آل بويه
نویسنده : عزت الله نوذری
تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت ( قسمت نوزدهم )
17 . آل بويه
آل بويه كه مانند بسيارى از مدعيان استقلال و فرمانروايى بر ايران ، خود را از نواده ساسانيان مى دانستند - منتسب به طبقه ماهيگيران و از مردم گيلان بودند.
درباره نسب اين خاندان ، حمدالله مستوفى در تاريخ گزيده مى نويسد:
پادشاهان ديلمان ، به تخصيص آل بويه ، هفده تن ، مدت ملكشان صد و بيست و هفت سال و از خاندان ساسانى (بهرام گور) مى باشند و بعضى از ديلمان گويند كه از تخم ديلم بن ضبه اند. (224)
فعاليت سياسى و اجتماعى آل بويه ، به رياست برادران بويه : على ، احمد، حسن ، از زمان مرداويج و آل زيار آغاز مى گردد زيرا مرداويج بن زيار هنگامى كه حاكم ديلمان گشت ، رودبار و طالقان و رستمدار و سپس ، مازندران و ملك رى و قزوين و ابهر و زنجان و طارم را نيز به قلمرو خويش درآورد به اين ترتيب ، قلمرو تحت حكومت مرداويج زيارى در نواحى مركزى ايران بود، پس از مرداويج برادران بويه ، ايالات مركزى و جنوبى ايران را زير فرمان خود درآوردند.
در سال 335 هجرى بود كه احمد ديلمى ، بعد از تصرف خوزستان ، آرزوى ديرين ايرانيان را كه تسلط به مركز خلافت عباسى بود، عملى ساخت و بغداد را اشغال نمود. در واقع تصرف پايگاه عباسيان نقطه ى عطف يك دوره مبارزه و برخورد طولانى بين دو عنصر ايرانى و عرب ، طى چند قرن بود تصرف بغداد نه تنها به منزله ى پيروزى سياسى و اقتصادى ايرانيان بر عرب بود، بلكه مرحله ى نوين تكامل اسلام ايرانى (شيعى ) در برابر اسلام عرب (تسنن ) بود.
ابوريحان بيرونى در كتاب آثار الباقيه در اين باره مى نويسد:
دولت و ملك خلفا در آخر خلافت متقى و آغاز خلافت مستكفى از آل عباس و به آل بويه انتقال يافت و خليفه از اين به بعد مانند راس الجالوت يهود بود كه تنها رياست دينى داشت . (225)
مسعودى هم چنين در كتاب التنبيه و الاشراف مى نويسد: ... كه امور پيشگاه خلافت ، امروز به عهده ى احمد بن بويه ى ديلمى مسمى (ملقب) به معزالدوله است كه بر مطيع خليفه چيره شد و طبق آن چه ما در اين جا (در مصر) مى شنويم در زمان ما، يعنى سال 345 هجرى ، بيش تر رسوم خلافت و وزارت از ميان رفته است ، متقى و مستكفى و مطيع (سه تن از خلفاى عباسى در آغاز غلبه ى آل بويه ) همچون دست نشاندگانند و از خود اراده و نفوذى ندارند. (226)
از اين به بعد، خلافت عباسيان ، اهميت خود را به عنوان عامل نيرومند سياسى جهان اسلامى از دست داد و تبديل به يك مقام روحانى و مذهبى گرديد كه تا حد زيادى زير نفوذ فرمانروايان مستقل و شاهزادگان جامعه اسلامى بود. در دوران آل بويه ، از نظر سياسى و اجتماعى ، يك روش نامتجانس و ناهماهنگ و اغلب متضاد، بر قلمرو آنان حكومت مى كرده است . يعنى در حالى كه قدرت سياسى و نظامى در دست ايرانيان و ديلميان بود، خلافت و حكومت دولتى و روحانى در اختيار خلفا قرار داشت ، ولى در عين حال ، عمدتا حكومت و سازمان آن ، زير نفوذ آل بويه طرفدار خاندان على (ع ) و مشوق روش شيعى بوده است . در زمان هاى بعد بسيارى از آيين هاى شيعى ، نظير عزادارى براى اولادان على بن ابى طالب (ع )، تنفر از خلفا، لعن بر معاويه و يزيد، آيين دولتى شاهان صفويه شد. در زمان معزالدوله ، ايام عاشوراى سال 353 هجرى تعطيل عمومى برقرار گرديد و مردم به عزادارى پرداختند.
از نظر سازمان داخلى و ادارى ، سلاطين آل بويه (227) موفق گرديدند تا دولتى مستقل و ملى در بخش هاى عمده ى ايران مركزى و جنوبى و شمالى تا حدود ميان رودان (بين النهرين ) تشكيل دهند ولى به واسطه عدم آمادگى شرايط اقتصادى و اجتماعى ، نتوانستند يگانگى سياسى و اجتماعى كامل ايران را فراهم سازند و خيلى زود قلمرو آنان به علت اختلافات داخلى گرفتار تجزيه و تفرقه گرديد. به طورى كه در اواخر دوران آنان ، در نواحى مختلفه ايران مانند: فارس ، كرمان ، خوزستان ، اصفهان و رى حكومت هاى كوچك و مستقل ديلميان به وجود آمد و روى هم رفته ، دوره ى فرمانروايى آنان ، به صد و بيست و هفت سال رسيد (320 تا 497 ه .ق).
تشكيلات ديوانى در زمان آل بويه به نقل از كتاب الوزراء صابى عبارتند از:
ديوان وزير، ديوان رسائل ، ديوان سواد، ديوان مشرق ، ديوان مغرب ، ديوان ضياع خاصه ( املاك مخصوص خليفه )، ديوان مزارع ، ديوان زمام خراج و ضياع عمومى ، ديوان زمام نفقات و خزاين ، ديوان دار ( مقصود ، امور مربوط به سراى ها و خانه هاى خليفه است ) ديوان حرم و ديوان قضات .
پی نوشت ها :
224- تاريخ گزيده ، ص 408
225- آثار الباقيه ، ص 132
226- التنبيه و الاشراف ، ص 399
227- الوزرا، ص 113، هم چنين مقايسه كنيد با كتاب تجارب الامم ، ج 6، ص 413
/ن