
هفته بعد، همينجا
نويسنده:مهران آرين
«دوستان» يكي از معروفترين نمونههاي سيتكام به حساب ميآيد اما سيتكام چيست؟
.jpg)
اما كمدي موقعيت چيست؟ داستانش از كجا شروع شده و چرا به چنين جايگاهي دست يافته است؟
ويژگيها:
.jpg)
تاريخچه:
دهة ملتهب70 اين امكان را به Sitcomها داد كه به مسائل جنجنال برانگيزتري بپردازند و مشكلات سياسي و اجتماعي پيرامون آمريكا را هدف بگيرند. بازگشت به ضبط سه دوربين و حضور تماشاگر هنگام اجراي بازيگران و استفاده از ويدئو، ويژگيهاي Sitcomهاي اين دورهاند. يكي از Sitcomهاي موفق اين دهه MASH با موضوع جنگ بود. تهيهكنندگان اثر نميخواستند از خنده ضبط شده يا خنده تماشاگر سر صحنه استفاده كنند؛ ايدهاي كه شبكة CBS با آن مخالف بود. نهايتاً قرار شد تنها روي صحنههاي اتاق عمل خندهاي نباشد. مسألهاي كه چند Sitcom ديگر را به عدم استفاده از خنده ترغيب كرد. يكي ديگر از تحوّلات اين دوره، ظهور سبك deadpan club act بود؛ سبكي كه در آن كمدين هنگام اجراي شوخي يا روايت يك جوك، بسيار جدّي به نظر ميرسد.
در دهة80، شاهد تولد ژانر جديدي بوديم به نام dramedy كه تلفيقي از drama و Sitcom بود. همچنين بيل كازبي- كمدين مشهور سبك stand up- در Sitcom «شوي كازبي» بازي كرد كه موفقيتش باعث شد چندين Sitcom ديگر با محوريت كمدينهاي stand up ساخته شود. مثل Seinfield (با محوريت جري ساينفلد) و «همه ريموند را دوست دارند» (با محوريت ري رومانو). تا اواسط دهة80 رشد تلويزيون كابلي و شبكههاي سراسري به معني اين بود كه مخاطبان تلويزيون ضمن پراكندگي بيشتر ميتوانند تخصصيتر شوند. كودكان بخش بزرگي از مخاطبان بالقوه تلويزيون را شامل ميشدند كه تا آن زمان تا حدب زيادي از Sitcomها غايب بودند. موفقيت نسبي يكي دو Sitcom در اواخر دهة80 باعث شد اين زير ژانر تا همين الآن امتداد داشته باشد.
در دهة90، Sitcomهاي انيميشن تولدي دوباره يافتند كه موفقترينشان Simpsons بود كه طولانيترين Sitcom تاريخ نيز هست. از ميانة دهة90 چندين Sitcom به سنت «خط داستاني پايدار» بازگشتند كه Friends هم از آنجمله است. ساختار داستاني Friends همچون Soap operaهاست كه جدا از پي رنگ داستان از ديگر عناصر آن مثل نقطة اوج و تعليق آخر هر فصل و همچنين تغيير و تحول روابط ميان شخصيتي در طول فصول مختلف استفاده ميكنند.
در يك دهة اخير Sitcomهاي نيمساعته يك دوربينه باز به صحنه بازگشتند با آثاري چون: ,Simple rules8،
همه از کريس متنفرند,همسر و فرزندانم,the office
Arrested development، rock30 و scrubs. اين مجموعهها از صداي زنده يا ضبط شده خنده استفاده نميكنند اما Sitcomهاي محبوب اين سالها، آثار جوانانهاياند همچون Hannah Moatana و همچنين محصولات والتديزني كه مخابان كمسن وسالتر را هدف گرفتهاند. هرچند به نظر ميرسد دوره طلايي كمدي موقعيت سپري شده باشد؛ اما آنها همچنان ساخته و پخش ميشوند و طرفداران خاص خود را دارند. از جديديها، دو نفر و نصفي، جويي، According to jim ديدهايم كه خوب هستند اما تا جادوي Friends فاصلة زيادي دارند.
حاشيههاي دوستان:
- در قرارداد بازيگران سريال براي فصل اول دوستان، هركدام از اعضاي گروه 22هزار و 500دلار براي هر قسمت دريافت كردند. در فصل دوم اما مبالغ مختلفي به بازيگران اصلي پرداخت شد كه از 20هزار تا 40هزار دلار براي هرقسمت بود. در فصل سوم سريال مقدار پرداختي به انيستون و شويمر كاهش يافت. به ستارههاي اين سريال در اين فصل 75هزار پرداخت شد. به ترتيب در فصول بعدي 85هزار دلار، 100هزار دلار، 125هزار دلار، 750هزار دلار (در فصل هفت و هشت) و درنهايت يكميليون دلار در فصل نه و ده پرداخت شد.
- بعد از پخش قسمت آخر، شايعات مختلفي درباره دوباره ساختن چند قسمت ويژه دهان به دهان ميچرخيد كه حتي بعضي الهام كردند كه قرارداد آن هم منعقد شده است؛ هرچند اين شايعات به طور مداوم ازطرف آن بيسي و شش هنرپيشه اصلي مجموعه رد ميشد.
- محلّ كافه سنترال پرك در استوديو برادران وارنر بعدها به موزه سرگرمي تبديل شد و در برنامة تلويزيوني «الن» در اكتبر2008، جنيفر انيسون بعد از چهارسال مجدداً به اين كافه رفت.
- در دانشگاه كلمبيا يك فسيلشناس (ديرينهشناس) به نام ديويد شويمر تدريس ميكند.
- وقتي متيو پري (چندلر) در فيلم "the whole nine yards" بازي ميكرد با بروس ويليس كه در آن فيلم با او همبازي بود، شرطي بست و شرط را هم برد. همين باعث شد كه بروس ويليس در سه قسمت به عنوان بازيگر مهمان حاضر شود.
- مت ليبلنك با اولين حقوقش يك ناهار مفصل خريد و كورتني كاكس هم يك ماشين.
- تكه كلام معروف جويي how you ‘doin رتبة چهار را دربين 20تكه كلام برتر مجلة TV GUIDE بدست آورد.
- جيمز مايكل تايلر، بازيگر نقش گانتر (مدير كافيشاپ) در دنياي واقعي هم مدير يك كافيشاپ در هاليوود بود.
.jpg)
وقتي جويي «رقتانگيز» ميشود:
جينا- خواهر جويي- برگردان مونث اوست؛ كمسواد اما خوشقلب و البته گاهي مهاجم و سلطه طلب.مايكل برخلاف مادر و دايياش، اين شانس را داشته كه عوض برانكس در قلب علم و تكنولوژي زندگي كند و به بهترين دانشگاه برود. او نمونة يك بچة درسخوان غيراجتماعي (geek) و دستاويزي براي خنده اطرافيانش است. جويي براي او همچون پدري است كه هيچوقت نداشته، هرچند كه خود او گاهي براي او پدري ميكند. الكس، همسايه و صاحبخانة او در آغاز زني است محافظهكار و منفعل كه بعداً در كنار خشونت جينا و اعتماد به نفس فروانكننده جويي پوسته مياندازد و مثل آنها سرسخت و لجوج ميشود. عمده ماجراها، طبعاً حول ستاره مجموعه، جويي ميافتد و بقيه به نحوي از انحاء» درگير ماجراهاي او ميشوند. در كنار اين البته گاهي شاهد پيشرفت دو يا سه پيرنگ هستيم كه ديگر شخصيتهاي فرعي را در برميگيرد اما همه بايد به نوعي به جويي برسند يا دستكم حضور و دخالت او را ايجاب كنند. اين را مقايسه كنيد با درام- كمدي ديناميك و متنوع Friends و شخصيتهاي كامل و مستقلش. اينجا، جويي بايد يك تنه بار كمدي را به دوش بكشد. جينا و مايكل و الكس و ديگران سايههايي هستند كه ميآيند و ميروند و بيننده به حضورشان تنها «عادت» ميكند. تنها شخصيتي كه ميتواند با جويي بده بستاني حقيقتاً كميك داشته باشد، مدير برنامههايش «بابي» است؛ زني عجيب با خلقياتي پيشبيني ناپذير كه تقريباً هر مكالمه يا موقعيتي كه اين دو در آن حضور دارند پتانسيل بالايي در آفريدن خنده- ازنوع Friendيياش- دارد و اتفاقاً همين باعث ميشود كه باوجود تلاش نويسندگان، «كمدي موقعيت» جويي محدود شود به چند لحظه گذرا كه خصوصاً در فصل دوم شاهد همان هم نيستيم؛ اينكه به جاي موقعيت و ديالوگ، تلاش و دست و پا زدنهاي بازيگران خنده بيافريند (ياد نمونههاي وني نيفتاديد؟) اينگونه است كه استعدتاد متلي بلنك matt lee blank در ملغمهاي از شخصيتهاي فرعي درنيامده و ايدههاي تكراري و اجراي ملالآور بعضي بازيگران هدر ميرود و ساخت مجموعه پس از دو فصل كنسل ميشود.
.jpg)
/ن