به من مي‌گن هري كثيف

اين‌طور به نظر مي‌رسد كه گران‌تورينو به نوعي فيلم خداحافظي كلينت ايستوود است. اما او هنوز فيلم‌سازي 78ساله است با ظاهري خوب و قوي و بسيار فعال در عرصة فيلم‌سازي. من او را در اين فيلم هري كثيف پير مي‌بينم، اما اين‌بار كلينت ايستوود يك افراطي پير است كه ديگر توانايي آزار رساندن به ديگران را ندارد. (در فيلم سال1971 به نظر مي‌رسد كه او از تصور
دوشنبه، 29 آذر 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
به من مي‌گن هري كثيف

به من مي‌گن هري كثيف
به من مي‌گن هري كثيف


 

نويسنده: راجر ابرت




 
نقد فيلمنامه «گران تورينو»
اين‌طور به نظر مي‌رسد كه گران‌تورينو به نوعي فيلم خداحافظي كلينت ايستوود است. اما او هنوز فيلم‌سازي 78ساله است با ظاهري خوب و قوي و بسيار فعال در عرصة فيلم‌سازي. من او را در اين فيلم هري كثيف پير مي‌بينم، اما اين‌بار كلينت ايستوود يك افراطي پير است كه ديگر توانايي آزار رساندن به ديگران را ندارد. (در فيلم سال1971 به نظر مي‌رسد كه او از تصور غلطي كه درباره‌اش وجود داشت ناراحت بود؛ «حالا مي‌دونيد كه چرا به من مي‌گن هري كثيف. در هر كار كثيفي پيشرفت مي‌كنم.») در اينجا بازمانده‌اي است از ارتش و متعلّق به طبقة كارگري. (زماني در كارخانة هواپيمايي فورد در كره كار مي‌كرده است.) آخرين تصوير ايستوود نشان دادن هري در سال‌هاي بعد است كه بازنشسته شده و تنها در خانه‌اي تميز و كوچك زندگي مي‌كند. عقايد نژادي سفت و سختي دارد و اين درحالي است كه همسايگاني دارد با نژادهاي درهم آميخته.
اين فيلم، بزرگ‌ترين و يا حتي جدّي‌ترين فيلم ايستوود نيست. مسلّماً چنين تصوري هم پيش نمي‌آيد. اساساً گران تورينو نمونة بازسازي شده هري كثيف است. اين‌بار هري به جاي شليك گلوله فرياد مي‌زند و به جاي ديوانه‌بازي هيپي‌ها يا يك افسرپليس فاشيست با اسلحه در پي گروه تبهكاران مونگ است. گروهي كه قصد دارند پسر همساية مونگ او را عضو خود كنند و قبل از دادن امتيازاتي به او تا سر حدّ مرگ كتكش بزنند. در اينجا هري نقابي كاملاً انساني بر صورت مي‌زند. در جايي از داستان از جانب مونگ‌ها دعوت مي‌شود كه باهم باشند و در سكانسي با زبان خارجي درگير است و كسي به او مي‌خندد. بعدها ياد مي‌گيرد كه دست كشيدن به سر بچه‌ها بدشانسي مي‌آورد و هنگامي‌كه زن مونگ بشقاب او را پر از غذاهاي غيرقابل توصيف مي‌كند، لبخند بي‌جاني تحويلش مي‌دهد.
در اينجا دو دنيا باهم برخورد دارند؛ كمدي و درامي نه چندان جدّي. اما اين بدين‌معنا نيست كه ايستوود انگيزه جدّي براي احياءكردن آن مرد را ندارد. در جايي در همان اوايل فيلم به يك كارآگاه ضد اجتماع مي‌گويد: «اون هيچ‌كار جالبي انجام نمي‌ده، هري از همه متنفره. ملوان، ميمون، سگ مزدور، سفيدپوست، كاكا سياه، چيني. هركسي كه بگي.» مجموعه‌اي از ديالوگ‌ها با اشارات چشمي پشت سرهم گفته مي‌شود، اما احتمالاً ايستوود از اين قضيه تا حدّي به رضايت نرسيده و يا احساس كرده كه به اندازه كافي پيش نرفته و دوباره شخصيتي نژادپرست را به نمايش مي‌گذارد. در اينجا هري در تمام توهين‌هاي نژادي مهارت دارد و با ميل و رغبت آنها را به زبان مي‌آورد. احتمالاً بر اين باور است كه اين كار به كسي آسيب نمي‌رساند و هم كسي با آدم خشني مثل او كاري ندارد. اما متوجة اين قضيه نيست كه مردم او را خوب مي‌شناسند. (سال‌هاست كه تنها به يك آرايشگاه مي‌رود.) اما اين افراد جديد (افرادي كه برخاسته از فرهنگ مونگ و با نزاكت و باشعور هستند) از اين رفتار خشن او ناراحت مي‌شوند. از قاطي شدن در كار همسايه‌ها سر باز مي‌زند و نسبت به آنها احساس خوبي ندارد. (در ابتدا شايد از جهتي حق با او باشد، چراكه پسر همسايه قصد دزديدن گران‌تورينوي او را داشته.)
بهترين و ساده‌ترين لحظه در فيلم، قسمتي است كه هري با اكراه و از روي بي‌ميلي دست پير و چروكيده‌اش را دراز مي‌كند. اگر او به اشتباه به سر پسرك دست مي‌كشد، دست‌كم لحظه‌اي به دست مي‌آورد تا براي ابراز احترام براي كسي سر تكان دهد. اگر او غذا و گل‌هاي آن خانواده را رد مي‌كند، بيشتر به اين دليل است كه مي‌خواهد تنها باشد نه اينكه واقعاً به اين موضوعات بي‌علاقه است. (صحنة دوست‌داشتني زماني است كه سيني ساندويچ تخم‌مرغ را پيدا مي‌كند... بدون لحظه‌اي درنگ به همساية مونگي‌اش مي‌آموزد كه آن را داخل خانه‌اش بگذارد.) هري رابطة تند و تيز با همسايگانش را بيشتر مي‌كند؛ «اينجا كلّي غذا هست.» «آره اما بهتره از سگ من دور بموني.» «نگران نباشيد ما فقط گربه مي‌خوريم.»
شايد طرح كلّي فيلم شبيه هري كثيف و مونگ‌ها به نظر برسد، اما تمركز آن روي هري است. درست مثل هر فيلم‌ساز كارآزموده‌اي، ايستوود نگاهي به دوره زندگي خودش دارد و بازسازي و بازنگري ظاهري‌اي از گذشته انجام داده است.
خط داستاني ايستوود در گران‌تورينو درست برخلاف فيلم قبلي‌اش بچه اشتباهي سرزنده‌تر و بي‌پرده‌تر است. او هميشه روش ساده‌اي براي روايت داستان دارد.
و براي پايان داستان، پاياني كاملاً ملودرام به تصوير كشيده؛ رويارويي نهايي با تبهكاران شرور مونگ چيزي نيست مگر يك پايان ملودرام.
مي‌دانم كه نام واقعي شخصيت فيلم والت است... اما ايستوود به شدّت احساس مي‌كند كه كار كوچك ناتمامي دارد. كه كلّ آخر فيلم را به گفتن اين كار ناتمام اختصاص داده است. اين آواز قو هري است؛ آخرين شانس او براي ايفاي نقش در جامعة مدني و سفيدپوستي كه حاضر است براي ديگران قرباني شود.
منبع:criticafterdark.com
نشريه فيلم نگار؛ شماره82



 

نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
فلسفه وقف در اسلام؛ از خیر لحظه‌ای تا خیر ماندگار
فلسفه وقف در اسلام؛ از خیر لحظه‌ای تا خیر ماندگار
بازدید سرلشکر عبداللهی از یک سایت‌ تولید زیرزمینی موشک
play_arrow
بازدید سرلشکر عبداللهی از یک سایت‌ تولید زیرزمینی موشک
روایت نایب‌رئیس دوم ‌مجلس از اختاپوس حاکم بر صنعت خودرو
play_arrow
روایت نایب‌رئیس دوم ‌مجلس از اختاپوس حاکم بر صنعت خودرو
رکوردشکنی شهروند روس با پرش از لایه‌های بالایی جَو
play_arrow
رکوردشکنی شهروند روس با پرش از لایه‌های بالایی جَو
ساخت محیط سه بعدی با قابلیت جدید هوش مصنوعی
play_arrow
ساخت محیط سه بعدی با قابلیت جدید هوش مصنوعی
سوپر گل دام بالارد بازیکن بریستول به بیرمنگهام با پشت پا
play_arrow
سوپر گل دام بالارد بازیکن بریستول به بیرمنگهام با پشت پا
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی: ترامپ می‌خواهد بازی جدیدی به‌نام جنگ اقتصادی راه بیندازد که حسابش را خواهیم رسید
play_arrow
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی: ترامپ می‌خواهد بازی جدیدی به‌نام جنگ اقتصادی راه بیندازد که حسابش را خواهیم رسید
تاکر کارلسون: اسرائیل با سلاح آمریکایی فلسطینی‌ها را قتل‌عام می‌کند
play_arrow
تاکر کارلسون: اسرائیل با سلاح آمریکایی فلسطینی‌ها را قتل‌عام می‌کند
روایت دبیر شورای‌عالی امنیت ملی از پیشنهاد جدید نتانیاهو به ترامپ
play_arrow
روایت دبیر شورای‌عالی امنیت ملی از پیشنهاد جدید نتانیاهو به ترامپ
یک ربات انسان‌نما از چین، رکورد اوسین بولت را شکست
play_arrow
یک ربات انسان‌نما از چین، رکورد اوسین بولت را شکست
مرشایمر: ترامپ می‌خواهد جنگ لبنان را از ایران جدا کند، اما نتانیاهو آتش‌بس نمی‌خواهد
play_arrow
مرشایمر: ترامپ می‌خواهد جنگ لبنان را از ایران جدا کند، اما نتانیاهو آتش‌بس نمی‌خواهد
وزیر خزانه‌داری آمریکا مانند یک گانگستر دیگر کشورها را تهدید می‌کند!
play_arrow
وزیر خزانه‌داری آمریکا مانند یک گانگستر دیگر کشورها را تهدید می‌کند!
فواز جرجیس: ایران، ونزوئلا و کوبا نیست؛ ایران بیش از ۴۰ سال تحت تحریم بوده / فشار آمریکا دیگر برای تهران تازگی ندارد!
play_arrow
فواز جرجیس: ایران، ونزوئلا و کوبا نیست؛ ایران بیش از ۴۰ سال تحت تحریم بوده / فشار آمریکا دیگر برای تهران تازگی ندارد!
ربع رشیدی و درس‌های وقف‌نامه‌ای که جهان را شگفت‌زده کرد
ربع رشیدی و درس‌های وقف‌نامه‌ای که جهان را شگفت‌زده کرد
وقفِ انسان، نه وقفِ اشیاء؛ روایت بنیاد فرهنگی البرز و شصت سال سرمایه‌گذاری بر نخبگان ایران
وقفِ انسان، نه وقفِ اشیاء؛ روایت بنیاد فرهنگی البرز و شصت سال سرمایه‌گذاری بر نخبگان ایران