايد و در جهت انجام اعمال خير تلاش كند. در واقع ترس از خدا به معني احترام به ارزشهاي الهي و بي اعتنايي به ضد ارزشها و ارزشهاي فاني و زودگذر است. اعضاي جنبش مبلغان خدا ترسان حقيقي اند و مسئوليت الهي دعوت به حق، آزادي و پيشرفت به دوش آنان گذاشته شده است. مردمي كه تحت ظلم و ستم حكام ظالم و دست نشانده قرار دارند بايد تلاش كنند خود را از بند اين ستمگران آزاد كنند و از آنان نترسند. انتظار و ترس از خطر بدتر از خود خطر است، بنابراين بهتر است منشا خطر را محو و نابود كنيم».شيخ صفار نظام آموزشي شيعيان استان شرقي را مورد انتقاد قرار داد و خاطر نشان كرد اين نظام موجبات تسليم آنان را فراهم آورده است. وي در اين رابطه گفت: «رعب و وحشت از حكومت موجب خواري و آسيب پذيري مردم شده است. اگر مرگ اجتناب ناپذير است چرا اجازه مي دهيم مرگ يورش بياورد؟ در واقع انسان بايد خود را براي حمله به مرگ آماده كند، بدين ترتيب وي بايد براي حصول اهداف متعالي تحت لوايي مقدس، رسالتي سترگ را عهده دار شود و خود را در مسير طوفان خطرات و حوادث قرار دهد و به خاطر خدا از ايمان خود دفاع كند». شيخ صفار با بياني بليغ و رسا خاطر نشان كرد دين قدرت و نيرويي عظيم را در شيعيان ايجاد مي كند و آنان بايد با پيروي از دستورات ديني مراجع شورش كنند و مخالفت سياسي خود را ابراز نمايند. در ششم محرم سال 1400 برابر با 25 نوامبر سال 1979 شيعيان مناطق مختلف قطيف و احساء پس از ذكر مصيبت روز عاشورا توسط شيخ صفار و ديگر وعاظ، به خيابانها ريختند. شيعيان عزادار تصميم گرفتند مراسم عاشورا را به طور علني برگزار كنند ولي اين مراسم شكل سياسي به خود گرفت و به دخالت نظامي گارد ملي منجر شد. هنگامي كه مراسم عزاداري به اوج خود رسيد شيعيان مراسم سوگواري شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)، علي اكبر(ع) و امام حسين(ع) را به طور علني برگزار نمودند و مراسم باشور و حرارت تمام برگزار شد. وعاظ و سخنرانان وابسته به جنبش مبلغان از حسينيه براي بسيج شيعيان منطقه استفاده كردند و بدين ترتيب با برگزاري مراسم به صورت علني، محدوديتهاي حكومت را شكستند و عزم و اراده خود را براي مخالفت با ممنوعيتهاي اعمال شده از سوي حكومت به نمايش گذاشتند. در شامگاه هفتم محرم برابر با 26 نوامبر، مراسم عزاداري برگزار شد و تقريبا 70 هزار نفر از شيعيان در مناطق مختلف به تظاهرات پرداختند كه تظاهرات مذكور به زدوخورد خشونت آميز نيروهاي امنيتي با آنان منجر شد در روز 28 نوامبر پليس و نيروهاي نظامي گارد ملي تلاش كردند انبوه تظاهر كنندگان عاشورايي را متفرق كنند ولي شيعيان با تمام قوا در مقابل آنان مقاومت كردند و شورش به مناطق ديگر قطيف و احساء كشيده شد. حوادث استان شرقي و جنبش جهيمان مكه نگراني شديد مقامات سعودي را در پي داشت، از اين رو حكومت 000/20 سرباز گارد ملي را براي خاموش كردن قيام شيعيان به منطقه فرستاد تظاهرات و درگيري براي 5 روز متوالي ادامه يافت و تلاش شخصيتهاي برجسته شيعه و پليس براي متوقف كردن آنان ناكام ماند. هنگامي كه گارد ملي به روي تظاهرات كنندگان قطيف آتش گشود، شيعيان مناطق ديگر نيز به خيابانها ريختند و خشم خود را ابراز نموده و مطالبات خود را خواستار شدند. در روز نهم و دهم محرم منطقه قطيف محاصره شد و اخبار كشته شدن تعدادي از مردم منتشر شد. تظاهر كننده گان خواستار برخورداري از حقوقي برابر با هم ميهنان سني خود بودند و شعارهايي نظير «نه سني، نه شيعه، اتحاد اسلامي»، «ما شيعيان جعفري خواهان آزادي هستيم «و «در دين محمدي تبعيض راه ندارد» را سر مي دادند. گارد ملي 20 نفر از تظاهر كنندگان را كشت و بيش از يكصد نفر را زخمي نمود. چهار نفر از كشته شده گان 19ـ17 ساله، هفت نفر 20 ـ 23 ساله ،سه نفر30 ـ 40 ساله و يك نفر 60 ساله بود. يك معلم، يك زن، هشت دانش آموز دبيرستاني، دو كارگر شركت نفتي آرامكو و هفت نفر ديگر كه شغل آزاد داشتند كشته شدگان مذكور را تشكيل مي دادند. رژيم سعودي به منظور خاموش كردن موج نارضايتي مناطق شيعه نشين جهت توسعه اقتصادي، نظام آموزشي و ديگر خدمات رفاهي منطقه بودجه سنگيني تعيين نمود، بدين ترتيب در مدتي كوتاه ( 1980-1985) اين منطقه متحول شد. احداث جاده ،تاسيس مدرسه، بيمارستان، مراكز خريد، واگذاري اراضي، پرداخت وام به مردم، راه اندازي سيستم آب و فاضلاب از جمله اقدامات دولت در اين دوره بود. با اين حال هدف رژيم از اين اقدامات صرفا كنترل مناطق هم جوار چاه هاي نفت بود و تبعيض و بي عدالتي همچنان در اشكال و قالبهاي مختلف ادامه يافت. رژيم در اقدامي سبوعانه عليه عملگرايان شيعه تلاش كرد كنترل خود را بر منطقه افزايش دهد. پس از انتفاضه سال 1979 رژيم سعودي بيليونها دلار را صرف آباداني اين منطقه نمود،در نتيجه موضع شيعيان نسبت به رژيم تا حدودي تغيير كرد، در عين حال رژيم هرگز نتوانست شيعيان را از تاثير انقلاب اسلامي ايران مصون نگه دارد. در پي اين اقدامات رژيم، اوضاع اقتصادي شيعيان نسبتا بهبود يافت ولي تبعيض و بي عدالتي ديني همچنان ادامه پيدا كرد و شيعيان همواره از عرصه هاي سياسي و فرهنگي طرد شدند كه اين امر افزايش نارضايتي آنان را در پي داشت. قيام شيعيان عربستان كه از نظر شيخ صفار دور از انتظار مينمود به عنوان نقطه عطف تاريخ شيعيان عربستان تلقي مي گردد. در اين برهه موج نارضايتي عمومي به شدت گسترش يافت و حكومت سعودي كه از شورش شيعيان به هراس افتاده بود تلاش كرد اوضاع نابسامان استان شرقي را تحت كنترل خود در آورد، از اينرو رژيم سخنرانان و وعاظ وهابي را فراخواند و به آنان دستور داد از بيان مطالب تحريك آميز كه به شورش و رفتار خشونت آميز مي انجامد اجتناب كنند. بطور كلي انتفاضه شيعيان عربستان نتيجه سركوب و ظلم و ستمي بود كه در طول تاريخ بر آنها روا داشته شده بود. در واقع به واسطه اين انتفاضه روحيه سرخوردگي شيعيان به روحيه مقاومت و مبارزه با سياستهاي تبعيض آميز رژيم سعودي تبديل شد. در سال 1980 شخصيت هاي برجسته شيعه شكايتي را به «فهد عبدالعزيز»، شاه سابق و وليعهد عربستان، تقديم كردند و طي آن سياستهاي تبعيض آميز حكومت عليه شيعيان را محكوم نمودند. بخشي از شكايت مذكور بدين شرح است: «اگر چه تصريح شده خشونت عليه شيعيان نبايد ادامه پيدا كند، ما هنوز هيچ تغيير موضع مثبتي را از سوي حكومت مشاهده نكرده ايم و اوضاع هيچ تغييري نكرده، اين مطالبات كمترين خواسته هاي ماست. ما احساس خلاء نمي كنيم و آن قدر از نظر اخلاقي سقوط نكرده ايم كه هيچ يك از ما در كشور قابل اعتماد نباشد». در شكايت مذكور دو موضوع مورد تاكيد قرار گرفته بود. نخست تبعيض ديني نظير نفي حقوق ديني شيعيان و دوم شرايط نامناسب اقتصادي و اجتماعي شيعيان كه عليرغم طرح آنها از مدتها قبل، هيچ اقدام موثري از سوي حكومت در جهت بهبود وضعيت موجود صورت نگرفته بود. ظهور سازمان انقلاب اسلامي در سال 1979 كه به واسطه آن در روابط شيعيان و حكومت فصل جديدي گشوده شد، مهمترين پيامد انتفاضه بشمار مي رود. در واقع نقش و رسالت اصلي سازمان انقلاب اسلامي، پيگيري مطالبات سياسي شيعيان عربستان بود.
در كشور عربستان فعاليت احزاب سياسي، بحث و مناظره عمومي، گردهمايي هاي آزاد و انتقاد از سياستهاي حكومت ممنوع است، از اينرو شيعيان مخالفت خود با رژيم سعودي را در خارج از كشور منعكس مي كنند و از طريق سازمان هاي فعال در حوزه حقوق بشر و مراكز رسانه اي و تاسيس شعبه هاي اپوزيسيون در ايران، لبنان، لندن و واشنگتن نارضايتي خود را از حكومت به گوش ديگران مي رسانند. رژيم سعودي آلترناتيوهاي سياسي مطلوب خود را به شيعيان تحميل نموده و با توسل به هر شيوه ممكن از فعاليت آنان در داخل كشور جلوگيري مي نمايد.
انتفاضه شيعيان عربستان در بازسازي جامعه شيعي تاثير بسزايي داشت و هويت فرهنگي شيعيان را تقويت نمود. بواسطه اين قيام جايگاه و منزلت اجتماعي گروهي از رهبران سياسي كه در جامعه شيعي نقشي حاشيه اي داشتند، ارتقاء يافت. آنان فعاليتهاي گوناگون ديني و سياسي خود را در داخل و خارج از كشور گسترش دادند و بدين ترتيب شيوههاي مبارزاتي بهتر و كارآمدتري را فرا گرفتند. بطور كلي غالب هواداران سازمان انقلاب اسلامي را شهر نشينان و طبقات پائين و متوسط جامعه تشكيل مي دهند. رهبران سازمان از تحصيل كرده هاي دانشگاههاي عربستان و آمريكا مي باشند و در ميان هواداران سازمان تعداد نوجوانان دبيرستاني، دانشجويان و كارگران متخصص و نيمه متخصص شركت نفتي آرامكو چشمگير است. مردم از طريق مساجد جذب سازمان مي شوند و مساجد نقش بسزايي در تقويت سازمان ايفا مي كنند. اعضاي سازمان انقلاب اسلامي بشدت اسلامگرا مي باشند و فعاليت آنان در عرصه هاي سياسي و اجتماعي متمركز شده است، گروه مذكور ايجاد يك جامعه اسلامي كامل را هدف غایي خود مي دانند و اين آرمان در آثار و فعاليتهاي آنان نمود يافته است. در پي مهاجرت رهبران و سران سازمان در دهه 1980، طيف گسترده اي از مردم جذب سازمان شدند. به نقل از سخنگوي سازمان، سه هزار نفر از شيعيان عربستان وطن خود را رها نموده و در تهران و دمشق به سازمان پيوستند.
پيش از انتفاضه سال 1979 سازمان انقلاب اسلامي كه شاخه اي از جنبش مبلغان پيشگام محسوب مي شد از ايدئولوژي و استراتژي مشخص و روشني برخوردار نبود، هر چند كه در مباحث نظري اين گروه بر رويكرد انقلابي شيعيان در طول تاريخ و در دوره معاصر نظير جنبش امام موسي صدر در لبنان و انقلاب ايران تاكيد مي شد. در واقع جنبش تلاش مي كرد با تقويت روحيه انقلابي شيعيان آنان را به مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي و كنارهگيري از طيف محافظه كار ترغيب نمايد. مسلماً جنبش مبلغان زمينه و بستر را براي قيام سال 1979 آماده كرد. در پي پيروزي انقلاب اسلامي ايران در فوريه سال 1979 فضاي سياسي، رواني و اجتماعي استان شرقي عربستان بطور عميق متحول شد، زيرا بواسطه انقلاب ايران حميت سياسي شيعيان اين منطقه و ديگر مناطق جهان اسلام بشدت برانگيخته شد. رهبران جنبش مبلغان با الهام از انقلاب ايران كوشيدند نفوذ خود را در كشورهاي حوزه خليج فارس گسترش دهند. در حقيقت پيروزي انقلاب اسلامي ايران فرصتي طلايي را براي جنبش فراهم آورد تا پايگاه مردمي خود را تقويت نمايد و ايده هاي انقلابي خود را ترويج كند. از سوي ديگر در پي انقلاب ايران، جنبش به يك سلاح ايدئولوژيك موثر مسلح شد تا با گروههاي رقيب خود يعني محافظه كاران و انزوا طلبان سياسي مبارزه كند. در واقع با بروز انقلاب ايران، اوضاع به نفع جنبش رقم خورد تا اهداف خود را عملي سازد. ايدئولوژي سياسي سازمان انقلاب اسلامي داراي دو ركن اساسي است كه عبارتند از : انقلاب اسلامي و جهانگرايي.
در خلال دهه 90 1980، تشيع گسترش بيشتري يافت و پوياتر شد و قشر جوان كه در طول دهه هاي گذشته مجذوب ايدئولوژيهاي سكولار ميشدند به تشيع روي آوردند. رويكرد آنان به دين و انتخاب تشيع نشان دهنده قدرت معنوي بالاي اين مذهب است. نسخه جديد تشيع يا تشيع غير منفعل و پويا اين امكان را براي شيعيان فراهم آورد تا نارضايتي خود را از وضعيت سياسي و ديني عربستان اعلام كنند.
برگرفته از كتاب THE SHI''IS OF SAUDI ARABIA ، اثر فواد ابراهيم
منبع: http://www.pegahhowzeh.com




نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.