خوشنویسان اهل تبریز

تبریز از مراکز مهم فرهنگی و هنری و علمی بوده و هست که همواره جایگاه ویژه‌ای در تربیت و پرورش هنرمندان برجسته خوشنویسی داشته‌است که در دل خود نام افراد موثر و بسازیی در این هنر قدسی را جای داده است. برخی جامعه شناسان و هنرمندان رشته خوشنویسی معتقدند که هنر خوشنویسی ریشه در فرهنگ ایران و اسلام دارد؛ اما متاسفانه قدمت این هنر نتوانسته هویت خوشنویسی را در عصر جدید حفظ کند. با ما همراه باشید جهت معرفی افراد برجسته هنر خوشنویسی این شهر.
چهارشنبه، 15 اسفند 1403
تخمین زمان مطالعه:
گردآورنده : ابوالفضل رنجبران
موارد بیشتر برای شما
خوشنویسان اهل تبریز
خوشنویسان اهل تبریز

میر علی تبریزی 
میر علی تبریزی (حدود ۷۸۰ ه‍.ق – ۸۵۰ ه‍.ق) با لقب قُدوة الکُتّاب (به‌معنی پیشگام خوشنویسان) فرزند میر علی سلطانی از خوشنویسان بنام و از مفاخر خوشنویسی ایرانی در سده هشتم و نهم هجری (چهاردهم و پانزدهم میلادی) است. او را واضع و مبدع خط زیبای نستعلیق می‌دانند که از قله‌های رفیع هنر ایرانی است.

از جزئیات زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست؛ به جز آنکه مدتی در تبریز می‌زیسته و وفاتش به سال ۸۵۰ ه‍. ق (۱۴۴۶-۱۴۴۷ م) اتفاق افتاده است. دانشنامه بریتانیکا تولد او را حدود ۱۳۶۰ و درگذشتش را ۱۴۲۰ میلادی هر دو در تبریز ذکر کرده است.

در نیمه اول سده نهم دو نفر با نام میرعلی تبریزی می‌زیسته‌اند: یکی میرعلی بن الیاس تبریزی و دیگری میرعلی بن حسن تبریزی که میر علی فرزند حسن را بنیان‌گذار خط نستعلیق می‌دانند.

هرچند پیش از زمان میرعلی تبریزی نیز در برخی از دست نبشته‌ها و اسناد نوعی خط بسیار نزدیک به نستعلیق دیده می‌شود ولی میرعلی تبریزی بود که این خط را به صورت مستقلی عرضه نمود و به آن هویتی آشکارا داد و دارای قواعدی مشخص کرد.

از این رو استادان بعدی، ابداع خط نستعلیق را به او نسبت داده‌اند. به هر حال می‌توان گفت که اگر میرعلی واضع این خط نباشد او بود که به این خط روش روشن داد. نسخ تعلیق اگر خفی و جلی است واضع الاصل خواجه میرعلی است.

گفته می‌شود میرعلی از ترکیب دو خط نسخ و تعلیق خط زیبایی پدید آورد که در ابتدا به «نسختعلیق» و سپس موسوم به نستعلیق گردید و همان است که اکنون خط زیبای پارسی بدان نوشته می‌شود.

در رساله‌های قدیمی خوشنویسی داستانی نقل شده که میرعلی شبی در خواب، پرواز غازها را دید و حرکات سیال نستعلیق را از حرکات نرم بدن این پرندگان هنگام پرواز الهام گرفت.

شکل اولیه خط نستعلیق و ترکیبات آن در ابتدا ساده‌تر بود، اما میرعلی آن را کامل کرد. ویژگی شکل تزیینی این خط، برای نوشتن اشعار بسیار مناسب است. آرتور پوپ هنرشناس و ایران‌شناس مشهور می‌گوید: «... نَسخ، خطی کامل و متعادل است و تعلیق خطی تأثیرگذار و حاکم. با ترکیب ویژگی‌های این دو خط، نستعلیق که بسیار نوازشگر، شیک، آرام و ملایم است، به‌وجود آمده‌است.

این نوع خط که ایرانی‌ها آن را ترویج داده‌اند تصویری عالی از تمدن و جهان‌دیدگی را به نمایش می‌گذارد.» ظهور نستعلیق به کاربرد خط تعلیق کاملاً پایان داد و بعدها توسط جعفر تبریزی، سلطانعلی مشهدی، میر عماد حسنی و دیگران به کمال پختگی رسید.

میرعلی که مدتی در بغداد در دربار سلطان احمد جلایر (۷۸۳-۸۱۳ ه‍. ق) بود کلیات فارسی «خواجوی کرمانی» را به تاریخ ۷۹۸ ه‍. ق به خط نستعلیق در بغداد نوشت و هرچند زبان مردم بغداد همیشه عربی بوده‌است. این نسخه‌ای از مثنوی «همای و همایون» اثر خواجوی کرمانی در کتابخانه بریتانیا به خط او موجود است.

ابراهیم بخت‌شکوهی
ابراهیم بخت‌شکوهی (۱۳۲۰ - ۳ شهریور ۱۳۸۵) از خوشنویسان معاصر ایران بود که در نوشتن انواع خط از جمله نستعلیق و خطوط ششگانه تبحر داشت.

زندگی‌نامه ابراهیم بخت‌شکوهی
ابراهیم بخت‌شکوهی فرزند میرزا محمدحسین و متولد ۱۳۲۰ در محلهٔ امیرخیز تبریز بود. وی از همان کودکی به خوشنویسی علاقه داشت. بخت‌شکوهی شاگرد حسن هریسی و حسین رسام حقیقی بود و مدتی نزد غلامحسین امیرخانی به تکمیل هنر خود پرداخت.

شغل وی معلمی بود و حدود ۳۵ سال دبیر شیمی آموزش و پرورش بود. وی همچنین در رشته‌های ورزشی پرش ارتفاع، سه‌گام و پرش با نیزه در سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۹ قهرمان کشور شد.
بخت‌شکوهی در سال ۱۳۵۸ خورشیدی موفق به دریافت مدرک ممتاز از انجمن خوشنویسان ایران گردید و طی سال‌های ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۶ خورشیدی به مدت یک دهه رئیس انجمن خوشنویسان تبریز بود.

بخت‌شکوهی از غبارنویسان عرصهٔ خوشنویسی بود و در خطوط مختلف نستعلیق، شکسته نستعلیق، شکستهٔ تحریری، ثلث، نسخ و رقعه و همچنین خط لاتین و زبان فرانسه را از غبار تا کتیبه با قدرت تمام می‌نوشت. علاوه بر آن‌ها در کنده‌کاری روی چوب، سنگ، مرمر، چینی، گچ و نیز میناکاری مهارت داشت.

بخت‌شکوهی ۳ شهریور ۱۳۸۵ خورشیدی در حین دوچرخه‌سواری درگذشت و در قطعهٔ صدیقین وادی‌رحمت تبریز به خاک سپرده شد. از شاگردان معروف وی می‌توان به استاد فرزاد کوزه گر غیاثی، میرحسین زنوزی، داود نیکنام و مسعود رعنایی اشاره کرد.

آثار ابراهیم بخت‌شکوهی
از آثار چاپ‌شدهٔ بخت‌شکوهی وی می‌توان الهی‌نامه، فرمان حضرت امیر به مالک‌اشتر، ترجمهٔ نهج‌البلاغه در ۵۶۰ صفحه و نغمه‌های خون از شهریار اشاره کرد.

احمد بن شمس‌الدین محمد تبریزی
میرزا احمد بن شمس‌الدین محمد تبریزی یکی از نسخ‌نویسان در زمان شاه سلطان حسین صفوی از خوشنویسان ایرانی در قرن دوازدهم است. وی در سال ۱۱۵۵ از دنیا رفت.

محمدعلی ارتقایی
میرزا محمدعلی ارتقایی مشهور به ادیب العلمای تبریزی فرزند میرزا محسن ادیب العلماء بود.

تحصیلات محمدعلی ارتقایی
او بعد از یادگیری مقدّمات از پدرش، نزد اساتیدی چون سید محمدحسن الهی طباطبایی، محمد الهامی (معروف به سلمانی)، میرزا عمران علیزاده و آیت الله میرزا محسن کوچه‌باغی تبریزی تحصیل کرد.

ارتقایی علاوه بر علوم دینی، در کاشی کاری و هنر خطاطی کوفی، ریحان، ثلث، محقق، اجازه، یاقوتی، رقعه، نسخ، تذهیب و نیز خط فارسی خط نستعلیق، شکسته، و سایر خط‌های تحریری مهارت داشت.

کارهای ماندگار محمدعلی ارتقایی
تحریر نستعلیق کتاب حدیقه المحسنین، نوشته عبدالمناف چستدوزانی که در سال ۱۳۸۰ قمری در مطبعه مصباحی به چاپ رسیده است.
تحریر کتاب در مکتب علی (شرح موضوعی ۳۷ جمله از نهج‌البلاغه)، نوشته میرزا عمران علیزاده، چاپ ۱۳۹۶ هجری در چاپخانه حکمت تبریز
تحریر نستعلیق و ثلث کتاب شفیع المذنبین، نوشته میرزا محسن کوچه‌باغی در ۹۳۵ صفحه که به وسیلهٔ مؤسسه گراور میرزا عبدالوهاب شعاری گراور و طبع شد
همچنین از تحریرات خط نسخ، مصحف قران در دست فرزندان او به باقی مانده که به جهت ضعف و بیماری ناقص رها شد.

وفات محمدعلی ارتقایی
میرزا محمدعلی ارتقایی در روز شنبه اول محرم ۱۴۲۳ برابر با ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ فوت و در گورستان وادی رحمت تبریز، قطعه صدیقین دفن شد.

اسماعیل امیرخیزی
اسماعیل امیرخیزی،(۱۲۵۵–۱۳۴۴ خورشیدی) نویسنده و از رجال انقلاب مشروطه ایران و برادر علی امیرخیزی نویسنده و مترجم ایرانی است.

زندگی اسماعیل امیرخیزی
زادگاه امیرخیزی منطقه ارونق (بخش صوفیان)است ولی چون در محله امیرخیز تبریز زیسته‌است، به امیرخیزی مشهور شده‌است. از آغاز نهضت مشروطه‌خواهی، به جمع آزادی‌خواهان پیوست و در انجمن ایالتی آذربایجان، به سمت نماینده شهر اردبیل شرکت کرد.

پس از آنکه کار بین انجمن ایالتی و شاه به جنگ انجامید، انجمن ایالتی او را به عنوان منشی ستارخان، در ظاهر، و مستشاری او، در باطن، معین کرد. وی در دستگاه این سردار ملی عاملی مؤثر بود و در بسیاری از موارد ستارخان جز به اشاره او، اقدامی نمی‌کرد.

در طول مدت قیام شیخ محمد خیابانی، امیرخیزی به قیام پیوست و با پیشنهاد خیابانی به عضویت هیئت مدیره قیام درآمد. امیرخیزی در طول مدت قیام (۱۷ فروردین ۱۲۹۹ ش الی ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ ش) از یاران و مشاوران خیابانی بود.

امیرخیزی در سال ۱۳۲۶ ش به سمت بازرس عالی وزارت فرهنگ انتخاب گردید. دکتر مهدی بیانی او را از جمله خوشنویسان خط نستعلیق و شاگرد میرسید حسین خوشنویس‌باشی ذکر کرده‌است.

مرگ  اسماعیل امیرخیزی
وی در تیرماه ۱۳۲۸ ش بازنشسته شد و سرانجام در روز ۲۷ بهمن ماه ۱۳۴۴ ش در تهران درگذشت.

آثار  اسماعیل امیرخیزی
امیرخیزی در زمینه‌های ادبی و تاریخی، آثاری از خویش برجای نهاده‌است:
تصحیح بوستان سعدی.
قطعات منتخب زبان فارسی.
تصحیح دیوان عنصری.
قیام آذربایجان و ستارخان.
تاریخ فرهنگ و ادب آذربایجان (چاپ نشده).
قصاید و اشعار، که بیشتر در مجله ارمغان منتشر شده‌است.
مقالات که بیشتر در مجله وحید منتشرشده‌است.

باقر تبریزی
میرزا باقر تبریزی از خوشنویسان دوره قاجار و خوشنویسان خط نسخ و نستعلیق مقیم شهر تبریز بود.
محمدتقی سپهر سال وفات او را ۱۲۸۰ ضبط کرده‌است که دقیق به نظر نمی‌رسد و ظاهراً او تا اوایل قرن چهاردهم زنده بوده‌است.

آثار باقر تبریزی
چند کتاب به خط او به روش چاپ سنگی منتشر شده که از آن جمله است:

کلیله و دمنه معروف به چاپ امیرنظام، که به دستور امیر نظام گروسی و به تصحیح اعتضاد الممالک در ۱۳۰۰ در تبریز چاپ شده‌است.
حجة السعادة تألیف اعتمادالسلطنه، که در ۱۳۱۰ در همان شهر به چاپ رسیده‌است.

باقی تبریزی
باقی تبریزی (میرعبدالباقی) ملقب به «دانشمند» و متخلص به «باقی» از شاعران و خوشنویسان سده‌های دهم و یازدهم هجری آذربایجان است. وی شاگرد علاءالدین تبریزی (علابیگ) بوده‌است.

آثار باقی تبریزی
تفسیر قرآن.
شرح صحیفهٔ سجادیه.
منهاج‌الولایه من کتاب نهج‌البلاغه.
اشعار شکوایی، عرفانی و عشقی در قالب رباعی، قطعه و مفردات.

بدیع‌الزّمان تبریزی
بدیع‌الزّمان تبریزی مشهور به بدیعا از خوشنویان و نستعلیق‌نویسان معروف و از شاعران، ادیبان و حکیمان سده یازدهم هجری و فرزند علیرضا عباسی است. بدیع‌الزمان در خط نستعلیق استاد و دارای فضائل و کمالات علمی بوده است.

بدیع‌الزمان فرزند ارشد علیرضا تبریزی معروف به عبّاسی بود. او خوشنویسی را نزد پدر آموخت و در نگاشتن نستعلیق و نسخ مهارت تمام یافت. وی به تحصیل علوم نیز روی آورد تا جایی که «در علوم حکمیّه استادی ماهر گشت ».

بدیع الزمان، ادبیات عرب و زبان ترکی را نیز نزد استادان فن فراگرفت. بدیع‌الزمان به سرودن شعر بسیار علاقه‌مند بود و «بدیعا» تخلص می‌کرد. بدیع‌الزمان را از جمله مشاهیر خوشنویسان ذکر کرده‌اند.

میرزا سنگلاخ خراسانی درباره او می نویسد: «قلم فسخ بر خطوط خطاطان نسخ‌نویس کشیده و خط نسخ‌تعلیقش در میان خوشنویسان مسلّم گردیده» و از او با لقب «نیک نگار» یاد می‌کند اما در منابع قدیمی‌تر، این لقب برای بدیع‌الزمان دیده نمی‌شود. ظاهراً میرزای سنگلاخ، چنانکه برای بعضی خطاطان دیگر نیز چنین کرده، این لقب را خود به وی داده است.

از جمله آثار بدیع‌الزمان قطعه‌ای رباعی در مدح شاه صفی است که نشان می‌دهد تا سال ۱۰۳۸، تاریخ جلوس شاه صفی، در قید حیات بوده است. بدیع‌الزمان در اصفهان درگذشت و مدفنش را در قبرستان تخت فولاد اصفهان نوشته‌اند.

بنددوز تبریزی
شیخ محمد بنددوز تبریزی (بندگیر) از خوشنویسان سدهٔ هشتم هجری است. او در سال ۷۸۸ هجری به خدمت امیر تیمور گورکانی رسید و نامه‌ای را که تیمور به پادشاه مصر می‌فرستاد، به آب طلا نوشت.

این مکتوب به‌عرض سه و طول هفتاد گز بوده‌است. کتیبه‌های بعضی از عمارت‌های تبریز را خط او دانسته‌اند. معین‌الدین تبریزی و شمس‌الدین قطابی (شمس صوفی) از جملهٔ شاگردان وی بوده‌اند.

اظهر تبریزی
مولانا اظهر تبریزی یا ظهیرالدین اظهر از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان صاحب‌نام قرن نهم هجری است. او ملقب به استاد استادان، استادالاساتید و ظهیرالدین است و او را صاحب فضل و کمالات بسیار دانسته‌اند.

اظهر تبریزی مدتی در خدمت حکیم جعفر به تحصیل علم و فضایل پرداخت. او ابتدا از تبریز به هرات رفت و ملازم سلطان ابوسعید گورکانی شد؛ سپس به کتابخانه الغ بیگ در سمرقند رفت؛ بعدها از راه اصفهان به شیراز، بصره، بغداد، حلب، شام و مکه رفت و در همانجا به سال ۸۸۰ هجری قمری درگذشت. به این ترتیب اظهر باید عمری طولانی و افزون بر ۸۰ سال کرده باشد.

اظهر تبریزی شاگرد مولانا جعفر تبریزی معروف به جعفر بایسنقری از خوشنویسان و رئیس کتابخانه شاهرخ میرزا و پسرانش الغ‌بیگ و بایسنقر میرزا بود. مولانا اظهر را سومین کسی می‌دانند که در خط نستعلیق استاد شد.

نخست میرعلی تبریزی بود که او را بنیانگذار این خط نامیده‌اند و پس از او شاگردش جعفر تبریزی آمد و این شیوه را با جدیت دنبال کرد و گسترش داد و سومین نفر در این راه اظهر بود. البته چنانچه جعفر تبریزی از میرعلی که واضع خط نستعلیق بود بهتر می‌نوشت، خط اظهر را هم از جعفر تبریزی بهتر دانسته‌اند.

او افزون بر نگارش نستعلیق از خفی تا جلی (بسیار ریز تا بسیار درشت)، همچنین خط ثلث را به‌مانند بزرگترین خوشنویسان این خط می‌نوشته است و آثار ارزشمندی در خطوط ششگانه دارد.

از شاگردان معروف اظهر سلطان‌علی قاینی، سلطان‌علی مشهدی و شیخ بایزید پورانی هستند و برخی عبدالرحیم انیسی خوارزمی، سلطان‌علی سبز مشهدی، شیخ محمد امامی و غیب‌الله امامی را نیز شاگرد او دانسته‌اند. فرزند اظهر تبریزی، مولانا میرکی بود که او هم به استادی در نستعلیق رسید.

آثار اظهر بین سال‌های ۸۲۴ تا ۸۷۷ ه‍.ق امضا دارد که هم‌اکنون بیشتر آن‌ها در موزه‌های ایران و استانبول نگهداری می‌شود. از این رو می‌توان سال ۸۸۰ را که برخی برای درگذشتش ذکر کرده‌اند صحیح دانست.

علاءالدین تبریزی
علاءالدین محمد بن شمس‌الدین محمد حافظ تبریزی (حدود ۹۳۰ – حدود ۱۰۱۰ ه.ق.) ملقب به مُلا عُلا بیک یا علاءالدین تبریزی از استادان خطوط ششگانه به‌ویژه در خطوط ثلث، نسخ و رقاع در نیمهٔ دوم قرن دهم و نیمهٔ اول قرن یازدهم هجری قمری بود.

او شاگردان صاحب نامی چون عبدالباقی تبریزی و علیرضا تبریزی عباسی را تربیت کرده‌است. از آثار او کتیبه‌هایی در عمارت‌های مختلف شهر تبریز بوده که غالباً در اثر گذشت زمان از میان رفته است.

عُلا بیک فرزند و شاگرد شمس‌الدین محمد تبریزی نویسندهٔ فرمان شاه طهماسب بود و عبدالباقی تبریزی که بعضی از کتیبه‌های مسجد امام (مسجد شاه یا مسجد سلطانی) اصفهان را به امر شاه عباس نوشت از شاگردان او بوده است. آثار تاریخ‌دار علاءالدین تبریزی از ۹۶۳ تا ۱۰۰۸ ه.ق. دیده شده و او دست‌کم تا این سال می‌زیسته است

حافظ حسین کربلایی تبریزی
حافظ حسین کربلایی تبریزی (درگذشته ۹۹۷ قمری) عارف و عالم و مورخ ایرانی بود.

آثار حافظ حسین کربلایی تبریزی
روضات الجنان و جنات الجنان

حسن هِریسی
میرزا حسن هِریسی (۱۲۸۲-۱۳۶۲ ش ) از خوشنویسان معاصر ایران در خط نستعلیق است.

زندگی حسن هِریسی
حسن هریسی در سال ۱۲۸۲ ش در تبریز به دنیا آمد. از دوازده سالگی به مدرسه طالبیه آن شهر رفت و پس از آموختن قرآن، گلستان سعدی، صرف و نحو، منطق و فقه و اصول، به خوشنویسی روی آورد و خط نستعلیق و نسخ را نزد استادان تبریز همچون باتمانقلیچ شاگرد میرحسین ترک و میرزا غلامرضا آموخت.

حسن هریسی از ۲۵ سالگی فعالیت فرهنگی خود را به عنوان معلم خوشنویسی در مدارس تبریز آغاز کرد و از ۱۳۴۷ در خانه فرهنگ تبریز به آموزش خوشنویسی پرداخت. او در سن هشتاد سالگی بر اثر سکته مغزی در تبریز در گذشت.

آثار حسن هِریسی
علاوه بر کتابچه‌ها و جزوات رسم‌الخط، از او کتابت سه نسخه قرآن، سه نسخه مفاتیح‌الجنان، مُنتهی‌الامال، معراجُ السّعاده، صحیفه سجادیه و ده جلد نهج‌البلاغه به یادگار مانده‌است. وی علاوه بر خوشنویسی، طراحی سرفصل کتاب‌ها را نیز انجام می‌داد که صفحات اول کتابت قرآن، از آن نمونه است.

طاهر خوشنویس تبریزی
طاهر خوشنویس تبریزی (۱۳۵۵ – ۱۲۶۷ خورشیدی) فرزند «عبدالرحمن» از نسخ‌نویسان صاحب‌نام معاصر است که در روستای هلق بخش سیه‌رود شهرستان جلفا در استان آذربایجان شرقی زاده شد. او کاتب بسیاری از قرآن‌های چاپی، نهج‌البلاغه، کتاب‌های دعا و کتب دیگر است.

لقب طاهر خوشنویس تبریزی
خوشنویس تبریزی هرچند از نظر قدرت قلم و هنر خوشنویسی سرآمد نبود؛ اما به دلیل تحریر قرآن در دفعات مکرر و سایر کتب مذهبی که در شمارگان زیاد چاپ و منتشر شد، در این زمینه شهرت به‌سزایی یافت و به طاهر خوشنویس مشهور شد. از قرآن‌های ماندگار او، قرآن عظیم با ترجمه و خلاصهٔ تفسیر فیض‌الاسلام است که متن به خط نسخ و ترجمه به خط نستعلیق است.

تحصیل و تدریس
خوشنویس تبریزی ابتدا نزد پدر، تحصیلات مقدماتی و قرائت قرآن را آموخت. سپس به مکتب رفت و با صرف و نحو عربی نیز آشنا شد. او از سال ۱۲۸۵ تا سال ۱۳۳۴ خورشیدی به مدت حدود ۵۰ سال در مدارس تبریز به آموزش خوشنویسی مشغول بود.

تألیفات طاهر خوشنویس تبریزی
خوشنویس تبریزی وقتی تنها ۹ سال داشت، جزء ۳۰ قرآن را به خط خوش نوشت و در ۱۴ سالگی، کتاب معالم را کتابت کرد. او از سال ۱۲۸۲ خورشیدی شروع به نگاشتن نخستین جلد کامل قرآن نمود و در سال ۱۲۸۶ خورشیدی آن را تمام کرد؛ البته ۲۴ جلد دیگر از قرآن را هم نوشت که کتابت واپسین جلدش در سال ۱۳۵۳ خورشیدی پایان یافت. کل خوشنویسی‌های خوشنویس تبریزی به بیش از ۲۰۰ جلد می‌رسد که از آن جمله‌اند:

قرآن (۲۵ جلد)
نهج‌البلاغه
صحیفهٔ سجادیه
مکاسب
منتهی‌الآمال
جامع المقدمات
شرح جامی
علم رجال
کفایة الاصول
معالم
مرگ و مدفن

طاهر خوشنویس در سال ۱۳۵۵ خورشیدی در تهران دیده بر جهان فروبست و ابتدا در بهشت زهرا دفن گردید؛ اما در ۱۰ بهمن ۱۳۸۴ خورشیدی و بعد از ۲۹ سال، پیکرش به مقبرةالشعرای تبریز منتقل شد و در این مکان آرام گرفت.

سلطان اویس جلایر
معزالدین سلطان اویس بن حسن بن حسین بن آغبوغا بن ایلکا بن جلایر (زادهٔ ۱۳۳۸ میلادی / ۷۳۹ هجری – درگذشتهٔ ۱۳۷۴ میلادی / ۷۷۶ هجری) شاعر، موسیقی‌دان، نقاش و دومین پادشاه از دودمان جلایریان (ایلکانیان) است. او مشهورترین پادشاه جلایری و فرزند شیخ حسن بزرگ و دلشاد خاتون بود و قبرش در شادباد مشایخ در شش کیلومتری مرکز شهر تبریز قرار دارد.

سلطان اویس در آبادانی تبریز و بغداد بسیار کوشید و بازارها، مساجد و ساختمان‌های فراوانی در این شهرها بنا کرد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به کاخ بزرگ و شاهانهٔ دولتخانهٔ تبریز اشاره کرد که ۲۰ هزار اتاق داشته و امروزه به کلی ویران شده است.

در زمان سلطنت او، قلمرو دولت ایلکانی به وسیع‌ترین حد خود رسید و در شهرهای تبریز، اردبیل، خوی، نخجوان، شروان، شیراز، کاشان، بغداد و واسط به نام او و دولتش سکه ضرب می‌شد و حتی والی مکه هم به نام او خطبه خواند.

سلطان اویس نخست در سال ۱۳۵۶ میلادی (۷۵۷ هجری) در شهر بغداد، پایتخت نخست دولت ایلکانی، به تخت پادشاهی نشست. پیش از او پدرش شیخ تاج‌الدین حسن بزرگ جلایر در سال ۱۳۴۰ میلادی (۷۴۰ هجری) در بغداد تاجگذاری کرده و دودمان آل جلایر (ایلکانی) را تأسیس نموده بود.

ایلکا بن جلایر یکی از فرماندهان مغول بود که نوادگان او با تأسیس دودمان ایلکانی (جلایری) به مدت ۷۳ سال در عراق عرب، عراق عجم، آذربایجان، اران، شروان و ارمنستان حکومت کردند.

سلطان اویس جلایر در تبریز
سلطان اویس ۲ سال بعد از تاجگذاری در بغداد و در سال ۱۳۵۸ میلادی، شهر تبریز را فتح کرد، آن را مقر حکومت خود قرار داد، در ربع رشیدی ساکن شد و به مدت ۱۶ سال (تا سال ۱۳۷۴) در این شهر فرمانروایی نمود. البته با حساب ۲ سال پادشاهی در بغداد، مجموع دوران سلطنت او ۱۸ سال بوده است.

نادر میزرای قاجار دربارهٔ شیوع بیماری وبا در پایتخت در سال ۱۳۷۰ میلادی (۷۷۱ هجری) و در دوران حکومت سلطان اویس می‌نویسد: با این همه کشتار مرض، در شهر تبریز پیدا نبود که کسی مرده، از بسیاری جمعیت و مردم.

هنر سلطان اویس جلایر
سلطان اویس که به شعر و شاعری علاقهٔ بسیار داشت، خود را شاگرد سلمان ساوجی می‌دانست و سلمان نیز اشعار بسیاری در مدح او، پدرش حسن بزرگ و همسرش دلشاد خاتون سروده است. سلطان اویس نقاشی هم می‌کرد و بهترین نقاشان آن دوره از جمله عبدالحی و شمس‌الدین (شاگرد احمد موسی) از درباریان او بودند.

عبدالقادر مراغه‌ای موسیقی‌دان مشهور آن دوره که از نزدیکان سلطان اویس و فرزندانش بود، باعث بالارفتن سطح موسیقی در دورهٔ ایلکانی گشت. نامه‌های سلطان اویس به سلاطین دیگر معمولاً به نظم بوده و او خط خوبی هم داشته است.

محمدعلی تربیت دربارهٔ هنرهای او می‌نویسد: سلطان اویس از سلاطین هنرمند و لطیف طبع و سخنور و نیکومنظر بود. در فن نقاشی و موسیقی مهارت داشت. شعرشناس و شاعر بود و اکثر شعرا در محفل او حاضر می‌شدند و این بیت از اوست: دارو مده طبیب که داریم درد عشق، ما به نمی‌شویم و تو بدنام می‌شوی.

مذهب سلطان اویس جلایر
سلطان اویس به مکان‌های مذهبی و رونق و آبادانی آن‌ها علاقهٔ بسیار داشت؛ به طوری که دستور کتابت کتیبهٔ حرم علی بن ابی‌طالب را به یکی از مشاهیر خوشنویسی آن دوره به نام زرین‌قلم تبریزی (شاگرد یاقوت مستعصمی) داد.

همچنین در سال ۱۳۶۶ میلادی (۷۶۷ هجری) شروع به مرمت حرم حسین بن علی کرد و در سال ۱۳۶۸ میلادی (۷۶۹ هجری) حرم کاظمین به دستور او مرمت شد. قندیل‌هایی از طلا نیز به کعبه اهدا گردید. اما در عین حال شرابخواری و عیاشی هم می‌کرد و به بیرام‌شاه پسر سلیمان‌شاه خازن عشق می‌ورزید.

فرزندان سلطان اویس جلایر
سلطان اویس جمعاً ۷ فرزند داشت که ۶ تن از آن‌ها پسر بودند به نام‌های احمد، اسماعیل، بایزید، حسن، حسین و شیخ علی و دخترش دندی خاتون نام داشت که به عقد شاه محمود مظفری درآمد. آرامگاه ۳ تن از پسران و دخترش او که پس از پدر بر تخت پادشاهی نشستند (سلطان حسن جلایر، سلطان حسین جلایر و سلطان احمد جلایر و دندی خاتون ) در مقبرهٔ دمشقیهٔ تبریز است.
مرگ سلطان اویس جلایر
سلطان اویس دچار بیماری صعب‌العلاجی گشت و در شب ۹ اکتبر ۱۳۷۴ (۲ جمادی‌الاول ۷۷۶) درگذشت که حافظ ابرو در این باره می‌نویسد:
قبل از آن تاریخ به سه ماه، آن پادشاه بر زمان فوت خود آگاه شد و وسایل کفن و تابوت و سایر ضروریات سفر آخرت را ترتیب کرده بود و چون آثار نزع بر ناصیهٔ او ظهور نمود، ارکان دولت به مرافقت قاضی شیخ علی و خواجه شیخ کججانی بر سر بالین وی حاضر شده، طلب وصیت نمودند. سلطان گفت ولایت عهد تعلق به حسین دارد و ایالت بغداد به شیخ حسن.

پس از درگذشت سلطان اویس —طبق وصیتی که کرده بود— فرزند دوم‌اش سلطان حسین جلایر به سلطنت رسید. بزرگان آذربایجان از ترس هرج و مرج و آشوب، پسر بزرگ‌تر سلطان اویس —یعنی سلطان حسن جلایر— را به قتل رساندند.

آرامگاه سلطان اویس جلایر
مصالحی که در گذشته در اطراف مقبرهٔ سلطان اویس وجود داشته، نشانگر این است که پیش‌تر بنایی روی آرامگاه وجود داشته که بعدها تخریب شده است. عبدالعلی کارنگ دربارهٔ آرامگاه سلطان اویس می‌نویسد:
در جلو مدخل مقبرهٔ سلطان اویس، مجسمهٔ سنگی شیری نهاده شده که الحق یکی از شاهکارهای هنر مجسمه‌سازی محسوب می‌شود. گرچه مجسمه‌های سنگی بسیاری از قوچ و شیر در همین گورستان روی قبرها نهاده شده، اما هیئت و حالت این مجسمه و مهارت فوق‌العادهٔ به کار رفته در حجاری آن به نظر می‌رساند که بعید نیست این مجسمه یکی از وسایل تزئینی مقبرهٔ سلطان اویس بوده و در زاویه و خانقاه او در شادباد قرار داده شده بود.

سید علیخان تبریزی
سیدعلی معروف به سید علیخان تبریزی ملقب به جواهر قلم فرزند محمد مقیم تبریزی از اولاد میر شاهمیر از اهالی اصفهان بود. او از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان زبردست قرن یازدهم هجری در ایران و هند بوده است.

او خط نستعلیق را از پدرش که شاگرد میرعماد بوده تعلیم گرفت و با عبدالرشید دیلمی دیگر خوشنویس طراز اول همنشین و مصاحب بود. در زمان سلطنت شاه جهان به همراه پدر به هندوستان رفت و به دربار پسر او اورنگ‌زیب عالمگیر راه یافت و خطاب "خان" و عنوان "هزاری" و لقب "جواهر رقم" را دریافت کرد. از آثار او در ایران و هندوستان بسیار است.

درگذشت سید علیخان تبریزی
سید علی خان در سال ۱۰۹۴ هجری قمری در هندوستان درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

شمس مشرقی
مولانا شمس الدین محمد قطابی مشرقی تبریزی (درگذشت:۸۱۲ ه‍.ق/۱۴۰۹م) از خوشنویسان صاحب‌نام قرن نهم هجری است. او شاگرد شیخ محمد بنددوز تبریزی یا بندگیر بوده است. می‌گویند بعد از عبدالله صیرفی کسی به خوش‌ترکیبی و پختگی او کتیبه ننوشته است. او گاهی در کتابت‌هایش شمس صوفی رقم می‌کرده. دو پسرش عبدالحی و عبدالرحیم خلوتی پس از او سرآمد خوشنویسی بوده‌اند. او و پسرش عبدالرحیم خلوتی مشرقی در تصوف مرید مغربی تبریزی بوده‌اند.

دیوان شمس مشرقی تنها اثر باقی مانده از وی است که نسخه خطی آن در کتابخانه بریتانیا در لندن به شمارۀ 3313.Or, 195-66.pp نگهداری می شود که شامل ۲۶۰ غزل (شامل ۸ ملمع)، یک قصیده، یک ترکیب بند، ۲ ترجیع بند، ۱۴ قطعه، ۶۲ رباعی و ۱۱ تک بیت است و تاریخ کتابت آن ۹۵۳ هجری می‌باشد. این اثر با کوشش و تحقیق و بررسی دکتر سید ابوطالب میر عابدینی در سال ۱۳۸۳توسط مرکز بازشناسی اسلام و ایران و «انتشارات باز» انتشار یافته است.

در مقدمه دیوان شمس مغربی نوشته لئونارد لویسن و همچنین در دیگر مقالات و تحقیقات ایشان[۴]، این اثر به اشتباه به فرزند شمس مشرقی، خواجه عبدالرحیم خلوتی نسبت داده است، دکتر میر عابدینی به تفصیل اثبات نموده اند که این اثر متعلق به شمس مشرقی می باشد.

آثار اجرا شده شمس مشرقی
در برنامه مشهور گلهای رنگارنگ شماره ۳۱۶ شعری منتسب به شمس مشرقی با صدای حسین قوامی (فاخته ای) با همراهی تار احمد عبادی با آوازی در مایه ابوعطا اجرا شده است اگرچه در برنامه برگ سبز شماره ۱۰۳ این شعر با آواز احمد عبادی به مولوی نسبت داده شده است.

دردی است در این دل که هویدا نتوان کرد
سرّی است در این سینه که پیدا نتوان کرد
تا دیده‌ی ما را ندهـد حســن تو نـــوری
در باغ جمال تو تماشــــا نتـــوان کــرد
تا دیده نپوشیـم ز روی همــــه اغیــــار
اندیشه‌ی آن چهـره‌ی زیبا نتــوان کـــرد
عالم چو همه میکده‌ی باده‌ی عشق اسـت
مستی می و عشق به یک‌جا نتوان کـــرد
چون از دل عاشـق خبری نیست کسـی را
انکــار دل عاشــــق شیدا نتــوان کــرد

این شعر همچنین توسط محمدرضا شجریان با همنوازی گروه آوا: همایون شجریان، مجید درخشانی، سعید فرج‌پوری، حسین رضایی‌نیا و حسین بهروزی‌نیا در آبان ماه سال ۱۳۸۶در کنسرت اصفهان و در سال ۱۳۸۹ در کنسرت سلیمانیه عراق و در ماهور اجرا شده است.

همچنین در سال ۱۳۵۶ شمسی شعر دیگری منتسب به شمس مشرقی با عنوان «خدا می‌داند» با صدای ابی، نلی و سلی (سلیمان واثقی) با آهنگی از سلیمان واثقی و تنظیم اریک ارکانت در تلویزیون اجرا شده است. این ترانه دیرتر در سال ۱۹۹۹ میلادی در آلبوم پیر توسط شرکت ترانه منتشر شده است.

عبدالباقی تبریزی
عبدالباقی تبریزی از کتیبه‌نویسان زبردست دوره صفوی و اساتید مسلم خوشنویسی در قرن یازدهم به‌ویژه در خطوط ثلث، نسخ و رقاع است. او از خوشنویسان صاحب نام دوره شاه عباس کبیر بود. او در خطوط ثلث، نسخ و رقاع از شاگردان علاءالدین تبریزی بود و از اساتید مسلم به شمار می‌رود. همچنین او را از جمله شاگردان علیرضا عباسی دانسته‌اند.

عبدالباقی تبریزی بعضی از کتیبه‌های مسجد امام (مسجد شاه یا مسجد سلطانی) اصفهان را به امر شاه عباس نوشت که هنوز باقیست. گفته می‌شود شاه عباس به همین منظور او را از بغداد به اصفهان فراخواند. عبدالباقی در سال ۱۰۳۹ هجری قمری بدرود حیات گفته است.

کتیبه‌های قسمت داخلی مسجد جامع عباسی، به‌ویژه نمای داخلی گنبد غربی، از یادگارهای مفتخر و ارزشمند اوست که از مفاخر مکتب خطاطی اصفهان محسوب می شود.

عبدالغفار تبریزی
عبدالغفار تبریزی از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان زبردست دوران قاجار در قرن سیزدهم هجری است. او از خوشنویسان دربار ناصرالدین‌شاه قاجار بود

عبدالله صیرفی
مولانا عبدالله صیرفی فرزند محمود تبریزی از خوشنویسان صاحب‌نام قرن هشنم هجری بوده که دست‌کم تا ۷۴۷ ه.ق می‌زیسته‌است. برخی سال درگذشت او را ۷۴۲ ه‍.ق و محل دفن او را مقبره ٔ چرنداب تبریز نوشته‌اند. او در خطوط ششگانه شاگرد یاقوت مستعصمی بوده و از جمله استادان سبعه یا هفتگانه به‌حساب می‌آید. همچنین او را از شاگردان سید حیدر گُنده‌نویس دانسته‌اند.

شیوه عبداللّه صیرفی را شاگردش خیرالدین مرعشی (متوفی ۸۷۶) به قلمرو عثمانی بُرد و شاگرد برجسته ای چون حمداللّه آماسی (متوفی ۹۲۶) را پرورش داد.[۵] که سرسلسله خوشنویسان عثمانی محسوب می‌شود.

به این ترتیب عبداللّه صیرفی که به واسطه استادش یاقوت به مکتب بغداد متصل است در انتقال مرکز ثقل هنر خوشنویسی اسلامی به داخل ایران و سپس ارسال بخشی از آن به عثمانی از حلقه‌های کلیدی به‌شمار می‌رود.

یکی از آثار او کتیبه‌های مسجد استاد و شاگرد در خیابان فردوسی تبریز است که بنای اولیه آن در سال ۷۴۲ هجری قمری ساخته شده‌است. کتیبه‌های داخل و مندرجات دیوارهای خارج مسجد به خط او و یکی از شاگردان وی نوشته شده از همین رو به مسجد استاد و شاگرد شهرت یافته‌است.

علیرضا عباسی
علیرضا عباسی (تبریز)، خوشنویس برجسته و استاد خوشنویسی ایرانی بود که از طرف شاه عباس صفوی به لقب شاهنواز خان ملقب گردید. وی خط نسخ و ثلث را با استادی تمام می‌نوشت و در خط نستعلیق شیوه‌ای خاص داشت.

این استاد بی‌نظیر، علاوه بر مهارت کامل در نستعلیق و ثلث در انواع خطوط نسخ و محقق و رقاع و ریحان و توقیع و تعلیق نیز استاد کامل و ماهری بوده‌است.

شاه عباس چندان به خوشنویس دربارش، علیرضا عباسی، علاقه داشت که گاهی خود، شمع به دست می‌گرفت تا در روشنایی نور آن، علیرضا عباسی به کتابت بپردازد.

همچنین القاب و اسامی شاهانه‌ای که خطاب به خطاط دربارش داشته، نشان از محبت و علاقه شدید میان ایشان بوده است. توانایی او در نگارش انواع خطوط، فضیلت باطن و روش پسندیده انسانی علیرضا عباسی، به‌حق، او را برازنده لقب «شیخ الخطاطین» کرده بود؛ بزرگ‌مردی که به قولی تا صدوبیست سال زندگی کرده است. کتابت سردر و گنبد مسجد شیخ لطف‌الله و سردر مسجدجامع عباسی از جمله شاهکارهای زیبای او به حساب می‌آیند.

سال‌های اولیه زندگی علیرضا عباسی
علیرضا عباسی نخست در تبریز شاگرد ملا محمد حسین تبریزی و علاء الدین محمد بن محمد تبریزی معروف به علاء بیک بود و خط ثلث و نسخ را نیکو می‌نوشت. پس از آنکه در زمان شاه محمد خدابنده پدر شاه عباس، ترکان عثمانی تبریز را به تصرف آوردند، علیرضا از آنجا بیرون آمده و به قزوین پایتخت دولت صفوی رفت و در مسجد جامع آن شهر منزل گرفت و به کار کتابت مشغول شد.

قسمتی از کتیبه‌های آن مسجد را با چند قرآن در آنجا تمام کرد. امضاء یا رقم او در این زمان «علیرضا الکتاب» بوده و بدین رقم از سال ۹۸۱ تا ۹۹۰ کتابت از او دیده شده‌است.

این هنرمند اولین بار هنگامی که مسجد جامع قزوین را با چندین کتیبه تزئین کرد، به شهرت رسید. وی در شروع سلطنت شاه عباس در خدمت سردار فرهاد خان از سرداران مهم آن روزگار بود.

فرهادخان هرروز قدر و اعتباری بیش از روز پیش نزد شاه عباس می‌یافت. اهل هنر از هر طبقه گرد فرهادخان جمع بودند و او چون علی رضا را هنرمندی توانا دید وی را ملازم خویش ساخت. علی‌رضا ملتزم رکاب فرهادخان شد و در خدمت این سردار به کارهای هنری و کتابت اشتغال داشت و در بیشتر مأموریت‌ها همراه وی بود و با فرهادخان به خراسان و مازندران رفت. فرهادخان از امرایی بود که در آغاز سلطنت شاه عباس بیش از هر کس ستاره اقبالش باوج کمال رسیده بود.

لقب فرزندی هیچ‌کس جز او نداشت، مناصب و مأموریت‌هایی که در دهساله اول سلطنت این پادشاه نصیب او شد؛ اسباب حقد و حسد و رشک اطرافیان گردیده بود. بالاخره در سال ۱۰۰۷ ه‍.ق به امر شاه عباس، الله وردیخان او را کشت.

شهرت علی‌رضا در خدمت فرهادخان بجایی رسید که شاه هم بدو رشک می‌برد و در سال ۱۰۰۱ هجری هنگامیکه فرهادخان حضور شاه شرفیاب گردید علی‌رضا را از فرهادخان خواست.

زندگی علیرضا عباسی در دربار صفوی
علیرضا روز پنجشنبه اول شوال سال ۱۰۰۱ ه‍.ق به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وی داخل شد و شاه جمعی از خوشنویسان مانند محمد رضا امامی و محمد صالح اصفهانی و عبدالباقی تبریزی را بدو سپرد تا زیردست او خط ثلث را بیاموزند.

علیرضای عباسی تا پایان عمر در زمره مقربان و ندیمان مخصوص شاه بود و در سفر و حضر در سلک مقربان شرف اختصاص داشت و به تفقدات و انعامات و نوازشهای بی پایان شاهانه سرافراز و مفتخر و به لقب شاهنواز ملقب شد. محبت و علاقه شاه عباس به این مرد هنرمند بدان پایه بود که گاه پهلوی او می‌نشست و شمعی به دست می‌گرفت تا علیرضا در روشنایی آن کتابت کند.[۶]او شاه عباس صفویه را کشت و اعدام شد.

تقرب علیرضا روز بروز پیش پادشاه افزونتر و به همین نسبت احترام وی نزد اطرافیان شاه بیشتر می‌شد اوحدی راجع به صادقی بیک در عرفات نوشته‌است (وی مدتی در خدمت شاه عباس به منصب کتابداری سرافراز بود تا زمانی‌که مولانا علیرضا تبریزی خوشنویس این امر را جبراً قهراً از دست او درآورد) صادقی بیک که در عهد شاه اسمعیل ثانی (۹۸۴–۹۸۵ ه‍.ق) داخل کتابخانه سلطنتی و در زمان پادشاهی شاه سلطان محمد (۹۸۵–۹۹۵ ه‍.ق) به منصب کتابداری (رئیس کتابخانه) سرافراز شده بود. درین زمان منصب کتابداری را علیرضا از او گرفت ولی صادقی تا پایان عمر (۱۰۱۷ه‍.ق) مواجب کتابداری را از دیوان اعلی می‌گرفت.

ملا جلال منجم در وقایع سال ۱۰۱۰ه‍.ق چنین نگاشته‌است (به سبب شکایت کردن صادقی بیک کتابدار عتیق در سیاه چشمه «مازندران» از نادر العصری ملا میر علی ثانی مولانا علیرضا که مجدداً خدمت کتابداری و تمام نمودن کتاب خرقه که مشتمل خطوط استادان نادر و محتوی بر صور استادان مصور قادر بود به او رجوع شده بود فرستادند که این خرقه را با خطوط و صور نقاشان و مذهبان و صحافان برداشته به حضور آید و تاریخ کتاب خرقه نامی و تاریخ این تصویر خرقه مانی واقع شده). تاریخ تدوین مرقع خرقه سال ۱۰۰۶ه‍.ق می‌باشد که اکنون از این مرقع بی‌نظیر جز نامی در میان نیست.

علیرضا در دربار شاه عباس مصدر کارهای هنری بود در سال ۱۰۱۰ه‍.ق ابنیه آستانه ثامن الحجج را تعمیر کردند شاه نظارت آن را به‌عهده علی‌رضا واگذاشت و کتیبه‌های صحن حرم علی بن موسی‌الرضا وخواجه ربیع را به خط ثلث نگاشت و الواح زرین دور ضریح که به استادی مستعلی زرگر ساخته شده به خط نستعلیق وی زینت یافته‌است.

در سال ۱۰۱۷ه‍.ق به امر شاه عباس به اتفاق شیخ بهائی و ملا جلال منجم برای تجدید بنای رصدخانه مراغه اقدام کرد. در سال ۱۰۲۰ه‍.ق خانه‌های او را شاه به مبلغ سیصد تومان خرید و برای بنای مسجد در قسمت جنوبی میدان شاه تخصیص داد. این مبلغ برای یک یا چند خانه در آن زمان مبلغ زیادی بوده‌است و از این قیمت می‌توان دریافت که علی‌رضا دارای چه زندگی وسیع و با تجملی بوده‌است و از وسعت فضای مسجد شاه وسعت منازل او را می‌توان قیاس کرد.

علیرضا هنرمندی متشخص و محترم و درمیان مقربان شاه عباس عزتی خاص داشت و این عزت تنها برای این بود که شاه او را امینی مخلص و خدمتگزاری با حقیقت می‌دانست و از قول اسکندر بیک ترکمان صاحب عالم آرا که خود منشی مخصوص بود عزت او نزد شاه به خوبی می‌توان دریافت.

احمد منشی قمی در گلستان هنر ضمن شرح حال مختصری که راجع به علی‌رضا نوشته می‌نگارد: «از جمله مقربان و مخصوصان پادشاه عالمیانند و گاهی به کتابت و قطعه نویسی اشتغال دارند و پیوسته در مجلس بهشت آئین و محفل خاص خلد برین و نوازشات بی‌غایت سرافراز و مفتخرند» غرض اینست که در دربار شاه عباس نظیر علی‌رضا کم می‌شناسیم که مقرب خاص بوده و این امتیاز را تا پایان سلطنت پادشاهی چون شاه عباس که به نزدیکان خود هرگز اعتماد نمی‌کرد و اکثر آنان را به بهانه‌های گوناگون می‌کشت حفظ کرده باشد.

نصرآبادی در تذکره خود که نام علیرضا را جزو شعرای خوشنویس، بعد از ملا عبدالباقی معلم ثلث‌نویس مشهور نقل کرده و می‌نویسد: اگر چه فضیلت او به مولانا عبدالباقی نمی‌رسد؛ اما بسیار پاکیزه وضع و آدمی روشن بوده‌است. از این قول به خوبی می‌توان حدس زد که مقصود میرزا طاهر نصرآبادی ستایش صفات نیک انسانی در رفتار و کردار اوست و ادب و آداب در مقام قرابت با شاه و قاضی میر احمد منشی او را به اخلاق حمیده و اوصاف پسندیده می‌ستاید.

علیرضا عباسی باید اواخر سلطنت شاه صفی را هم دریافته باشد. اما چون سال وفات وی به درستی معلوم نیست، باید به تقریب او را عمری طولانی برخوردار دانسته و بگوییم تا اواخر سلطنت شاه صفی (۱۰۳۷–۱۰۵۲ه‍.ق) در قید حیات بوده‌است.

از علیرضا دو پسر یکی بدیع‌الزمان که در خط نستعلیق استاد و دارای فضائل و کمالات علمی بوده و محمد رضا که خط نسخ را خوش می‌نوشته‌است می‌شناسیم.

علی‌رضا شعر هم می‌گفت و علاوه بر خوشنویسی در نقاشی نیز مهارت داشت. از این رو گاهی وی را با رضا عباسی نقاش پرآوازه هم‌عصرش اشتباه گرفته‌اند. از آنجایی که علیرضای عباسی رئیس کتابخانه سلطنتی بوده از این لحاظ موظف بوده که کلیه کتاب‌های خطی، مینیاتورها، تذهیب‌ها و قطعات و مرقعات خطی را که به شاه عباس تقدیم می‌شده از لحاظ مسئولیت، نام خود را در روی آن‌ها یادداشت و در دفاتر سلطنتی نیز به ثبت برساند و به علت شباهت اسمی بعضی از مستشرقین اروپایی مانند میتوخ آلمانی و بعضی از مورخین و نویسندگان ایرانی اشتباهاً علیرضا عباسی را مینیاتور ساز و تذهیب کار معرفی نموده‌اند؛ در صورتی که این موضوع به احتمال زیاد نباید درست باشد.

از اشعار معروف علیرضا عباسی یکی این رباعی است:
تا خانه نشین شدی تو ای در خوشاب
پیوسته مراست از غمــت دیده بر آب
من خـانه دل خـــراب کـردم ز غمـت
تو خانه نشین شدی و من خانه خراب

تذکره‌نویسان این رباعی را هم بنام علیرضا ثبت کرده‌اند.

تا ز آتش عشقت جگرم گشت کباب
پیوسته رود ز دیده و دل نمــک آب
آسودگی و عشق تو امریست مـحال
صبر و دل بی‌قرار نقشیسـت بـر آب

گفته می‌شود اختلاف سلیقه و روش او با میرعماد، که او نیز هنرمندی خوشنویس بود و در نستعلیق‌نویسی او را سرآمد دیگران می‌دانند، موجب کدورت و انگیزه حسادت میان این دو استاد گردید.

این حسادات پایان تلخی داشت و به قتل فجیع میرعماد انجامید. هر چند به دلایل مختلف این را یک افسانه بزرگ ساختگی دانسته‌اند که در هیچ‌یک از منابع قدیمی اشاره و ثبت نگشته‌است.

شاگردان علیرضا عباسی
از شاگردان او عبدالباقی تبریزی، محمد رضا امامی و محمد صالح امامی یا اصفهانی از همه مشهورتر هستند.

آثار علیرضا عباسی
گرانبهاترین اثری که از او باقیست، قرآن بزرگ کتابخانه آستان قدس رضوی است. کتیبه‌های سردر و کتیبه بزرگ کمربندی داخل گنبد مسجد شیخ لطف‌الله به خط ثلث مورخ به سال ۱۰۱۲ هجری اثر اوست.

کتیبه زیبای سر در تاریخی مسجد شیخ لطف‌الله به قلم علی‌رضا عباسی به شرح زیر است: ‹‹امر بانشاء هذا المسجد المبارک السلطان الاعظم و الخاقان الاکرم محیی مراسم آبائه الطاهرین مروج مذهب الائمه المعصومین ابوالمظفر عباس الحسینی الموسوی الصفوی بهادر خان خلد الله تعالی ملکه واجری فی بحار التأیید فلکه بمحمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین صلوات الله و سلامه علیه و علیهم اجمعین کتبها علی رضا العباسی ۱۰۱۲ ›› دو کتیبه کمربندی داخل مسجد شیخ لطف‌الله که در قسمت پائین گنبد بخط ثلث سفید بر زمینه کاشی لاجوردی معرق جلب توجه می‌کند، به قلم علی‌رضا عباسی است. در انتهای کتیبه اول که شرح آداب ورود به مسجد از قول پیغمبر اسلام است، نام خوشنویس چنین آمده‌است: ‹‹کتبها علی‌رضا العباسی فی ۱۰۲۵›› و در انتهای کتیبه دوم که مشتمل بر تمام آیات سوره جمعه و سوره نصر است نوشته شده: ‹‹کتبها علی‌رضا العباسی غفر الله ذنوبه››

از کتیبه‌های معروف او کتیبه سردر مسجد امام (شاه) اصفهان به خط ثلث مورخ به سال ۱۰۲۵ هجری را می‌توان نام برد و کتیبه چهارسوی اصفهان، هنوز باقی است و حکایت از کمال پختگی و هنرمندی قلم او دارد.

در مشهد گنبد زرین حرم علی بن موسی‌الرضا در پوشش خارجی آن که طلاکاری است، دارای کتیبه‌ای زیبا و بزرگ به خط علی‌رضا عباسی است، متن این کتیبه که در چهار ترنج و به عربی نوشته شده، حاکی از زیارت شاه عباس از حرم و تزیین آن به دستور وی به سال ۱۰۱۰–۱۰۱۶ ه‍.ق (۹۷۸–۹۸۴ ه‍.ش) است.

در داخل گنبد، در منتهی‌الیه چهار دیوار حرم که زیر تاق گنبد واقع شده‌است، سوره جمعه به خط ثلث علیرضا عباسی نوشته شده‌است. صندوق چوبی و قدیمی قبر مطهر دارای کتیبه‌ای به خط علیرضای عباسی است که در روی آن حک شده‌است: کلب آستان شاه ولایت عباس الحسینی الموسوی الصفوی تقدیم نمود سنه ۱۰۲۲ همچنین کتیبه‌های طلای درِ سابق حرم علی بن موسی‌الرضا به خط اوست که امروزه در موزه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود.

کتیبه‌های ضریح مربوط به دوره صفوی نیز به خط علی‌رضا عباسی بوده‌است. کتیبه طلای این ضریح که شامل تمام آیه الکرسی در شش لوحه هر یک به اندازه ۱۹٫۵ ×۲۵۴ سانتیمتر می‌باشد و اشعار فارسی خط نستعلیق روی هشت صفحه هر کدام به طول ۸۸ سانتیمتر و عرض ۳۰ سانتیمتر طلا. کتیبه خط ثلث علیرضا شامل صلوات کبیر که پائین بعضی حاشیه‌های آن‌ها ریخته شده‌است. شامل ابیات زیر:

سر به جای پا درون روضه‌ات عمداً نهم
زآنکه می‌ترسم که بر بال ملائک پا نهم
در محشر اگر لطف تو خیزد بشفاعـت
بسیار بجــوینـد و گنهــــکار نیابنــد
شفیــع خــلق بروز جـــزا توانـم بود
اگر سگی ز سـگان رضـا توانــم بــود

و دو لوحه بزرگ و یک لوحه کوچک خط نستعلیق شامل تاریخ به این مضمون: «امر بصیاغه المرقد الاشرف الاقدس» و روی لوحه دیگر این عبارت نوشته شده: «تراب اقدام زوار هذالحرم عباس الحسینی». و در دو کنار این لوحه یک طرف نوشته شده: «کتبه عبد المذنب» طرف دیگر چنان‌که ملاحظه می‌شود نوشته شده «علیرضا عباسی سنه ۱۰۱۱» و روی لوح کوچک دیگر تحریر یافته «عمل کلب رضا مستعلی سنه ۱۰۱۲» کتیبه‌های سردر بنای خواجه ربیع در مشهد هم به خط اوست.

این دو کتیبه زیبا با تاریخ‌های ۱۰۲۶ و ۱۰۳۱ ه‍.ق در داخل گنبد و ساقه خارجی آن سال‌های احداث و تزیین بنا را می‌نمایاند.یک امضا از علیرضا عباسی نیز در کتیبه مسجد مقصودبیک اصفهان به تاریخ ۱۰۱۱ ه‍.ق موجود است.

از آثار خطاطی او رساله عینیه شیخ احمد غزالی به قلم علی‌رضا عباسی در مصر در کتابخانه محمد علی پاشا موجود است و همچنین رساله مرصاد العباد شیخ نجم الدین رازی که با آب طلا در روی کاغذ خانبالغ نوشته‌است در اسکندریه نزد یکی از اروپاییان موجود است.

کتاب اسرارالنقطه امیر سید علی ابن شهاب الدین محمد همدانی را به خط نستعلیق بسیار زیبا به سبک میر علی هروی خوشنویس معروف با قلم خفی (ریز) نوشته که در استانبول نزد یکی از مشایخ سلسله جلالی می‌باشد. کتاب منتخب تاریخ الجنان و منتخب کتاب روضة الریاحین از تصانیف امام عبدالله الیافی الیمینی را به دستور شاه عباس به خط ثلث، نوشته‌است.

اغلب کتاب‌های خطی و قطعات و مرقعات او را به خارج از ایران برده، زینت بخش موزه‌های خارجی و کتابخانه‌های شخصی ساخته‌اند. در قزوین کتیبه سردر عالی‌قاپو به خط علی‌رضا عباسی تبریزی است.

عیسی بنیامین
عیسی بنیامین (۱۵ مه ۱۹۲۴–۱۴ ژانویه ۲۰۱۴) خوشنویس و آموزگار ایرانی-آشوری بود.

زندگی‌نامه عیسی بنیامین
عیسی بنیامین از پدر و مادر آشوری، میرزا بنیامین کلدانی (۱۸۷۹–۱۹۶۶) و استر در سال ۱۹۲۴ در تبریز زاده شد و اندکی پس از آن، در ارومیه اقامت گزید.

علاقه بنیامین به زبان نئوآرامی در جوانی و هنگامی که پدرش که اصالتاً اهل سلماس ایران بود، خواندن و نوشتن نئوآرامی را به او آموخت، شکل گرفت.

زمانی که بنیامین هفده ساله بود به هنر خوشنویسی روی آورد و آن را زیر نظر اسقف هاویل زایا، اسقف اعظم ارومیه و سلماس، آموخت.

بنیامین کتاب‌های گوناگونی از جمله هفته نامه آشوری-فارسی میان سال ۱۹۵۱ و ۱۹۶۲ را منتشر کرد که یکی از اولین کتاب‌ها در زمینه اصول نوشتن آشوری بود. وی از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳ سردبیر هفته‌نامه آشوری ایشتار (نام خدای زن آشور باستان) بود.

از سال ۱۹۷۵، بنیامین بیشتر وقت خود را به نقاشی و تصویرگری با استفاده از خط آشوری و ایجاد صدها قطعه هنری اختصاص داد. در سال ۱۹۹۳، دو اثر بنیامین در The Voice of Ink ، که یک مجله فرانسوی است، چاپ شدند. عیسی بنیامین در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۴ درگذشت.

جوایز عیسی بنیامین
جایزه تعالی که توسط انجمن دانش آشوری شیکاگو در سال ۱۹۹۱ اهدا شده‌است
جایزه تعالی توسط کتابخانه آشوربانیپال در شیکاگو در سال ۱۹۹۱ اهدا شد
جایزه حمورابی توسط سازمان میراث آشوری شیکاگو در سال ۱۹۹۲ اعطا شد
جایزه آشورانیپال توسط فدراسیون ملی آشوریان آمریکا در سال ۱۹۹۴ اهدا شد
جایزه هنرهای بین‌النهرین (Raab-Amne) از انجمن کمک‌های آشوری در سال ۲۰۰۹.

قاسم‌آقای تبریزی
حاجی میرزا قاسم‌آقای تبریزی خوشنویس سدهٔ سیزدهم هجری است که از آذربایجان به عثمانی و مصر رفت. او به تمام خطوط متداول تسلط داشت. قاسم‌آقای تبریزی ابتدا در آذربایجان به کسب علوم و آموختن خط پرداخت.

پس از کسب مهارت در خوشنویسی به شهرهای عثمانی و مصر رفت. سال‌ها در مصر زندگی کرد و از راه خوشنویسی گذران معیشت می‌کرد. در سال ۱۲۹۲ هجری در اسکندریه بدرود حیات گفت.[

عبدالعی کارنگ
عبدالعی کارنگ (زادهٔ زمستان ۱۳۰۲ تبریز – درگذشتهٔ ۲۱ فروردین ۱۳۵۸ تبریز) نویسنده، ادیب، خوشنویس و دانشمند ایرانی اهل محلهٔ شتربان تبریز بود. وی از اعضای انجمن آثار ملی ایران و از بنیان‌گذاران کتابخانهٔ ملی تبریز، انجمن خیریهٔ تبریز، وی رئیس مؤسسه انتشارات فرانکلین، شعبهٔ تبریز بود.

تحصیلات عبدالعی کارنگ
عبدالعلی کارنگ در سال ۱۳۰۲ و در کوچهٔ مقتدر محلهٔ شتربان تبریز زاده شد. تحصیلات عمومی خود را در مدارس رضوان و سعدی گذرانید و سپس به دانشسرای مقدماتی پسران در رشتهٔ ریاضی راه یافت. نهایتاً در سال ۱۳۲۰ وارد آموزش و پرورش شد و در سال ۱۳۲۲ هم به ریاست آموزش و پرورش میانه ارتقا یافت.

پس از آن از رشتهٔ ریاضی تغییر رشته داد و در رشته‌های زبان و ادبیات فارسی و علوم تربیتی از دانشگاه تبریز مدرک کارشناسی گرفت. جهت ادامهٔ تحصیل به تهران و بعداً استانبول رفت؛ ولی به دلیل نارضایتی مادر از دوری تنها فرزندش، دورهٔ دکتری در کشور ترکیه را نیمه‌تمام رها کرد و به تبریز بازگشت و به تدریس در مراکز آموزش عالی این شهر مشغول گشت.

تألیفات عبدالعی کارنگ
عبدالعلی کارنگ حدود ۱۰۰ تألیف و ترجمه داشته است:
کتاب‌هایی که نوشته است:
آثار باستانی آذربایجان، برگزیده به عنوان کتاب سال ۱۳۵۳
ادبیات فارسی برای کلاس‌های اول تا پنجم
تاتی و هرزنی (دو لهجه از زبان باستان آذربایجان)، سال ۱۳۳۶
تاریخ ادبیات فارسی برای کلاس‌های چهارم و پنجم
دستور زبان فارسی
دستور زبان کنونی آذربایجان

نشریه‌هایی که در آن‌ها تألیفات و ترجمه‌هایش را منتشر کرده است:
توحید افکار
جهان اخلاق
جهان کتاب
دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی
معلم امروز
یغما
یومیهٔ تبریز

کتبی که بر آن‌ها مقدمه نوشته است:
بحثی دربارهٔ زبان آذربایجان
حیدربابایه سلام
قیام آذربایجان و ستارخان
هفت شهر نظمی(نخستین مجموعهٔ شعری نظمی تبریزی - ۱۳۵۲)
وحدت و تنوع در تمدن اسلامی

بیت الاحباب
خانهٔ عبدالعلی کارنگ در محلهٔ شتربان تبریز که به بیت الاحباب شهرت یافته بود، محل رفت‌وآمد افراد زیر بود:
احمد آرام
بدیع‌الزمان فروزانفر
تحسین یازیچی
جعفر سلطان‌القرایی
سید محمدحسین شهریار
سیروس طاهباز
عباس زریاب خویی
مجتبی مینوی
محسن هشترودی
محمدابراهیم باستانی پاریزی
محمدامین ریاحی
محمدتقی جعفری
علی نظمی تبریزی
محمدجواد مشکور
نجف دریابندری

درگذشت عبدالعی کارنگ
عبدالعلی کارنگ پس از مرگ مادرش و به سبب آسیب روحی وارده در روز سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۵۸ در تبریز درگذشت و در گورستان محلهٔ قوم‌تپه دفن گردید. جسد وی بعد از ۱۹ سال و در سال ۱۳۷۷ به قطعهٔ هنرمندان وادی رحمت منتقل شد.

در سال ۱۴۰۲ شمسی دکتر جعفر چمنکار دانشیار دانشگاه اورمیه کتاب حاصل عمر را که حاوی بیشتر آثار شادروان کارنگ است به چاپ رساند. این کتاب توسط انتشارات دانشگاه اورمیه منتشر گردید.

محمدشفیع تبریزی
محمدشفیع تبریزی از خوشنویسان ایران و مسلط به خط نسخ بوده است. او فرزند میرزا محمدعلی خوشنویس و از نسخ‌نویسان طراز اول تبریز در سده سیزدهم هجری است. قدرت قلم او را کمتر کسی از معاصرینش داشته و از آثار او بسیار در دست است.

سی و دومین قرآنی که نوشته دیده شده است. درگذشتش را ۱۲۵۲ ه‍. ق گفته‌اند که خطاست و آثار تاریخ‌دارش تا سال ۱۲۶۲ه‍. ق نیز موجود است.

فرزند محمد شفیع، هم‌نام پدربزرگش بود و محمدعلی نام داشت. او نیز از خوشنویسان نسخ و نستعلیق است.

معین‌الدین تبریزی
حاجی محمد معین‌الدین تبریزی از خوشنویسان سدهٔ هشتم هجری است. او شاگرد بنددوز تبریزی بوده‌است. برخی کتیبه‌های بناهای تبریز در سدهٔ هشتم را به‌خط او دانسته‌اند.

علاءالدین ملماسی
علاءالدین ملماسی (زاده ۱۸ دیماه سال ۱۳۳۰ در محله انگج تبریز - در گذشته ۴ تیرماه ۱۳۹۰ در شیراز) عکاس، مترجم، محقق، مدرس، زبان‌شناس، شیمیدان و شاعر بود. وی در یک خانواده علمی مذهبی متولد شد و اولین فرزند محمود ملماسی متخلص به آزرم تبریزی بود. آزرم خود از اعقاب شاعر مشهور آذربایجانی همام تبریزی است.

زندگی و تحصیلات علاءالدین ملماسی
ملماسی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی، مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه تبریز کسب نمود. او در سن سیزده سالگی با عکاسی آشنا شد. از سال ۱۳۴۷ به‌طور مستمر و علمی در تمامی زمینه‌های عکاسی فعالیت خود را پی‌گیری نمود و در این میان شیمی عکاسی بخش عمده توجه او را به خود جلب کرد.

آثار علاءالدین ملماسی

عکاسی
ابداع طراحی بر روی کاغذ عکاسی با استفاده از مواد شیمیائی از فعالیت‌های ملماسی بود. وی به‌طور معمول از مکان‌های حاوی اطلاعات تاریخی عکاسی می‌کرد. در اکثر کارهای او تأکید بر نور و سایه، بی‌پیرایگی و اغتشاش (دو عامل نقیض) به چشم می‌خورد. وی همچنین به‌طور گسترده با دوربین قطع متوسط و دوربین قطع بزرگ کار می‌کرد.

نقاشی

شعر فارسی

مرد اگر بی درد باشد مرد نیست
درد اگر درمان پذیرد درد نیست

شعر ترکی
دئنه پیر میکده بو سحر، کی بو شاعری ایلیه دعائولوم اولمیایدی، گؤریدی بیر سوزی عالمه یاییلان زمان
(فارسی: به پیر میکده بگویید که سحر، این شاعر را دعا نماید، کاشکی مرگ نبود تا زمان دهان به دهان نقل شدن سخنانش را می‌دید)

موسیقی

خط ملماسی
ملماسی خط را خوب می‌نوشت و بر اصالت آن توجهی خاص داشت. نستعلیق، شکسته نستعلیق، ثلث و نسخ از جمله قلم‌هایی بود که در آن‌ها مهارت داشت.

تالیفات ملماسی
علاءالدین ملماسی در کنار عکاسی تحقیقات دامنه‌داری در اکثر رشته‌های علمی و هنری مانند موسیقی، خطاطی، فیزیک، نجوم، تاریخ، باستانشناسی، زبانشناسی و باغبانی آغاز کرد. در اکثر موارد تحقیقات خود را تا آخرین درجه ممکن ادامه داد. از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به این نکات اشاره نمود:
تألیفات و ترجمه‌های متعدد در زمینه‌های عکاسی، زبان انگلیسی، فرهنگ عامه و صنایع دستی.

کتاب صنعتگران آذربایجان که شرح حال بیست نفر از مبرزین صنایع دستی استان آذربایجان‌شرقی است که به سفارش سازمان صنایع دستی و گردشگری استان تهیه کرده بودند.

مسئولیت‌های ملماسی
انجام پروژه‌های بزرگ و متعدد عکاسی برای مرکز تحقیقات صنایع سنگین، وزارت نیرو، سازمان آمار ایران، سازمان میراث فرهنگی.
تأسیس انجمن عکاسی استان آذربایجان‌شرقی به همراه چند تن از عکاسان تبریز.
تحقیقات در زمینه تاریخ عکاسی، شیمی عکاسی، مهندسی اپتیک و زمینه‌های دیگر.
تأسیس، تجهیز و مسئولیت بخش عکاسی مرکز تحقیقات صنایع سنگین تبریز.
معلمی و خدمت در آموزش و پرورش.

فوت ملماسی
ملماسی سرانجام در ساعت ۱۴:۴۵ دقیقه روز شنبه چهارم تیرماه ۱۳۹۰ بر اثر سانحه رانندگی در بلوار دکتر چمران، شیراز درگذشت و در قطعه هنرمندان مزارستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.

نصرالله دیبا ناصرالسلطنه تبریزی
نصرالله دیبا ناصرالسلطنه تبریزی ملقب به دبیرالسلطنه و ناصرالسلطنه بود. فرزند نظام‌العلمای تبریزی وی مدت‌ها عهده‌دار امور خالصه تهران و آذربایجان بود و در اواخر عمر از وزیر خالصه دربار مظفرالدین‌شاه گردید.

ناصرالسلطنه ار علوم ادبی بهره داشت و زبان فرانسه را نیک می‌دانست و نستعلیق و شکسته را خوش می‌نوشت. پس از تکمیل تحصیلات خود در تبریز به سمت ولیعهد مظفرالدین میرزا برگزیده شد. سپس ریاست خالصه‌جات آذربایجان را به عهده گرفت و چندی بعد رئیس کل خالصه ایران شد مدتی بعد به وزارت خزانه منصوب گردید.

هنگامی که مظفرالدین شاه عازم فرنگستان بود در رکاب همایونی به اروپا رفت. دو همسر انتخاب نمود، اولی سلطان سعادت الدوله، دختر میرزا شفیع‌خان ساعدالملک شاه میر تبریزی، دومی ماه تابان خانم قمرالسلطنه، دختر معین‌السلطنه. دارای به شرح زیر:، امیرناصر، معزالدین، ملکه‌خانم، آرزین دخت خانم، شیرین دخت خانم بوده‌است.

نسب نصرالله دیبا ناصرالسلطنه تبریزی
وی از نوادگان عبدالوهاب تبریزی که نسب وی هم به حسن مثنی ابن حسن مجتبی می‌رسد.

محمّدحسین عَطّارچیان
محمّدحسین عَطّارچیان، (تبریز ۱۳۱۲-15 آبان 1403ش) خوشنویس ایرانی. خانوادۀ او نیز با خوشنویسی آشنا بودند و برادرش، غلامعلی، از شاگردان حسن زرین‌خط و از مجموعه‌داران معروف بود. عطارچیان تعلیمات نستعلیق را از استاد سید حسین میرخانی فراگرفت.

او پس از مدتی دریافت که خط شکستۀ اصیل، متعلق به مکتب درویش عبدالمجید طالقانی است و در این زمینه به جایگاهی در خور دست یافت. تشکیل شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از پیشنهادهای او بود.

استاد محمدحسین عطارچیان یکی از نامداران حوزه شکسته‌نویسی کشور  ۱۵ آبان۱۴۰۳ بر اثر بیماری در سن ۸۱ سالگی درگذشت.

منابع:
فضایلی، حبیب‌الله. اطلس خط. انتشارات مشعل اصفهان. چاپ دوم، اصفهان۱۳۶۲ش.
فرهنگ دهخدا، زیل واژه میرعلی تبریزی
یساولی، جواد. پیدایش و سیر تحول هنر خط. انتشارت یساولی، چاپ دوم ۱۳۶۰ش
عنایت الله شکیباپور (۱۳۴۸)، اطلاعات عمومی، کتابفروشی اشراقی، ص. ۵۲
علامه تهرانی، محمد حسین. روح مجرد (شرح زندگی و حالات سید هاشم حداد). ج. ۱ جلد. تهران: حکمت.
علامه تهرانی، محمد حسین. نور ملکوت قرآن. ج. ۴ جلد. تهران: حکمت.
علامه تهرانی، محمد حسین (۱۳۶۱). مهر تابان (بمناسبت اولین بزرگداشت استاد علامه سید محمدحسین طباطبایی). ج. ۱ جلد. قم: باقرالعلوم.
الوان ساز خوئی، محمد. عرشیان خاک نشین. ج. ۱ جلد.
گلی زواره، غلامرضا (۱۳۷۵). جرعه‌های جانبخش. ج. ۱ جلد. قم: انتشارات حضور. ص. ۴۳۱. شابک ۹۶۴-۹۰۴۳۴-۰-۳.
کوچه‌باغی، محسن (۱۳۷۷). شفیع المذنبین. ج. ۱ جلد. تبریز: شعاری. ص. ۹۳۵.
الچستدوزانی، عبدالمناف (۱۳۸۰). حدیقه المحسنین. ج. ۱ جلد. تبریز: مصباحی.
علیزاده، عمران (۱۳۹۶). در مکتب علی (ع). ج. ۱ جلد. تبریز: حکمت.
کاغذچی، تقی (۱۳۶۳). دائرةالمعارف تلاش. ج. ۱ جلد. تبریز: تلاش.
مجتهدی، مهدی (۱۳۷۷). رجال آذربایجان در عصر مشروطیت. به کوشش غلامرضاطباطبائی مجد. تهران: انتشارات زرین. شابک ۹۶۴-۴۰۷-۱۴۵-X.
بیانی، مهدی. احوال و آثار خوشنویسان. انتشارات علمی. چاپ دوم. تهران ۱۳۶۳ش ص ۳۴۱
منوچهر قدسی - دانشنامه جهان اسلام - باقر تبریزی
مهدی بیانی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران ۱۳۶۳ ش
محمدعلی تربیت، دانشمندان آذربایجان، تهران ۱۳۱۴ ش
محمدتقی سپهر، تذکرة خوشنویسان، تهران بی تا.
باقی تبریزی. دانشنامهٔ جهان اسلام
منوچهر قدسی، دانشنامه جهان اسلام - بدیع الزّمان تبریزی
عبدالمحمد ایرانی، پیدایش خط و خطاطان، مصر ۱۳۴۶، چاپ افست تهران. بی تا.
مهدی بیانی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران ۱۳۶۳ ش
محمدعلی تربیت، دانشمندان آذربایجان، تهران ۱۳۱۴ ش
هدایت الله سپهر، تذکرهٔ خوشنویسان، تهران بی تا.
میرزا سنگلاخ خراسانی، تذکرة الخطاطین، تبریز ۱۲۹۱ـ۱۲۹۵
احمدبن حسین منشی قمی، گلستان هنر، چاپ احمد سهیلی خوانساری، تهران ۱۳۶۶ ش، ص نوزده، ۱۲۶.
سهیلی خوانساری، احمد. "علیرضا عباسی". ماهنامه هنر و مردم. دوره ۱۶، ش۱۸۹و۱۹۰ (تیر و مرداد ۱۳۵۷) ص ۲۵-۳۰
فضایلی، حبیب الله، اطلس خط، چاپ دوم ۱۳۶۲ اصفهان، انتشارات مشعل اصفهان، ص ۳۲۲
آژند، یعقوب. کتابت‌خانه و صورت‌خانه در مکتب هرات. گلستان هنر. شماره ۱۰ . زمستان ۱۳۸۶
سلطان‌القرائی، محمدامین، مقدمه «روضات الجنات و جنات الجنان»، تألیف حافظ حسین کربلایی و تصحیح جعفر سلطان‌القرائی، انتشارات ستوده، تبریز، اول، 1383ش.
یادی از استاد میرزا حسن هریسی (۱۳۶۲ - ۱۲۸۲) عمری در گستره خوشنویسی، مجله هنر، زمستان ۱۳۶۳، شماره ۷ ص ۱۴۰تا ۱۴۷
قلیچ‌خانی، حمیدرضا (۲۷ خرداد ۱۳۸۹). «فهرست خوشنویسان دوران قاجار تا معاصر
خاماچی، بهروز (۱۳۸۹)، شهر من تبریز، تبریز: انتشارات ندای شمس، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۲۶۸۸-۰۳-۶
نادرمیرزا -شاهزادهٔ قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، دانشنامهٔ جهان اسلام
کارنگ، عبدالعلی (۱۳۷۴)، آثار باستانی آذربایجان، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
رقیه میرابوالقاسمی، دانشنامه بزرگ جهان اسلام، ثلث
دهمشگی، جلیل، جانزاده، علی. (۱۳۶۶). جلوه‌های هنر در اصفهان. انتشارات جانزاده.
سهیلی خوانساری، احمد. «علیرضا عباسی». دوره ۱۶، ش۱۸۹و۱۹۰ (تیر و مرداد ۱۳۵۷):ص ۲۵–۳۰
نقشی تبریزی، محمد. «تاریخ حیات علیرضای عباسی خوشنویس معروف دوره صفویه». ماهنامه هنر و مردم. دوره۲، ش۲۰ (خرداد۱۳۴۳ ش): ص ۳۰–۳۱
هنرفر، لطف‌الله. شهر تاریخی اصفهان. چاپ چهارم، انتشارات گلها، ۱۳۷۶
روشن‌ضمیر، مهدی (۱۳۷۱). یاد یاران. تهران: انتشارات طلاییه


در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.

شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران

© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
آمریکا تصاویر جدیدی از اشیاء ناشناس پرنده در خاورمیانه منتشر کرد
play_arrow
آمریکا تصاویر جدیدی از اشیاء ناشناس پرنده در خاورمیانه منتشر کرد
آنچه از پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی پس از انهدام باقی ماند
play_arrow
آنچه از پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی پس از انهدام باقی ماند
مهران غفوریان: دوست دارم نقش شهید بازی کنم
play_arrow
مهران غفوریان: دوست دارم نقش شهید بازی کنم
تشکر آقای شهید ایران از موکب‌داران عراقی
play_arrow
تشکر آقای شهید ایران از موکب‌داران عراقی
پزشکیان: شکافی بین دولت و نیروهای مسلح نیست
play_arrow
پزشکیان: شکافی بین دولت و نیروهای مسلح نیست
ترامپ: نمی‌خواهیم چین در هوش مصنوعی و رمزارزها پیشتاز شود
play_arrow
ترامپ: نمی‌خواهیم چین در هوش مصنوعی و رمزارزها پیشتاز شود
راز ساختمان‌های ژاپن؛ چرا در زلزله‌های شدید فرو نمی‌ریزند؟
play_arrow
راز ساختمان‌های ژاپن؛ چرا در زلزله‌های شدید فرو نمی‌ریزند؟
پزشکیان: هیچ دولتی به اندازۀ ما در جهت سیاست‌های رهبری قدم برنداشت
play_arrow
پزشکیان: هیچ دولتی به اندازۀ ما در جهت سیاست‌های رهبری قدم برنداشت
پزشکیان: هرگز استعفا نداده‌ام و نخواهم داد
play_arrow
پزشکیان: هرگز استعفا نداده‌ام و نخواهم داد
بدون تعارف با پدر و پسر قهرمان
play_arrow
بدون تعارف با پدر و پسر قهرمان
توصیف مهم برنی سندرز سناتور کهنه‌کار آمریکایی از دونالد ترامپ
play_arrow
توصیف مهم برنی سندرز سناتور کهنه‌کار آمریکایی از دونالد ترامپ
رونمایی از مختصات جدید تنگۀ هرمز
play_arrow
رونمایی از مختصات جدید تنگۀ هرمز
بلاتکلیفی بیش از ۱۳۰۰ مهاجر خردسال در سئوتای اسپانیا
play_arrow
بلاتکلیفی بیش از ۱۳۰۰ مهاجر خردسال در سئوتای اسپانیا
درگیر شدن گردشگر اسپانیایی با نظامی صهیونیست
play_arrow
درگیر شدن گردشگر اسپانیایی با نظامی صهیونیست
توسل رفیق آرژانتینی نتانیاهو به سرکوب
play_arrow
توسل رفیق آرژانتینی نتانیاهو به سرکوب