لعنتي هاي بي آبرو
نويسنده:مازيار فکري ارشاد
لعنتي هاي بي آبرو Inglourious basterds
بازيگران :براد پيت ،ملاني لورنت ،کريستوف والتز ،مايکل فاسبندر ،الي راث ،دايان کروگر و...
هفتمين فيلم «کوئنتين تارانتينو»در دوران جنگ جهاني دوم مي گذرد . «لعنتي هاي بي آبرو»که از ماه اوت 2009در سراسر جهان به اکران در آمد ه در نقاط مختلفي فيلمبرداري شده که از جمله مهم ترين آنها مي توان به فرانسه و آلمان اشاره کرد . فيلمبرداري فيلم از اکتبر 2008آغاز شد. قصه فيلم در فرانسه تحت اشغال آلمان مي گذرد. همزمان دو نقشه براي ترور هيتلر در حال برنامه ريزي و اجراست. يکي از اين دو نقشه توسط يک زن جوان فرانسوي که مالک يک سالن سينماست، طرح ريزي مي شود. نقشه ديگر متعلق به گروهي از سربازان متفقين است که به دسته «شکارچيان جمجمه»مشهور شده اند. اين ماجرا احتمالا از داستان واقعي گروهي از سربازان يهودي ارتش بريتانيا اقتباس شده است. «کوئنتين تارانتينو »بارها گفته که «لعنتي هاي بي آبرو»يک فيلم جنگي نيست . او اين فيلم را يک وسترن اسپاگتي که در دوران جنگ جهاني دوم مي گذرد، معرفي کرده است. به گفته تارانتينو که تاريخ و سبک شناسي سينما را به خوبي مي داند مي توان فيلم را در زير شاخه «جنگ ماکاروني که از ابداع هاي ويژه اين فيلمساز عجيب و غريب است، دسته بندي کرد . زير شاخه اي که به شدت تحت تأثير فيلم هاي ايتاليايي (که بعد ها به وسترن هاي اسپاگتي شهرت يافتند )قرار دارد. با تمامي اين تفاصيل«لعنتي هاي بي آبرو»در بخش مسابقه شصت و دومين دوره جشنواره فيلم کن شرکت داشت و در رقابتي نزديک، جايزه معتبر نخل طلاي کن را به فيلم اتريشي «روبان سفيد» ساخته ميشائيل هانکه واگذار کرد. اما «لعنتي هاي بي آبرو»تنها فيلم آمريکايي حاضر در جشنواره کن 2009بود که موفق به کسب جايزه شد. جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره کن به «کريستوف والتز»بازيگر آلماني اين فيلم اهدا شد.
عنوان فيلم
«Inglorious basterds». تارانتينو هرگز درباره اين تغيير املاي نام فيلم توضيح سرراست و روشني به رسانه ها و مطبوعات نداده و تنها اين املاي غلط را، يکجور قرتي بازي روشنفکرانه خوانده است . او در برنامه تلويزيوني مشهور «آخر شب با ديويد لترمن »اين حرکت را شيوه نگارش «کوئنتين تارانتينو »از اصطلاح ياد شده مي داند. در طول فيلم يک بار عنوان فيلم را با همين املاي غلط روي تفنگ يکي از شخصيت هاي داستان مي بينيم.
خلاصه داستان
فصل يک : روزي روزگاري ...در فرانسه تحت اشغال نازي ها
فصل دوم : لعنتي هاي بي آبرو
اين گروه که نام خود را «لعنتي هاي بي آبرو»گذاشته اند به فرانسه تحت اشغال آلمان غربي اعزام مي شوند و جوخه اي از سربازان آلماني را به دام مي اندازند آنها يک آلماني به نام هوگواستيگليتز که 13نيروي گشتاپو را به قتل رسانده را در جمع خود مي پذيرند. آنان از هر جوخه اي که به دام مي اندازند يک نفر را زنده رها مي کنند تا داستان خشونت آنها را براي ديگران روايت کند و رعب و وحشت آنها را براي ديگران روايت کند و رعب و وحشت را در دل ارتش آلمان بيندازد. افراد گروه علامت صليب شکسته نازي ها را روي پيشاني سرباز جان به در برده داغ مي گذارند تا بر رعب و وحشت آلماني ها از خود بيفزايند.
فصل سوم شب آلماني در پاريس
شوسانا در مي يابد آمدن هيتلر، گوبلز و افسران ارشد آلماني به سالن سينمايش فرصتي مغتنم براي انتقام گيري را فراهم مي سازد. او با کمک آپارتچي سالن يعني مارسل طرح به آتش کشيدن سينما را با استفاده از مواد قابل اشتغال از جمله حلقه هاي نيتراتي فيلم که در انبار سالن دارد را برنامه ريزي مي کند. شوسانا پيش از پايان فيلم «افتخار يک ملت »که قرار است در آن شب به نمايش درآيد، قطعه اي از فيلم خود را مي گنجاند و در آن اعلام مي کند که يک يهودي است و مي خواهد انتقام خود را از هيتلر و اعوان و انصارش بگيرد.
فصل چهارم :عمليات سينما
ستوان آلدورين اطلاعات لازم از موقعيت سينما و محل نشستن هيتلر را از هامر سمارک مي گيرد و نقشه خود را طراحي مي کند.
فصل پنجم :انتقام
در عوض از متفقين مصونيت جزايي، مدل افتخار و يک جزيره مي خواهد. در عوض او خود ديناميت ها را به اتاق استراحت هيتلر خواهد برد. به اين ترتيب سه نقشه همزمان براي ترور هيتلر وجود دارد. فرماندهان ارشد آلدورين اين پيشنهاد را مي پذيرند.
در روز افتتاحيه نمايش فيلم آغاز مي شود. تصاويري از تيراندازي زولر به سربازان آمريکايي به نمايش در مي آيد و تماشاچيان با اشتياق او را تشويق مي کنند. زولر خجالت مي کشد و به اتاق اپارات مي رود، جايي که شوسانا دارد مقدمات نقشه خود را فراهم مي کند. زماني که مارسل آماده است تا سالن سينما را به آتش بکشد، زولر نسبت به بي توجهي شوسانا به خودش اعتراض مي کند. شوسانا به او تيراندازي مي کند، اما زولر هم پيش از مرگ شوسانا را به قتل مي رساند.
تماشاگران حاضر با تماشاي پرده چهارم فيلم که در واقع شوسانا را در حين اعتراف به يهودي بودن و قصد ترور هيتلر نشان مي دهد، متحير مي شوند. مارسل آتش را بر مي افروزد و حاضران در سالن وحشت زده فرار مي کنند.
از اينجا به بعد فيلم، به تحريف واقعيت تاريخ جنگ جهاني دوم مي پردازد و افراد جوخه لعنتي هاي بي آبرو، هيتلر وافسرانش را به رگبار مي بندند . در حالي که درهاي سالن بسته است و سالن سينما در آتش مي سوزد چند لحظه بعد ديناميت هايي که لاندا در اتاق استراحت کار گذاشته منفجر مي شود و کل سالن سينما به هوا مي رود.
در صحنه پاياني رين، لاندا و يکي از افراد بازمانده جوخه به سمت جبهه نيروهاي آمريکايي فرار مي کنند. در اينجا رين علامت صليب شکسته را روي پيشاني لاندا داغ مي گذارد.
نقش آفرينان
*الي راث:در نقش گروهبان داني دانوويتز مشهور به «خرس يهودي ». او در فيلم معاون ستوان آلدورين است. او با يک راکت بيس بال قربانيانش را مي کشد. تارانتينو مدعي است که مي خواسته آدام سندلر اين نقش را بازي کند. اما سندلر در آن زمان مشغول بازي در فيلم «آدم هاي بامزه »بود و اين پيشنهاد را رد کرد. الي راث که خود يک فيلمساز نيز هست، فيلمي را که در سالن سينما با عنوان «افتخار يک ملت »به نمايش در آمد را کارگرداني کرده است.
*بوسونسون :بازيگر سالخورده آمريکايي که در اين فيلم نقش کوتاه يک سرهنگ آمريکايي را بازي کرده است. تارانتينو مدعي است که نقشي کوتاه به سونسون داده که در آن قابل شناسايي نيست.
*هاروي کايتل :بازيگر نامدار آمريکايي در نقش ژنرال فرمانده ارشد جوخه لعنتي هاي بي آبرو،تنها صدايش از خلال چند مکالمه راديويي شنيده مي شود.
*مايکل فاسبندر:در نقش ستوان انگليسي آرچي هيکاکس که پيش از جنگ جهاني دوم منتقد فيلم بوده است. تارانتينو براي اين نقش سايمون پگ را مد نظر داشت، اما او هم به دلايل گوناگون موفق به همکار با اين پروژه نشد تا به پروژه «تن تن»ساخته جديد استيون اسپيلبرگ بپيوندد .پگ از تارانتينو قول گرفته تا در فيلم بعدي اش بازي کند.
مايک ميرز :کمدين موفق انگليسي در اين فيلم نقش ژنرال انگليسي او فنچ را بر عهده دارد. او کسي است که نقشه ترور هيتلر را مي کشد . ميرز که از دوستداران تارانتينو است از مدت ها قبل قول همکاري با او را گرفته بود . منتقدان سينما معتقدند بازي او در اين فيلم به شدت تحت تأثير بازي تام کروز در فيلم «تندر استوايي »قرار دارد .
*ملاني لورنت :نقش شوسانا دختر يهودي را بازي مي کند و تارانتينو او را اصلي ترين شخصيت فيلم مي داند.
*دايان کروگر :بازيگر نام آشناي آمريکايي در قالب شخصيت بريجت فون هامر سمارک نقش آفريني مي کند. يک ستاره سينماي آلمان پيش از جنگ جهاني دوم که براي بريتانيا جاسوسي مي کند تارانتينو براي اين نقش ناستازيکاکينسکي دختر کلاوس کينسکي بازيگر معروف آلماني را مد نظر داشت.
*کريستوف والتز :بازيگر آلماني که نقش سرهنگ هانس لاندا را برعهده گرفت . افسر رمانتيک اس اس که به شکارچي يهوديان شهرت داشت . لاندا زبان هاي ايتاليايي ،انگليسي و فرانسوي را نيز به خوبي زبان مادري اش صحبت مي کند. تارانتينو شخصيت لاندا را مهم ترين شخصيتي مي داند که در فيلمنامه خلق کرده وهنگام نگارش اين شخصيت، لئوناردو دي کاپريو را مد نظر داشته است. اما او بعد به اين نتيجه رسيد. والتز براي ايفاي اين نقش جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره کن 2009را به خود اختصاص داد.
*سموئل ال جکسون :بازيگر سياهپوست آمريکايي و از دوستان صميمي تارانتينو که تنها صدايش در دو سکانس از فيلم به گوش مي رسد . اودر طول فيلم دوبار به روايت قصه مي پردازد. بار اول شخصيت و موقعيت يکي از ژنرال هاي آلماني را توصيف مي کند و بار دوم، جايي است که به خواص اشتعال پذيري فيلم هاي نيتراتي اشاره مي کند.
پيش توليد
مايکل مدسن بازيگر فيلم هاي «سگداني »و «بيل را بکش »و از دوستان نزديک تارانتينو مي گويد :«او از سال 2002براي ساخت اين فيلم در اواخر سال 2004برنامه ريزي کرده بود و به اين منظور تمامي فيلم هاي مربوط به جنگ جهاني دوم را تماشا کرد.»به گفته مدسن؛تارانتينو سه نسخه نهايي متفاوت از اين فيلمنامه در اختيار داشت، اما درباره پايان بندي فيلم هنوز به نتيجه اي قطعي نرسيده بود . تارانتينو ناگهان اين فيلمنامه را کنار گذاشت و دوگانه «بيل را بکش »را ساخت . پس از ساخت «بيل را بکش»تارانتينو فيلمنامه «لعنتي هاي بي آبرو»را کوتاه کرد و بار ديگر براي ساخت فيلم در اواخر سال 2005برنامه ريزي کرد اما بازهم ساخت اين پروژه براي کارگرداني «سلاخ خانه»به تعويق افتاد تا عاقبت در سال 2008اين پروژه عظيم و بلند پروازانه کليد خورد.
توليد
بازخوردها
لعنتي هاي بي آبرو در 440سالن سينماي آمريکاي شمالي به نمايش در آمد و بافروش آخر هفته 37/6ميليون دلاري رکورد افتتاحيه فيلم هاي تارانتينو را شکست . فيلم تا لحظه نگارش اين مطلب بيش از 140ميليون دلار فروش داشته است.
منبع: نشريه نقش آفرينان شماره 58