پیوست دوازده: اطلاعات شفافیت موضوع ماده 53(1)، بند (b) – مستندات فنی برای ارائهدهندگان مدلهای هوش مصنوعی عمومی جهت ارائه به ارائهدهندگان پاییندستی که مدل را در سیستم هوش مصنوعی خود ادغام میکنند
اطلاعات موضوع ماده 53 (1)، بند (b) باید حداقل شامل موارد زیر باشد:
1. یک توصیف عمومی از مدل هوش مصنوعی عمومی شامل:
(a) وظایفی که مدل برای انجام آنها طراحی شده است و نوع و ماهیت سیستمهای هوش مصنوعی که مدل میتواند در آنها ادغام شود؛
(b) سیاستهای استفاده قابل قبول (acceptable use policies) قابل اعمال؛
(c) تاریخ انتشار و روشهای توزیع؛
(d) اینکه مدل چگونه با سختافزار یا نرمافزاری که بخشی از خود مدل نیست تعامل دارد یا میتواند با آن تعامل داشته باشد، در صورت قابل اعمال بودن؛
(e) نسخههای نرمافزارهای مرتبط با استفاده از مدل هوش مصنوعی عمومی، در صورت قابل اعمال بودن؛
(f) معماری و تعداد پارامترها؛
(g) شیوه (modalities) (برای مثال متن، تصویر) و قالب ورودیها و خروجیها؛
(h) مجوز (licence) مدل.
2. توصیف عناصر مدل و فرآیند توسعه آن شامل:
(a) ابزارهای فنی (برای مثال دستورالعملهای استفاده، زیرساخت، ابزارها) مورد نیاز برای ادغام مدل هوش مصنوعی عمومی در سیستمهای هوش مصنوعی؛
(b) شیوه (modality) (برای مثال متن، تصویر و غیره) و قالب ورودیها و خروجیها و حداکثر اندازه آنها (برای مثال طول پنجره زمینه (context window) و غیره)؛
(c) اطلاعات مربوط به دادههای مورد استفاده برای آموزش، آزمون و اعتبارسنجی، در صورت قابل اعمال بودن، شامل نوع و منشأ دادهها و روشهای آمادهسازی (curation methodologies).
.jpg)
تحلیل پیوست XII (شفافیت برای ارائه به توسعهدهندگان پاییندستی)
پیوست XII در نگاه کلی یک تغییر ظریف اما بسیار مهم در فلسفه تنظیمگری هوش مصنوعی را نشان میدهد: تمرکز از «کنترل مستقیم مدل» به «شفافیت در زنجیره تأمین هوش مصنوعی». برخلاف پیوست XI که روی مستندسازی کامل برای نهادهای نظارتی تمرکز دارد، اینجا هدف اصلی این است که ارائهدهنده مدل (مثلاً سازنده یک مدل پایه) اطلاعاتی ارائه کند که توسعهدهندگان پاییندستی بتوانند آن مدل را بهدرستی در سیستمهای خود ادغام کنند. این یعنی قانونگذار به جای فقط نظارت، در حال استانداردسازی «قابلیت استفاده صنعتی» مدلهاست.از نظر محتوایی، این پیوست همچنان بخش زیادی از اطلاعات فنی کلیدی را طلب میکند: وظایف مدل، معماری، تعداد پارامترها، نوع ورودی/خروجی، مجوز استفاده و سیاستهای استفاده مجاز. اما تفاوت مهم این است که این اطلاعات با هدف «استفاده عملی در ادغام» طراحی شدهاند، نه صرفاً ارزیابی حقوقی یا نظارتی. برای مثال، اشاره به تعامل مدل با سختافزار و نرمافزار بیرونی یا نسخههای نرمافزاری مرتبط، مستقیماً به درد مهندسانی میخورد که میخواهند مدل را در یک محصول واقعی پیادهسازی کنند.
بخش دوم پیوست نیز نشان میدهد که شفافیت فقط به توضیح کلی محدود نمیشود، بلکه وارد جزئیات فنی قابل استفاده در توسعه میشود. مواردی مثل حداکثر اندازه ورودی (context window)، قالب دادهها، و ویژگیهای دادههای آموزشی، عملاً یک «راهنمای فنی استاندارد» برای توسعهدهندگان downstream ایجاد میکند. این سطح از جزئیات باعث میشود ادغام مدلها در محصولات مختلف قابل پیشبینیتر و کمریسکتر شود.
در مجموع، پیوست XII را میتوان بهعنوان «پل ارتباطی بین سازنده مدل و توسعهدهنده کاربردی» در نظر گرفت. اگر Annex XI برای تنظیمگرها و ارزیابهای ریسک است، Annex XII برای مهندسان و شرکتهایی است که میخواهند از مدل استفاده کنند. هدف اصلی آن افزایش قابلیت همکاری (interoperability)، کاهش خطاهای ادغام و جلوگیری از استفاده نادرست ناشی از کمبود اطلاعات فنی است.
منبع: ترجمه شده توسط بخش فناوری های نوین سایت راسخون