ابراهیم بوذری (۱۲۷۵ – ۱ بهمن ۱۳۶۵) خوشنویس، ادیب و خواننده تعزیه و از کارشناسان ردیفهای آوازی بود. در ۱۲۷۴ یا ۱۲۷۵ ش در روستای کرود طالقان زاده شد.
پدرش ملا على اصغر بود، جد وى مرحوم سلطان محمد بود که قرآنهاى بسیارى به خط زیباى وى موجود میباشد. تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانه روستا آغاز کرد، کمی بعد، به تهران آمد و در منزل شیخ محمدآقا بوذری طالقانی، مدرّس مدرسه سپهسالار، اقامت گزید.
بوذری در هر سه خط و بهویژه نستعلیق مهارت کافی داشت و پس از سالها خدمت در مجلس شورای ملّی در 1340 خورشیدی بازنشسته شد. همزمان با آن، سالها باعنوان کارشناس رسمی خطوط و امضای فارسی در وزارت دادگستری مشغول بهکار بود.
بوذری افزون بر خوشنویسی، طبع شعر نیز داشت و از در آواز نیز استاد بود و دارای صدایی گرم و دلنشین بود. او بجز کتابتهای بسیار، کتیبههای آرامگاه سعدی، شاهخلیلالله در یزد و کتیبۀ رو به تهران دروازه قرآن شیراز (بهخطّ ثلث) را از خود بهیادگار گذاشته است. بوذری در 1365 خورشیدی درگذشت و در بهشتزهرای تهران بهخاک سپرده شد.
تحصیلات بوذری
بوذری دارای تحصیلات عالی در ادبیات بود و عربی و فقه و اصول را در محضر روحانیون بزرگ زمان آموخته بود. او در خط نستعلیق شاگرد زین العابدین ساعتساز٬ محمد عماد طاهری و عمادالکتاب سیفی بود.
خط ثلث را از عبدالحمید ملک الکلامی معروف به امیرالکتاب و نسخ را نرد علی عبدالرسولی آموخت. بوذری در موسیقی و آواز شاگرد ابوالحسن خان اقبال آذر (اقبال السلطان) و سیّد حسین طاهرزاده بود.
مشاغل
وی مدرّس انجمن خوشنویسان ایران، مشاور رسمی کارشناسی تعزیه در وزارت فرهنگ و هنر وقت و مشاغل دیگری در ادارات مختلف دولتی و دانشکده معقول و منقول (الهیات) بود.
گرچه بوذری بیشتر به عنوان مدرّس هنر خطاطی مشهور است و خود نیز مانند غالب اساتید قدیم موسیقی مایل نبود که در جامعه، موسیقیدان شناخته شود، با این همه مقام او در موسیقی کمتر از خطاطی نیست.
بوذری در موسیقی نیز، همانند خطاطی، پایبند سرسخت اصول سنتی قدیم بود. وی متاثر از سبک استاد خویش اقبال آذر بود و این شیوه را آموزش می داد. از شاگردان وی می توان از صدیف رامبد نام برد.
آثار بوذری
از تالیفات او «تعزیه در ایران و دو مجلس آن» است که در سال ۱۳۵۴ چاپ شد و در زمینه موسیقی سلسله نوارهایی از اجراهای خصوصی همراه ساز و آواز اساتید مختلف دارد که در دسترس عموم نیست. آثار خوشنویسی او فراوان است.
به عنوان نمونه مخمس صفی علیشاه، کتیبههای آرامگاه سعدی و دروازه قرآن شیراز، کلام چند تصنیف از امیرجاهد (چاپ در جلد اول دیوان امیرجاهد)، کتابت بسیاری از کتابهای ادبی و آثار بسیار دیگری از او بهیادگار مانده است.
خط نستعلیق
نستعلیق یکی از شیوههای خوشنویسی ایرانی است. این واژه چنانکه در تَذکِرهها و مُرَقَّعات و اشعار آوردهاند، از دو واژهٔ نَسْخ و تَعلیق پدید آمده است. خطِّ نستعلیق دومین خطِّ ویژهٔ ایرانیان است.
پیدایش نستعلیق پس از حملهٔ مغول و در روزگار ایلخانی با دگرگونیهای شگرف در نگارگری ایرانی همراه بود و این دو تحول، همزمان و در عصرِ زرّینِ هنرِ ایران شکل گرفتهاند و بنابراین بررسیِ یکی بدون توجه به دیگری درست نمینماید.
نستعلیق در محیطی پرورش یافت که در آن، نگارگری ایران فُرمِ قطعیِ خویش را در آثارِ احمد موسی در نیمهٔ نخست سدهٔ هشتم هجری یافته بود. بهگمانِ بسیار، نستعلیقهای نخستین، پیرامون اواخرِ زندگیِ احمد موسی همزمان با آغازِ ظهورِ میرعلی تبریزی در اوایلِ نیمهٔ دومِ سدهٔ هشتم هجری و در بخش بزرگی از غرب ایران پدیدار شدهاند.
هیچ نشانهای مبنی بر پیدایشِ نستعلیق پیش از نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری وجود ندارد. با آنکه بیشتر پژوهشگران، واضعِ این خط را میرعلی تبریزی دانستهاند اما هیچ اطلاعاتِ مُتقَنی در اینباره وجود ندارد و تنها گفتهٔ سُلطانعلی مشهدی است که میرعلی را واضعِ این خط دانسته است.
نشانهها این نتیجه را بهدست میدهند که نستعلیق به یکباره و توسط یک تن آفریده نشده و پیدایش آن تدریجی بوده است و احتمالاً میرعلی تبریزی برای نخستین بار آن را قاعدهمند و اصولش را مشخص کرده است و ازاینرو او را واضعِ نستعلیق نامیدهاند.
یکی از شیوههای خوشنویسی ایرانی است. این واژه چنانکه در تَذکِرهها و مُرَقَّعات و اشعار آوردهاند، از دو واژهٔ نَسْخ و تَعلیق پدید آمده است. خطِّ نستعلیق دومین خطِّ ویژهٔ ایرانیان است.
پیدایش نستعلیق پس از حملهٔ مغول و در روزگار ایلخانی با دگرگونیهای شگرف در نگارگری ایرانی همراه بود و این دو تحول، همزمان و در عصرِ زرّینِ هنرِ ایران شکل گرفتهاند و بنابراین بررسیِ یکی بدون توجه به دیگری درست نمینماید. نستعلیق در محیطی پرورش یافت که در آن، نگارگری ایران فُرمِ قطعیِ خویش را در آثارِ احمد موسی در نیمهٔ نخست سدهٔ هشتم هجری یافته بود.
بهگمانِ بسیار، نستعلیقهای نخستین، پیرامون اواخرِ زندگیِ احمد موسی همزمان با آغازِ ظهورِ میرعلی تبریزی در اوایلِ نیمهٔ دومِ سدهٔ هشتم هجری و در بخش بزرگی از غرب ایران پدیدار شدهاند. هیچ نشانهای مبنی بر پیدایشِ نستعلیق پیش از نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری وجود ندارد.
با آنکه بیشتر پژوهشگران، واضعِ این خط را میرعلی تبریزی دانستهاند اما هیچ اطلاعاتِ مُتقَنی در اینباره وجود ندارد و تنها گفتهٔ سُلطانعلی مشهدی است که میرعلی را واضعِ این خط دانسته است.
نشانهها این نتیجه را بهدست میدهند که نستعلیق به یکباره و توسط یک تن آفریده نشده و پیدایش آن تدریجی بوده است و احتمالاً میرعلی تبریزی برای نخستین بار آن را قاعدهمند و اصولش را مشخص کرده است و ازاینرو او را واضعِ نستعلیق نامیدهاند.
منابع:
زندگینامه بیش از دویست و پنجاه تن از بزرگان موسیقی ایران
قلیچخانی، حمیدرضا (۲۷ خرداد ۱۳۸۹). «فهرست خوشنویسان دوران قاجار تا معاصر
زعیمی، خسرو. "از نستعلیق تا نستعلیق". ماهنامه هنر و مردم. دوره ۱۶، ش ۱۸۱. آبان ۱۳۵۶. ص: ۳۶-۵۴
بیانی، مهدی. احوال و آثار خوشنویسان. انتشارات علمی. چاپ دوم. تهران ۱۳۶۳ش
انجمن خوشنویسان اصفهان
قلیچخانی، حمیدرضا (۲۷ خرداد ۱۳۸۹). «فهرست خوشنویسان دوران قاجار تا معاصر».
بلر، شیلا (۱۳۹۶). خوشنویسی اسلامی. ترجمهٔ ولیالله کاووسی. تهران: فرهنگستان هنر. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۲۳۲-۲۴۸-۰.
حصوری، علی (۱۳۹۸). زیبایی خط فارسی: تحلیل تاریخی. تهران: چشمه. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۸۵۴-۶.
راهجیری، علی (۱۳۴۹). تاریخ مختصر خط و سیر خوشنویسی در ایران. تهران: مشعل آزادی.
فضائلی، حبیبالله (۱۳۶۲). اطلس خط. اصفهان: مشعل.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.