طرح مسأله و ضروت بحث
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللهَ لِلَّذینَ یعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یتُوبُونَ مِنْ قَریبٍ فَأُولئِک یتُوبُ اللهُ عَلَیهِمْ وَ کانَ اللهُ عَلیماً حَکیماً»1«پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می دهند، سپس زود توبه میکنند. خداوند، توبه چنین اشخاصی را می پذیرد و خدا دانا و حکیم است».
در آسمان معارف و عواطف کربلا، ستاره درخشانی وجود دارد به نام توبه که از جهت خاصی توجه ما را به خود جلب می کند، این مفهوم برای ما انسان های غیرمعصوم که در معرض خطا هستیم بسا کارگشا است به طوری که میتوان امیدوار بود که با یک تصمیم جدی و بهرهمندی از در رحمت توبه، در صف عاشوراییان قرار خواهیم گرفت.
حال با هم در این مفهوم متمرکز شده و در زلال قرآن آن را به نظاره می نشینیم.
معنای توبه
در قاموس آمده: «توبه و متاب» به معنی رجوع و برگشتن است در قاموس و صحاح و اقرب الموارد، قید معصیت را اضافه کرده و گفته اند: رجوع از معصیت مراد است. ولی رجوع مطلق صحیح است زیرا این کلمه درباره خدای تعالی نیز به کار رفته و در او رجوع از معصیت معنی ندارد.«لسان العرب: فی قوله تعالی: إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللهَ لِلَّذِینَ - الآیة (4 / 71) أی إنما قبول التوبة لهؤاء واجب أوجبه الله سبحانه علی نفسه ...»؛ «همانا قبول توبه برای اینان واجبی است که خداوند متعال برخویش واجب گردانیده است».
کاربرد توبه در قرآن
«فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِماتٍ فَتابَ عَلَیهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ»2.«قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَیک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُومِنینَ»3.
«التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ»4.
«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِک یدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یظْلَمُونَ شَیئاً»5.
.jpg)
روایات تفسیری6
رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین خطبه ای که ایراد کرد چنین فرمود:«هر کس یک سال قبل از مردنش توبه کند خدای تعالی توبه اش را می پذیرد. آن گاه فرمود: نه یک سال زیاد است، هرکس یک ماه قبل از مرگش توبه کند خدا توبه اش را قبول می فرماید: سپس فرمود: نه یک ماه نیز زیاد است، هرکس یک روز قبل از مردنش توبه کند خدای تعالی توبه اش را می پذیرد، و آن گاه فرمود: یک روز نیز زیاد است هرکس یک ساعت قبل از مرگش توبه کند خدای تعالی توبه اش را می پذیرد، و در آخر فرمود: نه یک ساعت نیز زیاد است، هرکس قبل از مردنش در آن لحظه ای که جانش به اینجا می رسد - و سپس به حلق شریف خود اشاره نمود - توبه کند خدا توبه اش را می پذیرد»7.
از امام صادق علیه السلام از معنای کلام خدای تعالی پرسیدند که می فرماید: «وَ لَیسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یعْمَلُونَ السَّیئاتِ حَتَّی إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الاْنَ» حضرت فرمود: این آیه از آن حالتی سخن می گوید که چشم انسان - از امور دنیا بسته - به امور آخرت باز می شود. در این هنگام است که دیگر توبه فایده ندارد.
و در تفسیر عیاشی از زراره از امام ابی جعفر علیه السلام آمده که فرمود: وقتی جان آدمی به اینجا رسید - اشاره فرمودند به حنجره خود -، کسی که می داند مرگش رسیده دیگر توبه اش پذیرفته نیست، و اما آن کسی که هنوز از سرنوشت خود بی خبر است می تواند توبه کند8.
و در تفسیر الدرالمنثور است که احمد و بخاری در تاریخ خود و حاکم و ابن مردویه از ابی ذر در روایت آورده اند که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای عز و جل چنان توبه بنده اش را می پذیرد و یا گناهانش را می آمرزد، مادام که پرده را نینداخته باشند، شخصی پرسید پرده افتادن یعنی چه؟ فرمود: بیرون شدن جان در حال شرک9.
و در همان کتاب است که ابن جریر از حسن روایت کرده که گفت: به من چنین رسیده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده: وقتی ابلیس فهمید که آدم تو خالی است، به خدای تعالی عرضه داشت: به عزتت سوگند مادام که روح در کالبد او است از کالبدش بیرون نخواهم آمد، خدای تعالی فرمود: به عزت خودم سوگند من نیز مادام که روح در تن او هست بین او و توبه کردنش حائل نمی شوم10.
و در کافی از علی احمسی از ابی جعفر علیه السلام روایت آورده که فرمود: به خدا سوگند احدی از شر گناهان نجات نمی یابد مگر آنکه به گناهان خود اقرار کند: احمسی اضافه کرده که امام ابی جعفر علیه السلام سپس فرمود در تحقق توبه همین بس که گنهکار از کار خود پشیمان بشود11.
و در همان کتاب به دو طریق از وهب روایت کرده که گفت، از امام صادق علیه السلام شنیدم می فرمود: اگر بنده خدا توبه نصوح کند خدا او را دوست می دارد، و گناهش را می پوشاند، عرضه داشتم: چگونه بر او می پوشاند؟ فرمود: از یاد دو فرشته اش که همواره گناهانش را می نوشتند می برد، آن گاه به اعضا و جوارحش و نیز به قطعه قطعه های زمین وحی می کند گناهان این شخص را بپوشانید در نتیجه روزی که گناه کار به دیدار پروردگارش می رسد، هیچ شاهدی نیست که علیه او به گناهی از گناهانش شهادت دهد12.
و در همان کتاب است که محمدبن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت کرده که به وی فرمود: «ای محمدبن مسلم، گناهان مومن ـ البته اگر موفق به توبه شود ـ آمرزیده می شود پس بر مومن باد تا مراقب خود باشد، که بعد از توبه و آمرزش، خود را به هیچ گناهی آلوده نسازد، آگاه باش که به خدا سوگند این آمرزش تنها و تنها برای اهل ایمان است.
عرضه داشتم حال اگر بعد از توبه دوباره مرتکب گناه شود، و دوباره توبه کند چطور؟
فرمود: ای محمدمسلم تو گمان می کنی که اگر چنانچه بنده مومنخدا از گناهش پشیمان بشود، و از خدا طلب مغفرت بکند و توبه هم بکند خدا توبه اش را نپذیرد؟
عرضه داشتم: اگر این توبه و گناه و باز توبه و گناه مکرر شود چطور؟
فرمود: هر زمانی که بنده مومن [البته قید مومنرا نباید فراموش کرد چون گاه می شود گناه بسیار، ایمان را از بین می برد] از خدا طلب مغفرت نموده توبه کند خدا هم دوباره به آمرزش خود برمی گردد، و خدای تعالی آمرزنده مهربان است، و توبه را می پذیرد، و از بدی ها صرف نظر می کند، پس زنهار که مبادا از رحمت خدا ناامید گردی»13.
و در تفسیر عیاشی از ابی عمرو زبیری از امام صادق علیه السلام روایت آورده که در تفسیر آیه:
«وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی»14
فرمود: این آیه تفسیری دارد، که دلیلش این است که خدای تعالی هیچ عملی را از هیچ بنده ای نمی پذیرد، مگر آنکه در روز قیامت او را بنده ای باوفا نسبت به خود بیابد.
معنای اینکه در آیه جهالت را شرط کرد و فرمود: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللهَ لِلَّذِینَ یعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ» این است که هر گناهی که بنده خدا می کند هر چند که بداند گناه است باز جاهل است، چون گرد و غباری که در دلش برخاسته نمی گذارد بفهمد این کاری که می کند معصیت پروردگارش است.
هم چنان که می بینیم خدای تعالی در حکایت کلام یوسف خطاب به برادرانش، آنان را جاهل خوانده و فرموده: «قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِیوسُفَ وَ أَخِیهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ»15؛
هیچ می دانید که با یوسف و برادرش در آن زمان که جاهل بودید چه کردید؟ و جاهل خواندن برادران با اینکه می دانستند آزردن برادر گناه است، به خاطر همان جهلی بود که نسبت به زشت بودن نافرمانی خدا داشتند16.

تفسیر آیه
در این آیه صریحاً مسأله توبه و پاره ای از شرائط آن را بیان می کند و می فرماید: «توبه تنها برای آنها است که گناهی را از روی جهالت انجام می دهند».اکنون ببینیم منظور از «جهالت» چیست؟ آیا همان جهل و نادانی و بی خبری از گناه است، و یا عدم آگاهی از اثرات شوم و عواقب دردناک آن می باشد؟
کلمه «جهل» و مشتقات آن گرچه به معانی گوناگونی آمده است ولی از قرائن استفاده می شود که منظور از آن در آیه مورد بحث طغیان غرائز و تسلط هوس های سرکش و چیره شدن آنها بر نیروی عقل و ایمان است، و در این حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بین نمی رود اما تحت تأثیر آن غرائز سرکش قرار گرفته و عملاً بی اثر می گردد، و هنگامی که علم اثر خود را از دست داد، عملاً با جهل و نادانی برابر خواهد بود. ولی اگر گناه بر اثر چنین جهالتی نباشد بلکه از روی انکار حکم پروردگار و عناد و دشمنی انجام گیرد، چنین گناهی حکایت از کفر می کند و به همین جهت توبه آن قبول نیست، مگر این که از این حالت بازگردد و دست از عناد و انکار بشوید.
در واقع این آیه همان حقیقتی را بیان می کند که امام سجاد علیه السلام در دعای ابوحمزه با توضیح بیشتری بیان فرموده است:
«الهی لم اعصک حین عصیتک و انا بربوبیتک جاحد و لا بامرک مستخف و لا لعقوبتک متعرض و لا لوعیدک متهاون لکن خطیئة عرضت و سولت لی نفسی و غلبنی هوای...»؛ «خدای من هنگامی که به معصیت تو پرداختم اقدام به گناه از راه انکار خداوندیت نکردم و نه به خاطر خفیف شمردن امر تو بود و نه مجازات تو را کم اهمیت گرفتم و نسبت به آن بی اعتنا بودم و نه وعده کیفرت را سبک شمردم بلکه خطایی بود که در برابر من قرار گرفت و نفس اماره، حق را بر من مشتبه کرد و هوی و هوس بر من چیره شد».
در ادامه آیه شریفه می خوانیم:
«ثُمَّ یتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ» در این جمله اشاره به یکی دیگر از شرائط توبه کرده و می فرماید: «سپس به زودی توبه کنند».
درباره این که منظور از «قریب» (زمان نزدیک) چیست؟ در میان مفسران گفتگو است، جمع زیادی آن را به معنی قبل از آشکار شدن نشانه های مرگ می گیرند، و آیه بعد را که می گوید پس از ظهور علائم مرگ توبه پذیرفته نمی شود، شاهد بر آن می دانند، بنا بر این تعبیر به «قریب» شاید به خاطر این است که اصولاً زندگی دنیا هر چه باشد کوتاه و پایان آن نزدیک است.
اما بعضی دیگر آن را به معنی زمان نزدیک به گناه گرفته اند، یعنی به زودی از کار خود پشیمان شود و بسوی خدا بازگردد، زیرا توبه کامل آن است که آثار و رسوبات گناه را به طور کلی از روح و جان انسان بشوید، و کمترین اثری از آن در دل باقی نماند، و این در صورتی ممکن است که در فاصله نزدیکی قبل از آنکه گناه در وجود انسان ریشه بدواند و به شکل طبیعت ثانوی درآید از آن پشیمان شود، در غیر این صورت غالباً اثرات گناه در زوایای قلب و جان انسانی باقی خواهد ماند، پس توبه کامل توبه ای است که به زودی انجام پذیرد، و کلمه «قریب» از نظر لغت و فهم عرف، نیز با این معنی مناسب تر است.
درست است که توبه بعد از زمان طولانی نیز پذیرفته می شود، اما توبه کامل نیست و شاید تعبیر به «عَلَی اللهَ» ـ توبه ای که بر خدا لازم است آن را بپذیرد ـ نیز اشاره به همین معنی باشد زیرا این تعبیر تنها در این آیه از قرآن آمده است و مفهوم آن این است که پذیرش این گونه توبه ها از حقوق بندگان می باشد در حالی که پذیرش توبه های دور دست از طرف خداوند یک نوع تفضل است، نه حق.
«فَأُولئِک یتُوبُ اللهُ عَلَیهِمْ وَ کانَ اللهُ عَلِیماً حَکیماً» پس از ذکر شرائط توبه می فرماید: «خداوند توبه چنین اشخاصی را می پذیرد و خداوند دانا و حکیم است».
صاحب تفسیر کبیر معنی توبه را در ذیل آیه 54 سوره مبارکه بقره چنین می گوید: «توبه عبارت از پشیمانی از کار زشتی که مرتکب شد و عزم بر این که دیگر مانند آن را به جا نیاورد».
اصرار بر گناه نیز به دو معنا آمده است:
1. اصرار به معنای تکرار گناه؛
2. اصرار به معنای عدم پشیمانی، اگرچه تکرار نکند.
علامه طباطبایی رحمه الله می نویسد: هرکس گناهی مرتکب شده، اگر سه کار انجام دهد ـ افزون بر آنکه از عذاب سخت و جاودان روز قیامت نجات می یابد ـ گناهانش به حسنات تبدیل می گردد:
1. توبه یا بازگشت از گناه، 2. عمل صالح، 3. ایمان.
«توبه» پشیمانی و رجوع خاص به طرف پروردگار است و «عمل صالح» استقراربخش آن به شمار می آید. از این رو، علامه می فرماید: این توبه با عمل صالح به توبه نصوح تبدیل می گردد.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «تُوبُوا إِلَی اللهَ تَوْبَةً نَصُوحاً»17 فرمود: «بنده توبه کند، سپس به گناه باز نگردد»18. این توبه (توبه نصوح)، حالتی خاص است که قابل شکستن نیست و در قاموس آن، بازگشت به گناه وجود ندارد. از چنین توبه ای، عمل صالح هم بی هیچ زحمتی تحقّق می یابد.

نشانه قبولی توبه
از چند طریق انسان می تواند تا حدودی دریابد که توبه او، مورد پذیرش واقع شده است یا نه:1. احساس نشاط و آرامش خاصی که پس از دعا و توبه، به انسان دست می دهد و به تعبیر دیگر احساس رهایی از گناهان و آلودگی ها.
2. هر قدر آثار واقعی توبه در اعمال و کنش های ما بیشتر آشکار گردد (یعنی رغبت کمتری به گناه داشته باشیم و اراده و عزم راسخ تری در اطاعت پروردگار بیابیم)؛ این نشان می دهد که توبه ما، واقعی تر بوده و به همین نسبت، مقبول تر گردیده است.
امام خمینی رحمه الله می فرمود: «اگر بعد از ماه مبارک رمضان، تغییری در حالات خود یافتید، به همان نسبت وارد ضیافت الهی شده اید؛ ولی اگر دگرگونی در شما پدید نیامد، از آن بی بهره ماندید»19.
توبه و جزای اعمال
گاهی پرسیده می شود: با توبه گناهان آمرزیده می شود؛ از طرف دیگر در قرآن داریم هرکس یک ذرّه شر و گناهی انجام دهد، در قیامت می بیند (سوره زلزال)؛ حال کدام یک درست است؟! اگر توبه کنیم باز هم بازخواست می شویم؟فرق کسانی که از اول خوب بودند و کسانی که بعد توبه کردند، چیست؟
هر عمل نیک یا زشت، اقتضای آن را دارد که پاداش و یا کیفر خود را به دنبال داشته باشند. این یک اصل کلی و عمومی است که در سوره «زلزال» به آن اشاره شده است. اما شرط های اساسی و موانع بازدارنده آن، در آیات دیگر آمده است: «إِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِک یبَدِّلُ اللّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِیماً»20؛
«مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد. پس خداوند بدی هایشان را به نیکی ها تبدیل می کند و او همواره آمرزنده مهربان است».
به تعبیر علامه طباطبایی، آیه توبه در اصطلاح علم اصول، «حاکم» بر آیه «زلزال» است.21
البته این روش در سایر قانون گذاری های بشری نیز جاری است که از آن به عنوان اصول حاکم یا تبصره و متمم یاد می شود.
به عبارت دیگر اعمالی را که انسان انجام می دهد، در قیامت می بیند. اما این در صورتی است که اعمال خوب یا بد، تا هنگامه قیامت بماند؛ ولی اگر با توبه و انجام دادن حسنات، اعمال بد انسان محو شود و یا به جهت غیبت و ظلم، اعمال خوب انسان محو گردد، چیزی باقی نمی ماند که در هنگامه قیامت آن را ببیند.22
در علم اخلاق نیز گفته شده است: اعمال انسان گاهی به صورت «حال» و ناپایدار و گاهی به صورت «ملکه» و پایدار است. آنچه در قیامت مورد بازخواست قرار می گیرد، آن ویژگی های ثابت آدمی و اعمال پایدار او است. اما آنچه به طور گذرا و مقطعی انجام داده و اصراری بر آن نداشته است؛ بلکه از انجام دادن آن پشیمان شده است، آثار آن از صحیفه اعمال و صفحه دل او، پاک و به لطف خداوند نادیده گرفته می شود و در قیامت مورد بازخواست و حسابرسی قرار نمی گیرد. از این رو گفته شده است: «توبه» عمل خیری است که تائب جزای آن را خواهد دید و یک شاخه از جزای آن، محو خطاها و جرایم است.
پیام ها23
1. گنهکاران از رحمت الهی ناامید نشوند، زیرا راه بازگشت بسته نیست «انما التوبه ...».
2. پذیرش توبه با شرایط آن، همراه با احتمال و شاید نیست بلکه بسیار محکم و حتمی است «انما التَّوْبَةُ عَلَی اللهَ».
3. عملی که در برابر هوس ها و غرایز پایدار نباشد، جهل است«یعْمَلُونَ بِجَهالَةٍ».
4. سرعت در توبه، کلید قبولی آن است «یتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ».
5. توبه باید واقعی باشد، اگر تظاهر به توبه کنیم خدا می داند «کانَ اللهُ عَلِیماً».
6. پذیرش عذر گناهکاران بی عناد، مطابق با حکمت است«عَلِیماً حَکیما ً».
ذکر مصیبت حرّ بن یزید ریاحی
یکی از توبه کنندگان الگو در طول تاریخ، حربن یزید ریاحی است. البته ریشه موفقیت این سردار جنگ توبه، در ادب او نهفته است. آن وقت که در یکی از منازل به نام شرف از حرکت امام حسین علیه السلام جلوگیری کرد، حضرت به او تندی کرد و فرمود: «ثکلتک امّک...»؛ «مادرت به عزایت بنشیند».حر سر به زیر افکند و جواب نداد و با احترام عرضه داشت چه کنم که مادر تو «فاطمه» است و نمی توانم چیزی بگویم! روزها گذشت و در سرزمین کربلا حر در خیمه خودش در فکر بود. صبح عاشورا وقتی که حر متوجه شد که جنگ جدی است کم کم از لشکر عمربن سعد جدا شد و نزد امام حسین علیه السلام رفت، عرض کرد:
فدایت گردم ای پسر رسول خدا صلّی الله علیه و آله من همان کسی هستم از بازگشت شما به میدان منع کردم من از آنچه انجام داده ام پشیمانم و به سوی خدا توبه می کنم.
«افتری لی من ذلک توبه»24؛ «به امیدی رو سوی این بارگه آورده ام».
وقتی حرّ با آن شجاعت بی نظیر جنگید بعد از کشتن تعداد زیادی از لشکر دشمن به زمین افتاد. حضرت همان طور که با دست خود صورت حرّ را پاک می کرد فرمود: «انت الحر کما سمتک امک و انت الحر فی الدنیا و الاخره».25
.jpg)
جمع بندی و نتیجه گیری
در آسمان معارف و عواطف کربلا، ستاره درخشانی وجود دارد به نام توبه که از جهت خاصی توجه ما را به خود جلب می کند، این مفهوم برای ما انسان های غیرمعصوم که در معرض خطا هستیم بسا کارگشا است به طوری که میتوان امیدوار بود که با یک تصمیم جدی و بهرهمندی از در رحمت توبه، در صف عاشوراییان قرار خواهیم گرفت. در این نوشتار، بر این مفهوم متمرکز شدیم و در زلال قرآن و با توجه به آیه 17 سوره نساء آن را بررسی نمودیم.
احساس نشاط و آرامش خاصی که پس از دعا و توبه، به انسان دست می دهد و به تعبیر دیگر احساس رهایی از گناهان و آلودگی ها.
هر قدر آثار واقعی توبه در اعمال و کنش های ما بیشتر آشکار گردد (یعنی رغبت کمتری به گناه داشته باشیم و اراده و عزم راسخ تری در اطاعت پروردگار بیابیم)؛ این نشان می دهد که توبه ما، واقعی تر بوده و به همین نسبت، مقبول تر گردیده است.
پینوشتها:
1. نساء 4، آیه 17.
2. بقره 2، آیه 37.
3. اعراف 7، آیه 143.
4. توبه 9، آیه 112.
5. مریم 19، آیه 60.
6. برگرفته از ترجمه المیزان، ج 4، ص 401.
7. وسائل الشیعه، آلالبیت، ج 16، ص 88.
8. تفسیر عیاشی، ج 1 ص 228.
9. تفسیر الدر المنثور، ج 2 ص 131.
10. همان، ص 130.
11. اصول کافی، ج 2 ص 426.
12. همان، ص 430 ـ 436.
13. همان.
14. طه 20، آیه 82.
15. یوسف 12، آیه 89.
16. تفسیر عیاشی، ج 1 ص 228.
17. تحریم66، آیه 8.
18. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 1، ص 552.
19. بری مطالعه بیشتر ر.ک: ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر؛ نقطههی آغاز در اخلاق، مهدوی کنی.
20. فرقان 25، آیه 70.
21. ر.ک: تفسیر المیزان، ج 20، ص 486، دارالکتب الاسلامیة.
22. همان، ج 20، سوره زلزال.
23. با توجه به تفسیر نور، ج 2، ص 259 و تفسیر راهنما، ص 318.
24. سوگنامه آل محمد، ص 252، محمدی اشتهادی.
25. بحارالانوار، ج 45، ص 14 و 15.
منبع: نهضت تفسیری (ویژه دهه محرم)، صالح قنادی (با همکاری جمعی از محققان)، نشر معارف، چاپ اول، زمستان 87 ش.