ليلا که اخيرا محکوميتش بخشيده شده با شمار اندکي تقاضاي کار مواجه است و از آن ميان، گزينه دستياري يک کشيش نابينا به نام پدر يعقوب را مي پذيرد. پدريعقوب وقتش را با پاسخ دادن به نامه هاي مردمان مستمند مي گذراند. ليلا اين نوع زندگي را پوچ و بيهوده مي داند، اما زماني که نامه ها قطع مي شوند، کشيش احساس بيهودگي مي کند و اين بار اين ليلا است که نقش تازه اي پيدا مي کند و مي کوشد به زندگي هردوشان معناي تازه اي بدهد. منبع: صنعت سينما- 91
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.