«[بنی اسرائیل] بعد از آن که دلایل آشکار برایشان آمد، گوساله را [به پرستش] گرفتند، و ما از آن هم درگذشتیم و به موسی برهانی روشن عطا کردیم». (2)
همچنین حضرت ابراهیم در جریان احتجاج با مشرکان، از آنها تبعیت کرد و مشرک شد (3) ولی خدا او را بخشید و به مقام نبوت نیز منسوب کرد. این دوگانهگویی چگونه حل می شود؟
پاسخ اجمالی:
مراد از آیهی 48 سورهی نساء این است که شرک جلی به خدا مادام که از آن، توبه نشده باشد گناهی نابخشودنی خواهد بود به این معنا که شخص مشرک اگر با اعتقاد به شرک بمیرد و توبه نکرده باشد محکوم به عقوبت است و شفاعت اولیای الهی شامل حالش نمی شود و اعمال نیکش نمی تواند رهایی بخش او از عذاب باشد (برخلاف گناهان دیگر که حتی در صورت عدم توبه امکان بخشودگی آنها با شفاعت و اعمال صالح خود شخص وجود دارد)؛ اما شخص مشرک اگر از این اعتقاد خود دست بردارد و توبه نماید شرک او نیز مانند دیگر گناهانش قابل بخشودگی است.
بنابراین، ماجرای شرک بنی اسرائیل و بخشودگی آن از آنجا که به واسطه توبه ایشان بوده است تنافی ای با حکم خدا در آیهی 48 سورهی نساء و آیات مشابه ندارد. موضوع شرک حضرت ابراهیم نیز کاملاً بی اساس و در نتیجه، خارج از محل بحث است.
پاسخ تفصیلی:
شرک یکی از گناهان بزرگ است که در قرآن به شدت از آن نهی شده است. شرک انواع مختلفی دارد و همان گونه که توحید به توحید در ذات، توحید در ربوبیت، توحید در عبادت و... تقسیم می شود شرک نیز به شرک در ذات، شرک در ربوبیت، شرک در عبادت و... تقسیم می شود.
هر یک از این انواع گوناگون شرک، به دو صورت: «شرک خفی» و «شرک جلی» انجام می گیرند.
«شرک جلی» همراه با اظهار عقاید شرک آلود و انجام مراسم مشرکانه است؛ ولی «شرک خفی» بدون اعتراف به شرک و اظهار آن و گاه ناخواسته انجام می گیرد.
به طور مثال، شرک در عبادت در مرتبهی آشکار خود (شرک جلی)، عبارت است از انجام مناسک عبادی و اعمال خاص - مانند رکوع و سجود، قربانی کردن و... - برای غیرخداوند، همراه با این اعتقاد که آن معبود، شایستهی مقام الوهیت و خدایی است.
علاوه بر این، در بینش اسلامی، هر گونه دنیاپرستی، هواپرستی و... نوعی شرک در عبادت و پرستش غیرخدا به شمار می آید. کسی که مطیع بی چون و چرای نفس خویش است در واقع آن را عبادت کرده است. (4) این نوع شرک که عدهی بی شماری از مردم و گاه حتی مسلمانان و مؤمنان گرفتار آنند، شرک خفی یا پنهان در عبادت نام دارد.
قرآن هر دو گونه شرک را مذمت نموده است. در سوره فرقان با لحنی کنایه آمیز شرک خفی را ناپسند معرفی کرده، می فرماید:
«آیا آن کس که هوایِ [نفس] خود را معبود خویش گرفته است دیدی؟» (5)
و در آیاتی همچون آیهی 48 سورهی نساء از زشتی شرک جلی پرده برمی دارد:
«مسلماً خدا، این راه که به او شرک ورزیده شود نمی بخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد می بخشاید، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهی بزرگ بربافته است». (6)
حال سؤال این است که آیا گناه شرک، قابل بخشایش است یا خیر؟
مفسران با الهام از آیات قرآن پاسخ می گویند در این موضوع بایست میان شرک خفی و جلی فرق گذاشت. به گفته مفسران، مراد از شرک در آیهی 48 سورهی نساء و موارد مشابه، شرک جلی (آشکار) است؛ (7) پس آنچه نابخشودنی است شرک جلی است.
البته درباره شرک جلی نیز درب بخشایش کاملاً بسته نیست بلکه راه توبه باز است. علامه طبرسی در این باره می نویسد:
«مسلمانان بر این که خداوند با توبه بنده اش را می بخشاید، اجماع دارند و این که خدا مشرک را نمی بخشاید یعنی بدون توبه نمی بخشاید؛ به عبارت دیگر خداوند دیگر گناهان را بدون توبه اگر بخواهد می بخشاید؛ ولی شرک را فقط با توبه می بخشاید». (8)
.jpg)
علامه طباطبایی نیز در این باره می نویسد:
«توبه اختصاص به یک گناه و دو گناه ندارد، آدمی از هر گناهی توبه کند آمرزیده می شود، چه شرک باشد و چه غیر شرک». (9)
بنا بر آنچه گذشت روشن می شود همهی گناهان با توبه بخشوده میشود و در این امر فرقی بین شرک و غیر شرک و شرک خفی و جلی نیست؛ ولی گناهان دیگر غیر از شرک جلی، این ویژگی را دارند که حتی بدون توبه نیز امکان بخشودگی آنها وجود دارد بر خلاف گناه شرک.
به عبارت دیگر، گناهان غیر از شرک به واسطه توبه شخص و شفاعت انبیاء، امامان، ملائکه و افراد نیکی که حق شفاعت دارند (10) و نیز به واسطه اعمال صالح خود انسان، مورد بخشش قرار می گیرند؛ (11) اما مشرکان - مادام که توبه نکرده باشند - از این توفیق محرومند.
شرک بنی اسرائیل و بخشودگی آن
در مورد مشرک شدن بنی اسرائیل و روی آوردنشان به گوساله پرستی باید توجه داشت که آیات قرآن حاکی از توبه بنی اسرائیل و پذیرش آن است:
«و موسی به قوم خود گفت: ای قوم من، شما با [به پرستش] گرفتن گوساله، بر خود ستم کردید، پس به درگاه آفریننده خود توبه کنید». (12)
«و آن گاه که با موسی چهل شب قرار گذاشتیم، آن گاه در غیاب وی، شما گوساله را [به پرستش] گرفتید، در حالی که ستمکار بودید. پس از آن بر شما بخشودیم، باشد که شکرگزاری کنید». (13)
بنابراین بخشودگی بنی اسرائیل بعد از توبهی ایشان از گناه بود نه قبل از آن.
شرک حضرت ابراهیم!
دربارهی داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام) نیز دقت در آیات مربوط نشان می دهد که هرگز وی به شرک و بت پرستی آلوده نشد؛ بلکه هدف او از آن رفتار، احتجاج با بت پرستان بر بیهودگی و بی فایده بودن بت پرستی بود. این مطلب را با تعمق در محاورهی او با ستاره پرستان، ماه پرستان و خورشیدپرستان، می توان به خوبی دریافت. وی در برابر مشرکان آشکارا می گوید:
«اگر پروردگارم مرا هدایت نکند از گمراهان خواهم بود». (14)
تعبیر «ربی» صریحاً به یکتاپرستی او اشاره دارد. به علاوه پس از غروب ستاره و ناپدید شدن ماه و افول خورشید تصریح می کند:
«ای قوم! من از آنچه شریک می سازید بیزارم، من از روی اخلاص، پاکدلانه روی خود را به سوی کسی گردانیدم که آسمان ها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم». (15)
اگر هم فرض شود ابراهیم (علیه السلام) در آن زمان هنوز موحد و یکتاپرست نبوده، این شرک با محتوای آیهی 48 سورهی نساء ناسازگار نیست؛ زیرا اگر کسی خود را از لوث شرک پاک سازد و به دامان یگانه پرستی آید مصداق آن آیه نخواهد بود. (16)
حاصل آن که، مراد از آیهی 48 سورهی نساء این است که شرک جلی به خدا مادام که از آن، توبه نشده باشد گناهی نابخشودنی خواهد بود به این معنا که شخص مشرک اگر با اعتقاد به شرک بمیرد و توبه نکرده باشد محکوم به عقوبت است و شفاعت اولیای الهی شامل حالش نمی شود و اعمال نیکش نمی تواند رهایی بخش او از عذاب باشد؛ اما شخص مشرک اگر از این اعتقاد خود دست بردارد و توبه نماید شرک او نیز مانند دیگر گناهانشان قابل بخشودگی است.
بنابراین، ماجرای شرک بنی اسرائیل و بخشودگی آن از آنجا که به واسطه توبه ایشان بوده است تنافی ای با حکم خدا در آیهی 48 سورهی نساء و آیات مشابه ندارد. موضوع شرک حضرت ابراهیم نیز کاملاً بی اساس و در نتیجه، خارج از محل بحث است.
پینوشتها:
1. «إِنَّ اللهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یشَاءُ وَمَنْ یشْرِکْ بِاللهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا» نساء (4) / 48. و نیز ر.ک: نساء (4) / 116؛ زمر (39) / 65)؛ مائده (5) / 72.
2. نساء (4) / 153.
3. «فَلَمَّا جَنَّ عَلَیهِ اللَّیلُ رَأَى کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ - فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ یهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ - فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّی هَذَا أَکْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ» انعام (6) / 76-78.
4. جاثیه (45) / 23.
5. «أَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ» فرقان (25) / 43.
6. «إِنَّ اللهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یشَاءُ وَمَنْ یشْرِکْ بِاللهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا» نساء (4) / 48. و نیز ر.ک: نساء (4) / 116؛ زمر (39) / 65؛ مائده (5) / 72.
7. روح المعانی، ج 3، ص 50؛ مجمع البیان، ج 3، ص 88؛ المیزان، ج 4، ص 370؛ تفسیر کبیر، ج 10، ص 97.
8. مجمع البیان، ج 3، ص 88.
9. المیزان، ج 4، ص 370.
10. «مَنْ ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ» بقره (2) / 255؛ و نیز ر.ک: انبیاء (21) / 28؛ مریم (19) / 87؛ طه (20) / 109.
11. المیزان، ج 4، ص 370.
12. بقره (2) / 54.
13. «وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِینَ لَیلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ ثُمَّ عَفَوْنَا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ». بقره (2) / 51-52.
14. «لَئِنْ لَمْ یهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ». انعام (6) / 77.
15. انعام (6) / 76-79.
16. البته فرض اخیر (شرک ابراهیم پیش از توحید او) هیچ شاهد و دلیلی ندارد؛ بلکه با نگاهی جامع به آیات و روایات، خلاف این مطلب ثابت می شود. به علاوه طبق مباحث کلام اسلامی، پیامبران الهی همگی از ابتدا موحد بوده اند و هرگز به خداوند شرک نورزیده اند. به عنوان نمونه ر.ک: اوائل المقالات (شیخ مفید)، ص 18 و الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل، ج 3، ص 152.
منبع: پاسخ به شبهات قرآنی (ناسازگاری در قرآن، توهم یا واقعیت)، گروه نویسندگان، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ اول، 1391ش.