زهد در کلام معصومین (2)
۱۱ـ رهایی از بدبختی
امام علی(علیهالسلام) میفرماید: «زهدک فی الدنیا ینجیک و رغبتک فیها تزدیک. انکم ان کنتم زهدتمن خلصتم من شقاء الدنیا و فزتم بدار البقاء؛ زهد ورزیدن در دنیا، تو را نجات میدهد و دل باختن به دنیا، تو را به سر در میافکند. اگر زهد را پیشه خود سازید، از چنگال بدبختیهای دنیایی، رها و در آخرت، سرفراز خواهید بود».[۳۵]
امام علی بن موسیالرضا(علیهالسلام) بیرغبتی به دنیا را وسیله نجات از شر و فساد آن میداند. آن حضرت در پاسخ به مأمون که فضل، علم، زهد، ورع و عبادت او را دلیل برحق بودن ایشان برای خلافت بر میشمرد، فرمود: «به بندگی خدای عزوجل افتخار میکنم و با دل نبستن به دنیا از شر دنیا امید نجات دارم و با پروا از حرام الهی، رسیدن به نعمتهای [آخرتی] را امیدوارم و با فروتنی در دنیا به بلند مرتبگی نزد خداوند امیدوارم».[۳۶]
امام علی(علیهالسلام) میفرماید: «الا و ان الدنیا لا یسلم منها الا بالزهد فیها و لا ینجی منها بشیء کان لها؛ آگاه باشید که جز با پارسایی از [گزند] دنیا نتوان در امان ماند و با هیچ چیز که برای آن باشد، [از آتش] نتوان نجات یافت».[۳۷]
۱۲ـ بخشندگی
۱۳ـ زندگی ساده
۱۴ـ ترجیح دادن آخرت بر دنیا
امام علی(علیهالسلام) در وصف زاهدان میفرماید اینان با این که در دنیایند، ولی اهل دنیا نیستند: «کانوا قوما من اهل الدنیا و لیسوا من اهلها، فکانوا فیها کمن لیس منها؛ پارسایان گروهی از اهل دنیایند که اهل آن نیستند. پس در دنیا هستند، مانند کسی که اهل آن نیست».[۴۱]
علت این که زاهدان اهل آخرتند نه اهل دنیا، این است که سلامتی و عافیت واقعی را در آخرت میجویند و میدانند که سراسر دنیا رنج و سختی است.
۱۵ـ اختیار عزت بر ذلت
۱۶ـ بیزاری از زندگی دنیا
امام علی(علیهالسلام) پارسایان را دل دل، گریان و غمگین معرفی میکند، اگرچه در ظاهر شاد باشند. آن بزرگوار فرمود: «ان الزاهدین فی الدنیا تبکی قلوبهم و ان ضحکوا و یشتد حزنهم و ان فرحوا؛ قلب زاهدان در دنیا گریان است، اگر چه بخندند و غمهایشان زیاد است، اگرچه شاد باشند».[۴۶]
۱۷ـ ترجیح گرسنگی بر سیری
امام صادق(علیهالسلام) نیز گرسنگی را از ویژگیهی زاهدان میداند: «والجوع علی الشبع...؛ زاهد، گرسنگی را بر سیری ترجیح میدهد».[۴۸]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) درباره ویژگی زاهدان از جبرئیل نقل میکند که: «... و یتحرج من کثره الاکل کما یتحرج من المیته التی قد اشتد نتنها؛ زاهد از پرخوری میپرهیزد، همچنان که از مردار بدبو، دوری میکند».[۴۹]
۱۸ـ فراموش نکردن مرگ
«[زاهد] ذکر را بر فراموشی ترجیح میدهد. از شش چیز در شگفتم... و اما چیزی که مرا به خنده میآورد، خواهنده دنیا است؛ در حالی که مرگ در پی اوست و غافلی که از او غفلت نشده است». [۵۰]
زاهد به خاطر غلفت نکردن و توجه به زندگی واقعی و کاملتر انسان پس از مرگ، هر چند در این دنیا زندگی میکند و مانند بقیه همنوعانش از نعمتهای دنیایی استفاده میکند. ولی خود را وابسته به آخرت میداند. از این رو، در هر لحظه زندگی به آخرت توجه دارد. امام صادق(علیهالسلام) در وصف زاهد میفرماید: «و یکون نفسه فی الدنیا و قلبه فی الآخره؛ خودش در نیا ولی قلبش در آخرت است».[۵۱]
همچنین پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه و آله) درباره فراموش نکردن قبر، چشمپوشی از آرایشهای دنیایی و ترجیح آخرت بر دنیا، میفرماید: «زاهدترین مردم کسی است که قبر و بلا را فراموش نکند و از بهترین زینت دینا چشم بپوشد و نعمت باقی را بر نعمت فانی ترجیح دهد و فردا را از عمر خویش حساب نکند و خود را در ردیف مردگان شمارد».[۵۲]
۱۹ـ دوستی با دوست خالق
زاهد تنها با کسانی نشست و برخاست دارد که آنها نیز مانند خودش از دنیا بیزارند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در توصیف زاهدان میفرماید: «تقلب ابدانهم بین ظهرانی اهل الآخره؛ بدنهایشان در بین اهل آخرت در گردش است [سر و کارشان با آنهاست].»[۵۴]
امام سجاد(علیهالسلام) میفرماید: «ان علامه الزاهدین فی الدنیا راغبین فی الآخره تزکهم کل خلیط و خلیل و رفضهم کل صاحب لا یرید ما یریدون؛ نشان زاهدان در دنیا و شیفتگان آخرت، دست کشیدن از هر همدم و دوست و وانهادن هر همنشینی است که مراد آنها را نخواهد».[۵۵]
۲۰ـ دشمنی با دشمن خالق
به علت این که نفس انسانی به بدی و دوری از خدا امر میکند، از دشمنان خدا شمرده میشود. از این رو، اگرچه زاهد به خاطر کارهایش در میان مردم به خوبی شهرت یافته است و مورد غبطه واقع میشود، باز دشمن نفس شیطانی خویش است.
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرماید: «... و یکثر مقتهم انفسهم و ان اغتبطوا بما رزقوا؛ خشم آنها بر نفسهایشان بسیار است، هر چند به سبب آنچه به آنها داده شده است، مورد غبطهاند».
۲۱ـ رحم کردن به مسلمانان
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) درباره ویژگی زاهد از جبرئیل(علیهالسلام) نقل میفرماید: «... و یرحم جمیع المسلمین کما یرحم نفسه؛ و به مسلمانان رحم میکند، همچنان که به خودش رحم میکند».
از امام علی(علیهالسلام) نیز نقل است که: «ارحمکم ازهدکم؛ با رحمترین شما زاهدترین شماست».
۲۲ـ عمل به وظیفه
همچنین امام سجاد(علیهالسلام) میفرماید: «... الحاث علی العمل قبل فناء الاجل و نزول ما لابد من لقائه؛ زاهد پیش از سرآمدن مهلت و فرا رسیدن آن چه ناگزیر باید دیدار کرد، در عمل میکوشد».[۵۸]
۲۳ـ ایثار
اسلام، چنین زهدی را که به خاطر از خودگذشتگی برای دیگران است، میپذیرد؛ زیرا هدفی عقلانی و انسانی دارد. اگر دینی چنین زهدی را سفارش نکند، دین نیست. اگر مکتبی اخلاقی، چنین زهدی را سفارش نکند، آن مکتب از مفاهیم والای انسانی بیخبر است. قرآن درباره گروهی از اصحاب پیامبر [انصار و مؤمنان در مدینه] میفرماید: « وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ [۶۱]؛ با این که خودشان در سختی به سر میبردند، برادران مسلمانشان را بر خود مقدم میدارند».[۶۲]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) زیبایی و لطافت مسأله زهد را به ایثاری میداند که در آن نهفته است و میفرماید:
«... و الایثار زینه الزهد... ؛ از خودگذشتگی، زیبایی زهد است». [۶۳]
پي نوشت :
[۳۵] - غرر الحکم و درر الکم: ج ۱، ص ۴۲۶ و ۲۹۲.
[۳۶] - وسائل الشیعه: ج ۱۲، ص ۱۴۷، ح ۲۲۳۴۶.
[۳۷] - غرر الحکم و درر الکم: ج ۱، ص ۱۶۱.
[۳۸] - آثار الصادقین: ج ۸، ص ۵۴.
[۳۹] - نهج البلاغه: حکمت ۱۰۴، ص ۴۸۶.
[۴۰] - المحجه البیضاء: ج ۷، ص ۳۶۳ ـ بحارالانوار: ج ۷۰، ص ۳۱۵.
[۴۱] - نهج البلاغه: خطبه ۲۳۰، ص ۳۵۲.
[۴۲] - این معنا از امام علی(علیهالسلام) نیز روایت شده است «العز مع الیأس» (میزان الحکمه: ج ۶، ص ۲۹۲).
[۴۳] - میزان الحکمه: ج ۶، ص ۲۸۶.
[۴۴] - بحارالانوار: ج ۷۳، ص ۴۸.
[۴۵] - بحارالانوار: ج ۷۰، ص ۳۱۹.
[۴۶] - نهج البلاغه: خطبه ۱۱۳، ص ۱۶۸.
[۴۷] - غرر الحکم و درر الکلم: ج ۲، ص ۷۷۳.
[۴۸] - بحارالانوار: ج ۷۰، ص ۳۱۵.
[۴۹] - همان: ج ۷۳، ص ۴۸ و ج ۶۹، ص ۳۷۴.
[۵۰] - همان: ج ۷۰، ص ۳۱۵ ـ میزان الحکمه: ج ۷، ص ۲۶۱.
[۵۱] - بحارالانوار: ج ۷۰، ص ۳۱۵.
[۵۲] - نهج الفصاحه: ص ۵۳، ح ۲۷۰.
[۵۳] - بحارالانوار: ج ۷۳، ص ۴۸.
[۵۴] - نهج البلاغه: خطبه ۲۳۰، ص ۳۵۳.
[۵۵] - مجمع البحرین: ص ۳۱۰.
[۵۶] - بحارالانوار: ج ۷۳، ص ۴۸ و ج ۶۹، ص ۳۷۴.
[۵۷] - نهج البلاغه: خطبه ۲۳۰، ص ۳۵۳.
[۵۸] - مجمع البحرین: ص ۳۱۰.
[۵۹] - سیری در نهج البلاغه: ص ۲۲۳-۲۲۳. (با گزینش)
[۶۰] - نهج البلاغه: خطبه ۱۹۳، ص ۳۰۶.
[۶۱] - سوره حشر، آیه ۹.
[۶۲]- حق و باطل: ص ۱۴۸.
[۶۳] - بحارالانوار: ج ۷۷، ص ۱۳۳.
/س