اي شمع رخ تو مطلع نور

زين حسن و جمال چشم بددور اي شمع رخ تو مطلع نور چون شمع درآفتاب بي نور با پرتو عارض توخورشيد ماننده‌ي آفتاب مشهور رخسار تو در جهان فروزي
شنبه، 10 بهمن 1388
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
اي شمع رخ تو مطلع نور
اي لعل لبت چو بر شکر شير
اي شمع رخ تو مطلع نور

شاعر : امير خسرو دهلوي

زين حسن و جمال چشم بددور اي شمع رخ تو مطلع نور
چون شمع درآفتاب بي نور با پرتو عارض توخورشيد
ماننده‌ي آفتاب مشهور رخسار تو در جهان فروزي
ور زلف تو صبح شام ديجور از روي تو شام صبح گردد
آميخته مشک را ز کافور انگيخته شام را ز خورشيد
يک خانه‌ي دل نماند معمور از دست غم ت در زمانه
آن را که جمال تست منظور خاطر نرود به گلستاني
ازدرگه خود مکن ورا دور خسرو که هميشه بردر تست
خيزند چون از خواب خوش روشنتن خوبان نگر در چشمه‌ي خورشيد اگر آبي نديدستي گهي
شهر تمام کو به کو پر ز بلا شود مگر خفته بهشت نرگست ور بگشاييش دمي
زانکه اين معني ندارد در گمان او گذر جان من از صبر مي پرسي دل ما را مپرس
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط