
در این نوشتار، با توجه به عنوان خاصی از دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان، حول محور آن به بحث و تحقیق پرداخته شده است و شامل قسمتهای مختلفی چون آیاتی از کلام اللّه مجید، روایات مأثوره، مثال عرفی، شعر، داستان اخلاقی و ... میباشد که در ادامه مطلب، شرحی اخلاقی بر این دعا با تاکید بر فضیلت شب قدر خواهیم داشت.
متن و ترجمه دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان
در روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان، دست نیازمند خود را به سوی خدای بی نیاز بلند می کنیم و می خوانیم:
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ صَیِّرْ اُمُورِی فِیهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَی الْیُسْرِ وَ اقْبَلْ مَعَاذِیرِی وَ حُطَّ عَنِّیَ الذَّنْبَ وَ الْوِزْرَ یَا رَءُوفاً بِعِبَادِهِ الصَّالِحِینَ».
خدایا در این ماه فضیلت شب قدر را روزیام ساز، و کارهایم را از سختی به آسانی برگردان، و پوزشهایم را بپذیر، و گناه و بار گران را از گردنم بریز، ای مهربان به بندگان شایسته.
فضیلت شب قدر
«شب قدر» شبی است که در آن قرآن به پیامبر عظیم الشأن اسلام نازل شده است و فضیلت عبادت در این شب از تمام شبها بیشتر است.
در این شب مقدرات یک سال انسان معین می گردد. از با فضیلت ترین اعمال در چنین شبی «احیاء» می باشد که به معنای پاس داشتن یک شب تا صبح است. پس جا دارد که در چنین شبی انسان از اعمال خود استغفار نماید چرا که شب توبه است و خداوند در آن شب بندگانش را مورد اکرام خاص خود قرار می دهد.
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند
آیات مرتبط با شب قدر
آیه اول
«انا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر تنزّل الملائکة و روح فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر»
ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. و از شب قدر چه آگاهت کرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان برای هر کاری که مقرر شده است فرود می آیند. آن شب تا دم صبح صلح و سلام است.

آیه دوم
«شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان»1
ماه رمضانی که قرآن را در آن فرو فرستادیم کتابی که مردم را راهبر و متضمن دلائل آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است.
آیه سوم
«انّا انزلناه فی لیلة مبارکة انّا کنّا منذرین فیها یفرق کل امر حکیم»2
ما قرآن را در شبی فرخنده نازل کردیم زیرا که هشدار دهنده بودیم پس در آن شب هر کاری محکم و استوار می شود.
روایات مرتبط با شب قدر
روایت اول
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
قد جاءکم شهر رمضان مبارک شهر فرض اللّه علیکم صیامه تفتح فیه ابواب الجنان و تُغَلُّ فیه الشیاطین فیه لیلة القدر التی خیر من الف شهر من حُرمها فقد حُرم؛
ماه رمضان فرا رسیده ماهی با برکت که خدا روزه اش را بر شما واجب گردانید. درهای بهشت در این ماه باز می شود و شیاطین در غل و زنجیرند در این ماه شب قدر است که فضیلت آن از هزار ماه بیشتر است. در حقیقت محروم کسی است که از برکات آن شب محروم باشد3.
روایت دوم
حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند:
شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان و فیه نُبی ء محمد صلّی الله علیه و آله و فیه لیلة القدر التی هی خیر من الف شهر و فیها یفرق کل امر حکیم و هو رأس السنة یقدر فیها ما یکون فی السنة من خیر او شر او مضرّة او منفعة او رزق او اجل و لذلک سُمّیت لیلة القدر؛
ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل گشته است و در این ماه به پیامبر صلّی الله علیه و آلهوحی شده و در آن شب قدر است. شبی که از هزار ماه بالاتر است. در آن شب هر کاری محکم و برقرار می شود و مسائلی که در آن سالها از نیکی و بدی، سود و زیان، زندگی و مرگ وجود دارد رقم زده می شود و به همین جهت است که «قدر» نامیده شده است4.
روایت سوم
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
فاذا کان آخر لیلة غفر لهم جمیعاً فقال رجل فی لیلة القدر یا رسول اللّه؟ فقال الم تر الی العمّال اذا فرغوا من اعمالهم وفّوا؛
پس هنگامی که شب آخر ماه رمضان به پایان رسید خدا همه بندگانش را می بخشد مردی پرسید: آیا در شب قدر ای رسول خدا؟ حصرت فرمود: آیا ندیده ای که هر گاه کار کارگر تمام شد مزدش را می دهند5.
روایت چهارم
قال الباقر علیه السلام: سالته عن علامة لیلة القدر فقال: علامتها ان یطیب ریحها و ان کانت فی برد دفئت و ان کان فی حرّ بردت فطابت؛
محمد بن مسلم از شب قدر از حضرت امام باقر علیه السلام سؤال می کند، حضرت می فرمایند:
علامت شب قدر این است که بوی خوش از آن پخش می شود. اگر در سرمای زمستان باشد گرم و ملایم و اگر در گرمای تابستان باشد خنک و معتدل و نیکو خواهد بود6.
روایت پنجم
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
لیلة القدر فی کل سنة و یومها مثل لیلتها؛
شب قدر در هر سالی هست و روز آن مانند شبش نیکوست7.
روایت ششم
قیل للنبی صلّی الله علیه و آله انْ اردکت لیلة القدر فما اسأل ربی؟ قال صلّی الله علیه و آله: العافیة؛
از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله سؤال شد که اگر شب قدر را درک کردیم از خدا چه بخواهیم؟
حضرت فرمودند: سلامتی بخواهید8.
روایت هفتم
قال موسی علیه السلام: الهی ارید قربک قال: قربی لمن استقیظ لیلة القدر قال: الهی ارید رحمتک قال: رحمتی لمن رحم المساکین لیلة القدر قال: الهی ارید الجواز علی الصراط قال: ذلک لمن تصدق بصدقه فی لیلة القدر قال: ارید من اشجار الجنة و ثمرها قال: ذلک من سبّح تسبیح فی لیلة القدر قال: الهی ارید النجاة من النار قال: ذلک لمن استغفر فی لیلة القدر قال: ارید رضاک قال: رضای لمن صلّی رکعتین فی لیلة القدر؛
موسی علیه السلام به خدا عرض کرد: خدایا می خواهم به تو نزدیک شوم.
خداوند فرمود: قرب من برای کسی است شب قدر بیدار باشد هست.
گفت: خدایا! رحمتت را می خواهم.
خداوند فرمود: رحمتم از آن کسی است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند.
گفت: خدایا! جواز گذشتن از پل صراط را می خواهم.
خداوند فرمود: آن از آن کسی است که در شب قدر صدقه ای بدهد.
گفت: خدایا! از درختان و میوه های بهشتی می خواهم.
خداوند فرمود: آنها برای کسی است که در شب قدر مرا به پاکی و تنزیه یاد کند.
گفت: خدایا! رهائی از آتش جهنم را می خواهم.
خداوند فرمود: آن برای کسی است که از گناهانش در شب قدر استغفار کند.
گفت: خدایا! خشنودی تو را می خواهم.
خداوند فرمود: خشنودی من از آن کسی است که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند9.

مثال
در شب قدر پروردگار متعال می خواهد با اجبار بندگانش را داخل بهشت کند. این از فضیلت شب قدر و گناه بخشی و رحمت شایان و بی دریغ خدا در این شب مشخص می شود.
خدا می گوید هر کس بیاید او را قبول می کنم هر چند که خود بنده نخواهد اما به صرف یک عمل کوچک و چند ساعتی شب زنده داری، مقدرات یک سال او را معین می نماید.
درست مانند بچه ای که می خواهند به او واکسن بزنند. شاید بچه از آن خوشش نیاید و حتی بترسد اما مهم سلامتی اوست حتی اگر گریه هم بکند به او واکسن می زنند و هیچ کس از او نمی پرسد که آیا دوست داری به تو واکسن بزنیم یا نه. چون عقل بچه نمی رسد و باید چیزی را که برایش مفید است به زور به او تحمیل کنند.
داستان
امید به رحمت در شب قدر
«عبداللّه نیشابوری» می گوید: بین من و «حمید بن قحطبه» رفافتی بود. در ماه رمضان روزی از نیشابور به طوس رفتم. حمید بن قحطبه که حاکم طوس بود از آمدن من با اطلاع شد و شبی از شب های آخر ماه رمضان، مرا به خانه خود دعوت نمود.
قبل از افطار به خانه او رفتم. وقتی که وارد شدم دیدم برای پذیرائی از من سفره ای انداخت و غذائی آماده کرد من تعجب کردم. حمید به من غذا تعارف کرد و من به او گفتم: «من نه مریض هستم، نه مسافر و نه علیل و بی جهت روزه خود را باز نمی کنم».
از او پرسیدم چرا او روزه نمی گیرد. امیر شروع به گریه نمود. من تعجب کردم و علّت گریه او را پرسیدم. او گفت: «وقتی که هارون الرشید در طوس بود، شبی مرا طلبید. نزد او رفتم و دیدم که خشمگین ایستاده و شمشیر برهنه ای در دست اوست به من گفت: اطاعت تو از من چقدر است؟
جواب دادم: با نفس و مال از تو حمایت می کنم.
آن گاه مرا مرخص نمود. هنوز بیرون نرفته بودم که مجدداً مرا خواست و با همان حالت بلکه خشمگین تر همان سؤال را از من پرسید.
من گفتم: من با جان و مال و اهل و اولاد از تو اطاعت می کنم.
سپس اذن مراجعت به من داد. وقتی که به منزل خود رسیدم غلامش را دنبالم فرستاد و گفت: خلیفه تو را فراخوانده است. برای بار سوم به دربار رفتم و او باز همان سؤال را از من کرد.
من برای رضای خاطر و اطمینان او گفتم: من با جان و مال و فرزندان و دینم از تو حمایت می کنم.
این را که گفتم خندید و به من گفت: این شمشیر را بگیر و هر جا که این غلام رفت برو و هر چه به تو امر کرد، امر من است.
غلام مرا با خود به زندان برد که در یکی از سیاه چالهای مخوف آن بیست نفر از سادات علوی زندانی بودند. از موهای بلند آنان معلوم بود که مدت زیادی است که زندان هستند.
غلام رو به من کرد و گفت: فرمان امیرالمؤمنین این است که این بیست نفر را گردن بزنی. من هم اطاعت کردم و آنها را یک به یک گردن زدم سپس بدن آنها را در میان چاهی انداخت.
سپس به سیاه چالی دیگر رفتیم که در آنجا نیز بیست نفر از سادات بنی الزهرا زندانی بودند که همگی لاغر و نحیف شده بودند.
غلام به من رو کرد و گفت: دستور خلیفه این است که اینها را هم گردن بزنی. اطاعت کردم و آنها را نیز گردن زدم و غلام دوباره بدنهای آنها را به چاه انداخت.
بعد به سیاه چال تاریک دیگری رفتیم که در آن نیز بیست زندانی از سادات وجود داشت و مأمور شدم که آنها را نیز بکشم. اما نفر آخر پیرمردی بود که بدن لاغر و موهای بلندی داشت وقتی خواستم او را بکشم به من گفت: مرگ بر تو ای رو سیاه! فردای قیامت جواب جدم علی و مادرم فاطمه را چه خواهی داد؟
بدنم لرزید اما بالاخره او را هم کشتم و غلام بدنش را به چاه انداخت. حالا تو بگو دیگر نماز و روزه و شب زنده داری به درد من می خورد؟»10.

داستان علماء
حاج محمد ابراهیم کلباسی رحمه الله
آورده اند که «حاج محمد ابراهیم کلباسی» که از معاصران «میرزای قمی» و «سید شفتی» و از شاگردان «بحر العلوم» و... است شب قدر را با عبادت ادراک می کرد. زیرا مدت یک سال هر شب را تا صبح عبادت می کرد و معلوم است که شب قدر از شبهای سال بیرون نیست11.
آقا سید علی صاحب ریاض رحمه الله
«صاحب ریاض» در راه علم محنت بسیار کشید. مشهور است که آن جناب علم را به گریه و زاری و مناجات از درگاه باری تعالی تحصیل نموده زیرا ظاهراً مدّت تحصیلش آن قدر نبود که بتوان به این مرتبه بلند رسید و می گویند وی شبهای جمعه را تا صبح احیاء می کرد و به عبادت خداوند متعال مشغول بود12.
ملا محمد تقی برغانی رحمه الله
در احوال ایشان چنین نوشته اند: «عبادت آن جناب چنان بود که همیشه از نصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود می رفت و به مناجات و ادعیه و تضرع و زاری و تهجد اشتغال داشت و مناجات «خمس عشرة» را از حفظ می خواند و بر این روش و شیوه پسندیده استمرار داشت تا همان شب که شربت شهادت نوشید.
مکرر در فصل زمستان دیده می شد که در پشت بام مسجد خود در حالی که برف به شدت می بارید در نیمه شب پوستینی بر دوش و عمامهای بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و با حالت ایستاده و دستها را به سوی آسمان بلند کرده تا اینکه برف سراسر قامت مبارکش را از سر تا پا سفیدپوش می کرد»13.
آقا سید صدر الدین عاملی اصفهانی رحمه الله
مرحوم «شیخ عباس قمی» در شرح حال این عالم بزرگوار می نویسد:
«... این سید جلیل، بکاء و کثیرالمناجات بود. نقل شده که شبی از شبهای ماه رمضان داخل حرم امیرالمؤمنین علیه السلام شد. بعد از زیارت، نشست پشت سر مقدس و شروع کرد به خواندن دعای «ابوحمزه ثمالی» همین که شروع کرد به کلمه «الهی لا تؤدبنی بعقوبتک» گریه او را فرا گرفت و پیوسته این کلمه را مکرر کرد و گریه کرد تا غش کرد و او را از حرم مطهر بیرون آوردند»14.
علامه طباطبایی رحمه الله
«علامه طباطبایی» در علائم شب قدر می گوید:
«روایات در معنی و خصایص و فضایل شب قدر بسیار است. در بعضی از آن روایات علامتهایی برای شب قدر ذکر کرده اند از قبیل اینکه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع میکند و هوای آن روز معتدل است»15.
سخن پایانی
یاد امام حسین علیه السلام
روزی شخص خدمت یکی از حضرات معصومین سخن از شب های مبارک رمضان و لیالی قدر به میان می آورد و از فضیلت آن را از حضرت سؤال می کند.
حضرت شروع به شمردن خصایص و فضایل شب قدر می نماید. شخصی در مجلس حضور داشت و با شنیدن آن آه حسرتی کشید که چرا شب قدر را به غفلت گذرانیده است و گفت: «آه! وا غفلتاه! آن شب را در غفلت به سر بردم و عبادتی ننمودم».
حضرت به او رو کرد و فرمود: «پاداش تو از همه آن کسانی که دیشب (شب قدر) را تا صبح بیدار بودند و عبادت کردند بیشتر است. زیرا در آن شب تو آب نوشیدی و یاد از لب تشنه ابا عبداللّه کردی و گفتی: سلام بر حسین و لعنت بر قاتلان او. همین مسأله سبب شد که بهترین عبادت را در نامه عملت بنویسند»16.
پینوشتها:
1. بقره/185.
2. دخان/3.
3. تهذیب/4/152.
4. بحار/93/370.
5. بحار/93/364.
6. وسائل الشیعه/7/256.
7. همان/262.
8. مستدرک/7/457.
9. مستدرک/7/456.
10. منتخب التواریخ/460 به نقل اخبار عیون الرضا.
11. قصص العلماء/73.
12. وحید بهبهانی/192.
13. نجوم السماء/408.
14. منتهی الامال/5/63.
15. المیزان/40/332.
16. حدیقة الشیعة/508.
منبع:
ضیافت نور (پندهای اخلاقی به مناسبت ماه مبارک رمضان)، ابوالفضل هادیمنش، ناشر: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1380ش.