ژيلا مهرجويي، طراح لباس هامون
ژيلا مهرجويي، طراح لباس هامون


 






 

نمايانگر روحيه ها
 

هامون اولين همکاري شما و داريوش مهرجويي نبود، اما در اين فيلم براي اولين بار به عنوان طراح لباس با او همکاري داشتيد چطور؟
بله، هامون اولين فيلمي بود که به عنوان طراح لباس با او همکاري کردم، کار طراحي صحنه را خانم فريار جواهريان انجام داد که البته هر دو در هر دو زمينه همکاري نزديکي داشتيم که اين همکاري در فيلم هاي بانو، سارا و ليلا ادامه يافت.
تفکيک اين دو مسئوليت مشکل ساز نبود؟
نه، ما همکاري و هماهنگي خوبي با هم داشتيم و هر دو سعي مي کرديم نظرات و خواسته هاي کارگردان را تا حد ممکن برآورده سازيم. ناگفته نماند که در سينماي جهان اين دو مسئوليت اصولاً از هم جدا هستند.
در مورد طراحي لباس دو شخصيت اصلي فيلم بگوييد. لباس هاي حميد هامون و مهشيد را چطور انتخاب کرديد؟
مثل خيلي از فيلم ها شخصيت هاي يک فيلم قبلاً در ذهن کارگردان عينيت يافته اند و فقط ما به عنوان طراح مي بايستي آن را واقعيت بخشيده و به اجرا درآوريم. انطباق اين دو مرحله گاهي به آساني انجام مي شود، اما گاهي کمي مشکل است. انتخاب خود بازيگرها اولين راهنماي ما براي انتخاب لباس مناسب شخصيت تخيلي کارگردان است و با کنکاش و جست و جو و تست و غيره به آن چه مورد نظر اوست، مي رسيم. در هامون هم اين مراحل طي شد. در ذهن مهرجويي، تيپ لباس پوشيدن مهشيد و هامون مشخص بود و ما با جست و جو و کمک گرفتن از امکانات مختلف مدل هاي مورد نظر او را يافتيم. البته گاهي پيشنهاي از من در مورد لباس هر يک از شخصيت ها مورد انتخاب کارگردان قرار نمي گرفت که سعي مي کردم با تغيير آن به هدف اصلي نزديک شوم. لباس هاي مهشيد در صحنه هاي مختلف براساس حس آن موقعيت انتخاب شد و لباس هاي هامون بيشتر انتخاب شخصي کارگردان بود تا وضعيت روحي او را بيشتر بيان کند. در آن دوران مقوله طراحي لباس و صحنه کم کم در سينماي ايران جاي خاص خود را مي يافت و تهيه لباس البته در حد طراحي و دوخت براي بازيگر به طور مشخص چندان رواج نداشت، اما در اين فيلم از لباس هاي مهشيد به ياد دارم که لباس عروسي او را طراحي کردم و دوختم يا لباس منزل و پيژامه سياه هامون که طراحي و دوخته شد. لباس سياه و سفيد شيخ، لباس جنگجوي ژاپني و زره او را خانم جواهريان طراحي و درست کرد. کلاه ها و سربندهاي مختلف لباس هاي مهشيد با نوع لباس هاي او هماهنگي داشت و با شخصيت شيک مهشيد خيلي جا افتاد. البته در همه مراحل و قدم به قدم از نظرات آقاي مهرجويي برخوردار مي شدم. ناگفته نماند که در آن زمان اولين بار بود که طراحي لباس يک فيلم را انجام مي دادم و قبلاً در دو فيلم اجاره نشين ها و شيرک به عنوان منشي صحنه با آقاي مهرجويي همکاري کرده بودم، گرچه در آن فيلم ها هم چون طراحي لباس به طور جداگانه انجام نمي شد، من کمابيش در زمينه لباس و گاهي صحنه کمک بودم. يادم مي آيد در اولين فيلمي که به عنوان منشي صحنه با آربي آوانسيان در فيلم چشمه همکاري مي کردم، در زمينه لباس هم مسئوليت هايي برعهده مي گرفتم. گويي اين سرنوشت من بود که به جاي کارگرداني فيلم که رشته اصلي تحصيلي سينمايي ام است، در زمينه طراحي لباس در ابتدا و سپس طراحي صحنه و لباس تأييد شوم. به هر صورت از موقعيت موجود در هامون استفاده کردم و در کنار طراحي لباس توانستم براي اولين بار- شايد- در ايران يک فيلم پشت صحنه هم از آن تهيه و کارگرداني کنم به نام هامون: پشت صحنه که اميدوارم پس از سال ها ناکامي در پخش آن، بتوانم به زودي آن را تکثير کنم و در دسترس عموم قرار دهم.
منبع: صنعت سينما- 91