ناب ترین اشعار مولانا

مولانا جلال‌ الدین محمد بلخی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی است که به دلیل اشعار عمیق و معنوی‌ اش در سراسر جهان شناخته شده است. در ادامه به نمونه های از معروف ترین اشعار مولانا پرداخته ایم.
دوشنبه، 17 شهريور 1404
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: لیلا معصومی
موارد بیشتر برای شما
ناب ترین اشعار مولانا
جلال‌ الدین محمد بلخی (۶ ربیع‌ الاول ۶۰۴ هجری قمری / ۱۲۰۷ میلادی – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری / ۱۲۷۳ میلادی)، مشهور به مولوی، مولانا و رومی، یکی از شاعران برجسته فارسی‌ زبان، فقیه حنفی، متکلم ماتریدی و عارف صوفی قرن سیزدهم میلادی بود. او در دوره حکومت خوارزمشاهیان به دنیا آمد و آثار ماندگاری در عرصه عرفان و ادبیات فارسی به جا گذاشت.
نام کامل او «محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران زندگی با القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» شناخته می‌ شده است. در سده‌ های بعدی، از حدود سدهٔ نهم هجری، القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» نیز برای او به کار رفته‌ اند. همچنین برخی از اشعارش نشان می‌ دهند که تخلص او «خاموش»، «خَموش» یا «خامُش» بوده است. نفوذ مولوی از مرزهای ملی و تقسیمات قومی فراتر رفته است. ایرانیان، افغان‌ ها، تاجیک‌ ها، ترک‌ ها، یونانیان، سایر مسلمانان آسیای میانه و مسلمانان جنوب شرق آسیا طی هفت قرن گذشته به‌شدت تحت تأثیر میراث معنوی رومی قرار گرفته‌ اند. اشعار او به زبان‌ های بسیاری در سراسر جهان ترجمه شده که موجب شده مولوی، با نام رومی در غرب، به‌ عنوان «محبوب‌ ترین» و «پر فروش‌ ترین» شاعر در ایالات متحده شناخته شود.
بیشتر آثار مولوی به زبان فارسی سروده شده‌ اند، اما در برخی از اشعارش به‌ ندرت از زبان‌ های ترکی، عربی و یونانی کاپادوسیه‌ ای نیز بهره برده است. با بررسی و شمارش اشعار منتسب به مولوی، در کنار بیش از ۶۱٬۰۰۰ بیت فارسی او، ۱۲ بیت ترکی، ۵ بیت مُلَمَّع (متشکل از یک مصرع فارسی و یک مصرع ترکی)، و ۱۷ بیت حاوی عبارت‌ های ترکی به جز وام‌ واژه‌ هایی چون یغما و اردو به او نسبت داده شده‌ اند. همچنین، چند سطر نثر ترکی در کنار آثار منثور او به زبان فارسی و عربی، شامل فیه‌ ما فیه، مجالس سبعه و مکتوبات، به مولانا منسوب است. علاوه بر این، مولانا دارای ۲۳ بیت ملمع به زبان یونانی، چندین بیت با عبارات یونانی، و بیش از هزار بیت ملمع و نثر به زبان عربی نیز می‌ باشد.
تعداد کمی از غزلیات مولانا که پیش از دیدار او با شمس سروده شده‌ اند، به سبک شاعران رسمی همچون خاقانی و انوری نوشته شده‌ اند. در این اشعار، کمتر می‌ توان آن شور و حال مستی ویژه‌ ای را که در اکثر غزلیاتش پس از ملاقات با شمس مشاهده می‌ شود، یافت. غزلیات مولانا از قواعد و سنت‌ های رسمی رایج در شعر فاصله دارد و ویژگی برجسته آن وحدت موضوع و مضمون است. به این معنا که مولانا یک موضوع را از بیت آغازین مطرح کرده و سپس با افزودن ابیات جدید، به تدریج آن موضوع را روشن‌ تر و عمیق‌ تر می‌ کند.
 

نگاهی به آثار مشهور مولانا

 
دیوان شمس تبریزی
این اثر مجموعه‌ ای از غزلیات برجسته است که به افتخار درویش شمس تبریزی نامگذاری شده. دیوان شمس تبریزی از شاهکارهای جاودان مولانا و یکی از بزرگ‌ ترین آثار منظوم ادبیات فارسی به‌ شمار می‌ آید.
 
مثنوی معنوی
یک مجموعه شش‌ جلدی از اشعار تعلیمی است که مولانا آن را با هدف شرح جنبه‌ های گوناگون زندگی معنوی سروده. خواندن این اشعار از همان ابتدا در مجالس سماع انجام می‌ شد و نخستین 18 بیت آن به نی‌ نامه معروف است.
 
رباعیات
مولانا در مجموعه رباعیات خود تعداد 1659 رباعی سروده که در سطح غزلیات و مثنوی جای نمی‌ گیرد. اما رباعیات با مضامین عرفانی و تعمق‌ های معنوی، نمایانگر اندیشه‌ ها و سبک ویژه بیان مولانا هستند.
 
فیه ما فیه
این کتاب، مجموعه سخنان و تقریرات مولانا است که اگرچه شباهت قابل توجهی به مثنوی دارد، با نثر روان‌ تر و مفاهیم روشن‌ تر ارائه شده و فاقد کنایات شعری است. فیه ما فیه از سخنرانی‌ های مولانا در مجالس مختلف گردآوری شده و احتمالاً توسط پسرش، بهاء الدین، یا یکی دیگر از مریدان ثبت شده است.
 
مکاتیب
شامل نامه‌ ها و نوشته‌ های مولانا به نثر است که خطاب به افراد معاصر او ارسال شده‌ اند.
 
مجالس سبعه
این اثر مجموعه‌ ای از مواعظ و سخنان مولانا ست که وی بر منبر جهت هدایت و پند دادن به دیگران بیان کرده است.
 

مجموعه ای از ناب ترین اشعار مولانا

 
نمونه ای از اشعار عاشقانه مولانا
گر بیدل و بی دستم وز عشق تو پابستم
بس بند که بشکستم، آهسته که سرمستم 
در مجلس حیرانی، جانی است مرا جانی
زان شد که تو می دانی، آهسته که سرمستم
پیش آی دمی جانم، زین بیش مرنجانم
ای دلبر خندانم، آهسته که سرمستم
ساقی می جانان بگذر ز گران جانان
دزدیده ز رهبانان ، آهسته که سرمستم 
رندی و چو من فاشی، بر ملت قلاشی
در پرده چرا باشی؟ آهسته که سرمستم 
ای می بترم از تو من باده ترم از تو
پرجوش ترم از تو، آهسته که سرمستم 
از باده جوشانم وز خرقه فروشانم
از یار چه پوشانم؟ آهسته که سرمستم
تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم
خود را چو فنا دیدم، آهسته که سرمستم 
هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم
نور دل ادریسم، آهسته که سرمستم 
در مذهب بی کیشان بیگانگی خویشان
با دست بر ایشان آهسته که سرمستم
ای صاحب صد دستان بی گاه شد از مستان
احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم

گر شاخه ها دارد تری
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان، تو چیزی دیگری

عمر که بی عشق رفت هیچ حسابش مگیر 
آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام
درکنج ویران مانده ام ، خمخانه را گم کرده ام
هم در پی بالائیان ، هم من اسیر خاکیان
هم در پی همخانه ام ،هم خــانه را گم کرده ام 
آهم چو برافلاک شد اشکم روان بر خاک شد
آخر از اینجا نیستم ، کاشانه را گم کرده ام
درقالب این خاکیان عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم کرده ام 
از حبس دنیا خسته ام چون مرغکی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم کرده ام
در خواب دیدم بیدلی صد عاقل اندر پی روان
می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم کرده ام
گر طالب راهی بیا ، ور در پـی آهی برو
این گفت و با خود می سرود، پروانه راگم کرده ام 
نمونه ای از اشعار مولانا در رابطه با خداوند
ای در دل من، میل و تمنا، همه ی تو!
وندر سر من، مایه سودا، همه ی تو!
هر چند به روزگار در می نگرم
امروز همه ی تویی و فردا همه ی تو

دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است

معشوقه چو آفتاب تابان گردد
عاشق به مثال ذره گردان گردد 
چون باد بهار عشق جنبان گردد
هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد 
نمونه ای از اشعار پر طرفدار مولانا
گفتی که مستت میکنم 
پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ 
گفتی که تا گفتی خودآ
گفتی که درمانت دهم 
بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟ 
گفتی صبوری باید این

ای در دل من میل و تمنا همه تو 
وندر سـر من مایه سودا همه تو
هرچند به روزگار در می نگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو

بیچاره تر از عاشق بی صبر کجاست
کاین عشق گرفتاری بی هیچ دواست
درمان غم عشق نه صبر و نه ریاست
در عشق حقیقی نه وفا و نه جفاست

بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان ها 
تا وا شود چو کاسه در پیش تو دهان ها 
بر گیجگاه ما زن ای گیجی خردها 
تا وارهد به گیجی این عقل ز امتحان ها 
ناقوس تن شکستی ناموس عقل بشکن 
مگذار کان مزور پیدا کند نشان ها
ور جادویی نماید بندد زبان مردم 
تو چون عصای موسی بگشا برو زبان ها 
عاشق خموش خوشتر دریا به جوش خوشتر
چون آینه ست خوشتر در خامشی بیان ها 
نمونه ای از اشعار کوتاه مولانا 
من پیر فنا بدم جوانم کردی
من مرده بدم ز زندگانم کردی
می ترسیدم که گم شوم در ره تو
اکنون نشوم گم که نشانم کردی

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی تو به سر نمی شود

جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش می کند
عقل خروش میکند بی تو به سر نمی شود

نیست از عاشق کسی دیوانه تر 
عقل از سودای او کورست و کر 
نمونه ای از اشعار مولانا در رابطه با عشق 
ماییم که از باده ی بی جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم

گر شاخه ها دارد تری
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان، تو چیزی دیگری

بیچاره تر از عاشق بیصبر کجاست
کاین عشق گرفتاری بی هیچ دواست
درمان غم عشق نه صبر و نه ریاست
در عشق حقیقی نه وفا و نه جفاست 
نمونه ای از ناب ترین اشعار مولانا
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد

بشنو این نی چون شکایت می کند
از جداییها حکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما 
ای درشکسته جام مـا ای بــردریده دام ما 
ای نور مـا ای سور مـا ای دولت منصور مـا 
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما 
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما 
ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما 
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما 
در گل بمانده پای دل جان می دهم چه جای دل 
وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما
نمونه ای از ناب ترین اشعار عربی مولانا
طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
یا حبیب الروح این الملتقی اوحشتنا
حبذا شمس العلی من ساعه نورتنا
مرحبا بدر الدجی من لیله ادهشتنا
لیس نبغی غیرکم قد طال ما جربتنا
ما لنا مولا سواکم طال ما فتشتنا
یا نسیم الصبح انی عند ما بشرتنی
یا خیال الوصل روحی عند ما جمشتنا
یا فراق الشیخ شمس الدین من تبریزنا
کم تری فی وجهنا آثار ما حرشتنا

یا نسیمَ الصُّبحِ إنّی عندما بَشَّرتَنِی
یا خَیالَ الوَصلِ روحی عِندما جَمَّشتَنا
یا فِراقَ الشیخِ شمسِ الدّینَ مِن تَبریزنا
کَم تَری فِی وَجهِنا آثارَ ما حَرَّشتَنا

مولانا مولانا اغنانا اغنانا
امسینا عطشانا اصبحنا ریانا
لا تاسی لا تنسی لا تخشی طغیانا
اوطانا اوطانا من اجلک اوطانا
شرفنا آنسنا ان کنت سکرانا
یا بارق یا طارق عانقنا عریانا
من کان ارضیا ما جاء مرضیا
فلیعبد فلیعبد فرقانا فرقانا
من کان علویا قد جاء حلویا
نرویهم معنانا الوانا الوانا
و الباقی و الباقی بینه یا ساقی
یا محسن یا محسن احسانا احسانا

یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی
یا ملکا جواره مکتنفی و مؤمنی
انت عماد بنیتی انت عتاد منیتی
انت کمال ثروتی انت نصاب مخزنی
قره کل منظر مقصد کل مشتری
قوه کل ناعش قدره کل منحنی
انت ولی نعمتی مونس لیل وحدتی
انت کروم نائل حول جناه نجتنی
سید کل مالک مخلص کل هالک
هادی کل سالک ناعش کل منثنی
چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم
هوش مرا به رغم من ناطق راز می‌کنی
نمونه ای از اشعار مولانا در رابطه با خداوند
ای وصل تو اصل شادمانی
کان صورت‌ هاست وین معانی
یک لحظه مبر ز بنده که نیست
بی آب سفینه را روانی
من مصحف باطلم ولیکن
تصحیح شوم چو تو بخوانی
یک یوسف بی‌ کس است و صد گرگ
اما برهد چو تو شبانی
هر بار بپرسیم که چونی
با اشکم و روی زعفرانی
این هر دو نشان برای عام است
پیشت چه نشان چه بی‌ نشانی
ناگفته حدیث بشنوی تو
ننوشته قباله را بخوانی
بی خواب تو واقعه نمایی
بی آب سفینه‌ ها برانی
خاموش ثنا و لابه کم کن
کز غیب رسید لن ترانی

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
‌بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
‌بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
‌خموشید خموشید خموشی دم مرگ است
هم از زندگی است این که ز خاموش نفیرید

تویی سور و منم راقص، من اسفل تو معلایی
چو تو آیی، بنامیزد، دوی از پیش برخیزد
تصرفها فرو ریزد به مستی و به شیدایی
تو ما باشی مها ما تو، ندانم که منم یا تو
شکر هم تو، شکر خا تو، بخا، که خوش همی خایی
وفادارست میعادت، توقف نیست در دادت
عطا و بخشش شادت، نه نسیه‌ست و نه فردایی

هرکه او ارزان خرد ارزان دهد
گوهری طفلی به قرصی نان دهد
‌غرق عشقی‌ ام که غرقست اندرین
عشق­ های اولین و آخرین
مجملش گفتم نکردم زان بیان
ورنه هم افهام سوزد هم زبان

منبع: پژوهش راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
بهترین غذاهای فست‌فودی که با پنیر پیتزا خوشمزه‌تر می‌شوند
بهترین غذاهای فست‌فودی که با پنیر پیتزا خوشمزه‌تر می‌شوند
نگاهی به الگوپذیری از پیامبر (ص) در قرآن و تفاسیر
نگاهی به الگوپذیری از پیامبر (ص) در قرآن و تفاسیر
جنایت‌هایی که فراموش نمی‌شوند
play_arrow
جنایت‌هایی که فراموش نمی‌شوند
چرا رهبر شهید به پناهگاه نرفتند؟
play_arrow
چرا رهبر شهید به پناهگاه نرفتند؟
جهانگیر: آقای خرازی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد
play_arrow
جهانگیر: آقای خرازی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد
پرونده یونیک فایننس به کجا رسید؟
play_arrow
پرونده یونیک فایننس به کجا رسید؟
ترامپ برای فرار از پاسخ‌گویی به خبرنگاران، جنگ را بهانه کرد
play_arrow
ترامپ برای فرار از پاسخ‌گویی به خبرنگاران، جنگ را بهانه کرد
رابرت دنیرو: کشور من دیگر دوست داشتنی نیست
play_arrow
رابرت دنیرو: کشور من دیگر دوست داشتنی نیست
مک‌گریگور: ترامپ با شکست در کنگره روبرو است؛ عملیات پرچم دروغین دیگر کار نمی‌کند
play_arrow
مک‌گریگور: ترامپ با شکست در کنگره روبرو است؛ عملیات پرچم دروغین دیگر کار نمی‌کند
وزیر خزانه داری آمریکا: به زودی شاهد توافق با ایران خواهیم بود
play_arrow
وزیر خزانه داری آمریکا: به زودی شاهد توافق با ایران خواهیم بود
برای حفظ زندگی مشترک چه دعاهایی بخوانیم؟
برای حفظ زندگی مشترک چه دعاهایی بخوانیم؟
برای آسان شدن ازدواج فرزند چه دعاهایی سفارش شده است؟
برای آسان شدن ازدواج فرزند چه دعاهایی سفارش شده است؟
آمریکا تصاویر جدیدی از اشیاء ناشناس پرنده در خاورمیانه منتشر کرد
play_arrow
آمریکا تصاویر جدیدی از اشیاء ناشناس پرنده در خاورمیانه منتشر کرد
آنچه از پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی پس از انهدام باقی ماند
play_arrow
آنچه از پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی پس از انهدام باقی ماند
مهران غفوریان: دوست دارم نقش شهید بازی کنم
play_arrow
مهران غفوریان: دوست دارم نقش شهید بازی کنم