بررسی اخلاق نمایشی مبتنی ‏بر تکنولوژی رسانه ‏ای

این مقاله با نگاه تحلیلی- انتقادی، به ‏دنبال بیان نظریه جبرگرایی فناوری رسانه‏ ای در جابه‌‏جایی گروه ‏های مرجع و بروز اخلاق نمایشی در دنیای مدرن و در سطح جامعه به ‏ویژه میان جوانان و بیشتر زنان است.
چهارشنبه، 3 ارديبهشت 1404
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
بررسی اخلاق نمایشی مبتنی ‏بر تکنولوژی رسانه ‏ای

طرح مسأله و ضروت بحث
هدف از این مقاله بررسی اخلاق نمایشی در دوران جدید با عاملیت تکنولوژی‌های رسانه‌ای و نگاه انتقادی به جبرگرایی تکنولوژیک رسانه است.
 
در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق انتقادی و تحلیلی، تغییرات تکنولوژی رسانه‌ای منجر به اخلاق نمایشی، بررسی می‌شود.
 
طبق جبرگرایی تکنولوژیک رسانه‌ای، هر جامعه به وسیله تکنولوژی رسانه‌ای که به آن دسترسی یافته، ایجاد شده است. یکی از این امور مهم در زندگی اجتماعی ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی است که با تغییر تکنولوژی رسانه، تغییر و جابه‌جا شدند: در دوره اول (قبل از 1500 میلادی)، رسانه برتر، گفتار شفاهی و ارتباطات، به‌صورت چهره‌به‌چهره بود.
 
ارزش‌ها و هنجارهای اخلاق دینی از سوی کلیسا و روحانیان به عنوان گروه مرجع، حفظ و نشر داده می‌شد؛ در دوره دوم (بین 1500 تا 1900 میلادی) رسانه برتر و مسلط، چاپ و نوشتار بود، مرجعیت از انحصار کلیسا خارج و نویسندگان ادبی و دانشمندان روشنفکر به عنوان گروه‌های مرجع، رقیب کلیسا شدند و ارتباط ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی به‌تدریج با دین ضعیف شد؛ در دوره سوم (بعد از 1900 میلادی) عصر تکنولوژی الکترونیکی چون رادیو تلویزیون، عکاسی، فیلم و سینما و فضای مجازی است و برتری با گروه مرجع جدیدی است که از بازیگران سینما و تلویزیون، خوانندگان و ورزشکاران تشکیل شده است.
 
آنچه در این دوره رونق و نمود یافته، اخلاق نمایشی و جلوه‌گری است که در شکل اخلاق سلبریتی‌های رسانه‌ای در حال پمپاژ شدن به اجتماع است. نظر به اینکه اخلاق نمایشی جزء ذات تکنولوژی رسانه‌ای و جبرگرایی آن نبوده و عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در کنار تکنولوژی رسانه‌ای منجر به تغییر و جابه‌جایی ارزش‌ها و هنجارهای آن شده‌اند، لذا این مقاله به این موضوع پرداخته است.
 
مقدمه
فناوری‌های تکنولوژیکی، یکی از نمودهای مدرنیته است. همزمان با ابداع تکنولوژی و توسعه و گسترش امکانات ارتباطی، شاهد تغییرات ارزشی و هنجاری به‌ویژه در حوزه اخلاق فردی و اجتماعی هستیم. این تغییرات همه عرصه‌های زندگی را در بر گرفته است به‌گونه‌ای که نه تنها بُعد عینی، بلکه ابعاد ذهنی زندگی روزمره را نیز شامل می‌شوند.
 
یکی از نمودهای عینی این تغییرات در روش زندگی فردی و گروهی، تغییرات در زمینه اخلاق نمایشی در عرصه آرایش بدن، پوشش و وسایل شخصی و بازنمایی آن در جامعه است.
 
در اخلاق نمایشی، فرد سعی می‌کند خود را بیشتر و بیشتر در معرض نمایش و دید دیگران قرار بدهد. اخلاقی که علاوه بر ناسازگاری با فرهنگ و اخلاق ایرانی- اسلامی و حتی انسانی موجب چالش‌ها و نگرانی‌هایی در سطح جامعه شده است و شاید بتوان گفت، خود افراد درگیر، در این اخلاق نمایشی بیش از همه در رنج و عذاب هستند و گرفتار گردابی‌اند که برای خود راه خلاصی از آن نمی‌بینند.
 
اگر در دهه جاری نگاهی به پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های مراکز علمی، روزنامه‌ها و سایت‌های اجتماعی و فرهنگی کشورمان بیندازیم، با عناوین و خبرهایی چون، بزرگ‌ترین مصرف‌کننده لوازم آرایشی، افزایش جراحی عمل زیبایی، افزایش اتومبیل‌های لوکس و مسئله دور دور، افزایش مسافرت به خارج از کشور، افزایش مراکز آرایشی و تالار و افزایش قیمت‌های سرسام‌آور آن‌ها، افزایش بدحجابی و بدپوششی و افزایش عکس‌های دسته‌جمعی و سلفی از هنرمندان و ورزشکاران در مناسبت‌ها و ایام خاص مربوط به یکی از آنان، پدیده مدلینگ، رشد بالای موسیقی رپ و پاپ با خواننده‌های جدید، تشکیل صفحات شخصی در فضای مجازی از سوی هنرمندان و ورزشکاران و رقابت بر سر تعداد دنبال‌کنندگان آنان، افزایش بارگذاری عکس و فیلم از سوی افراد معمولی از خودشان در شبکه‌های مجازی ... از مصادیقی است که به‌نوعی مستقیم و غیرمستقیم با اخلاق نمایشی ارتباط پیدا می‌کند.
 
برای بررسی تغییرات و تحولات اجتماعی این چنین، باید آن را در سطح مفاهیم و مقولات اجتماعی چون گروه‌های مرجع، دنبال کرد. یکی از این مباحث مهم در جامعه‌شناسی دین و مطالعات فرهنگی، تغییر و جابه‌جایی گروه‌های مرجع و کاهش ارزش‌ها و هنجارهای اخلاق دینی و به‌وجود‌آمدن اخلاق نمایشی است که باعث ایجاد نگرانی در بین دانشمندان حوزه و دانشگاه و مردم شده است.
 
این مقاله با نگاه تحلیلی- انتقادی، به‌دنبال بیان نظریه جبرگرایی فناوری رسانه‌ای در جابه‌جایی گروه‌های مرجع و بروز اخلاق نمایشی در دنیای مدرن و در سطح جامعه به‌ویژه میان جوانان و بیشتر زنان است.
 
تحولات گروه‌های مرجع
در مطالعات اجتماعی، نهادها و گروه‌های اجتماعی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند. نهادهای اجتماعی رفتارهای تأییدشده و یکنواختی برای برآورده‌ساختن نیازهای بنیادی جامعه دارند، این نهادها عبارت‌اند از: خانواده، آموزش، مذهب، اقتصاد و حکومت. هر نهادی کارکردها و مسئولیت معینی دارد که به افراد جامعه واگذار می‌کند (کوئن، 1384، ص19).
 
از سوی دیگر، همه انسان‌ها نیاز دارند تا در همه مراحل و عرصه‌های زندگی، اعمال، ظواهر، ارزش‌ها، هنجارها و رفتارهای اخلاقی و سبک زندگی‌شان را ارزیابی کنند و برای این کار نیازمند معیارهایی هستند که آن را از گروه مرجع دریافت می‌کنند. گروه مرجع ممکن است گروهی باشد مانند خانواده، همکاران و گروه همسالان که ما در آن عضویت داریم یا گروهی باشد که عضو آن نیستیم. ارزیابی ما از خودمان تحت تأثیر گروه‌های مرجعی است که انتخاب می‌کنیم (رابرتسون، 1372، ص156).
 
در این میان، جوانان در پذیرش الگوهای رفتاری، تأثیرپذیری زیادی از این گروه‌های مرجع غیرعضو دارند و برای دنبال‌کردن آرزوها و اهداف شخصی‌شان به آنان مراجعه می‌کنند (صبوری‌خسرو‌شاهی، 1390، ص40).
 
با گذر زمان و پیچیده‌شدن زندگی اجتماعی، شاهد تکثر و جابه‌جایی گروه‌های مرجع در جامعه بوده‌ایم. گروه‌های مرجع ما در دنیای مدرن را می‌توان در سه گروه عمده گنجاند: روحانیت که همیشه به‌نحوی در جایگاه گروه مرجع بوده‌اند؛ گروه دوم روشنفکران (نویسندگان و شاعران) و دیگر گروه، خوانندگان و بازیگران سینما و تلویزیون.
 
تمام گروه‌های یادشده، از یک نوع شهرت برخوردار بوده ‌ا ند، علاوه بر آن برخی چهره‌ها در زمینه ورزشی (کشتی و فوتبال) کار می‌کنند. (قانعی‌راد، 1396) هر کدام از این سه گروه باتوجه‌به شرایطی، ظهور و برجستگی خاص یافته‌اند. دانشمندان علوم اجتماعی و ارتباطات می‌کوشند تا به توضیح و تبیین چگونگی و علت این امر بپردازند.
 
بحث در مورد تحولات اجتماعی و فرهنگی، یکی از مباحث مهم در مطالعات اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای بوده و دیدگاه‌های متفاوتی در این مورد ارائه شده است. در بررسی علل تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی، با یک تقسیم کلی می‌توان، از سه رویکرد نام برد.
 
یک: رویکرد ساختارگرایی که اصالت را به جامعه و ساختار می‌دهد و علت تغییرات را در ساختارها می‌جوید.
 
دو: رویکرد کنش‌گرایانه و اصالت‌دادن به عاملیت انسانی که بیشتر در مباحث روان‌شناسی و جامعه‌شناسی کنش متقابل، پدیدار‌شناسی و مطالعه قومی مطرح است.
 
سه: رویکرد جمع بین ساختار و عاملیت که کسانی چون گیدنز و بوردیو سعی دارند این دو را با عنوان ساخت‌یابی، به هم نزدیک کنند.
 
یکی از نظریات ساختارگرایی، جبرگرایی فناورانه است که نظریه‌پردازان اعتقاد دارند در سایه تغییرات فناوری می‌توان تمام تحولات و تغییرات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را تبیین و تفسیر کرد.
 
جبرگرایی تکنولوژیک آنچنان نقش ابزارها و فناوری‌های یک جامعه را در تعیین سرشت و سرنوشت آن پررنگ می‌بیند که عاملیت انسانی و عوامل فرهنگی و اجتماعی در مقابل آن، ناچیز شمرده می‌شود. البته جبرگرایی در چندین محور از جمله جبرگرایی تاریخی، اقتصادی (ابزار تولید) و تکنولوژیکی مطرح شده است و جبرگرایی تکنولوژی رسانه‌ای، زیر مجموعه جبرگرایی تکنولوژی است.


بررسی اخلاق نمایشی مبتنی ‏بر تکنولوژی رسانه ‏ای

جبرگرایی فناوری رسانه‌ای
 اینیس براساس جبرگرایی فناوری رسانه‌ای معتقد است، رسانه‌های سنگین نسبت به زمان و سازمان‌های مذهبی سوگیری داشته‌اند؛ در حالی‌ که مواد سبک‌تر مانند کاغذ، موجب گرایش به مکان و سازمان‌های سیاسی و حکومتی شده‌اند. کاغذ و چاپ، بنیان انحصار فکری راهبان قرون وسطی را، که بر متون خطی و چرم‌نوشته‌ها استوار بود، سست کرد (بریگز، 1390، ص21).
 
مک لوهان متأثر از نظریات رایزمن، اینیس و مارکس (راجرز، 1386، ص791) تحول جوامع انسانی را با عاملیت رسانه‌های جمعی، مطرح و تغییر وسایل ارتباطی را عامل تحولات زندگی اجتماعی و گذر از یک مرحله به مرحله دیگر معرفی می‌کند. وی در مورد تأثیر ذاتی ابزار و رسانه معتقد است: «رسانه، پیام است».
 
بدون تردید و به‌صراحت می‌توان اذعان کرد که محتوای رسانه مانع از آن شده است که ما ویژگی ابزار رسانه را در یابیم.» (مک لوهان، 1387، ص104)
 
«جوامع بیشتر در اثر ماهیت وسایل ارتباطی شکل گرفته‌اند تا در نتیجه محتوای ارتباط». به عقیده او، وسیله نه تنها از محتوای پیام خود جدا نیست، بلکه به مراتب مهم‌تر از خود پیام نیز هست و تأثیری چشمگیر بر آن دارد.» (دادگران، 1374، ص91).
 
ایده کانونی مک لوهان این است که تحول فناوری ارتباطی، به‌طور اجتناب‌ناپذیری به تغییر نظم و صورت‌بندی‌های فرهنگی و اجتماعی منجر می‌شود (مهدی‌زاده، 1391، ص26).
 
تکنولوژی، منبعث از ذهن و عمل انسان است، ولی انسان هر عصر و دوره‌ای، خود زاییده تکنولوژی زمان خویش است.» (دادگران، 1374، ص90)
 
سه عصر ارتباطی مک لوهان
مک لوهان با تأثیرپذیری از آگوست کنت و سه مرحله تکامل جوامع بشری به ارائه سه مرحله دیگر پرداخت. وی معتقد است که در روند مطالعه تاریخ، به سه مرحله متوالی از آن خواهیم رسید که هر کدام تحت سلطه یکی از رسانه‌های جمعی است و تغییرات اجتماعی و فرهنگی با رسانه مسلط آن دوره قابل تبیین و تفسیر است.
 
گروه‌های مرجع نیز با تغییرات رسانه‌ای جابه‌جا می‌شوند و به دنبال آن نیز فرهنگ و اخلاق هر دوره متناسب با گروه مرجع همان دوره دچار تغییرات بنیادی و اساسی می‌شود.
 

1. عصر ارتباطات شفاهی

این دوره همان دوره اول و دوم کنت می‌باشد که مک لوهان آنها را با هم ادغام کرده است و بیان می‌کند، قبل از سال 1500 میلادی، دوره تمدن‌های ابتدایی فاقد سلطه کتابت بودند. به همین دلیل حس شنوایی بیش از سایر حواس به‌کار می‌افتاد. انسان در مجموعه‌ای هماهنگ و طبیعی می‌زیست و از این راه با گروه اجتماعی خویش؛ یعنی قبیله، پیوند برقرار می‌کرد (دادگران، 1374، ص94).
 
به‌خاطر ارتباطات شفاهی، شعاع و نفوذ کلام محدود بود. فراگیری و حفظ اندیشه‌ها و هنجارهای جامعه، با حافظه انسان‌ها صورت می‌گرفت. اعتقادات و افکار مورد نظر، به‌صورت اشعار آهنگین و داستان‌های ساده اسطوره‌ای عرضه می‌شد که قابل‌یادآوری و نقل سریع بود (معتمدنژاد، 1382، ص18).
 
فرد برای گرفتن اطلاعات و آگاهی مجبور به مشارکت جمعی می‌شد. در این میان روحانیون و رهبران مذهبی به عنوان گروه مرجع، هدایت فرهنگی و اخلاقی افراد را برعهده داشتند. اخلاق سنتی واحد، بر تمامی افراد قبیله حاکم بود و این ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی و عبادی خود را در مناسک‌ها و آیین‌ها بازتولید و حفظ می‌کردند. همه در مکانی مقدس به نام مسجد، معبد، کنیسه و کلیسا گرد هم می‌آمدند و رهبر مذهبی آنها را موعظه و ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی و عبادی را گوشزد می‌کرد.
 

2. عصر ارتباط چاپی

این دوره تقریباً همان دوره سوم کنت در فاصله 1500 تا 1900 میلادی است. اختراع چاپ منشأ شکل‌گیری فرهنگ و تمدن مدرن و به دنبال آن، موجب پیدایی فردگرایی، خردگرایی، نخبه‌گرایی و ملی‌گرایی شد (مهدی‌زاده، 1391، ص27).
 
با اختراع چاپ و در دسترس قرار گرفتن کتاب، آموزش، از انحصار اشراف و نخبگان کلیسا درآمد و نهاد آموزش ایجاد شد. با ظهور طبقه‌ای از دانشمندان، دانش، اهمیت اجتماعی یافت (همان، ص26).
 
با سلطه چاپ و تولید نسخه‌های فراوان از یک متن واحد، اندیشه‌های نو روشنفکران ادبی، فلسفی و اجتماعی به‌سرعت گسترش یافت. روشنفکران و نویسندگان داستان و رمان، به عنوان گروه‌های مرجع جدید، جای روحانیون و راهبان کلیسا را گرفتند. ویکتور هوگو، کلیسا و کتاب را دو نظام رقیب توصیف کرده، بیان می‌کند: «این، آن را خواهد کشت» (بریگز، 1391، ص25).
 
اختراع چاپ منشأ شکل‌گیری فرهنگ و اخلاق مدرن شد. فرهنگ و اخلاق فردگرایی ناشی از چاپ، موجب تکثر و تنوع ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی برآمده از سوی نویسندگان و اندیشمندان گوناگون شد. هرکس به فراخور دسترسی به کتاب و نوشته‌ای، اخلاق خاص و منحصر به خود را برداشت و آن را نهادینه کرد. اغلب کتاب‌ها بی‌بهره از متون دینی و اخلاق خود برداشتِ انسانی، اخلاق عقل‌گرای این جهانی بود.
 

3. عصر ارتباط الکترونیک

از اواخر قرن نوزدهم، بر اثر توسعه وسایل ارتباطی الکترونیکی - چند دهه قبل با اختراع عکاسی، تلگراف، سینما، تلفن و سپس با اختراع رادیو، تلویزیون - فرهنگ الکترونیکی جهانی پدید آمد که مشخصه و بن‌مایه آن بر نمایش استوار شده بود.
 
والتر بنیامین، معتقد است از آنجا که آثار هنری ریشه در مذهب و در مراسم و آداب مذهبی دارد، آنها حالتی خاص به خود گرفته‌اند (استریناتی، 1380، صص113-119).
 
وی از آن به عنوان «هاله» اثر هنری یاد می‌کند که به‌سان اشیای مقدس جلوه می‌کند. نظر بنیامین درباره هاله، مبتنی بر این ادعا است که وجود اثر هنری با ارجاع به هاله آن، جدای از کارکرد آیینی آن نیست. بنابراین تولیدات اصلی هنری در بافت آیینی‌شان؛ یعنی مجموعه‌ای از آیین‌ها و رسوم همبسته با وجودشان، تجربه می‌شوند. در مقابل اثر هنری تکثیرشده در دوره مدرن به‌وسیله فناوری‌های رسانه‌ای چون عکاسی، تلویزیون و مجلات، کارکرد «نمایشی» دارند (لافی، 2007 به نقل از مهدی‌زاده، 1391، ص29).
 
فناوری عکاسی «ارزش آیینی» نقاشی را به «ارزش نمایشی» آن تغییر می‌دهد (بریگز، 1391، ص61). البته عکاسی بخشی از یک فرایند کلی در پیشرفت فناوری رسانه‌ای است که در مرحله بعد، توسط فیلم تکمیل شد و در رهاسازی هنر از سنت و مذهب مهم‌ترین نقش را ایفا کرد. (استریناتی، 1380، صص119-120)
 
پستمن از شارحان جبرگرایی فناوری رسانه‌ای مک لوهان، معتقد است اختراع تلگراف، تکنولوژی عکاسی شناخته‌شده فرهنگی را برای بسیاری از مردم آمریکا به ارمغان آورد که پایه و اساس باورهایشان شد «دیدن و نه شنیدن».
 
به عقیده پستمن «عصر نمایش» با تصویر و تلویزیون از راه رسید و بر عصر بیشتر فرهنگی، چاپ غلبه کرد. ما همانند کودکان یاد گرفتیم که به‌جای لذت‌های متنی از تصاویر لذت ببریم و اکنون در جهانی غافلگیرکننده زندگی می‌کنیم که با مفاهیم خردمندانه مخالفت می‌کند (لافی، 1394، صص56-57).
 
بیشتر رسانه‌های الکترونیکی صوتی و تصویری، استوار بر احساسی‌گری، ظاهرنمائی و علاقه‌جویی هستند. پرسش‌های مهم بیشتر درباره چگونه نگاه کردن و چگونه احساس کردن مطرح می‌شود. امروزه عکاسی، تلویزیون و سینما به‌خاطر تصویر بنیاد بودن و کارکرد سرگرمی و تفریح از مجریان، بازیگران برای برنامه‌های خود استفاده می‌کنند که موجب شکل‌گیری گروه مرجع جدیدی متشکل از مجریان، بازیگران و ورزشکاران شده است.
 
فضای نمایش رسانه‌ای (سینمایی، تلویزیونی و عکاسی در تبلیغات مدل و ژورنالیستی) با عکاسی، تلویزیون و فیلم، بر جامعه حاکم شده است.
 
این امر در این مسئله نهفته است که ذات رسانه‌های الکترونیک بر پایه تصویر و نمایش شکل گرفته‌اند، در این وضعیت هنرمندان و ورزشکاران و گروه‌های مرجع رسانه‌های تصویری بر گروه‌های مرجع چاپی غلبه می‌یابند.
 
این امر چیزی است که موجب شدن تکنولوژی را به دنبال داشته است. گریزی از آن نیست یا باید کامل تکنولوژی را کنار گذاشت یا اینکه با الزامات نمایشی و اخلاق نمایشی آن، کنار آمد.


بررسی اخلاق نمایشی مبتنی ‏بر تکنولوژی رسانه ‏ای

نقد جبرگرایی فناوری رسانه‌ای
در نقد جبرگرایی تکنولوژی از دیدگاه‌های تاریخی، اجتماعی و اقتصاد سیاسی، نوع نگاه و روند بررسی رسانه‌ها، چگونگی طرد و انفعال کلیسا و جابه‌جایی و تغییرات موازی تأثیرگذار بر روند تغییر و جابه‌جایی گروه مرجعیت در غرب، مباحث گوناگونی را اندیشمندان ارائه کرده‌اند که به آنها می‌پردازیم.
 
اهمیت و تقدم شرایط و اهداف اجتماعی- اقتصادی بر فناوری
 
ریموند ویلیامز در واکنش به ادعای جبرگرایانه می‌گوید: یک اختراع فنی در مقایسه با شرایط اقتصادی و اجتماعی پذیرش آن، اهمیت کمتری دارد (لافی، 1394، ص68).
 
وی به‌جای تأکید بر تکنولوژی به عنوان علت تحولات، بر علل ابداع و اختراع فنی آن تأکید می‌کند و می‌گوید تکنولوژی‌هایی مانند چاپ و تلویزیون، آگاهانه و با اهداف و مقاصدی خاص ایجاد شده‌اند. شاید تلویزیون پیامدهای ناخواسته دیگری نیز داشته باشد، اما این مسئله نباید مانع از فهم این نکته شود که در عمل تحقق و توسعه علمی- تکنولوژیک، به‌ندرت بدون اهداف از پیش تعیین‌شده انجام می‌شود (مهدی‌زاده، 1391، ص43).
 
تاریخ اجتماعی رسانه‌ها، یک تاریخ اجتماعی و فرهنگی و دربردارنده مؤلفه‌های سیاست، اقتصاد و به‌ویژه فناوری است، اما جبرگرایی فناورانه را که بر ساده‌سازی گمراه‌کننده تکیه دارد، مردود می‌شمارد. (بریگز، 1391، ص19)
 
در دوره شفاهی افکار و اطلاعات را در ذهن نگهداری می‌کردند؛ از این‌رو جوامع مختلف با این مشکل روبه‌رو شدند که چگونه فناوری‌ها و فرهنگ خود و سلطه بر اقوام دیگر را حفظ کنند، پس به اختراع خط پرداختند (دفلور، 1387، ص67).
 
با خروج از قرون وسطی، علاقه به کتاب افزایش یافت و به غیر از راهبان، افراد دیگری به تهیه نسخه‌های دستی کتاب‌ها پرداختند. مراکز تجاری به نام بنگاه‌های نسخه برداری و فروش کتاب رواج یافت. طی قرن سیزدهم در اغلب شهرهای بزرگ اروپا دانشگاه‌هایی تأسیس شد (ص81).
 
دو قرن قبل از اختراع چاپ، نیاز به کتاب فراتر از حد تولید توسط کاتبان نسخه‌های خطی بود (بریگز، 1391، ص27).
 
اصلاحات مذهبی پروتستان تقاضای زیادی را برای دریافت انجیل و کتاب‌های مذهبی در پی داشت، عصر روشنگری با نوآوری‌های توسعه‌ای در زمینه علوم، هنرها، فلسفه و ادبیات، سهم زیادی را در افزایش تقاضا برای کتاب‌های مختلف داشت (دفلور، 1387، ص85).
 
نخستین چاپخانه‌ها، بیشتر مؤسسات تجاری بودند که در کنار صنوف سرمایه‌داری، سازمان‌یافته بودند (تامپسون، 1380، صص70-71).
 
در ادامه صنعت تجاری چاپ برای توسعه نیازمند منابع مالی بود. بانک‌ها سهام این شرکت‌ها را خریدند و این شرکت‌های چاپ به‌طور آشکار، به یک بنگاه اقتصادی تبدیل شدند و برای سود بیشتر به مطالب سرگرمی و آگهی‌های تبلیغاتی روی آوردند.


بررسی اخلاق نمایشی مبتنی ‏بر تکنولوژی رسانه ‏ای

1. سرمایه‌داری و تکنولوژی رسانه‌ای

شیلر ضمن مخالفت با جبرگرایی تکنولوژی رسانه‌ای با نقد دیدگاه‌های خوش‌بینانه درباره پیشرفت‌های فناوری ارتباطی و اطلاعاتی و شکل‌گیری جامعه اطلاعاتی، این تحولات را ناشی از فشارها و الزامات نظام سرمایه‌داری و آثار و پیامد آن را تأمین منافع شرکت‌های تجاری سرمایه‌داری و به زیان اکثریت محروم در جامعه به‌اصطلاح اطلاعاتی، می‌داند (مهدی‌زاده، 1391، ص187) و اشاره می‌کند:
 
نوآوری‌های اطلاعاتی تحت فشار بازار برای افزایش سود انجام می‌گیرند و از همین‌رو، امروزه اطلاعات به عنوان یک کالا دادوستد می‌شود.
 
سرمایه‌داری معاصر از طریق شرکت‌های بزرگ، حاکمیت یافته و این اصل در رأس اولویت‌های این نوع شرکت‌ها قرار دارد که ارجحیت برای توسعه اطلاعات و فناوری‌های اطلاعاتی اهداف خصوصی و نه عمومی است. (وبستر، 1380، ص163)
 
شیلر به این شعار شرکت‌های چندملیتی که فناوری اطلاعات را کلید پیشرفت معرفی می‌کنند، انتقاد می‌کند.
 
شیلر دلایل نیازمندی شرکت‌های چندملیتی به فناوری ارتباطاتی و اطلاعاتی را ممکن شدن توسعه کار خود در کشورهای مختلف و کنترل و نظارت و ساماندهی فعالیت‌های بین‌المللی آنها می‌داند، از سویی بسیاری از تولیدات رسانه‌ای تنها در این شرایط بازار، قابل تولید است و این امر زمینه خوبی برای توجه به رسانه است.
 
به باور شیلر، پیشرفت‌های اطلاعاتی در توسعه مصرف‌گرایی نقشی بنیادی دارند؛ زیرا آنها فراهم‌آورنده ابزارهای مورد نیاز سرمایه‌داری شرکتی، برای ترغیب به‌دلخواه مردم و اجتناب‌ناپذیر دانستن این سبک از زندگی هستند.
 
شیلر استدلال می‌کند که در هنگامه استمرار آتش‌بار اطلاعات، همه قلمروهای حیات و وجود انسان در تیررس تهاجم ارزش‌های تجاری قرار دارند... که مهم‌ترین آنها به‌طور واضح، «مصرف» است. (همان، ص201)
 

2. نگاه تکمیلی، نه تکاملی

جبرگرایان فناوری رسانه‌ای، چاپ را در حالتی مجزا از پدیده‌های دیگر بررسی کرده‌اند؛ این در حالی است که برای سنجش پیامدهای اجتماعی و فرهنگی اختراع چاپ، باید به رسانه‌ها به عنوان یک کل، نظر افکنیم. بدین معنی که بدانیم تمامی وسایل گوناگون و متفاوت ارتباطی را به‌صورت یک بسته در نظر بگیریم و سیستمی رفتار کنیم.
 
اندیشیدن در چارچوب نظام رسانه‌ای تأکید بر این است که رسانه‌های مختلف در عین حال که ممکن است رقیب یکدیگر باشند، یا یکدیگر را تکرار و طنین‌انداز کنند، می‌توانند همدیگر را تکمیل نمایند. (بریگز، 1391، صص39-40)
 
وقتی رسانه‌ای تازه پا به عرصه وجود می‌گذارد، رسانه‌های قدیمی‌تر فراموش و از دور خارج نمی‌شوند، بلکه به همزیستی و تعامل با مولود تازه می‌پردازند. اقسام متفاوت رسانه‌های شفاهی بعد از اختراع چاپ به همزیستی و تعامل رسانه‌ای پرداختند. به همان نحو که رسانه‌های قدیمی هر دو دوره قبلی با تلویزیون، در آغاز قرن بیست و یکم همزیستی داشتند (همان، ص94).
 
تردیدی نیست که رسانه‌های مدرن و رسانه‌های سنتی در بسیاری از موقعیت‌ها، روابط متقابل دارند (یونسکو، 1980، ص211).
 
باید توجه کرد رسانه‌های شفاهی، چاپی و الکترونیکی، تکمیل‌کننده ارتباطات انسانی هستند، نه تکامل‌یافته چنان‌که با آمدن هر رسانه، رسانه قبلی حذف شود.
 

3. عدم تضاد سنت با فناوری رسانه

در مواجهه با رسانه‌ها، هیچ موضع خاص رویارویی با سنت، [گروه مرجع ارزش‌ها و هنجارهای اخلاق دینی] وجود ندارد. رسانه‌های ارتباطی را می‌توان نه تنها برای چالش و تضعیف ارزش‌های اخلاقی و باورهای سنتی، بلکه به منظور گسترش و تحکیم سنت‌ها نیز استفاده کرد (تامپسون، 1380، ص139).
 
از سوی دیگر، برای بسیاری از مردم گزینه حفظ شیوه‌های سنتی یا پذیرش روش‌های مدرن زندگی به‌صورت انتخاب این یا آن مطرح نمی‌شود، بلکه برعکس، مردم می‌توانند زندگی روزمره خود را در سیاقی سازماندهی کنند که عناصر سنتی با شیوه‌های جدید زندگی یکپارچه شود. سنت [و ارزش‌های اخلاقی و دینی] در جستجوی «معیشت و روشنگری» کنار گذاشته نمی‌شود، بلکه هیئتی دوباره یافته و شاید در رویارویی با دیگر شیوه‌های زندگی، تقویت و تحکیم یابد. (همان، ص236)
 
مثال نقض جبرگرایی فناوری رسانه
اینکه در نظریه‌های کلاسیک به این پرسش که، آیا تحولات رسانه‌ای سبب تضعیف سنت شفاهی و گروه مرجع دینی شده است؟ پاسخ مثبت داده‌اند از این پندار ناشی است که تحول جوامع مدرن با زوال نقش سنت در زندگی اجتماعی قرین خواهد بود.
 
نهضت روشنفکری، سنت و به‌ویژه دین را سرچشمه رازپردازی، دشمن منطق و مانع پیشرفت بشری، فرض قرار داده بودند و بسیاری استدلال می‌کردند که در تحول جوامع مدرن، توانمندی و پویندگی‌ای وجود داشت که به‌ذات نابودکننده سنت بود (همان، ص223).
 
اما پاسخ مثبت مذکور درک این نکته را دشوار می‌سازد که چرا برخی از سنت‌ها و نظام‌های باور سنتی [و دینی] همچنان در اواخر قرن بیستم، حضور برجسته دارند؟ چرا آنها- از جمله باورها، اعمال و اخلاق مذهبی- همچنان از ویژگی‌های فراگیر زندگی اجتماعی امروز به‌شمار می‌روند؟ (همان، ص226).
 
تحولات اسلام در انقلاب سال 1979 ایران، مثالی از این فرایند قدرت بازخیزنده اسلام است (همان، ص236) که نه تنها گروه مرجع روحانیت دینی حضور دارد، بلکه سایه حمایت و پدری خود را بر سایر گروه‌های مرجع حفظ کرده است.
 
الیهو کاتز در سال 1980، در مورد انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله بیان می‌کند: ما با واقعیت غافلگیرکننده‌ای روبه‌رو شدیم. نیرومندترین سازمان رادیو- تلویزیونی جهان سوم... با تمام وجود وفاداری به رژیم حاکم، در برابر یک شبکه ارتباطی میان فردی، مرکب از روحانیون، بازاریان و دانشجویان، با استفاده از اعلامیه‌ها و نوارهای صوتی کاست، فلج شده و از کار افتاد... پس از این باید به همکاران پژوهشگر ارتباطات، توصیه کرد که درباره این پدیده جدید، به مطالعه بپردازند (کاتز، 1980، صص7-9).
 
این غافلگیری و توصیه ایشان به پژوهشگران، چیزی جز تجدید نظر کردن در نظریه جبرگرایی رسانه‌ها و اثر آن در جابه‌جایی گروه‌های مرجع ندارد. تافلر در این باره می‌نویسد: «آیت‌الله خمینی، رسانه موج اول؛ یعنی موعظه‌های چهره‌به‌چهره روحانیون را با تکنولوژی موج سوم [الکترونیک] ترکیب کرد» (فرقانی، 1382، ص66). لذا رهبران روحانیت شیعه هم‌زمان با تغییرات زمان و مکان، و سازگاری با شرایط محیطی در به‌کارگیری فناوری‌های رسانه‌ای، ادامه حیات گروه مرجع روحانیت را تضمین کرد.
 
علل رویگردانی از مرجعیت کلیسا در اروپا
با اعلام مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراتوری رم و انتقال پایتخت امپراتوری از رم به قسطنطنیه در قرن چهارم، قدرت پاپ و کلیسای رم افزایش یافت. ارباب کلیسا به دنیاگرایی و جمع‌آوری مال روی آوردند. زمین‌های بخش عمده‌ای از اروپا به ملکیت کلیسا درآمد (سلیمانی اردستانی، 1394).
 
کلیساها خود به بزرگ فئودال‌ها تبدیل شدند. حاکمان کلیسا که خود را کلیدداران بهشت می‌دانستند، از سر دنیاطلبی شروع به فروش بهشت به سرمایه‌داران کردند (پارسانیا، 1389، ص104).
 
وفور ثروت در کلیسا باعث رواج انواع فسادها در میان روحانیان شد. کلیسای کاتولیک حق اندیشیدن درباره امور دینی را به انسان نمی‌داد و مدت‌های طولانی در برابر ابداعات فکری و اختراعات علمی جدید که نخستین‌بار از سوی ایرانی‌ها و مسلمانان پدید آمده بود، موانع بسیار سختی ایجاد کرده بودند (یونسکو، 1980، ص7).
 
این موارد سبب شد تا در اواخر قرون وسطی روحانیان نزد مردم منفور شوند و حتی این باور عمومی پدید آید که کلیسا باید اصلاح شود. با افزایش قدرت حکومت‌ها، کلیسا بیش از پیش نقش حاشیه‌ای پیدا کرد و با ظهور پروتستانیسم در قرن شانزدهم، انحصار ذاتی کلیسای کاتولیک از هم پاشید (تامپسون، 1380، ص65).
 
اصلاحات مذهبی بیش از همه مطلوب طبع و در خدمت طبقه بورژوا و سوداگر و سرمایه‌داران قرار گرفت. در پایان قرون‌وسطا در نتیجه عملکرد غلط کلیسا نسبت به علم، اندیشه و دانشمندان و رواج اندیشه‌های اصلاحی، سکولار و ضد دینی با حمایت صاحبان سرمایه اقتصادی و سیاسی، جهان غرب مسیحی موجی از انسان‌گرایی فرا گرفت. در این جریان نهضت روشنگری که در آن انسان باید همه‌چیز را با عقل نقاد خویش و به روش علوم تجربی بررسی کند و آن را به خوبی دریابد، به اوج خود رسید.
 
در این عصر به‌طور دائم کلیسا از حوایج روزمره جامعه سکولار شده، به حاشیه جامعه کشانده شد. مؤمنین نیز در جریان اصلاحات دینی و سکولار شدن جامعه، تغییرات اساسی در زندگی خویش می‌دادند. بدین ترتیب که به‌تدریج از وحی و انجیل و کلیسا به عنوان پناهگاه و وسیله نجات منقطع شدند و در باطن قائم به عقل و خرد خود شده و چون دوران قدیم به دین مسیحیت و کلیسا احساس وابستگی نمی‌کردند (مددپور، 1384).
 
از مباحث فوق می‌توان نتیجه گرفت که جبرگرایی تکنولوژی به‌تنهایی موجب تغییر و جابه‌جایی گروه‌های مرجع نبوده و نیست، بلکه در کنار آن، عوامل دیگر موجب شکل‌گیری گروه‌های مرجع جدیدی در کنار قبلی شده‌اند.
 
به عبارت دیگر واقع‌بینانه‌تر آن است که فناوری‌های رسانه‌ای مثل چاپ، عکس، تلویزیون و اینترنت را یک کاتالیزور و بستری بدانیم که بیشتر به تغییرات اجتماعی کمک می‌کند تا اینکه خود منشأ تغییرات باشد. از سوی دیگر لازم است تا علاوه بر ساختار و شرایط تکنولوژی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به نقش عاملیت انسانی و تعاملات و کنش متقابل انسان‌ها (ارتباطات) نیز توجه شود. نظریه نمایشی گافمن یکی از نظریات تعامل‌گرایی است.
 
نمایش معرفی خود
اروینگ گافمن در کتاب معرفی خود در زندگی روزمره بیان می‌دارد انسان بالذات خواهان دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن است و در روابط خود با دیگران به دنبال معرفی خود است. او نقش و بازی خود را متناسب با شرایط و فردی که با او در تعامل است، تنظیم و سعی می‌کند تا در زندگی اجتماعی، نمایش قابل قبولی ارائه کند از آنچه انتظار می‌رود، انجام دهند (اسمیت، 1394، ص110).
 
«اغلب مردم آنچه انجام می‌دهند به منظور ارائه اطلاعات به مخاطبان نیست، بلکه اجرای نمایش برای حضار است. در واقع به نظر می‌رسد که ما بیشتر وقت خود را در دادن اطلاعات سپری نمی‌کنیم، بلکه نمایش می‌دهیم» (لیتل‌جان، 1384، ص392).
 
هنگامی‌که فرد در حضور دیگران به اجرای نقش و نمایش می‌پردازد، نقش او بیانگر ارزش‌ها و هنجارهای مقبول و رسمی جامعه است. اجرا و بازنمایی ارزش‌ها و هنجارهای مقبول اجتماعی را می‌توان نوعی آیین و مناسک دانست که در آن، بازسازی و بازتأیید نمایشی ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی جامعه صورت می‌گیرد (مهدی‌زاده، 1391، ص119).
 
در این نمایش‌ها، کنشگران می‌کوشند تا به‌گونه‌ای احترام متقابل و شناسایی منزلت خود را نمایش دهند و با شیوه‌هایی مطابق با چشم‌داشت‌های اجتماعی، ظاهرشان را در تعاملات حفظ کنند (اسمیت، 1394، ص114) و احترام و شأن بالایی برای خود به دست آورند.


بررسی اخلاق نمایشی مبتنی ‏بر تکنولوژی رسانه ‏ای

نمایش رسانه‌ای
گافمن استدلال می‌کند که ویژگی نمایش‌گونه تعاملات روزمره در تعاملات رسانه‌ای بازتولید و تشدید می‌شود. مجریان و بازیگران رادیو و تلویزیون نقش‌های اجتماعی، ارزش‌ها، هنجارها، قواعد اخلاقی و رفتاری را به مخاطبان معرفی، عرضه و برای آن‌ها تقویت می‌کنند.
 
این افراد برای ایجاد اثر خوشایند، علاوه بر داشتن فیزیک جسمانی، صدا و تصویر مطلوب، از واژه‌ها و کلمات مناسب و نوع خطاب استفاده می‌کنند. هرچند نباید از دیگر عوامل افزایش خوشایندسازی در پشت صحنه نمایش رسانه‌ای غافل شد. اما عوامل و افراد متخصص چون نویسنده متن، طراح لباس و صحنه، نورپردازی، نمای درشت دوربین، موسیقی و تدوین که برآمده از مطالعات روان‌شناسی، اجتماعی و فرهنگی است، باعث هماهنگی و جذب مخاطبان و جلوگیری از گریزان و رنجانده‌شدن آن‌ها می‌شود.
 
همچنین گافمن توصیه می‌کند: «مجریان، بازیگران و هنرمندان در پشت صحنه نمایش رسانه‌ای نیز باید تلاش کنند که مخاطبان خود را راضی و خرسند کنند. آن‌ها باید مراقب رفتار و گفتار خویش نیز باشند» (گافمن، 1981، به نقل از مهدی‌زاده، 1391، ص120).
 
گرچه در بین افراد به‌اصطلاح سلبریتی روی صحنه کم نیستند افراد جاه‌طلب و بلندپرواز اجتماعی که رسانه‌ها در پشت صحنه رفتاری متفاوت بروز می‌دهند، اما افشا یا انتشار رفتار ناهنجار پشت صحنه سلبریتی‌های روی صحنه رسانه‌ها منجر به ایجاد شوک و فشار عمومی برای توجه بیشتر به معیارها و موازین اخلاقی می‌شود.
 
با این‌حال در کشور ما وجود گرایش‌ها و اپوزیسیون‌های سیاسی و هنری داخل و خارج کشور، همکاران و هواداران آن‌ها، در چنین مواردی از آن افراد خط‌شکن با عناوین هنر و آزادی بیان و حق انتخاب حمایت می‌کنند یا حداقل در برابر آن کار سکوت می‌کنند که خود همین جریان‌سازی موجب شهرت بیشتر سلبریتی می‌شود.
 
ادامه و تکرار این روند موجب می‌شود برخی ناهنجاری‌ها نهادینه و حتی رفتارهایی چون تبلیغ مد و برندپوشی و خود را بیشتر در معرض دید لنز دوربین‌ها و عموم گذاشتن ارزش شود. این مد و برندپوشی سلبریتی‌ها را مراکز تجاری و تبلیغی حمایت می‌کنند.
 
در معرض دید صفحات مجلات و سایت‌ها و کانال‌های فضای مجازی چنان اهمیتی برای برخی از سلبریتی‌ها پیدا کرده است که با استخدام مدیر روابط عمومی، طراح پوشش و آرایش و بادیگارد به این نمایش‌گری خود دامن زده و هویت خود را با دیده‌شدن و در معرض نمایش‌گذاشتن خود تعریف کرده و می‌کنند.
 
حتی برخی معتقد هستند حمایت‌های برخی سلبریتی‌ها از کودکان کار، بی‌سرپرست و کمک به زلزله‌زدگان را نه به‌دلیل کمک خیرخواهانه، بلکه برای مطرح‌شدن و دیده‌شدن خودشان تفسیر کرد.
 
گلاسنر به تصاویر زیاد اندام‌های موزون و ایده‌آل مجریان و بازیگران در یک آگهی تلویزیون و فیلم اشاره می‌کند که به عنوان منبع و معیار مشترک داوری درباره شایستگی خود و دیگران و ایجاد جذابیت اجتماعی وسیع ارائه می‌شوند. اندام‌هایی که علاوه بر سلامتی، معیار مهمی در مورد حس زیبایی‌شناسانه در آرایش، پوشش و استفاده از وسایل شخصی را در معرض دید عموم قرار می‌دهد (لافی، 2007، به نقل از مهدی‌زاده، 1391، ص122).
 
به کمک رسانه‌هایی چون تلویزیون «افراد مشهور، نه‌تنها زندگی خصوصی‌شان را با قلمرو عمومی مرتبط می‌سازند، بلکه می‌توانند زندگی خصوصی اشخاص را با زندگی خصوصی خود مرتبط سازند» (گافمن، 1979، به نقل از لافی 2007، ص82).
 
ارتباط نزدیک و خودمانی بین «شخصیت‌های رسانه‌ای» و مخاطبان موجب شکل‌گیری تعامل «فرااجتماعی» می‌شود. این ارتباط نزدیک و خودمانی با استفاده مداوم از رادیو و تلویزیون به‌ویژه میزگردهای رادیویی و تلویزیونی با نماها و تصاویر بزرگ و دیگر اشکال اجرای برنامه مانند حضور مخاطب در استودیو باعث شکل‌گیری نوعی تصور غلط درباره صمیمیت می‌شود.
 
شخصیت رسانه‌ای تصور نادرست یا ساختگی از صمیمیت را با دقت زیاد خلق می‌کند که کاملاً یک‌سویه است. در خلال این ارتباط، کاراکتر و الگویی برای رفتار مخاطبان فراهم می‌کنند (مهدی‌زاده، 1391، صص128-129).
 
برخی چنان عمیق با شخصیت تلویزیونی یکی می‌شوند و رابطه با واقعیت را از دست می‌دهند که می‌تواند منجر به «گم‌گشتگی هویت» در آن‌ها شود. محرک ایجاد صمیمیت فرااجتماعی، بازیگران متخصص عرضه خود هستند نه تکنولوژی‌های رسانه‌ای که برخی ادعا می‌کنند (همان، ص130).
 
رسانه‌ها از جمله آگهی‌ها، فیلم‌ها، موسیقی و کلیپ‌ها گونه ساختگی و مصنوعی آیین‌ها، هنجارها و قواعد اجتماعی و اخلاقی را عرضه می‌کنند که به واقع در برخی از وضعیت‌های اجتماعی وجود دارند. گافمن این فرآیند را «حاد آیینی‌سازی» یا تشدید آیینی‌سازی می‌نامد که در آن، رسانه‌ها به آیینی‌سازی اشکال تعامل تمایل دارند که به‌صورت آیین در جهان اجتماعی وجود دارد (لافی 2007، به نقل از مهدی‌زاده، 1391، ص124).
 
انسان مدرن که در ابتدای رنسانس سعی داشت با عنوان افسون‌زدایی، آیین‌ها و مراسم دین و خرافه را از بین ببرد، اکنون به‌دلیل احساس خلأ، سعی دارد تا با هدایت «پدر سلبریتی» به‌جای پدر روحانی یا روشنفکر در فضای اجتماع تلویزیونی به‌جای کلیسا و سالن سخنرانی آیین وضع کند و مراسم بگیرد، اما باید دانست که آن حلقه گم‌شده انسان، «معنا» است که در آغاز رنسانس با قطع ارتباط با دین و ارزش‌های اخلاق دینی از آن محروم شد.
 
حال نیز نمایش هرچیز و هرکس، بدون ارتباط با دین و ارزش‌های دینی برای این «معنایابی و بازتولید معنا» غیرممکن خواهد بود. هرچند برخی افراد جوان به‌ویژه زنان را بتواند به خود جذب کند.
 
پویایی و تحرک یکی از ضرورت‌های فرهنگی یک جامعه است. گروه‌های مرجع در این زمینه نقش کلیدی دارند و رسانه‌های گروهی برای ایجاد پویایی فرهنگی در جامعه تلاش می‌کنند تا گروه‌های مرجع را به مردم معرفی کنند، اما صداوسیما گاه با سیاست یا محافظه‌کاری برخی مدیران شبکه یا گروه‌های برنامه‌ساز، عدم دعوت از شخصیت‌ها و چهره‌های فکری، فرهنگی و دینی جامعه، از ترس اینکه مبادا نقدی داشته باشند، گروه‌های مرجع دینی و روشنفکری را به حاشیه می‌برد.
 
در حالی‌که همزمان ما شاهد حضور مداوم سلبریتی‌ها در برنامه‌های تلویزیونی و به‌تازگی سلبریتی‌های بازیگری هستیم که در نقش مجری برنامه‌های مسابقه ظاهر می‌شوند و گاه مبالغ درخور توجهی به آنان می‌پردازند.
 
نهادهای فرهنگی و هنری مثل سینما و صداوسیما به‌جای تقویت گروه‌های مرجع، روزبه‌روز گروه مرجع روحانیت و روشنفکران را ضعیف‌تر می‌کند و حوزه نفوذ سلبریتی‌ها در جامعه گسترش پیدا می‌کند.
 
نفوذ و تأثیرگذاری اخلاق نمایشی سلبریتی‌ها چنان شده است که ما شاهد حضور و نقش‌آفرینی آن‌ها در روابط ثروت و قدرت و شکل‌گیری مثلث قدرت شهرت ثروت هستیم.
 
در نتیجه با نوعی اشرافیت اجتماعی در بین سلبریتی‌ها و آقازاده‌های سیاسی اقتصادی مواجه هستیم؛ آقازاده‌ها و سلبریتی‌ها به‌شکل‌های مختلف یکدیگر را تقویت و فرهنگ و اخلاق جامعه را تضعیف می‌کنند.
 
امروزه علاوه بر آقازاده‌ها، نوه‌های مسئولان کشور با سلبریتی‌ها ازدواج می‌کنند. از یک طرف مسئولان پول و ثروت در اختیار سلبریتی‌ها قرار می‌دهند و از سوی دیگر سلبریتی‌ها نیز باتوجه‌به شهرت و نفوذی که در بین افکار عمومی دارند از مسئولان حمایت می‌کنند (فیاض، 1397).
 
نفوذ سلبریتی‌ها و اخلاق نمایشی آن‌قدر زیاد شده است که برخی هیئت‌های مذهبی در جشن‌های مذهبی تلاش می‌کنند برای جذب مخاطب، شهرت و نمایش هیئت مذهبی خود، سلبریتی‌ها را در هیئت خود جمع و آنان را در سطح شهر اعلام و تبلیغ کنند که «جشن نیمه شعبان با حضور فلان مجری یا بازیگر رسانه ملی برگزار می‌شود».
 

بررسی اخلاق نمایشی مبتنی ‏بر تکنولوژی رسانه ‏ای


مصرف و زندگی نمایشی وبلن
تئوریسین وبلن در مورد جامعه مادی‌گرا و مصرفی آمریکا و در مورد سرچشمه‌های اجتماعی رقابت بیان می‌کند که حرمت نفس و عزت نفس همان بازتاب حرمتی است که دیگران برای انسان قائل می‌شوند. در نتیجه، اگر شخص به‌خاطر عدم توفیق در کوشش‌های رقابت‌آمیز مورد پسند جامعه، چنین حرمتی را به‌دست نیاورد، از فقدان حرمت نفس رنج خواهد برد.
 
پس، انگیزه تلاش وقفه ناپذیر در فرهنگ رقابت‌آمیز، در هراس از دست دادن حرمت نفس ریشه دارد. «آن افرادی از اجتماع که از نظر میزان متعارف و پذیرفته شده لیاقت یا مالکیت در جامعه قدری کم می‌آورند و در چشم اعضای دیگر اجتماع احترامشان را از دست می‌دهند، در احترام به خودشان نیز دچار کمبود می‌شوند؛ زیرا مبنای معمولی احترام به نفس، همان احترامی است که همسایگان برای انسان قائل می‌شوند.
 
تنها افرادی که خوی استثنایی دارند، در درازمدت می‌توانند با وجود فقدان احترام در چشم دیگران حرمت نفس خود را نگه دارند. پس همین که تملک دارایی، مبنای حرمت همگانی شود، مالکیت به‌صورت لازمه آن رضایت خاطری در می‌آید که احترام به نفس خوانده می‌شود» (وبلن، 1383، صص30-31).
 
در این جامعه مادی‌گرا، مالکیت و خرید و به نمایش گذاشتن داشته‌ها، ملاک اعتبار و ارزش و احترام می‌شود. در یک فرهنگ رقابتی که انسان‌ها ارزش خود را در مقایسه با ارزش دیگران می‌سنجند، هرکسی پیوسته در تکاپوی آن است که از همسایگان پیشی بگیرد و تب چشم و هم چشمی، همگان را فرا می‌گیرد.
 
«به محض آنکه شخص به تنعم‌های تازه ای دست می‌‌یابد و به معیار ثروت نوینی خو می‌گیرد، این معیار تازه همچون معیارهای پیشین، دیگر نخواهد توانست او را به اندازه کافی ارضا کند. هدف این انباشتگی ثروت، در مقایسه با قدرت پولی بقیه افراد اجتماع تعیین می‌شود. هر فرد متعارفی تا زمانی که در مقایسه با دیگران احساس کمبود کند، پیوسته در ناخشنودی شدید از نصیب کنونی‌اش به سر خواهد برد، اما زمانی که همین شخص به معیار متعارف قدرت مالی و یا طبقه دلخواهش دست یابد، تازه آن ناخشنودی شدید جایش را به این توقع بی‌قرارانه می‌دهد که فاصله قدرت مالی خودش را با متوسط مالی اجتماع زیادتر کند» (همان، ص31).
 
به نظر وبلن در جامعه مادی زده سرمایه‌داری مصرف چشمگیر، تن آسایی چشمگیر و نمایش چشمگیر نمادهای بلند پایگی، وسایلی هستند که انسان‌ها می‌کوشند تا در چشم همسایگانشان برتر جلوه کنند و در ضمن، برای خودشان نیز ارزش بیشتری قائل شوند.
 
مصرف چشمگیر کالاهای گران قیمت، وسیله کسب آبرومندی نجیب‌زادگان تن‌آسا است (همان، ص75). نجیب‌زادگان همراه با نجیب‌زادگی، تن آسایی الزامی را به ارث می‌برند (همان، ص76). در چنین سبک زندگی خاصی همسران، فرزندان می‌کوشند برای بالا بردن منزلت خویش و خانواده، با پوشش و آرایش و مواد مصرفی تجملاتی گران قیمت خود را به نمایش بگذارند.
 
در عصر اشراف سالاری، این سبک‌های زندگی نمایشی منحصر به طبقه تن‌آسا واقع در رأس هرم اجتماعی بود، اما اکنون آن نمایش‌ها و اخلاق نمایشی سراسر ساختار اجتماعی را فرا گرفته است. هر طبقه‌ای تا جایی که می‌تواند، سبک زندگی طبقه بالاتر از خودش را الگو قرار می‌دهد.
 
در نتیجه اعضای هر قشری طرح زندگی قشر بالاتر از خودش را سرمشق هنجاری و اخلاقی قرار می‌دهند. این سرلوحه آبرو مندی، از طبقه تن‌آسا سرچشمه می‌گیرد، اما ویژگی فرهنگ و اخلاق کلی جامعه و سبک‌های زندگی ویژه آن را تعیین می‌کند (کوزر، 1373، صص362-363).
 
نتیجه چیزی نیست جز اخلاق نمایشی. وظیفه نهادهای فرهنگی و هنری این است که این ملاک و معیار رقابت مورد پسند جامعه را از مالکیت مادی و خرید و مصرف نمایشی به سوی ارزش‌ها و معیارهای انسانی و دینی همچون علم، تقوای الهی، تعاون، کارآفرینی، اخلاق دینی و کمک به بندگان خدا معطوف دارند.


بررسی اخلاق نمایشی مبتنی ‏بر تکنولوژی رسانه ‏ای

بحث و نتیجه‌گیری
امروزه نهادهای مذهبی، آموزشی و رسانه‌ای اطلاعات و محتوای نمادین را تولید و در جهان اجتماعی به گردش در می‌آورند و به دنبال خود، گروه‌های مرجع جدیدی برای قدرت می‌آفرینند.
 
ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم، تنها یک گروه به عنوان گروه مرجع، افراد این جامعه باشند. تعدد و تکثر گروه‌های مرجع، جزء لوازم ضروری زندگی امروز است.
 
اندیشه جبرگرایی تکنولوژیک رسانه‌ای که معتقد است هر جامعه به وسیله تکنولوژی رسانه‌ای شکل گرفته است که به آن دسترسی پیدا کرده است، نه تنها از وجود مستندات تاریخی رنج می‌برد بلکه برعکس نشانه‌ها و شواهدی دارد که خلاف آن را به اثبات می‌رساند.
 
شواهد و نظریه‌های تحلیلی نشان می‌دهد فناوری‌های رسانه‌ای چون چاپ و تلویزیون به‌منظور اهداف اقتصادی و سیاسی به‌وجود آمده‌اند.
 
جبرگرایان فناوری رسانه‌ای، چاپ را در حالت مجزا از پدیده‌های دیگر بررسی کرده‌اند. این در حالی است که برای سنجش پیامدهای اجتماعی و فرهنگی اختراع چاپ، باید به رسانه‌ها به‌عنوان یک کل، نظر افکنیم. در مواجهه با رسانه‌ها، هیچ موضع خاص رویارویی با سنت و گروه مرجع روحانیت وجود ندارد، بلکه پس از فراهمی فزاینده از اشکال نمادین رسانه‌ای، سنت شفاهی با اشاعه و انتشار محصولات رسانه‌ای تکمیل می‌شود.
 
پاسخ مثبت نظریه‌پردازان جبرگرایانه به جا به‌جایی گروه مرجع روحانیت با عاملیت فناوری رسانه از این پندار ناشی می‌شود که آن‌ها تحول جوامع مدرن را با زوال نقش سنت - دین و روحانیت - در زندگی اجتماعی را ثابت فرض کرده بودند. در صورتی که برخی سنت‌ها و از جمله باورها و اعمال مذهبی با محوریت روحانیت از ویژگی‌های فراگیر زندگی اجتماعی امروز به‌شمار می‌روند.
 
تحولات اسلام در انقلاب سال 1979 ایران، نقض کننده این ادعا است که اندیشمندانی چون راجرز به اشتباه بودن جبرگرایی فناوری رسانه‌ای اعتراف و مطالعه آن را توصیه کرده‌اند.
 
شاهد مثال تاریخی از علل جا به‌جایی گروه مرجع روحانیت کلیسا در اروپا نه جبرگرایی فناوری رسانه بود و نه تناسب شرایط اجتماعی، فرهنگی اروپا با دیگر جوامع و نه مسیحیت با ادیان دیگر؛ چرا که از نظر اجتماعی کلیسای قرون وسطی با تقلیل دین به ساحت فردی و شخصی، ناکارآمدی آن در عرصه‌های مورد نیاز مسیحیان در زندگی اجتماعی از یک سو و دنیا زدگی و آلودگی به فساد مالی و اخلاقی اربابان کلیسا از سوی دیگر موجبات تنفر و دوری مردم از کلیسا فراهم کرد.
 
از بُعد معرفتی نیز قرائت و تفسیر تحریف شده کلیسا، قرائتی ظاهرگرایانه، عقل ستیز بود که با استناد به ظواهر گزینشی به رد و تکفیر فرقه‌ها و اندیشه‌های دیگر می‌پرداخت. هم گرایی سرمایه‌داری سوداگر، فناوری چاپ، جا به‌جایی زبان لاتین به زبان‌های ملی، استقلال نهاد آموزش، افزایش قدرت حکومت‌های سیاسی، رشد و تفکر روشنگری و تأکید بر عقل خود بنیاد و دنیا گرایی به زوال تدریجی جامعه آمیخته با تقدس مسیحیت و روحانیت کلیسا انجامید.
 
انسان بالذات، خواهان دوست داشتن و دوست داشته شدن و در روابط خود با دیگران به دنبال معرفی خود است. سرچشمه‌های اجتماعی حرمت نفس و عزت نفس همان بازتاب حرمتی است که دیگران برای انسان قائل می‌شوند.
 
در نتیجه، اگر شخص به‌خاطر عدم توفیق در کوشش‌های رقابت‌آمیز و مورد پسند جامعه، چنین حرمتی را به دست نیاورد، از فقدان حرمت نفس رنج خواهد برد.
 
هنگامی که فرد در حضور دیگران به اجرای نقش و نمایش می‌پردازد، نقش او بیانگر ارزش‌ها و هنجارهای مقبول و رسمی جامعه است و با بازسازی و باز تأیید نمایشی ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی جامعه صورت می‌گیرد.
 
در این نمایش‌ها، کنشگران می‌کوشند احترام متقابل و شناسایی منزلت خود را به‌گونه‌ای نمایش دهند و احترام و شأن بالایی برای خود به دست آورند. ویژگی نمایش گونه تعاملات روزمره، در تعاملات رسانه‌ای باز تولید و تشدید می‌شود.
 
مجریان و بازیگران رادیو و تلویزیون، نقش‌های اجتماعی، ارزش‌ها، هنجارها، قواعد اخلاقی و رفتاری را به مخاطبان معرفی، عرضه و تقویت می‌کنند.
 
تصاویر زیاد اندام‌های موزون و ایده‌آل مجریان و بازیگران در یک آگهی، تلویزیون و فیلم اشاره می‌کند که به عنوان منبع و معیار مشترک داوری درباره شایستگی خود و دیگران و ایجاد جذابیت اجتماعی وسیع ارائه می‌شوند.
 
البته در بین به‌اصطلاح سلبریتی روی صحنه رسانه‌ها، کم نیستند افراد جاه‌طلب و بلندپرواز اجتماعی، که در پشت صحنه، رفتاری متفاوت دارند. هرچند افشا یا انتشار رفتار ناهنجار پشت صحنه سلبریتی‌های روی صحنه منجر به ایجاد شوک به معیارها و موازین اخلاقی می‌شود؛ اما در کشور ما وجود گرایش‌ها و اپوزیسیون‌های سیاسی و هنری داخل و خارج کشور، با عناوین هنر و آزادی بیان و حق انتخاب حمایت می‌شود یا لااقل با سکوت از آن عبور می‌کنند.
 
رسانه‌های گروهی برای ایجاد پویایی فرهنگی، گروه‌های مرجع را به مردم معرفی کنند، اما صداوسیما گاه با محافظه‌کاری برخی مدیران شبکه با دعوت نکردن از شخصیت‌ها و چهره‌های فکری، فرهنگی و دینی جامعه گروه‌های مرجع دینی و روشنفکری را به حاشیه می‌برد. در حالی که همزمان شاهد حضور مداوم و بسیار سلبریتی‌ها در برنامه‌های تلویزیونی هستیم و این موجب گسترش حوزه نفوذ سلبریتی‌ها در جامعه می‌شود.
 
از سوی دیگر، مصرف چشمگیر کالاهای گران قیمت، وسیله کسب آبرومندی نجیب‌زادگان تن‌آسا تعریف شده است. در چنین سبک زندگی خاص، همسران و فرزندان آن‌ها می‌کوشند برای بالا بردن منزلت خویش و خانواده، با پوشش و آرایش و مواد مصرفی تجملاتی گران قیمت خود را به نمایش بگذارند.
 
اکنون آن نمایش‌ها و اخلاق نمایشی، سراسر ساختار اجتماعی را فرا گرفته‌اند. هر طبقه‌ای تا آنجا که می‌تواند، سبک زندگی طبقه بالاتر از خودش را الگو قرار می‌دهد؛ در نتیجه اعضای هر قشر، طرح زندگی قشر بالاتر از خودش را سرمشق هنجاری و اخلاقی قرار می‌دهد.
 
این سرلوحه آبرو مندی از طبقه تن‌آسا سرچشمه می‌گیرد، اما ویژگی فرهنگ و اخلاق کلی جامعه و سبک‌های زندگی خاص، آن را تعیین می‌کند (کوزر، 1373، صص362-363) که نتیجه آن چیزی نیست جز اخلاق نمایشی.
 
نویسنده: غلامحسن عیوضی (دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام)
 
منابع:
فارسی:
الف) کتاب
لافی، دن (1394). درآمدی بر نظریه رسانه‌ها. ترجمه: رضا جلیلی سه بردان. اصفهان: جهاد دانشگاهی واحد اصفهان.
بریگز، ایسا؛ برک، پیتر (1391). تاریخ اجتماعی رسانه‌ها از گوتنبرگ تا اینترنت. ترجمه: حسن نمکدوست تهرانی، تهران: همشهری.
ادیبی، حسین و انصاری، عبدالمعبود (1383). نظریه‌های جامعه‌شناسی. تهران: دانژه.
کوزر، لیوئیس (1373). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: علمی.
ریتزر، جورج و گودمن، داگلاس جی (1390). نظریه جامعه‌شناسی مدرن. ترجمه: خلیل میرزایی و عباس لطفی‌زاده. تهران: انتشارات جامعه‌شناسان.
وبستر، فرانک (1380). نظریه‌های جامعه اطلاعاتی. ترجمه: اسماعیل قدیمی. تهران: انتشارات قصیده سرا.
دادگران، محمد (1374). مبانی ارتباطات جمعی. تهران: فیروزه.
کوئن، بروس (1384). درآمدی بر جامعه‌شناسی. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: توتیا.
رابرتسون، ایان (1372). درآمدی بر جامعه (با تأکید بر نظریه‌های کارکرد گرایی، ستیز و کنش متقابل). ترجمه: حسین بهروان. مشهد: نشر آستان قدس رضوی.
مهدی‌زاده، سید محمد (1391). نظریه‌های رسانه اندیشه‌های رایج و دیدگاه‌های انتقادی. تهران: همشهری.
فرقانی، محمد مهدی (1382). درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران با مقدمه کاظم معتمد نژاد. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.
مک لوهان، مارشال (1387). رسانه پیام است، در نظریه‌های ارتباطات (جلد 4). ترجمه: گودرز میرزایی. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری.
ون لون، یوست (1388). تکنولوژی رسانه‌ای از منظر انتقادی. ترجمه: احد علیقلیان. تهران: همشهری.
تامپسون، جان (1380). رسانه‌ها و مدرنیته، نظریه اجتماعی رسانه‌ها. ترجمه: مسعود اوحدی. تهران: سروش.
دفلور، ملوین و اورت ای. دنیس (1387). شناخت ارتباطات جمعی. ترجمه: سیروس مرادی و ناصر باهنر. تهران: دانشکده صداوسیما.
بریگز، ایسا و برک، پیتر (1391). تاریخ اجتماعی رسانه‌ها از گوتنبرگ تا اینترنت. ترجمه: حسن نمکدوست تهرانی. تهران: همشهری.
وبلن، تورشتن (1383). نظریه طبقه مرفه. ترجمه: فرهنگ ارشاد، نشر نی.
 
ب) مقاله
صبوری خسرو شاهی، حبیب (1390). «بررسی گروه‌های مرجع جوانان در شهر تهران». فصلنامه پژوهش اجتماعی. دوره چهارم، ش11. صص35-51.
 
ج) پایگاه اینترنتی
سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم (1394). «ادیان زنده جهان (غیر از اسلام)». قم: انتشارات کتاب طه. در:
https://rasekhoon.net/article/show/1331327
مددپور، محمد (1384). «کلیسای مسیح در ادوار تاریخی آبادان: پرسش». در:
https://rasekhoon.net/article/show/680429
قانعی راد، سید محمد امین (1396). «سلسله مباحث آسیب‌شناسی گروه‌ها مرجع در عصر مجازی». قابل بازیابی در:
https://www.jamaran.ir
فیاض، ابراهیم (1397). «اتحاد منحوس سلبریتی‌ها با آقازاده‌ها». مصاحبه با روزنامه آرمان امروز. در:
www.armandaily.ir/fa/news/main/235880
 
لاتین:
Elihu Katz. (1980). Preface in Chin-Chuan Lee. Media Impperialism Reconsidered. Beverly Hills: Sage, 1980.
Many Voices One world: Communication and Society Today and Toworrow-Towards a New More Just and More Efficient world Information and Communication Order paris: Unesco, 1980
 
منبع:
مجموعه مقالات اولین همایش علمی پژوهشی اخلاق و رسانه، جلد اول: رسانه اخلاقی (بخش اول)، انتشارات دین و رسانه، چاپ اول 1398ش.



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط